اما دلایل مخالفت امام با اون لايحه:
الف) هر فعلي را نمي توان به صرف داشتن ظاهر و صورت موجه، تأييد كرد بلكه بايد علاوه بر صورت، داراي هدف و غايت مشخص و موجهي نيز باشد.
در زمانهاي كه حكومت طاغوتي بر سر كار بوده و تمام اقدامات خود را بر اساس برنامه هاي ارائه شده از سوي دشمنان اسلام و مسلمين اجرا ميكند، هر اقدامي هر چند با ظاهر اسلامي و انساني باشد، در راستاي اهداف غير الهي قابل تبيين است.
ا
عطاي حق رأي به زنان جامعه ايراني از سوي رژيم شاه نيز از جمله اين اقدامات است. در آن زمان انتخابات فقط جنبه ظاهري داشته و منتخبان شاه به مجلس و دولت راه مييافتند نه مردم. در واقع كسي حق رأي نداشت چه مرد و چه زن. در همچين فضاي اختناقي اعطاي حق رأي به زنان، اقدامي مشكوك بوده و يقيناً بايد هدف ماوراي اين ظاهر وجود داشته باشد. آن هدف در نظر حضرت امام اين بود كه رژيم در صدد است تا با اين كار زنان هرزه را نيز مانند مردان نالايق وارد دنياي سياست كرده و از آنها نيز با شعار دفاع از حقوق زنان، در جهت غربي كردن و گسترش فساد و فحشاء در جامعه بهره ببرد. امري كه بعدها با ظهور چهره هاي زن درباري مانند ليلي امير ارجمند و اشرف پهلوي و فرح ديبا نمود يافت. نشانه اين استدلال از نظر حضرت امام اين بود كه اكثريت زنان جامعه خواسته هاي ديگري غير از حق رأي را دارد و فقط برخي زنان معلوم الحال و فاسد طرفدار اين بودند.« از ده ميليون نفر جمعيت زن ايران، فقط يكصد نفر زن هرجايى مايل هستند كه اين كار بشود.»( صحيفه امام ج1 ص : 83)
ب)از مباني انديشهي اصلاحي امام، حفظ منزلت انساني و اسلامي زن در اجتماع است. مخالفت آشكار حضرت امام با حق رأي زنان و نيز سربازي بردن دختران به اسم سپاه دانش، برخاسته از همين اصل است، چرا كه اين اقدامات را مغاير با اين اصل ميدانستند:« مگر با چهار تا زن فرستادن [به] مجلس، ترقى حاصل مىشود؟ مگر مردها كه تا حالا بودند ترقى براى شما درست كردند تا زنهايتان ترقى [درست كنند]؟ ما مى گوييم اينها را فرستادن در اين مراكز جز فساد چيزى نيست. شما بعد تجربه كنيد ببينيد بعد از ده سال، بيست سال، سى سال ديگر، اينها را بفرستيد، به خيال خودتان، ببينيد اگر شما جز فساد چيز ديگرى ديديد؟ ما با ترقى زنان مخالف نيستيم، با اين فحشا مخالفيم، با اين كارهاى غلط مخالفيم. مگر مردها آزادند كه زنها مىخواهند آزاد باشند؟ «آزادْ مرد» و «آزادْ زن» با لفظ درست مىشود؟ مردها آزادند؟ در اين مملكت الآن مردها آزادند؟ در چه چيز آزادند؟ »(صحيفه امام ج1 ص : 304)
به همين دليل و بعد از مهيا شدن محيط اجتماعي سالم براي فعاليت زنان، حضرت امام آنها را ملزم به اينگونه فعاليتها ميدانند:
« زن بايد در مقدرات اساسى مملكت دخالت بكند. زن آدم ساز است؛ زن مربى انسان است »(صحيفه امام ج6 ص : 301)
و فراتر از همه اين حرفها، نقش رهبري اين نهضت را به زنان عفيف مسلمان ايران نسبت ميدهد.
«شما رهبران نهضت هستيد، بانوان رهبران نهضت ما هستند، ما دنباله رو آنها هستيم، من شما را به رهبري قبول دارم و خدمتگزار شماييم.»(صحيفه امام ج7 ص 132)
البته در نگرش امام خميني(رحمة الله علیه)، هر چند زن حق حضور در تمامي امور را دارا ميباشد اما مقام مادري داراي جايگاه ويژهاي است و به همين سبب مادري را بالاترين شغل، شغلي شريف، شغل معلمي، بالاتر از معلمي و شغل انبيا و انسان سازي ميداند و به همين سبب مادر بودن و
تربيت فرزندان را اصليترين وظيفهي زن و جدا كردن فرزند را از مادر از عوامل انحطاط جامعه ميداند:
«در طول اين سلطنت، اينها كوشش كردند كه مادران را از بچهها جدا كنند، به مادرها تزريق كردند كه بچهداري چيزي نيست، شما توي ادارات بياييد و اينها بچههاي معصوم را جدا كردند از دامن مادران و بردند در پرورشگاهها و جاهاي ديگر و اشخاص اجنبي و غير رحيم آنها را به تربيت فاسد تربيت ميكردند. بچهاي كه از مادرش جدا شد، پيش هر كه باشد عقده پيدا ميكند، عقده كه پيدا كرد، مبدأ بسياري از مفاسد ميشود. بسياري از قتلهايي كه واقع ميشود، از روي همين عقدههايي است كه پيدا ميشود و بسياري از عقيدهها از اين پيدا ميشود.»
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
در مورد حق رأی با شهادت نمی دونم دوستان چطور این دو تا رو با هم مقایسه می کنن. رأی دادن همونطور که در جملات حضرت امام هم هویدا هست یک
حق انسانی است که برای سرنوشت و حفظ کشورشون میان رأی میدن بنابراین زن و مرد نداره. کشور مال همه هست. مخالفتی هم اگر قبلا بوده به خاطر فساد حکومت وقت و نیات صهیونیزمی دولت دست نشانده بوده وگرنه اصل قضیه در سیره معصومین همیشه بوده. بحث حق انسانی و برابری اون بین زن و مرد.
اما در مورد شهادت باید خدمت دوستان عرض کنم که شهادت دادن از جنس "
حق" نیست بلکه یک "تکلیف" هست که خداوند بنا به تفاوت خلقت زن و مرد، از اونها متفاوت تکلیف می خواد.
نقل قول: شهادت در قوانین قضایى اسلام در زمره حقوق قرار ندارد. شهادت حق نیست، تا بگوییم با دو تا یا یکی شدن به شاهد ظلم می شود، بلکه تکلیف است، یعنى انسان وظیفه دارد براى احقاق حقوق دیگران شهادت بدهد. قرآن کتمان شهادت را حرام اعلام نموده است.
اگر شهادت برخى در دادگاه پذیرفته نمى شود، یا کم تر پذیرفته مى شود، این امر گویاى سهل تر بودن تکلیف و مسئولیت است، نه پایمالی حقوق آنان؛ در واقع از آن جا که مکانیسم خلقت زن و مرد با هم متفاوت است و روحیات و اخلاق زن و مرد با هم یک جور نیست، مسئولیت های زن و مرد هم در جامعه متفاوت است. در نتیجه تفاوت روحیات و مسئولیت ها تکالیف فرع بر این امور هم متفاوت خواهد شد. توقعى که خداوند از زن دارد، با توقعى که از مرد دارد، یکى نیست.....
بنابراین نمیشه یک "
حق" رو با یک "تکلیف" مقایسه کرد. میشه همون قیاس گندم و عدس.
