تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: انتخابات و ارزش رای زن با توجه به ارزش شهادت زن در اسلام
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4
نقل قول:خب حالا این چه فرقی با شهادت در پیشگاه خدا دارد...؟


تفاوتش رو اینجا گفتیم قبلا:
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-23...#pid171901


اینکه «من میگویم تفاوتی بین شهادت و رای دادن نیست» به درد همان خودتان میخورد. بنده یک تفاوت ذکر کردم ولی شما مدام میگید هیچ تفاوتی نیست و دلیلی هم اقامه نمیکنید.
(۱۹/دی/۹۱ ۱۸:۱۸)Havbb 110 نوشته است: [ -> ]تفاوتش رو اینجا گفتیم قبلا:
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-23...#pid171901


اینکه «من میگویم تفاوتی بین شهادت و رای دادن نیست» به درد همان خودتان میخورد. بنده یک تفاوت ذکر کردم ولی شما مدام میگید هیچ تفاوتی نیست و دلیلی هم اقامه نمیکنید.


اتفاقا در شهادت هم تعداد مطرح است. بنظر شما اگر تعدادی در دادگاه شهادت بدهند که مثلا فلان اتفاق افتاده اما تعداد بیشتری شهادت بدهند که آن اتفاق رخ نداده قاضی رای را به کی می دهد ؟
انتخابات مربوط به سیاسته...
شهادت مربوط به سیاست نیست...

اینکه میگین این دو کاملا شبیه هم هستن قیاسه. چون صورت هر دو یکیه پس حتما بقیه ی چیزهاشونم باید با هم یکی باشه.
نقل قول:بنظر شما اگر تعدادی در دادگاه شهادت بدهند که مثلا فلان اتفاق افتاده اما تعداد بیشتری شهادت بدهند که آن اتفاق رخ نداده قاضی رای را به کی می دهد ؟
به تشخیص خودش عمل میکنه
به این میگن جرح شاهد
و بستگی به اعتبار شهود داره

بعضی از علما در زمان مشروطیت با حق رأی زنان مخالفت کردن از جمله آیت الله مدرس اما این به خاطر وضعیت حکومت فاسد اون زمان و نیات پلید اونها بود. حتی خود امام خمینی رحمه الله علیه هم اوایل با لایحه انجمنهای ايالتي و ولايتي مخالفت کردن که بخشی از اون بحث حق رأی زنان بود. اما ایشون بعد از انقلاب چنین حقی رو خیلی واضح بیان کردن که اینجا دلیل این تفاوت نگاه امام و علما رو توضیح میدیم:

حضرت امام و ساير فقها با توجه به مباني فقهي و سيره اجتماعي پيامبر اكرم و ائمه اطهار، مخالفتي با مشاركت سياسي زنان نداشته اند. ايشان اين موضوع را به كرات مورد تأكيد قرار داده اند:

«شما در چه تاريخي چنين ديده‌ايد؟ امروز زن‌هاي شيردل، طفل خود را در آغوش كشيده و به ميدان مسلسل و تانك مي‌روند، در كدام تاريخ چنين مردانگي و فداكاري از زنان ثبت شده است؟»(صحيفه نور ج3 ص 512)

«ما مي خواهيم زن به مقام والاي انسانيت برسد. زن بايد در سرنوشت خودش دخالت داشته باشد.»(صحيفه نور ج 5 ص 153)

«از نظر حقوق انساني , تفاوتي بين زن و مرد نيست زيرا كه هر دو انسانند و زن حق دخالت در سرنوشت خويش را همچون مرد دارد بله در بعضي از موارد تفاوت هايي بين زن و مرد وجود دارد كه به حيثيت انساني آنها ارتباط ندارد .»( صحيفه نور ج 3 ص 49)

«زنان همچون مردان در ساختن جامعه اسلامي فردا شركت دارند ، آنان از حق رأي دادن و رأي گرفتن برخوردارند .»( صحيفه نور ج 4ص 259)

«زن بايد در سرنوشت خودش دخالت داشته باشد زن ها در جمهوري اسلامي رأي بايد بدهند . همانطوري كه مردان حق رأي دارند ، زن ها حق رأي دارند.»( صحيفه نور ج 11 ص 254)

«شما ( زنان) بايد در صحنه ها و ميدان ها آن قدري كه اسلام اجازه داده وارد باشيد . مثل انتخابات كه امروز عملي است كه بايد انجام بگيرد ... براي انتخابات خانم ها هم بايد فعاليت بكنند براي اينكه فرقي ما بين شما و ديگران در سرنوشت تان نيست . سرنوشت ايران ، سرنوشت همه است ... اسلام شما را حفظ كرد و شما متقابلاً اسلام را حفظ بكنيد. »(صحيفه نور ج 18 ص 263).


اما دلایل مخالفت امام با اون لايحه:

الف) هر فعلي را نمي توان به صرف داشتن ظاهر و صورت موجه، تأييد كرد بلكه بايد علاوه بر صورت، داراي هدف و غايت مشخص و موجهي نيز باشد. در زمانه­اي كه حكومت طاغوتي بر سر كار بوده و تمام اقدامات خود را بر اساس برنامه هاي ارائه شده از سوي دشمنان اسلام و مسلمين اجرا مي­كند، هر اقدامي هر چند با ظاهر اسلامي و انساني باشد، در راستاي اهداف غير الهي قابل تبيين است.

اعطاي حق رأي به زنان جامعه ايراني از سوي رژيم شاه نيز از جمله اين اقدامات است. در آن زمان انتخابات فقط جنبه ظاهري داشته و منتخبان شاه به مجلس و دولت راه مي­يافتند نه مردم. در واقع كسي حق رأي نداشت چه مرد و چه زن. در همچين فضاي اختناقي اعطاي حق رأي به زنان، اقدامي مشكوك بوده و يقيناً بايد هدف ماوراي اين ظاهر وجود داشته باشد. آن هدف در نظر حضرت امام اين بود كه رژيم در صدد است تا با اين كار زنان هرزه را نيز مانند مردان نالايق وارد دنياي سياست كرده و از آنها نيز با شعار دفاع از حقوق زنان، در جهت غربي كردن و گسترش فساد و فحشاء در جامعه بهره ببرد. امري كه بعدها با ظهور چهره هاي زن درباري مانند ليلي امير ارجمند و اشرف پهلوي و فرح ديبا نمود يافت. نشانه اين استدلال از نظر حضرت امام اين بود كه اكثريت زنان جامعه خواسته هاي ديگري غير از حق رأي را دارد و فقط برخي زنان معلوم الحال و فاسد طرفدار اين بودند.« از ده ميليون نفر جمعيت زن ايران، فقط يكصد نفر زن هرجايى مايل هستند كه اين كار بشود.»( صحيفه امام ج‏1 ص : 83)

ب)از مباني انديشه‌ي اصلاحي امام، حفظ منزلت انساني و اسلامي زن در اجتماع است. مخالفت آشكار حضرت امام با حق رأي زنان و نيز سربازي بردن دختران به اسم سپاه دانش، برخاسته از همين اصل است، چرا كه اين اقدامات را مغاير با اين اصل مي­دانستند:« مگر با چهار تا زن فرستادن [به‏] مجلس، ترقى حاصل مى‏شود؟ مگر مردها كه تا حالا بودند ترقى براى شما درست كردند تا زنهايتان ترقى [درست كنند]؟ ما مى ‏گوييم اينها را فرستادن در اين مراكز جز فساد چيزى نيست. شما بعد تجربه كنيد ببينيد بعد از ده سال، بيست سال، سى سال ديگر، اينها را بفرستيد، به خيال خودتان، ببينيد اگر شما جز فساد چيز ديگرى ديديد؟ ما با ترقى زنان مخالف نيستيم، با اين فحشا مخالفيم، با اين كارهاى غلط مخالفيم. مگر مردها آزادند كه زنها مى‏خواهند آزاد باشند؟ «آزادْ مرد» و «آزادْ زن» با لفظ درست مى‏شود؟ مردها آزادند؟ در اين مملكت الآن مردها آزادند؟ در چه چيز آزادند؟ »(صحيفه امام ج‏1 ص : 304)

به همين دليل و بعد از مهيا شدن محيط اجتماعي سالم براي فعاليت زنان، حضرت امام آنها را ملزم به اينگونه فعاليتها ميدانند:

« زن بايد در مقدرات اساسى مملكت دخالت بكند. زن آدم ساز است؛ زن مربى انسان است »(صحيفه امام ج‏6 ص : 301)

و فراتر از همه اين حرفها، نقش رهبري اين نهضت را به زنان عفيف مسلمان ايران نسبت مي­دهد.

«شما رهبران نهضت هستيد، بانوان رهبران نهضت ما هستند، ما دنباله رو آن‌ها هستيم، من شما را به رهبري قبول دارم و خدمت‌گزار شماييم.»(صحيفه امام ج7 ص 132)

البته در نگرش امام خميني(رحمة الله علیه)، هر چند زن حق حضور در تمامي امور را دارا مي‌باشد اما مقام مادري داراي جايگاه ويژه‌اي است و به همين سبب مادري را بالاترين شغل، شغلي شريف، شغل معلمي، بالاتر از معلمي و شغل انبيا و انسان سازي مي‌داند و به همين سبب مادر بودن و تربيت فرزندان را اصلي‌ترين وظيفه‌ي زن و جدا كردن فرزند را از مادر از عوامل انحطاط جامعه مي‌داند:

«در طول اين سلطنت، اين‌ها كوشش كردند كه مادران را از بچه‌ها جدا كنند، به مادرها تزريق كردند كه بچه‌داري چيزي نيست، شما توي ادارات بياييد و اين‌ها بچه‌هاي معصوم را جدا كردند از دامن مادران و بردند در پرورشگاه‌ها و جاهاي ديگر و اشخاص اجنبي و غير رحيم آن‌ها را به تربيت فاسد تربيت مي‌كردند. بچه‌اي كه از مادرش جدا شد، پيش هر كه باشد عقده پيدا مي‌كند، عقده كه پيدا كرد، مبدأ بسياري از مفاسد مي‌شود. بسياري از قتل‌هايي كه واقع مي‌شود، از روي همين عقده‌هايي است كه پيدا مي‌شود و بسياري از عقيده‌ها از اين پيدا مي‌شود.»

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

در مورد حق رأی با شهادت نمی دونم دوستان چطور این دو تا رو با هم مقایسه می کنن. رأی دادن همونطور که در جملات حضرت امام هم هویدا هست یک حق انسانی است که برای سرنوشت و حفظ کشورشون میان رأی میدن بنابراین زن و مرد نداره. کشور مال همه هست. مخالفتی هم اگر قبلا بوده به خاطر فساد حکومت وقت و نیات صهیونیزمی دولت دست نشانده بوده وگرنه اصل قضیه در سیره معصومین همیشه بوده. بحث حق انسانی و برابری اون بین زن و مرد.

اما در مورد شهادت باید خدمت دوستان عرض کنم که شهادت دادن از جنس "حق" نیست بلکه یک "تکلیف" هست که خداوند بنا به تفاوت خلقت زن و مرد، از اونها متفاوت تکلیف می خواد.

نقل قول: شهادت در قوانین قضایى اسلام در زمره حقوق قرار ندارد. شهادت حق نیست، تا بگوییم با دو تا یا یکی شدن به شاهد ظلم می شود، بلکه تکلیف است، یعنى انسان وظیفه دارد براى احقاق حقوق دیگران شهادت بدهد. قرآن کتمان شهادت را حرام اعلام نموده است.

اگر شهادت برخى در دادگاه پذیرفته نمى‏ شود، یا کم تر پذیرفته مى ‏شود، این امر گویاى سهل تر بودن تکلیف و مسئولیت است، نه پایمالی حقوق آنان؛ در واقع از آن جا که مکانیسم خلقت زن و مرد با هم متفاوت است و روحیات و اخلاق زن و مرد با هم یک جور نیست، مسئولیت های زن و مرد هم در جامعه متفاوت است. در نتیجه تفاوت روحیات و مسئولیت ها تکالیف فرع بر این امور هم متفاوت خواهد شد. توقعى که خداوند از زن دارد، با توقعى که از مرد دارد، یکى نیست.....

بنابراین نمیشه یک "حق" رو با یک "تکلیف" مقایسه کرد. میشه همون قیاس گندم و عدس.Smile
قشنگ ترین جواب ها و مستندل ترین جواب ها رو اقا وحید و اقا حامد در صفحه ی اول تاپیک دادند (مخصوصا جواب قشنگ اقا وحید که واقعا حکایت قشنگ و مناسبی رو تعریف کردند) بقیه اش فقط سفسطه و جدل و فرار از بحث منطقی بود

بعضی از دوستان به جای اینکه مدام به اعضا و مدیران تالار انگ افراطی و کم مطالعه بزنند و خودشان را بزرگ معرفی بکنند جواب های منطقی بدهند چون خود کاربران تشخیص میدهند چه کسی بهتر بحث میکند و مطالعات بیشتری دارد اگر بحث کردن بلد نیستید لطفا تهمت و توهین نکنید و مثل بنده از بحث استفاده کنید. دوست دارید خودتان را جلوی بقیه کوچک کنید؟؟؟

اگر هم توهم توطئه دارید که همه ی کاربران این تالار دست به دست هم داده اند و به خاطر چند عدد اعتبار پوچ و تشکر های بدون مصرف جمع شده اند پس اصرار شما بر بحث و توهین و تهمت بیشتر به کاربران تالار چیست؟؟؟ ما دنبال دعوا نیستیم برای بیداری اندیشه جمع شده ایم

همین صفحه اول بحث رو نگاه بکنید اقا وحید یک پست زده اند که چون هیچ کسی نپسندیده از ان تشکر نشده(مدتی بعد از این پست حذف شدBig Grin) در حالی که من بیشتر از هرکسی توی این تالار ایشون رو دوست دارم و معاون عزیز تالار هستند .
حالا بعضی ها اینقدر خودشون رو کوچک بکنند و بگویند که ما همه جمع شده ایم برای تشکر و اعتبار زیاد کردن تاپیک های همدیگر.
واقعا برای بعضی ها متاسفمSad
نقل قول: شما "بیعت "که میدانید یعنی چی.صراحتا در قرآن درمورد بیعت کردن زنان با رسول خدا صحبت شده واحکامش هم دقیقا مثل مردان هست بیعت زن ومرد هم یکسان بوده.

بیعت هیچ شباهتی و هیچ ربطی به رای دادن ندارد.
وقتی کسی رای می دهد از بین چند کاندیدا یک یا چند نفر را انتخاب می کند.
اما در بیعت فردی که با او بیعت می شود قبلا انتخاب شده و با بیعت کردن با او پیمان وفاداری بسته میشود.

اگر کسی هم با فردی که باید با او بیعت شود موافق نباشد مهم نیست. می تواند بیعت نکند. اما این اقدام او هیچ فرقی در نتیجه بیعت به وجود نمی آورد. البته اگر بیعت نکند ممکن است کشته شود!!!!


بنده نمیدانم شما که تاریخ معاصر و انقلاب و امام را نمی دانید (درباره مخالفت با رای زنان) چگونه از تاریخ اسلام سخن میگویید!

اگر قرار باشد بیعت مشابه رای دادن باشد خوب یک عده می توانستند با حضرت علی و یک عده با عثمان بیعت کنند!!!! و هر کدام تعداد بیعت کنندگان بیشتری داشت او خلیفه می شد!!!!!!

بعد به شهادت و رای می گویند قیاس عدس و گندم!!!Big Grin

نقل قول: اما در مورد شهادت باید خدمت دوستان عرض کنم که شهادت دادن از جنس "حق" نیست بلکه یک "تکلیف" هست که خداوند بنا به تفاوت خلقت زن و مرد، از اونها متفاوت تکلیف می خواد.

شهادت دادن از جنس تکلیف است؟ بنده این سخن شما را با استناد به قرآن رد می کنم:

[b]در قرآن آمده برای اثبات زناکاری کافی است 4 مرد شهادت بدهند.

اگر مردی شاهدی بر زناکاری همسرش بجز خودش نداشته باشد می تواند 4 بار سوگند بخورد!!! (یعنی با قسم نقش 4 شاهد را بازی کند!)

وقتی با ادای شهادت می توان کسی را به کام مرگ فرستاد، آن وقت این شهادت دادن از جنس تکلیف است؟؟؟؟؟ Huh

عزیزم آقای بیداری اندیشه تاریخچه این مطلبی که شما گفتی رو عنوان کردن...
مطالعه کردین؟
(۲۰/دی/۹۱ ۱۶:۴۶)آرین (الهه.ع) نوشته است: [ -> ]عزیزم آقای بیداری اندیشه تاریخچه این مطلبی که شما گفتی رو عنوان کردن...
مطالعه کردین؟

شما کل ارسالها و نوشته ها را مطالعه کردی؟
اصلا متوجه شدید که تاپیک من درباره چیست؟
واقعا از برخی خانمهای این تالار مایوس شدم.
از آن گذشته:
اولا: تاریخچه ای که آقای بیداری اندیشه ذکر کردند بنده کاملتر آن را میدانم و مبحث تاپیک من ربط مستقیم به آن ندارد.

ثانیا : یکی دو نفر از ناظران و کاربران نمیدانستند که علمای دینی با رای زنان مخالفت کرده اند لذا بنده به تاریخ این مسئله اشاره کردم و آقای بیداری شرح آن را نوشتند.
البته قطعا آقای بیداری اندیشه بهتر می دانند که بعد از انقلاب هم تا مدتی با رای زنان مخالفت می شد!!!!

خانم آرین
مبحث تاپیک من این است که یا: ارزش شهادت زن باید برابر ارزش شهادت مرد باشد یا ارزش رای زن (که نوعی شهادت به اصلح بودن افراد است) باید نصف شود.

دلیلی ندارد در بعد سیاسی و برای نشان دادن حمایت گسترده مردم از انقلاب و جمهوری اسلامی زنان را کامل فرض کنیم و حق رای کامل به او بدهیم و در مباحث دیگر ناقص و حق نیمه!
اگر علمای دینی زمانی توانستند این حق را طبق اظهارات آقای بیداری اندیشه از زنان سلب کنند پس الان می توانند این حق را به زنان اعطا کنند و خلاف شرع محسوب نمیشود.
نقل قول:اگر مردی شاهدی بر زناکاری همسرش بجز خودش نداشته باشد می تواند 4 بار سوگند بخورد!!! (یعنی با قسم نقش 4 شاهد را بازی کند!)


لطفا منبع این سخن را به من نشان دهید!

بنده حقیر نظرم انه که دوستان طبق گفته شرع مقدس وارد مجادله بی حاصل و لجبازی نشوند .

در پناه خدا
صفحه: 1 2 3 4
آدرس های مرجع