خانم ایرانی، من یه چیزی برام سوال شده.
من قبلا گفتم اسلام واقعی اینه: حدیث گران سنگ ثقلین.
پیامبر فرمودن چنگ بزنین به این هر دو قرآن و اهل بیت. بله عالم و آدم می دونن ما یه سری روایات ضعیف و نامعتبر داریم که دشمنان اهل بیت وارد مذهب شیعه کردن. حالا برای همین غلط زیادی اونها ما باید این گنج بزرگ معارف رو به باد هوا بسپریم؟ شیعه بدون روایات اهل بیت فلج میشه. این صحبت شما غلطه که میگین فلان چیز رو از قرآن اثباتش کن. خداوند بنا به مصلحتی که خودش می دونه بعضی احکام رو اینقدر جزئی در قرآن بهش می پردازه که .... مثل قصاص و طلاق و .... اما بعضی جاها خیلی کلی گفته و رد شده و جزئیات رو سپرده به پیامبر و اهل بیت که بازش کنن. خیلی از جزئیات دینی ما در قرآن نیومده و در روایات موجود بوده که علما بعد از عمری مطالعه دروس مختلف اون احکام رو استخراج کردن.
اینهمه تفسیر از علمای بزرگ داشتیم. بعضی ها مثل آیت الله بهجت و آیت الله قاضی و .... کتاب تفسیر نداشتن اما در مورد خیلی از مباحث قرآن صحبت کردن. همه اینها رو تفسیر به رأی می دونین شما؟ تفسیر قرآن که کار همه کس نیست. تخصص لازمش رو میخواد. اصلا برای چی تفسیر قرآن روی کار اومده؟ برای اینکه قرآن در عین سادگی بنا به دلایلی گاهی با زبان سرّ و کنایه سخن گفته. زبان عربی مثل خیلی زباهای دیگه کلماتش چندین معنا داره و یه جمله بنا به تنوع معانی کلمات چندین مفاهیم رو همزمان به خواننده انتقال میده. البته به فهم خواننده بستگی داره. چقدر ما روایات داریم از مراجعه عده ای به معصومین که گفتن منظور از این نکته چیه؟ منظورش چه کسانی هستن؟ منظور فلان آیه قرآن چی بوده؟ اینها یعنی اینکه کسانی که علم و دانش بالایی دارن می تونن در مورد منظور آیات قرآن نظر بدن.
در مورد تمامی آیات قرآن حتی اون واضحاتش هم باید به تفسیرش هم رجوع کرد چه بسا کلمات معانی مختلفی داشته باشن که بشه معانی مختلفی ازشون برداشت کرد. بهترین تفسیرها از معصومین هست چون اونها مخزن علم خداوند هستند. این تفسیرها بعضی هاشون در روایات ما موجوده. البته تعداد کمی از اونها ممکنه ضعیف باشن اما باز دلیل نمیشه همه اونها رو کنار بگذاریم چون خودمون رو محروم کردیم.
نقل قول: 1. از یک طرف به ما می گویند فلان قانون درقرآن آمده و باید عین آیه قرآن اجرا شود: 4 همسری - شهادت و ....
2. از طرف دیگر درباره مسئله ای مثل صیغه که غیرمستقیم است به ما میگویند باید به تفاسیر و احادیث و روایات رجوع کرد نه فقط قرآن
چگونه است یک جا باید عین آیه قرآن اجرا شود اما در جای دیگر با توجه به تفاسیر و احادیث و روایات؟
نمی فهمم چه مشکلی داره؟ در قرآن میگه دروغ نگین. ضمن اینکه می دونیم باید بهش عمل کنیم اما باز به تفسیرش هم رجوع می کنیم شاید معانی دیگه ای هم باشه. یه جا هم می بینیم میگه نماز بخونین. خوب میگیم باشه می خونیم اما چطور؟ در قرآن نگفته بازم میریم سراغ تفسیر می بینیم چطورش رو با جززئیات کامل علما ما از بین روایات و سنت رسول و معصومین علیهم السلام استخراج کردن. در قرآن خیلی کوتاه گفته چطور وضو بگیریم اما کاملترش رو فقها از سیره رسول الله استخراج کردن. از اونها استفاده می کنیم. هم قرآن و هم روایات و ...
الان بحث صیغه و متعه مطرح شده.
نقل قول:«...وَ أُحِلَّ لَكُم مَّاوَرَاء ذَلِكُمْ أَنتَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِینَ غَیرَ مُسَافِحِینَ فَمَااسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَةً ...»
«...اما زنان دیگر غیر از اینها (که گفته شد)، برای شما حلال است که با اموال خود، آنان را اختیار کنید؛ در حالیکه پاکدامن باشید و از زنا خودداری نمایید. و زنانی را که متعه میکنید،واجب است مهر آنها را بپردازید...»
شما می فرمایین چون متعه میتونه به همسر هم تعلق بگیره پس متعه به معنی ازدواج موقت نیست بلکه به معنای بهره گرفته هست در حالیکه:
نقل قول:در آیه شریفه مذکور (نساء/24) "فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنهُْنَّ" دال بر ازدواج موقت است، نه دائم؛ چون ازدواج دائم و ازدواج با کنیز، مسئله ای است که آیات دیگر بر آن تصریح دارند و نیازی نیست که بعد از "أحلّ لکم..." با صیغه جدیدی همین معنا را تکرار کند؛
و همچنین روایات متعددی از ائمه اطهار –علیهمالسلام- داریم که آیه شریفه در مورد ازدواج موقت است؛ از جمله امام صادق –علیهالسلام- در جواب ابوحنیفه كه در مورد ازدواج موقت سؤال كرد، به آیهی "فمااستمتعتم به..." استشهاد فرمودند.
(المیزان فی تفسیرالقرآن، ج4، ص290)
اگر واژه "إستمتعتم" را به معنی ازدواج موقت ندانیم، بلکه تنها معنای لغوی آن را در نظر بگیریم (بهرهگیری) که مربوط به ازدواج دائم باشد، در این صورت معنای آیه چنین خواهد شد: "اگر از زنان بهره گرفتید، مَهر آنها را بپردازید"؛ درحالیكه در ازدواج دائم پرداخت مهر مشروط به بهره گیری از زنان نبوده و به مجرد خواندن عقد دائم، نصف مهر بر مرد واجب میشود.
(المیزان فی تفسیرالقرآن، ج4، ص272)
کلمه "أجورهن" به معنای اجر و مزدی است که بیانگر متعه بوده؛ زیرا در نکاح دائم از تعابیری مثل صداق، مهریه و... استفاده شده است:
«وَ آتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَة...»
«و مهر زنان را در كمال رضایت و طیب خاطر به آنها بپردازید...»
می بینین. خیلی از علما اینطور قرآن رو با عقل و روایات و آیات دیگر قرآن تفسیر می کنن. پس صرف اینکه بگیم نه متعه یعنی بهره گیری و منظورش ازدواج هست فقط. این یه تفسیر هست و متن بالا تفسیر دیگر. اما این دو با هم تفاوت دارن. اولی دلایلی ذکر کرده اما دومی نه فقط ظن و گمانی بیشتر نیست. کدومش درسته؟
اون آیه هم که میگه به جز ازدواج و کنیز بقیه حرامه:
«
وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاء ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ»
«و آنها که دامان خود را حفظ میکنند؛ تنها آمیزش جنسی با کسانی با ایشان ازدواج کرده اند و کنیزانشان دارند، که در بهره گیری از آنان ملامت نمیشوند؛ و کسانی که غیر از این طریق را طلب کنند، تجاوزگرند.»
خیلی جالبه که شما چون خودتون دوست ندارین ازدواج موقت رو جزء ازدواج ها بدونین میگین فقط ازدواج و کنیز بنابراین صیغه حرامه در حالیکه منظور از ازدواج می تونه هم موقت باشه هم دائم. بنابراین منظور خداوند این بوده به جز ازدواج (دائم یا موقت) و کنیز، دیگر راه ها که همگی حرام هستن بر شما ممنوع شده. پس می بینین اینجا هم بستگی داره ما چطور برداشتی از کلمه ازدواج داشته باشیم. پس یا تفسیر علامه طباطبایی و دیگر بزرگان شیعه درسته یا تفسیر شما که ممکنه از جایی گرفته باشین یا ممکنه شخصی باشه. کدومش درسته؟
از طرف دیگه همونطور که گفتم پیوند شیعه با روایات اهل بیت علیهم السلام گسستنی نیست. ما روایات زیادی در حلیت ازدواج موقت از معصومین علیهم السلام داریم و نمیشه انگ جعلی بر اونها زد وقتی تمام علمای شیعه چنین کاری نکرده و نمی کنن. برای نمونه:
"فتحبنیزید" از امام رضا –علیهالسلام- در مورد "متعه" سؤال کرد، امام در جواب فرمودند:
«متعه حلال است برای کسی که خداوند او را با ازدواج دائم بی نیاز نکرده، یا زوجهاش غائب باشد.»
(شیخ صدوق، محمدبنعلی؛ علل الشرایع، قم، موسسه دارالحجة للثقافة، 1380ش، چاپ اول، ج2، ص1228)
امام صادق میفرمایند: «متعه نمیباشد مگر با دو امر: مدت معین و مهر معین.»
(حرعاملی، محمدبنحسن؛ وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آلالبیت لإحیاءالتراث، 1416ق، چاپ سوم، ج21، ص42)
و بسیاری دیگه:
http://sighe20.persianblog.ir/post/23
نتیجه اینکه شما یا خودتون باید مجتهد باشین تا بتونین احکام و حلال و حرام خداوند رو از قرآن و اهل بیت استخراج کنین یا اینکه مراجعه کنین از یکی از علمای بزرگ شیعه نقل قول بیارین. در این مورد نظر علمای شیعه و اثبات اون با استفاده از قرآن چنین بود که رفت. کاملتر این مطلب رو دوستان می تونن از اینجا مطالعه کنن:
http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page...&UID=37879