تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: اثبات وجود ازدواج موقت در اسلام
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5
خانم ایرانی شما گفتید که:

نقل قول:
بفرمایید بنده طبق قرآن برای رد صیغه دلیل آوردم. چطور شما نمی توانید طبق قرآن برای اثباتش دلیل بیاورید؟

هدف من از پست زدن این بود که دلیلی که شما از قرآن می آورید به هیچ وجه قابل قبول نیست. تا مثل دفعه قبل (بحث شهادت) چندین بار پشت سرهم نگوئید از قرآن دلیل بر رد صیغه آوردم اما اعضای این تالار نمی دانستند. این قاعده ای که می گوئید ناسخ و منسوخ را هم نمی توان پذیرفت، زیرا با اصول عقلی در تضاد است که تقدم و تأخر زمانی در ناسخ و منسوخ اثری نداشته باشد. وجود ناسخ و منسوخ را تناقضشان اثبات می کند اما اینکه کدام ناسخ است و کدام منسوخ را زمان نزول تعیین می کند.
در ضمن آیه ای که از آن حلال بودن صیغه استنباط می شود همان آیه 24 سوره نساء است که دوستان آورده اند و شما قبول نکرده اید.
من اگر میخواستم دوباره آنرا تکرار کنم کار بیهوده ای بود.
در آخر هم باید بگویم اینکه اعتقاد به حلال بودن صیغه داشته باشیم اصلا و ابدا به این معنی نیست که از فردا تمامی افراد مجبور باشن این کار رو بکنن. ما هم مثل شما قبول داریم صیغه کار چندان جالبی نیست و حرمت زن شکسته می شود، همچنین بنیان خانواده آسیب می بیند، اما خداوند آن را حلال کرده است برای کسانی که هیچ راهی برای ارضایشان ندارند.
خانم ایرانی میشه بیاید و اسلام رو به طور صحیح به ما یاد بدید. مثلا من الان از شما که مدرس قرآن هستید سوال میکنم که در آیه ی «انما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة و هم راكعون‏»

منظور از اون قسمتی که قرمز کردم چیه؟



یا مثلا در آیه ی « اطیعو الله و اطیعو الرّسول و اولی الامر منکم » منظور از اون قسمتی که قرمز کردم چیه؟
البته منم مثل شما فقط قرآن رو قبول دارم. لطفا از منابع غیر معتبر نیارید. ترجیحا جهان شمول هم باشه!

راستی جواب ندادید که چطور با اینکه تفاسیر قرآن رو چون غیر معصوم انجام داده قبول ندارید ، خودتون چیزی که قبول ندارید رو تدریس میکنید؟!
(۲۲/دی/۹۱ ۱۶:۱۹)ایرانی نوشته است: [ -> ]آقای دل خسته بنده با شما بحثی ندارم. باز شما می آیید به من میگویید بی عقل و ناقص عقل هستم و آقای بیداری ازشما تشکر می کنند!!!! بنده هم نمیتوانم چیزی به رئیس بگویم!!
سلام
میشه مشخص کنید کی و کجا من چنین حرفی زدم ؟
نقل قول:هدف من از پست زدن این بود که دلیلی که شما از قرآن می آورید به هیچ وجه قابل قبول نیست.

شما اول اعتباری که به من داده اید را حذف کنید. بعد بنده به شما پاسخ میدهم. صدبار در خصوصی به شما گفتم مایل نیستم از افرادی که مورد تایید من نیستند و قبولشان ندارم اعتبار داشته باشم.

شما به من میگویی شریعتی جایی نگفته اگر اشتباه نوشته ام آن را خط بزنید و من از خودم درآورده ام. حالا میخواهید درباره قرآن و غلط یا صحیح بودن استدلال من سخن بگویید؟


لطفا سایرین هم که به آنها پیام دادم تا اعتبارهایم را حذف کنند دیگر هرگز نه به من اعتبار بدهند نه تشکر کنند. بقیه افرادی که بارها به من اهانت کرده اند همینطور.


نقل قول: میشه مشخص کنید کی و کجا من چنین حرفی زدم ؟

اینجا:
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-23233-page-7.html

ایرانی نوشته است: شما اگر می توانید این احکام را به صورت کلی اثبات کن نه با تفسیرهای شخصی از زن و سیستم بدنی زن که از آن هیچ اطلاع واقعی ندارید! [تصویر: biggrin.png]

وقتی یک سیستم غربی بر اساس مقابله با اسلام ساخته شده ، مطمئن باشید نمی شه بر اساسش قوانین اسلام رو ثابت کرد.اول باید حقانیت اسلام ثابت بشه،بعد احکامش.و الا با کسی که عقیده اش فمنیستی هست نمیشه مستقیم در رابطه با حقوق زن صحبت کرد ، چون حتی عقلش هم درست کار نمی کنه و معکوس شارژ شده.

امضای دل خسته




[b]البته مطمئنم شما هم مثل جناب UNNAMED که یک جمله از شریعتی برای توهین به من آورده میگویید منظورتان من نبوده. کلی گفتید!! پس چرا ازمن نقل زدید؟


اینکه ما تصور کنیم اهانتهایمان زیرکانه و غیرمستقیم است درست نیست. البته اهانت شما و عده زیادی از دوستان کاملا آشکار است ولی برخی خیلی زیرکانه اهانت می کنند و بعد کتمان می نمایند.
نکته دیگر اینکه من هرگز نگفتم بر اساس قوانین غربی اثبات کنید.
در این تالار مرتب سخنان مرا برای فرار از پاسخ یا تحریف می کنند یا حاشیه می روند.

[color=#800000]دیگر پاسخ پستهای بی ربط را نمیدهم. این پست را هم چون اسم رئیس در آن بود مجبور بودم پاسخ بدهم!!

[/b]
(۲۲/دی/۹۱ ۱۸:۱۳)ایرانی نوشته است: [ -> ]وقتی یک سیستم غربی بر اساس مقابله با اسلام ساخته شده ، مطمئن باشید نمی شه بر اساسش قوانین اسلام رو ثابت کرد.اول باید حقانیت اسلام ثابت بشه،بعد احکامش.و الا با کسی که عقیده اش فمنیستی هست نمیشه مستقیم در رابطه با حقوق زن صحبت کرد ، چون حتی عقلش هم درست کار نمی کنه و معکوس شارژ شده.
سلام
بعد میشه بفرمایید کجا در این پست من به شما گفتم عقل ندارید و یا عقل شما ناقص هست؟شما به من گفتید باید جوری اثبات کرد که یک غیر مسلمان هم بتونه اون رو بپذیره ، من هم برای شما گفتم که وقتی نظام فکری غرب بر اساس فمنیسم پایه گزاری شده ، مطمئنا نمیشه بر اساس مبانی فمنیسم قوانین اسلام درباره زنان رو اثبات کرد.بعد شما بفرمایید کجای این حرف توهین بوده به شما؟مگر شما غربی یا فمنیست هستید؟خوب هست از ابتدا مشخص بوده که بنده در رابطه با غربی ها دارم حرف می زنم.
نقل قول:
البته مطمئنم شما هم مثل جناب UNNAMED که یک جمله از شریعتی برای توهین به من آورده میگویید منظورتان من نبوده. کلی گفتید!! پس چرا ازمن نقل زدید؟

حق با شماست!

قبول دارم که اشتباه کردم!

از شما طلب عفو و بخشش دارم!

امیدوارم که منو ببخشید!
سلام به همه
1-اینجوری فایده نداره خانوم ایرانی هر جا از حرفهای ما رو که به نفعشونه جواب میدن یا می گردن عیبهای ما رو پیدا می کنن هی به ما میگن اینم بر می گرده به لطافت زنانه
2-من حرفم اینه این مراجع سالها مطالعه و تحقیق می کنن و از قرآن و احادیث استنباط میکنن میان رساله میدن آیا ما عدالت این مراجع رو قبول نداریم ؟ یکی از شرطهای اجتهاد دوری از هوای نفس هستش که نباید در استنباط ها دخالت داده بشه
3- حکم صیغه برای موارد خاص هست و این مربوط به احکام هست اما همه دین که احکام نیست . حکم های مهم هم در موارد اضطرار قابل تغییره یکیش تقیه هستش اما این دلیل نمیشه هر کسی هر جا خواست تقیه کنه
شما اخلاق اسلامی رو از یاد نبرید هر چند مجازه اما از لحاظ اخلاقی درست نیست انسان از باب شهوت جنسی اینکار رو بکنه[/b]
4-شما چطوری قرآن تفسیر میکنید؟ مگه از روی تفسیر مفسرین معروف تفسیر نمیکنید؟!
شما که فقه نخوندید که بخواید خودتون قرآن تفسیر کنید؟!! حتی طلبها هم که فقه و اصول خوندن نمیان به این زودی خودشون قرآن تفسیر کنن بلکه از تفسیر مفسرین تفسیر میکنن
5-یه مربی قرآن چطور به خودش اجازه میده کل علمای شیعه در تمام این 1400 سال رو زیر سئوال ببره؟!!
6- شما عقایدتون رو باید اصلاح کنید بعد مدرس قرآن بشید چون مسئولید
7- شما همونطور که گفتم مهندسی ذهنتون بر اینه که هر جا به ضررتون باشه سکوت می کنید و احادیث و روایات رو نادیده می گیرید همونطور که در صفحه اول علنی گفتید من قبول ندارم چرا ؟ چون معلوم نیست جعلی هستن یا نه
خب این استدلال رو برای هر موضوع دیگه ای هم میتونید بگید
حتی منم میتونم بگم از کجا معلوم اون آیه ها رو دستکاری نکردن؟
شما فکر کردید ما کی هستیم پدر کشتگی با شما داریم . ما فقط از حکم خدا دفاع می کنیم
اینطور که شما گفتید نسبت به حکم های دیه و خیلی موارد دیگه درباره زن شک دارید !!!
Huh
ببینم شما از نظر آیت الله خویی نظری رو آوردید . میشه بگید نظر آیت الله خویی درباره صیغه چی؟؟!

شما گفتید :

البته چون شما دنبال یک بنچ مارک مشترک می گردید من مبنا را بر این می گذارم که خدا و پیامبر و اسلام و وحیانی بودن قرآن را قبول دارم.

شما 12 امام رو قبول ندارید ؟
علم احدیث رو قبول ندارید ؟
علم اصول رو قبول ندارید ؟
فقه رو قبول ندارید ؟
علم رجال رو قبول ندارید ؟
علما رو قبول ندارید ؟
مراجع رو قبول ندارید ؟
قرآنی که خودتون تفسیر می کنید رو قبول دارید و قرآن مفسرین رو قبول ندارید؟
از ما می خواید صیغه . دیه و احکام رو با قوانین جهان شمول ثابت کنیم ؟
احکام رو چطور میشه جهان شمول ثابت کرد ؟
زبان جهان نخبه فلسفه هستش ما باید چطور حکم خدا رو با فلسفه نخبگان دنیا ثابت کنیم؟
شما که گفتی تفسیر رو چون فرد غیر معصوم انجام میده قبول ندارم. چیزی که قبول دارید رو تدریس میکنید؟
شما که مهندس کامپیوتر هستید ، به خودتون اجازه می دیدید وقتی یکی از بزرگان اینتل حرفی در رابطه با سی پی یو ها می زنه بهش نقد وارد کنید؟من که مهندس الکترونیک هستم به خودم چنین اجازه ای نمی دم.اون وقت شما که مربی قرآن هستید ، چه طور به خودتون اجازه می دیدید فتوای مشترک تمام مراجع نقلید رو نقد کنید؟شما مگر مجتهد هستید؟
شما گفتید : گرچه آخر این تاپیک هم معلوم است. مانند سایر تاپیکها بحث یک طرفه نتیجه گیری می شود که حق با شمایان است و ما اشتباه گفته ایم (بدون دلیل اساسی) و تاپیک بسته میشود و همه از هم تشکر می کنید و تمام!!!!! [تصویر: biggrin.png]
شما از ما چه توقعی دارید تمام داشته های ما فقه و اصول و رجال و حدیث و مفسرین و مراجع عظام تقلید هستن شما تمام داشته های ما رو نفی می کنید بعد توقع دارید ما چطوری به شما ثابت کنیم حکم خدا رو ؟
از طریق عقل بشری؟
یا خودمون مثل شما بریم فکر کنیم هر جا کلام خدا به نفعمون بود بیاریم هر جا به ضررمون بود نیاریم یا قبول نکنیم؟!!!
ما مثل شما لازم نمیبینیم تا حکم خدا رو به خاطر نظر شخصی زیر سئوال ببریم
با این شکیاتی که شما داری اصلا از کجا معلوم دین اسلام و قرآن تحریف نشده باشه؟!
و سخن آخر اینکه : در روایتی در باب مردمان آخرالزمان دیدم که بعد از آمدن آن مرد آسمانی مهدی موعود (علیه السلام) مردم با قرآن به جنگ او می روند و استنباط های خود از قرآن را مطرح می کنند و امام را زیر سئوال می برند . خدا ما را از گمراهی و غرور به خود در امان دارد
وسلام
به نظر حقیر گفتنی ها گفته شده و هر کس با خوندن این جستار میتونه نتیجه بگیره .
بقیه پست ها صرفا : کی بود کی بود من نبودمه

البته وقتی به سوال های بنده پاسخ گفته شد با کمال میل بحث را ادامه میدهیم
در پناه خدا

جدیدا به خاطر اینکه بعضی تفکرات مثل وهبیت و اهل سنت نخوان بوسیله کتب خودشون جواب بگیرن جمله کفر امیز حسبنا کتاب الله رو مطرح میکنن(منظورم کس خاصی نیست )
همچنین کسانی که میخوان زیر بار احکام فرار کنند

یکی از اصول سفسطه هم همینه :
من منابع رو قبول ندارم ! حاضر هم نیستم روش بحث کنم!!!!

از هر پستی هم یه جملش رو نقل قول و جواب میدم !
یا حق
خانم ایرانی، من یه چیزی برام سوال شده.
من قبلا گفتم اسلام واقعی اینه: حدیث گران سنگ ثقلین.

پیامبر فرمودن چنگ بزنین به این هر دو قرآن و اهل بیت. بله عالم و آدم می دونن ما یه سری روایات ضعیف و نامعتبر داریم که دشمنان اهل بیت وارد مذهب شیعه کردن. حالا برای همین غلط زیادی اونها ما باید این گنج بزرگ معارف رو به باد هوا بسپریم؟ شیعه بدون روایات اهل بیت فلج میشه. این صحبت شما غلطه که میگین فلان چیز رو از قرآن اثباتش کن. خداوند بنا به مصلحتی که خودش می دونه بعضی احکام رو اینقدر جزئی در قرآن بهش می پردازه که .... مثل قصاص و طلاق و .... اما بعضی جاها خیلی کلی گفته و رد شده و جزئیات رو سپرده به پیامبر و اهل بیت که بازش کنن. خیلی از جزئیات دینی ما در قرآن نیومده و در روایات موجود بوده که علما بعد از عمری مطالعه دروس مختلف اون احکام رو استخراج کردن.

اینهمه تفسیر از علمای بزرگ داشتیم. بعضی ها مثل آیت الله بهجت و آیت الله قاضی و .... کتاب تفسیر نداشتن اما در مورد خیلی از مباحث قرآن صحبت کردن. همه اینها رو تفسیر به رأی می دونین شما؟ تفسیر قرآن که کار همه کس نیست. تخصص لازمش رو میخواد. اصلا برای چی تفسیر قرآن روی کار اومده؟ برای اینکه قرآن در عین سادگی بنا به دلایلی گاهی با زبان سرّ و کنایه سخن گفته. زبان عربی مثل خیلی زباهای دیگه کلماتش چندین معنا داره و یه جمله بنا به تنوع معانی کلمات چندین مفاهیم رو همزمان به خواننده انتقال میده. البته به فهم خواننده بستگی داره. چقدر ما روایات داریم از مراجعه عده ای به معصومین که گفتن منظور از این نکته چیه؟ منظورش چه کسانی هستن؟ منظور فلان آیه قرآن چی بوده؟ اینها یعنی اینکه کسانی که علم و دانش بالایی دارن می تونن در مورد منظور آیات قرآن نظر بدن.

در مورد تمامی آیات قرآن حتی اون واضحاتش هم باید به تفسیرش هم رجوع کرد چه بسا کلمات معانی مختلفی داشته باشن که بشه معانی مختلفی ازشون برداشت کرد. بهترین تفسیرها از معصومین هست چون اونها مخزن علم خداوند هستند. این تفسیرها بعضی هاشون در روایات ما موجوده. البته تعداد کمی از اونها ممکنه ضعیف باشن اما باز دلیل نمیشه همه اونها رو کنار بگذاریم چون خودمون رو محروم کردیم.

نقل قول: 1. از یک طرف به ما می گویند فلان قانون درقرآن آمده و باید عین آیه قرآن اجرا شود: 4 همسری - شهادت و ....
2. از طرف دیگر درباره مسئله ای مثل صیغه که غیرمستقیم است به ما میگویند باید به تفاسیر و احادیث و روایات رجوع کرد نه فقط قرآن
چگونه است یک جا باید عین آیه قرآن اجرا شود اما در جای دیگر با توجه به تفاسیر و احادیث و روایات؟

نمی فهمم چه مشکلی داره؟ در قرآن میگه دروغ نگین. ضمن اینکه می دونیم باید بهش عمل کنیم اما باز به تفسیرش هم رجوع می کنیم شاید معانی دیگه ای هم باشه. یه جا هم می بینیم میگه نماز بخونین. خوب میگیم باشه می خونیم اما چطور؟ در قرآن نگفته بازم میریم سراغ تفسیر می بینیم چطورش رو با جززئیات کامل علما ما از بین روایات و سنت رسول و معصومین علیهم السلام استخراج کردن. در قرآن خیلی کوتاه گفته چطور وضو بگیریم اما کاملترش رو فقها از سیره رسول الله استخراج کردن. از اونها استفاده می کنیم. هم قرآن و هم روایات و ...

الان بحث صیغه و متعه مطرح شده.

نقل قول:«...وَ أُحِلَّ لَكُم مَّاوَرَاء ذَلِكُمْ أَن­تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِینَ غَیرَ مُسَافِحِینَ فَمَااسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَةً ...»

«...اما زنان دیگر غیر از اینها (که گفته شد)، برای شما حلال است که با اموال خود، آنان را اختیار کنید؛ در حالی­که پاکدامن باشید و از زنا خودداری نمایید. و زنانی را که متعه می­کنید،واجب است مهر آنها را بپردازید...»

شما می فرمایین چون متعه میتونه به همسر هم تعلق بگیره پس متعه به معنی ازدواج موقت نیست بلکه به معنای بهره گرفته هست در حالیکه:

نقل قول:در آیه­ شریفه­ مذکور (نساء/24) "فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنهُْنَّ" دال بر ازدواج موقت است، نه دائم؛ چون ازدواج دائم و ازدواج با کنیز، مسئله­ ای است که آیات دیگر بر آن تصریح دارند و نیازی نیست که بعد از "أحلّ لکم..." با صیغه­ جدیدی همین معنا را تکرار کند؛

و همچنین روایات متعددی از ائمه­ اطهار –علیهم­السلام- داریم که آیه­ شریفه در مورد ازدواج موقت است؛ از جمله امام صادق –علیه­السلام- در جواب ابوحنیفه كه در مورد ازدواج موقت سؤال كرد، به آیه­ی "فمااستمتعتم به..." استشهاد فرمودند.

(المیزان فی تفسیرالقرآن، ج4، ص290)

اگر واژه­ "إستمتعتم" را به معنی ازدواج موقت ندانیم، بلکه تنها معنای لغوی آن را در نظر بگیریم (بهره‌گیری) که مربوط به ازدواج دائم باشد، در این صورت معنای آیه چنین خواهد شد: "اگر از زنان بهره گرفتید، مَهر آنها را بپردازید"؛ درحالی­كه در ازدواج دائم پرداخت مهر مشروط به بهره­ گیری از زنان نبوده و به مجرد خواندن عقد دائم، نصف مهر بر مرد واجب می­شود.

(المیزان فی تفسیرالقرآن، ج4، ص272)

کلمه­ "أجورهن" به معنای اجر و مزدی است که بیان­گر متعه بوده؛ زیرا در نکاح دائم از تعابیری مثل صداق، مهریه و... استفاده ­شده است:

«وَ آتُوا النِّساءَ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَة...»
«و مهر زنان را در كمال رضایت و طیب خاطر به آنها بپردازید...»

می بینین. خیلی از علما اینطور قرآن رو با عقل و روایات و آیات دیگر قرآن تفسیر می کنن. پس صرف اینکه بگیم نه متعه یعنی بهره گیری و منظورش ازدواج هست فقط. این یه تفسیر هست و متن بالا تفسیر دیگر. اما این دو با هم تفاوت دارن. اولی دلایلی ذکر کرده اما دومی نه فقط ظن و گمانی بیشتر نیست. کدومش درسته؟

اون آیه هم که میگه به جز ازدواج و کنیز بقیه حرامه:

«وَالَّذِينَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَيْرُ مَلُومِينَ فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاء ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْعَادُونَ»

«و آنها که دامان خود را حفظ می­کنند؛ تنها آمیزش جنسی با کسانی با ایشان ازدواج کرده اند و کنیزانشان دارند، که در بهره گیری از آنان ملامت نمی­شوند؛ و کسانی که غیر از این طریق را طلب کنند، تجاوزگرند.»

خیلی جالبه که شما چون خودتون دوست ندارین ازدواج موقت رو جزء ازدواج ها بدونین میگین فقط ازدواج و کنیز بنابراین صیغه حرامه در حالیکه منظور از ازدواج می تونه هم موقت باشه هم دائم. بنابراین منظور خداوند این بوده به جز ازدواج (دائم یا موقت) و کنیز، دیگر راه ها که همگی حرام هستن بر شما ممنوع شده. پس می بینین اینجا هم بستگی داره ما چطور برداشتی از کلمه ازدواج داشته باشیم. پس یا تفسیر علامه طباطبایی و دیگر بزرگان شیعه درسته یا تفسیر شما که ممکنه از جایی گرفته باشین یا ممکنه شخصی باشه. کدومش درسته؟

از طرف دیگه همونطور که گفتم پیوند شیعه با روایات اهل بیت علیهم السلام گسستنی نیست. ما روایات زیادی در حلیت ازدواج موقت از معصومین علیهم السلام داریم و نمیشه انگ جعلی بر اونها زد وقتی تمام علمای شیعه چنین کاری نکرده و نمی کنن. برای نمونه:

"فتح‌بن‌یزید" از امام رضا –علیه­السلام- در مورد "متعه" سؤال کرد، امام در جواب فرمودند:

«متعه حلال است برای کسی که خداوند او را با ازدواج دائم بی­ نیاز نکرده، یا زوجه‌اش غائب باشد.»

(شیخ صدوق، محمدبن­­علی؛ علل الشرایع، قم، موسسه دارالحجة للثقافة، 1380ش، چاپ اول، ج2، ص1228)

امام صادق می‌فرمایند: «متعه نمی­باشد مگر با دو امر: مدت معین و مهر معین.»

(حرعاملی، محمدبن­حسن؛ وسائل الشیعه، قم، مؤسسه آل­البیت لإحیاءالتراث، 1416ق، چاپ سوم، ج21، ص42)

و بسیاری دیگه: http://sighe20.persianblog.ir/post/23

نتیجه اینکه شما یا خودتون باید مجتهد باشین تا بتونین احکام و حلال و حرام خداوند رو از قرآن و اهل بیت استخراج کنین یا اینکه مراجعه کنین از یکی از علمای بزرگ شیعه نقل قول بیارین. در این مورد نظر علمای شیعه و اثبات اون با استفاده از قرآن چنین بود که رفت. کاملتر این مطلب رو دوستان می تونن از اینجا مطالعه کنن:

http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page...&UID=37879
نقل قول:خانم ایرانی، من یه چیزی برام سوال شده.
سلام جناب رئیس
عرض ادب و ارادت
چه عجب افتخار دادید تشریف آوردید! قبلا اطلاع میدادید گاوی، گوسفندی، تاپیکی سر می بریدیم!
نقل قول: من قبلا گفتم اسلام واقعی اینه: حدیث گران سنگ ثقلین.

شما کاملا صحیح فرمودید.
نقل قول: شیعه بدون روایات اهل بیت فلج میشه.
پس بقیه ملل مسلمان الان فلج هستند به عقیده شما؟
نقل قول: این صحبت شما غلطه که میگین فلان چیز رو از قرآن اثباتش کن.
این حرف شما لطف و محبتتون را به من میرسونه!
نقل قول:خداوند بنا به مصلحتی که خودش می دونه بعضی احکام رو اینقدر جزئی در قرآن بهش می پردازه که.... مثل قصاص و طلاق و .... اما بعضی جاها خیلی کلی گفته و رد شده و جزئیات رو سپرده به پیامبر و اهل بیت که بازش کنن.
موافقم. اما این وقتی است که مثلا خدا بگوید نماز بخوانید. بعد جزئیات و طرز نماز خواندن را پیامبر برای ما تبیین بنماید. (گرچه جایی خواندم در زمان پیامبر نمازها سه نوبت بوده نه پنج نوبت!)
ولی جایی در قرآن گفته نشده: ازدواج منقطع و جدا بر ازدواج دائم داشته باشید تا بعد جزئیات آن را دیگران برای ما توضیح دهند. در واقع الان بحث ما سر این است که آيا ازدواج منقطع در قرآن هست که علما بخواهند آن را برای ما قانونمند کنند یا خیر؟ من میگویم اصلا شما اثبات کنید ازدواج موقت در قرآن هست بعد برای آن احکام و ... وضع کنید!
وگرنه من با تفسیر و ... مخالف نیستم و اصلا روایات و احادیث را به صورت کلی رد نمیکنم.

نقل قول: چقدر ما روایات داریم از مراجعه عده ای به معصومین که گفتن منظور از این نکته چیه؟ منظورش چه کسانی هستن؟ منظور فلان آیه قرآن چی بوده؟
من یک پرسش از شما دارم. چرا وقتی که معصومین با این پرسشها روبرو شدند یک تفسیر کامل از قرآن برای آیندگانی که به آنها دسترسی نداشتند باقی نگذاشتند؟
نقل قول:نمی فهمم چه مشکلی داره؟
مشکلش این است که هرجا به نفع مردان است باید تفسیر وارد بحث شود اما هرجا به ضرر مردان است تفسیر ساکت میشود!!
نقل قول:نقل قول:در آیه­ شریفه­ مذکور (نساء/24) "فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنهُْنَّ" دال بر ازدواج موقت است، نه دائم؛ چون ازدواج دائم و ازدواج با کنیز، مسئله­ ای است که آیات دیگر بر آن تصریح دارند و نیازی نیست که بعد از"أحلّ لکم..." با صیغه­جدیدی همین معنا را تکرار کند؛
یعنی اگر مسئله ای در آیه ای آمده باشد، دیگر در هیچ آیه ای تکرار نشده؟
آقای بیداری عزیز! شما خودتان قطعا بهتر از من می دانید که تعداد آیاتی که مسائل یکسانی را در قرآن بیان می کنند چه قدر زیاد است!! شاید بالغ بر صدها آیه بشود که تمامی مسائل درون آنها یکسان است. پس ما بگوییم خیر منظور همه این آیات چیز دیگری بوده چون فلان مطلب قبلا در آیات دیگر تصریح شده و نیاز نیست با همین معنا تکرار شود؟!!!
برخی آیات عینا تکرار شده مثلا آيات فَبِأَيِّ آلاء ربّكُما تُكذِّبان(31 بار در سوره رحمن)؛ ويلٌ يومئذٍ لِلمُكذّبين(10 بار در سوره مرسلات)، وَاِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزيزُ الرَّحيم(8 بار در سوره شعراء)
بسیاری آیات هستند که معنای یکسان دارند. مثلا:
(طور، 40 با قلم، 46؛ طور، 41 با قلم، 47؛ مؤمنون، 5 ـ 8 با معارج، 29 ـ 32؛ فرقان، 9 با اسراء، 48؛ بقره، 47 با بقره، 122؛ حجر، 5 با مؤمنون، 43؛ آل عمران، 51 با مريم، 36؛ شعراء، 173 با نمل، 58؛ نمل، 71 با ملك، 25 و يونس، 48 و انبياء، 38 و سبأ، 29 و يس، 48؛ مؤمنون، 83 با نمل، 68؛ يوسف، 22 با قصص، 14؛ اعراف، 183 با قلم، 45؛ هود، 110 با فصّلت، 45؛ هود، 39 با زمر، 40؛ بقره، 5 با لقمان، 5؛ بقره، 162 با آل عمران، 88؛ انعام، 4 با يس، 46؛ انعام، 10 با انبياء، 41؛ مؤمنون، 9 با معارج، 34؛ نحل، 42 با عنكبوت، 59؛ نمل، 80 با روم، 52؛ صافّات، 17 ـ 16 با واقعه، 48 ـ 47؛ صافّات، 74 با صافّات، 160؛ زمر، 1 با جاثيه، 2 و احقاف، 2 و غافر، 2؛ حجر، 29 با ص، 72).
در قرآن در سه سوره درباره طلاق آیه نازل شده! پس بجز آیه طلاق سوره بقره بقیه آیات در سایر سوره ها به چیزدیگری به جز طلاق اشاره دارند؟!
در قرآن 600 آیه مربوط به امور حقوقی است! اگر قانون صیغه وجود داشت چرا نباید یکی از این آیات به شکل مشخص و آشکار به آن تعلق می گرفت تا این همه بحث بر سر آن به وجود نیاید؟!
نقل قول: و همچنین روایات متعددی از ائمه­ اطهار –علیهم­السلام- داریم که آیه­ شریفه در مورد ازدواج موقت است؛

پس طبق این حرف شما عنوان تاپیک باید "اثبات ازدواج موقت در تشیع باشد" نه در اسلام. چون صیغه در اسلام و سایر فرقه ها بدون سخنان اهل بیت اثبات شدنی نیست!

نقل قول: اگر واژه­ "إستمتعتم" را به معنی ازدواج موقت ندانیم، بلکه تنها معنای لغوی آن را در نظر بگیریم (بهره‌گیری) که مربوط به ازدواج دائم باشد، در این صورت معنای آیه چنین خواهد شد: "اگر از زنان بهره گرفتید، مَهر آنها را بپردازید"؛ درحالی­كه در ازدواج دائم پرداخت مهر مشروط به بهره­ گیری از زنان نبوده و به مجرد خواندن عقد دائم، نصف مهر بر مرد واجب می­شود.
ولی این مسئله را جور دیگری هم میتوان گفت: اگر استمتعتم به معنای بهره گیری باشد "اگر از زنان بهره گرفتید اجر آنها را بپردازید" شاید منظور از اجر خوراک و پوشاک کنیزان باشد!! پس آیه باز به کنیز و همسر دائم برمیگردد و سخنی از صیغه در آن نیست.

نقل قول: اون آیه هم که میگه به جز ازدواج و کنیز بقیه حرامه: در حالیکه منظور از ازدواج می تونه هم موقت باشه هم دائم. بنابراین منظور خداوند این بوده به جز ازدواج (دائم یا موقت) و کنیز، دیگر راه ها که همگی حرام هستن بر شما ممنوع شده. پس می بینین اینجا هم بستگی داره ما چطور برداشتی از کلمه ازدواج داشته باشیم.
من قبلا گفتم شرایط واحکام ازدواج موقت و دائم با هم متفاوت است.پس نمیتواند یک واژه بر هر دوی آنها اطلاق شود.
شما در قرآن ببینید هم کلمه نبی آمده هم پیامبر! پس ما بگوییم هردوی این کلمات یک معنا را دارد و میتوان هر دو را به جای هم به کار برد؟ شما که تفاسیر را قبول دارید بهتر می دانید که تفاسیر اتفاق نظر دارند که این دو کلمه با هم متفاوت است.
مثلا:" اینکه رسول و نبی را با هم آورده، بخاطر این است که میان آنها فرقی است.هر رسولی، نبی است ولی هر نبیی رسول نیست.تفسیر مجمع البیان
پس کلمه ازدواج نمیتواند بر دو گونه کاملا متفاوت اطلاق شود.

صفحه: 1 2 3 4 5
آدرس های مرجع