۱۷/فروردین/۹۳, ۱۰:۰۳
۱۷/فروردین/۹۳, ۱۰:۰۳
۱۷/فروردین/۹۳, ۱۰:۳۰
متشکرم جناب سیمرغ
------------------------
بسم الله الرحمن الرحیم
***بسیار مهم***
مراد از جفر و جامعه چيست و نزد كيست؟
مطلب ديگر اينكه در روايات آمده كه فرمودهاند: جَفر{جَفر: دانشی که از غیب خبر می دهد } و جامعه و صحيفهي فاطمه(علیها السلام) در نزد ما هست و علم به فلان مطلب را از جفر و جامعه و يا از صحيفهي فاطمه(علیها السلام)به دست آوردهايم.
اين مطلب ميان اهل تحقيق مورد بحث است كه مراد از جفر و جامعه چيست؟
آيا كتاب بزرگي است كه مشتمل بر حقايق هستي است؟
درست روشن نيست!
احتمالاً به مرتبهاي از مراتب علمشان اشاره دارد كه از حيطهي درك ما بيرون است و گاهي ممكن است بر حسب اقتضاء شرايط گوشه اي از آن مرتبهي علمشان را به صورت كتابي مُمَثَّل{ مُمَثَّل: تشبیه کرده، مجسم شده}كنند و به ديگران ارائه کنند؛
چنانكه نقل شده است كه ابونواس شاعر، خدمت امام رضا(علیه السلام) رسيد و چند بيت شعري كه در مدح آن حضرت گفته بود، آنها را در حضور امام خواند. آنگاه امام(علیه السلام) رُقْعهاي{رُقعَه: کاغذی که روی آن چیزی بنویسند، پاره ی چیزی، تکّه} درآورد و آن را به ابونواس نشان داد. او با كمال تعجّب ديد عين ابياتش در آن رقعه به خط روشن نوشته شده است و حال آن كه او آن ابيات را ديشب گفته و احدي از آن آگاه نبوده است!!
با كمال تعجّب و حيرت گفت: مولاي من به خدا قسم اين شعر را جز من كسي نگفته و جز من نيز كسي از آن آگاه نبوده و از من نشنيده است و الحال آن را در رقعهي شما ميبينم.
امام(علیه السلام) فرمودند: تو راست ميگويي. شعر از آن توست و كسي هم تا به حال از تو نشنيده است؛
(وَلكِنْ عِنْدي فِي الْجَفْرِ وَ الْجامِعَةِ اَنَّكَ تَمْدَحُنِي بِها) {نقل از نفایس الفنون جلد 2 صفحه 94 }
«در جفر و جامعه كه نزد من است نوشته شده كه تو مرا به اين ابيات مدح خواهي كرد»!
يعني قبل از اينكه تو به وجود بيايي و قبل از اينكه شعر بگويي، در جفر و جامعه پيش ما مضبوط است و ما ميدانيم.
آري؛ ما معتقديم كه تمام علوم از گذشتگان و آيندگان از زمينيان و آسمانيان، از علوم مادّي و معنوي هر چه كه هست رشحهاي {رَشحه : چکّه ، قطره } از رشحات علم امام و افاضهاي از افاضات مقام ولايت مطلقه است.
مــا جام جهـان نماي ذاتيم
ما مظـهر جملــهي صفاتيم
برتــر ز مـكان و در مكانيم
بيرون ز جهات و در جهاتيم
ما حـاوي جمـلهي علوميم
كشّاف جميــع مشكلاتيم
گو مرده بيا كه روح بخشيم
گو تشنه بيا كــه مـا فُراتيم
بيــمار و ضعيف را شفائيم
محبوس و نحيف را نجاتيم
اي درد كشيدهي دوا جوي
از ما مگذر كه مــا دواتيم
------------------------
بسم الله الرحمن الرحیم
***بسیار مهم***
مراد از جفر و جامعه چيست و نزد كيست؟
مطلب ديگر اينكه در روايات آمده كه فرمودهاند: جَفر{جَفر: دانشی که از غیب خبر می دهد } و جامعه و صحيفهي فاطمه(علیها السلام) در نزد ما هست و علم به فلان مطلب را از جفر و جامعه و يا از صحيفهي فاطمه(علیها السلام)به دست آوردهايم.
اين مطلب ميان اهل تحقيق مورد بحث است كه مراد از جفر و جامعه چيست؟
آيا كتاب بزرگي است كه مشتمل بر حقايق هستي است؟
درست روشن نيست!
احتمالاً به مرتبهاي از مراتب علمشان اشاره دارد كه از حيطهي درك ما بيرون است و گاهي ممكن است بر حسب اقتضاء شرايط گوشه اي از آن مرتبهي علمشان را به صورت كتابي مُمَثَّل{ مُمَثَّل: تشبیه کرده، مجسم شده}كنند و به ديگران ارائه کنند؛
چنانكه نقل شده است كه ابونواس شاعر، خدمت امام رضا(علیه السلام) رسيد و چند بيت شعري كه در مدح آن حضرت گفته بود، آنها را در حضور امام خواند. آنگاه امام(علیه السلام) رُقْعهاي{رُقعَه: کاغذی که روی آن چیزی بنویسند، پاره ی چیزی، تکّه} درآورد و آن را به ابونواس نشان داد. او با كمال تعجّب ديد عين ابياتش در آن رقعه به خط روشن نوشته شده است و حال آن كه او آن ابيات را ديشب گفته و احدي از آن آگاه نبوده است!!
با كمال تعجّب و حيرت گفت: مولاي من به خدا قسم اين شعر را جز من كسي نگفته و جز من نيز كسي از آن آگاه نبوده و از من نشنيده است و الحال آن را در رقعهي شما ميبينم.
امام(علیه السلام) فرمودند: تو راست ميگويي. شعر از آن توست و كسي هم تا به حال از تو نشنيده است؛
(وَلكِنْ عِنْدي فِي الْجَفْرِ وَ الْجامِعَةِ اَنَّكَ تَمْدَحُنِي بِها) {نقل از نفایس الفنون جلد 2 صفحه 94 }
«در جفر و جامعه كه نزد من است نوشته شده كه تو مرا به اين ابيات مدح خواهي كرد»!
يعني قبل از اينكه تو به وجود بيايي و قبل از اينكه شعر بگويي، در جفر و جامعه پيش ما مضبوط است و ما ميدانيم.
آري؛ ما معتقديم كه تمام علوم از گذشتگان و آيندگان از زمينيان و آسمانيان، از علوم مادّي و معنوي هر چه كه هست رشحهاي {رَشحه : چکّه ، قطره } از رشحات علم امام و افاضهاي از افاضات مقام ولايت مطلقه است.
مــا جام جهـان نماي ذاتيم
ما مظـهر جملــهي صفاتيم
برتــر ز مـكان و در مكانيم
بيرون ز جهات و در جهاتيم
ما حـاوي جمـلهي علوميم
كشّاف جميــع مشكلاتيم
گو مرده بيا كه روح بخشيم
گو تشنه بيا كــه مـا فُراتيم
بيــمار و ضعيف را شفائيم
محبوس و نحيف را نجاتيم
اي درد كشيدهي دوا جوي
از ما مگذر كه مــا دواتيم
۱۷/فروردین/۹۳, ۱۰:۴۶
بسم الله الرحمن الرحیم
فقط اشاره کنم که این توضیح در مورد این بخش(خُزّان العِلم) از زیارت جامعه کبیره است
فقط اشاره کنم که این توضیح در مورد این بخش(خُزّان العِلم) از زیارت جامعه کبیره است
نقل قول:
بسم الله الرحمن الرحیم
السَّلامُ عَلَيْكُمْ يَا أَهْلَ بَيْتِ النُّبُوَّةِ وَ مَوْضِعَ الرِّسَالَةِ وَ مُخْتَلَفَ الْمَلائِكَةِ وَ مَهْبِطَ الْوَحْيِ وَ مَعْدِنَ الرَّحْمَةِ وَ خُزَّانَ الْعِلْمِ وَ مُنْتَهَى الْحِلْمِ وَ أُصُولَ الْكَرَمِ...
۱۷/فروردین/۹۳, ۱۶:۳۰
سلام
خب من رفتم تو این سایت
http://simi.x27.ir
حالا این مشخصات اسم منه
خب حالا اینا یعنی چی؟
۱۷/فروردین/۹۳, ۱۷:۴۷
برای تفسیر اعداد که به شما ارائه شده باید به علم اعداد آشنا باشی.
علم اعداد نسبت 360 تقسیم بر 27 و یک سوم است. یعنی عدد 13
27 و یک سوم تعداد روزهایی است که ماه یک دور کامل در مسیر خود می زند.
29 و نیم تعداد روزهایی است که از منظر یک فرد در زمین هلال روئیت می شود.
تمام نسبت های علم اعداد و علم حروف با هندسه و نجوم ارتباط دارند.
توضیحات بیشتر http://simi.x27.ir/help.htm
علم اعداد نسبت 360 تقسیم بر 27 و یک سوم است. یعنی عدد 13
27 و یک سوم تعداد روزهایی است که ماه یک دور کامل در مسیر خود می زند.
29 و نیم تعداد روزهایی است که از منظر یک فرد در زمین هلال روئیت می شود.
تمام نسبت های علم اعداد و علم حروف با هندسه و نجوم ارتباط دارند.
توضیحات بیشتر http://simi.x27.ir/help.htm
۲۹/اردیبهشت/۹۳, ۱۴:۵۸
بسم الله الرحمن الرحیم
از کتابهایی که در زمینه علوم غریبه تالیف شده است دو رساله از شیخ بهائی "رساله جفر" و "جفر" است.
کتابشو ندیدم اما باید تفصیلا علم جفر توضیح داده شده باشد.
"صلوات"
از کتابهایی که در زمینه علوم غریبه تالیف شده است دو رساله از شیخ بهائی "رساله جفر" و "جفر" است.
کتابشو ندیدم اما باید تفصیلا علم جفر توضیح داده شده باشد.
"صلوات"
۲۷/آبان/۹۳, ۱۸:۱۷
سلام
در مورد کل این مطلب و مطالب مشابه:
فقط یک توصیه به همه دارم:
سوره اسراء، آیه 36: وَ لاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤَادَ كُلُّ أُولـئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولاً
و از پی آنچه که به آن علم نداری مرو. همانا گوش و چشم و قلب، همگی آنها مورد سؤال واقع خواهند شد.
رضایت خدا رو میخوایم؟
به راستی که رضایت خدا اینطوری بدست میاد:
سوره آل عمران، آیه 92: لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ وَ مَا تُنفِقُواْ مِن شَيْءٍ فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِيمٌ
نيکی را در نخواهيد يافت تا آنکه از آنچه دوست میداريد انفاق کنيد. و هر چه انفاق میکنيد خدا بدان آگاه است.
(۲۸/دی/۹۱ ۱۳:۱۴)دل خسته نوشته است: [ -> ]اطلاعی نداشتم تا به حال ، اما توی نت گشتم یک چیزایی پیدا کردم :اگر شیوهی کار رو مانند مثال «علی» در نظر بگیریم، در مورد «حسین» حروفی که باقی میمونه بطور دقیقتر یک «ا» بیشتر از نینوا داره.نقل قول:مثالی کاملا ساده از علم جفر با روش ابداعی حامد حاج سعیدی: کلمه " حسین " را بصورت "حا" "سین" "یا" "نون" می نویسیم و در زیر آن کلمه "حسین" را بصورت "ح" "س" "ی" "ن" می نویسیم: حا سین یا نونح س ی نحروف مشابه بالایی را با حروف مشابه پایینی خط میزنیم مثلا در "حا" حرف ح را با ح پایینی خط میزنیم. در انتها حروف "ن ی ن و ا" باقی میماند که تشکیل کلمه "نینوا" را میدهد. اگر این روش را با کلمه "علی" انجام دهیم حاصل کلمه "ایمان" خواهد بود.http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D9%81%D8%B1
http://kharibe.blogfa.com/post-75.aspx
در مورد کل این مطلب و مطالب مشابه:
فقط یک توصیه به همه دارم:
سوره اسراء، آیه 36: وَ لاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤَادَ كُلُّ أُولـئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولاً
و از پی آنچه که به آن علم نداری مرو. همانا گوش و چشم و قلب، همگی آنها مورد سؤال واقع خواهند شد.
رضایت خدا رو میخوایم؟
به راستی که رضایت خدا اینطوری بدست میاد:
سوره آل عمران، آیه 92: لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ وَ مَا تُنفِقُواْ مِن شَيْءٍ فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلِيمٌ
نيکی را در نخواهيد يافت تا آنکه از آنچه دوست میداريد انفاق کنيد. و هر چه انفاق میکنيد خدا بدان آگاه است.
۲۹/آبان/۹۳, ۲۲:۲۴
با سلام جناب درست پسندمیشه در مورد این توصیتون بیشتر توضیح بدین
گویا این ایه بیانگر پرهیز از قضاوت برای چیزیه که به ان اگاهی نداریم
ولی سیر روند تاپیک معممولا قضاوتی کسی نکرده فقط پرسش های خود رو در این زمینه مطرح کردند و پاسخ هایی داده شد
اما توصیه شما دلیلش چیه؟
تفسیر ایه
فقط یک توصیه به همه دارم:
سوره اسراء، آیه 36:
وَ لاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤَادَ كُلُّ أُولـئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولاً
و از پی آنچه که به آن علم نداری مرو. همانا گوش و چشم و قلب، همگی آنها مورد سؤال واقع خواهند شد
گویا این ایه بیانگر پرهیز از قضاوت برای چیزیه که به ان اگاهی نداریم
ولی سیر روند تاپیک معممولا قضاوتی کسی نکرده فقط پرسش های خود رو در این زمینه مطرح کردند و پاسخ هایی داده شد
اما توصیه شما دلیلش چیه؟
تفسیر ایه
برگزيده تفسير نمونه، ج2، ص: 638 1- نخست سخن از لزوم تحقيق در همه چيز به ميان آورده، مىفرمايد: «و از آنچه به آن آگاهى ندارى پيروى مكن» (وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ).نه در عمل شخصى خود از غير علم پيروى كن، و نه به هنگام قضاوت در باره ديگران، نه شهادت به غير علم بده، و نه به غير علم اعتقاد پيدا كن.و در پايان آيه دليل اين نهى را چنين بيان مىكند: «زيرا گوش و چشم و دل همه مسئولند» و در برابر كارهايى كه انجام دادهاند از انسان سؤال مىشود (إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلًا).اين مسؤوليتها به خاطر آن است كه سخنانى را كه انسان بدون علم و يقين مىگويد يا به اين طريق است كه از افراد غير موثق شنيده، و يا مىگويد ديدهام در حالى كه نديده، و يا در تفكر خود دچار قضاوتهاى بىمأخذ و بىپايهاى شده كه با واقعيت منطبق نبوده است، به همين دليل از چشم و گوش و فكر و عقل او سؤال مىشود كه آيا واقعا شما به اين مسائل ايمان داشتيد كه شهادت داديد، يا قضاوت كرديد، يا به آن معتقد شديد و عمل خود را بر آن منطبق نموديد؟! ناديده گرفتن اين اصل نتيجهاى جز هرج و مرج اجتماعى و از بين رفتن روابط انسانى و پيوندهاى عاطفى نخواهد داشت.
۳۰/آبان/۹۳, ۶:۴۳
(۲۹/آبان/۹۳ ۲۲:۲۴)ATEKE نوشته است: [ -> ]با سلام جناب درست پسندمیشه در مورد این توصیتون بیشتر توضیح بدینسلام
گویا این ایه بیانگر پرهیز از قضاوت برای چیزیه که به ان اگاهی نداریم
ولی سیر روند تاپیک معممولا قضاوتی کسی نکرده فقط پرسش های خود رو در این زمینه مطرح کردند و پاسخ هایی داده شد
اما توصیه شما دلیلش چیه؟
معنای «علم داشتن» کلید ماجراست.
چیزی که بهش علم داشته باشیم چیه؟
به عبارت دیگه: چه چیزی رو میتونیم ادعا کنیم که میدونیم؟
اینکه یک مسئله حقیقت داشته باشه به خودی ِ خود چیزی رو در ذهن ما تغییر نمیده.
مهم اینه که ما از کجا میتونیم پی ببریم که حقیقت داره و بگیم حقیقته؟
تنها و تنها و تنها به این صورت که برهان و حجتی در موردش یافتهباشیم.
اینجاست که خداوند میفرماید هر ادعایی که برای شما مطرح کردند، جواب شما این باشه:
«بگو برهان خویش را بیاورید، اگر راست میگویید.»
چون غیر از این راهی برای دونستن وجود نداره.
حالا با توجه به معنای «علم داشتن» و «دونستن»، تفسیری که آوردین رو بخونید.
قسمتهایی که قرمز کردم، دقیقاً به منظور بنده اشاره داره(البته جملهبندیها رو مقطع نخونید، بلکه همهی متن رو بخونید):
(۲۹/آبان/۹۳ ۲۲:۲۴)ATEKE نوشته است: [ -> ]تفسیر ایه
برگزيده تفسير نمونه، ج2، ص: 638 1- نخست سخن از لزوم تحقيق در همه چيز به ميان آورده، مىفرمايد: «و از آنچه به آن آگاهى ندارى پيروى مكن» (وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ).نه در عمل شخصى خود از غير علم پيروى كن، و نه به هنگام قضاوت در باره ديگران، نه شهادت به غير علم بده، و نه به غير علم اعتقاد پيدا كن.و در پايان آيه دليل اين نهى را چنين بيان مىكند: «زيرا گوش و چشم و دل همه مسئولند» و در برابر كارهايى كه انجام دادهاند از انسان سؤال مىشود (إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلًا).اين مسؤوليتها به خاطر آن است كه سخنانى را كه انسان بدون علم و يقين مىگويد يا به اين طريق است كه از افراد غير موثق شنيده، و يا مىگويد ديدهام در حالى كه نديده، و يا در تفكر خود دچار قضاوتهاى بىمأخذ و بىپايهاى شده كه با واقعيت منطبق نبوده است، به همين دليل از چشم و گوش و فكر و عقل او سؤال مىشود كه آيا واقعا شما به اين مسائل ايمان داشتيد كه شهادت داديد، يا قضاوت كرديد، يا به آن معتقد شديد و عمل خود را بر آن منطبق نموديد؟! ناديده گرفتن اين اصل نتيجهاى جز هرج و مرج اجتماعى و از بين رفتن روابط انسانى و پيوندهاى عاطفى نخواهد داشت.
۲۳/دی/۹۴, ۱۷:۱۳
سلام جناب قلب
در سایتهایی مثل سایت حساب جفر، کاربرانی که ادعای استادی جفر رو دارند معمولاً فقط به دو مدل سوال جواب میدن:
1- سوالاتی که جوابشان از قبل معلوم است (مثل "شیر چه رنگی است؟" که جوابش می شود سفید)
2- سوالاتی که هیچ کسی جواب صحیحشون رو نمی دونه (مثل سوال در مورد اینکه امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) الآن در کجا حضور دارند)
اما اینها هیچوقت سوالی رو مطرح نمی کنند که بشه برای محک زدن زدششون بهش استناد کرد (اگر این رو ازشون بخواید، شما رو از سایت حذف می کنند! می تونید امتحان کنید). مثلاً ازشون یک سوال تخصصی بپرسید که جوابش فقط بله یا خیر باشه و ازشون بخواید با استفاده از جفر جوابش رو پیدا کنند. جالبه کسانی که مدعی اند می تونند محل حضور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) رو با جفر تشخیص بدهند، از پاسخ دادن به چنین سوالاتی ناتوان اند.
اشاره فرمودید به احادیث. بایستی صحت احادیث بررسی بشه. ضمن اینکه دلیلی نداریم برای اینکه بگیم منظور از "جفر ابیض و جفر احمر" همان علم حروف بوده باشه. برخی روشها (مثل روشی که اسمش رو گذاشتند "القبائل") در واقع از کابالا سرچشمه میگیرند و اسمشون رو جفر گذاشتند تا بتونند از این تشابه لفظی برای تقدس بخشیدن به روشهاشون استفاده کنند.
دیگر اینکه فرمودید شیخ بهایی و بسیاری از دانشمندان دیگر به این موضوع پرداخته اند. خب شیخ بهایی و بسیاری از دانشمندان دیگر به کیمیاگری هم معتقد بودند و فکر می کردند تمام فلزات از ترکیب جیوه و گوگرد ایجاد شده اند. آیا در این مورد هم باید حرفشان را بپذیریم؟
خیلی ها عمرشون رو در این راه تلف کرده اند و هیچ بدست آوردند.
در سایتهایی مثل سایت حساب جفر، کاربرانی که ادعای استادی جفر رو دارند معمولاً فقط به دو مدل سوال جواب میدن:
1- سوالاتی که جوابشان از قبل معلوم است (مثل "شیر چه رنگی است؟" که جوابش می شود سفید)
2- سوالاتی که هیچ کسی جواب صحیحشون رو نمی دونه (مثل سوال در مورد اینکه امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) الآن در کجا حضور دارند)
اما اینها هیچوقت سوالی رو مطرح نمی کنند که بشه برای محک زدن زدششون بهش استناد کرد (اگر این رو ازشون بخواید، شما رو از سایت حذف می کنند! می تونید امتحان کنید). مثلاً ازشون یک سوال تخصصی بپرسید که جوابش فقط بله یا خیر باشه و ازشون بخواید با استفاده از جفر جوابش رو پیدا کنند. جالبه کسانی که مدعی اند می تونند محل حضور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) رو با جفر تشخیص بدهند، از پاسخ دادن به چنین سوالاتی ناتوان اند.
اشاره فرمودید به احادیث. بایستی صحت احادیث بررسی بشه. ضمن اینکه دلیلی نداریم برای اینکه بگیم منظور از "جفر ابیض و جفر احمر" همان علم حروف بوده باشه. برخی روشها (مثل روشی که اسمش رو گذاشتند "القبائل") در واقع از کابالا سرچشمه میگیرند و اسمشون رو جفر گذاشتند تا بتونند از این تشابه لفظی برای تقدس بخشیدن به روشهاشون استفاده کنند.
دیگر اینکه فرمودید شیخ بهایی و بسیاری از دانشمندان دیگر به این موضوع پرداخته اند. خب شیخ بهایی و بسیاری از دانشمندان دیگر به کیمیاگری هم معتقد بودند و فکر می کردند تمام فلزات از ترکیب جیوه و گوگرد ایجاد شده اند. آیا در این مورد هم باید حرفشان را بپذیریم؟
خیلی ها عمرشون رو در این راه تلف کرده اند و هیچ بدست آوردند.