تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: دشمن شناسی یا سفسطه!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
نقل قول: مهدی 59 ساعت زرد دارد پس ماسون است!!!
ای بابا ما هم لو رفتیم که!!!Big Grin
سوالات فلسفی:

نقل قول:چوپان در ادب و هنر هميشه نماد پيامبران بوده است.
1- اگر چوپان استعاره از پیامبر و گرگ استعاره از باورهای ضد ارزش است، آیا گوسفند استعاره از مردم است؟ اگر مردم گوسفند هستند پس آن مردمی که می آیند برای کمک چه هستند؟ اگر گوسفند استعاره از دارایی های (معنوی) مردم است چطور مسئولیت حفاظت از دارایی های معنوی مردم به دست دیگری (چوپان) و نه خودشان است؟ در حالیکه رسالت پیامبر تنها دعوت به حق است و صیانت از ارزش های معنوی زندگی هر شخص تنها بر عهده خود اوست.

2- در این جا تقصیر از گرگ است که گوسفندان خورده می شوند؟ یا تقصیر مردم است؟ یا تقصیر چوپان است؟ شاید هم تقصیر گوسفندان است که خورده می شوند! ولی پاسخ منطقی آن است که ساده انگاری چوپان و سستی او در انجام وظیفه و تمایلات نفسانی او (می خواهد مردم را سر کار بگذارد تا بخندد) تنها عامل خورده شدن گوسفندان است! پس تنها نقش منفی این داستان نه گرگ و حمایت کنندگان او و تجهیز کنندگان او! و نه مردم و نه گوسفندان بلکه تنها و تنها خود چوپان است و به زبان استعاره باید خود پیامبر را فقط در جهنم انداخت و باقی هیچ گناهی ندارند!!!

نقل قول:چقدر ساده مي‌توان به اين نتيجه رسيد که گرگ براي خود چوپان زياني ندارد، او فقط نگهبان گله است.
3- چرا اگر گرگ حمله کند همه گوسفندان را می خورد ولی به چوپان هیچ آسیبی نمی رسد؟ مگر گرگ رژیم غذایی گرفته است؟

نقل قول:کسي هست که آمدن گرگ را فرياد بزند اما گوشي براي شنيدن، و دستي براي ياري وجود ندارد.
دو حالت وجود دارد: یا گوسفندان برای چوپان است و یا اینکه گوسفندان برای مردم است و به امانت دست چوپان قرار دارد. حال:

4- اگر گوسفندان برای چوپان است و او باید از گوسفندان محافظت کند چرا فکر می کند مردم موظفند به او کمک کنند؟

5- اگر چوپان مسئول نگهداری گوسفندان مردم است و از لحاظ استعاره ای نیز پیامبر می باشد! پس چرا مردم را از وقوع خطری آگاه می کند که واقعیت ندارد؟ به چه مجوزی در انجام وظایف خود سستی و کژی می کند؟

نقل قول:بعد از آن گرگ از راه مي رسد.
چوپان هم مي‌خواهد به وظيفه‌اش عمل کند.
6- چطور وقتی گرگی وجود نداشته، چوپان با سو استفاده از موقعیت خودش مردم را از چیزی ترسانده که وجود نداشته و در آن زمان حس وظیفه شناسی نداشته ولی وقتی گرگ واقعی حمله می کند، حس وظیفه شناسی چوپان گل می کند؟ آیا چوپان با این ویژگی و عملکرد اصلا ارزش چوپان بودن را دارد؟

نقل قول:اما چون قسمت اول داستان، يعني القاي دروغِ دروغ‌گو بودن چوپان موفق بوده، هيچ‌کس به ياري چوپان نمي آيد.

7- آیا اگر کسی دروغ بگوید و دیگران به دروغ او پی ببرند، معنی این عبارت "القای دروغ گو" بودن است؟ آیا فهم مخاطب این قدر ناچیز شمرده می شود؟ دروغ وقتی القایی است که دروغی در کار نباشد! آیا می شود دروغ گفت و بعد ، روشن شدن حقیقت را القای دروغ دروغگو بودن دانست؟

نقل قول:چوپان دروغ‌گو نبود....اين توهم ما بود که او را نشناخت...

نتایج:
1- چوپان دورغگو بوده و شالوده داستان هم بر پایه همین مفروضات است و در نتیجه نویسنده این نقد آبکی دروغ می گوید که چوپان دروغگو نبوده است! و یا دارد به فهم مستقیم مخاطب خود توهین می کند. حالت دیگری به ذهن من نمی رسد
2- نمی توان یک قسمت از موضوع را با توجه به میل و نظر و سلیقه شخصی تفسیر کرد و باقی را رها کرد. اگر ادعا می شود چوپان استعاره از پیامبر است باید مشخص شود: گرگ، گوسفندان و مردم استعاره از چه هستند؟
3- اگر مفروضات یک مسئله را به میل و دلخواه خود عوض کرد یا بخشی از آن را ندید گرفت دیگر نقد برآمده از این رویکرد قابل استفاده و بدرد بخور نخواهد بود

نقل قول:مثلا میبینیم که گفته میشود امام خمینی (رحمة الله علیه) ساعت 9.33 دقیقه به زمین نشست پس ماسون است !!!!!!(کما اینکه اقا خلبانی بلد نبوده!)


فکر کنم تا بیست سال دیگه باید جواب این شبهه رو مدام بدیم. این شبهه نتیجه ی عدم تخصص در نماد شناسی هستش


توی اینترنت سرچ کنید : روزشمار انقلاب اسلامی
و ببینید حضرت امام ساعت چند به ایران بازگشتند. من از سایت تبیان براتون میذارمش:
نقل قول:12بهمن 1357 (پنج شنبه) :

ـ ساعت 9 و 27 دقیقه و 30 ثانیه حضرت امام خمینی پس از پانزده سال تبعید پای بر خاك ایران گذاشتند.
http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=196788


کسی از خودش پرسیده این عدد 9 و 33 دقیقه از کجا اومد؟
از اون گذشته ، شایعه ای هم شده مبنی بر اینکه امام فاصله ی مهرآباد تا بهشت زهرا رو که 33 کیلومتر بود طی کردند و...
که اینم به یه جوک شبیهه. خودتون یه بار کیلومتر بگیرید!


در نمادگرایی ، عدد 9 فقط برای ماه ، عدد 11 فقط برای روز ، عدد 13 فقط برای مجموعه استفاده میشه.
بنابر این بیست و دوم ماه یازده (22 بهمن) از لحاظ نمادگرایی فراماسونری کاملا فاقد ارزش هست.


همچنین دیدم میگن 1357 ، هفت به علاوه ی پنج میشه سیزده Big Grin
اگه ریاضی بلد نیست کسی میتونه از ماشین حساب استفاده کنه ، 7+5=12


میگن برج میلاد آبلیسک هست. تعریف آبلیسک اینه که چهار وجه کناری داشته باشه ، بسیار بلند باشه ، هرچی رو به بالا میریم باریک تر بشه ، نوکش هم هرم باشه!
خودتون مطابقت بدید.


میگن مجلس ایران هرمی شکل هست.
دو خط هندسه ی دوره ی ابتدایی یا راهنمایی لازمه مطالعه بشه تا فرق بین منشور (که سه وجه کناری داره) و هرم (که قاعده ش مربع هست و چهار وجه کناری داره) رو آدم بتونه تشخیص بده. مجلس منشوری شکل هست نه هرمی شکل!


میگن کنار مرقد امام هرم درست کردند...
بازم فرق خیمه با هرم رو خلط میکنن. قرار بود اینا نماد خیمه باشه و اگر دقت کنید یک قوسی در وجه های کناریش هست...
بنابر جمله ی معروف (مرقد امام را خیمیه ی عاشقان کنید...)


و از این شیطنت ها باز هم ادامه خواهد داشت. در آینده چنین مغالطه ای درباره ی مسائل اقتصادی اخیر هم خواهند کرد در نمادگرایی... منتظر باشید!
اصلا حامد جان گیریم دقیقا ۹٫۳۳ اومده ۳۳ کیلومتر رفته
۳۳ تا محافظ داشته ۳۳ بار پلک زده و .... خوب اصولا محل نماد دست و پا کنی اینجا نیست .!!!
هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد!
قول میدم همینن ادم ها یه کتاب از امام (رحمة الله علیه) نخوندن!
بســــم الله الرحمن الرحیم

سلام

ببخشید اینقدر بیجا به این تاپیک به جا جواب میدم
بسیار مفید بود...

(۲۹/دی/۹۱ ۱۴:۵۵)وحید110 نوشته است: [ -> ]اصلا حامد جان گیریم دقیقا ۹٫۳۳ اومده ۳۳ کیلومتر رفته
۳۳ تا محافظ داشته ۳۳ بار پلک زده و .... خوب اصولا محل نماد دست و پا کنی اینجا نیست .!!!
هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد!
قول میدم همینن ادم ها یه کتاب از امام (رحمة الله علیه) نخوندن!

مسئله این نیست برادر گرامی
مسئله این است که دشمن عزیز از آبی که خودش گل آلود کرده داره خوب ماهی میگیره یعنی اینا نقشه ی خودشونه
یه عده جوون نشستن چششون فقط اینور اونور میچرخه دنبال نماد
بهتره بذاریم هرکس به تخصص خودش برسه
مسئله ی ما اینه که تا دوتا سخنرانی گوش میدیم فکر می کنیم استاد ماجرا شدیم
اولش به خودم میگمSad
یکی از بزرگترین مشکلات بعضی از ماها اینه که دشمن رو جدی نمیگیریم


ولی اون خیلی جدی میگیره
مشکل بدتر هم اینه که به طرز مسخره و خنده داری میخوایم جدی بگیریم!!

نه از راه درستش

اگر دقت بفرمایید ما بحثمون این بود که روش اثبات چیه .

نبودنش که اثبات نمیخواد چون در پناه اصل براءت و اظهر من الشمسه . بودنش باید اثبات بشه اما نه با این روش مضحک
منظورم کلی بود نه در مورد بحث شما

جوابم به عنوان تاپیک بود

در ضمن

مضحک خوندن هر چیزی که به نظر ما عجیب میاد و دور از ذهنه بی انصافیه
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع