۹/بهمن/۹۱, ۲۱:۴۵
بسم الله الرحمن الرحیم
1.
بسته شدن درهاي آسمان بر ابليس
مرحوم إبن شهر آشوب كه از مورخان نامي و استوانههاي علمي شيعه است، در كتاب مناقب آل أبي طالب، جلد 1، صفحه 31 و علامه مجلسي (رحمة الله علیه) در بحار الأنوار، جلد 15، صفحه 257 از امام صادق (عليه السلام) نقل ميكنند
:
ابليس
به 7 آسمان ميرفت و أخبار 7 آسمان را شنود ميكرد
.
وقتي حضرت عيسي (عليه السلام) به دنيا آمد، 3 آسمان از اين 7 آسمان به روي ابليس بسته شد
[b]و وقتي نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) متولد شد، تمام درهاي آسمان به روي ابليس مسدود شد
.[/b]
[b]
ابليس، به دستاندركارانش دستور داد كه بروند به كره زمين و ببينند كه چه اتفاقي رخ داده كه از ورود به آسمانها محروم شده است
.
رفتند و گشتند و آمدند و گفتند خبري نيست
.
خودش بلند شد آمد و وقتي به مكه رسيد، ديد نوري از مكه به طرف آسمان تلألو ميكند
.
از جبرئيل سؤال كرد
:
چه خبر است؟
جبرئيل هم فرمود
:
امشب محمد بن عبد الله (صلي الله عليه و آله) به دنيا آمده است
.
ابليس گفت
:
آيا من ميتوانم در او هم نفوذ كنم
.
جبرئيل فرمود
:
حاشا
.
ابليس گفت
:
آيا به امت او ميتوانم نفوذ كنم؟
جبرئيل فرمود
:
بله
.
ابليس گفت
:
همين براي من بس است
.
2.
فرو ريختن ايوان كسري و خاموش شدن آتشكده فارس و خشك شدن درياچه ساوه
:
[b]إبن كثير دمشقي سلفي (متوفاي 774 هجري) كه از علماء أهل سنت و شاگرد ذهبي (متوفاي 748 هجري) و معاصر إبن تيميه (متوفاي 728 هجري) است، در كتاب
البداية و النهاية
[/b]، جلد 2، صفحه 327 مفصل بحث ميكند كه وقتي نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) به دنيا آمد
:
ايوان كسري كه بزرگترين سلطنت و كاخ پادشاهي كره زمين بود، لرزيد و 14
كنگرهاش فرو ريخت و آتشكده فارس كه هزار سال و اندي برافروخته بود، خاموش شد و يكي از علماء بزرگ مجوسي در آن شب خواب ديد كه شتراني بودند كه يك شخص عرب بر آن سوار شد و از دجله گذشت و به طرف بلاد ايران و فارس وارد شد
.
بحار الأنوار للعلامة المجلسي، جلد 15، صفحه 257
إبن كثير دمشقي اضافه ميكند
:
طاق كسري دو نيم شد و آب دجله شكافته شد و در قصر او جاري شد و نوري از طرف حجاز ظاهر شد و سراسر كره زمين را فرا گرفت و هر بتي كه در سراسر عالم بود،
بر رو افتاد و درياچه ساوه براي هميشه خشكيد و وادي سماوه كه سالها به خود آب نديده بود، آب در آن جاري شد
.
البداية و النهاية لإبن كثير الدمشقي، ج 2، ص 328 ـ بحار الأنوار للعلامة المجلسي، جلد 15، صفحه 257
3.
گفتن شهادتين توسط پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله
) :
[b]
إبن هشام كه از مورخان بنام أهل سنت است و تاريخش سرچشمهاي بود براي مورخان بعد از خودش، در
السيره النبوية
]
، جلد 1، صفحه 103 تا 107 نقل ميكند كه وقتي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) از مادرش به دنيا آمد، مادرش حضرت آمنه (سلام الله عليها) ميفرمايد
:
فرزندم دست به طرف آسمان بلند كرد و شهادتين را بر زبان جاري كرد و به اطرافش نگاه كرد و نوري از او ساطع شد و همه جا را فرا گرفت و ديدم از آن نور صدايي خطاب به من بلند شد و گفت: اي آمنه! فرزندي را به دنيا آوردي كه بهترين انسان است و نام او را محمد بگذار
.
[/b]
4.
افتادن بتهاي كعبه
:
[b]آقاي إبن شهر آشوب در
]
مناقب آل أبي طالب
[/b]، جلد 1، صفحه 31 از أمير المؤمنين (عليه السلام) نقل ميكند
:
وقتي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) متولد شد، تمام بتهايي كه در كعبه آويزان بود، بر زمين افتادند و مردم اين صدا را بدون منادي شنيدند
:
وَ قُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا
سوره إسراء / آيه 81
[/b]
1.
بسته شدن درهاي آسمان بر ابليس
مرحوم إبن شهر آشوب كه از مورخان نامي و استوانههاي علمي شيعه است، در كتاب مناقب آل أبي طالب، جلد 1، صفحه 31 و علامه مجلسي (رحمة الله علیه) در بحار الأنوار، جلد 15، صفحه 257 از امام صادق (عليه السلام) نقل ميكنند
:
ابليس
به 7 آسمان ميرفت و أخبار 7 آسمان را شنود ميكرد
.
وقتي حضرت عيسي (عليه السلام) به دنيا آمد، 3 آسمان از اين 7 آسمان به روي ابليس بسته شد
[b]و وقتي نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) متولد شد، تمام درهاي آسمان به روي ابليس مسدود شد
.[/b]
[b]
ابليس، به دستاندركارانش دستور داد كه بروند به كره زمين و ببينند كه چه اتفاقي رخ داده كه از ورود به آسمانها محروم شده است
.
رفتند و گشتند و آمدند و گفتند خبري نيست
.
خودش بلند شد آمد و وقتي به مكه رسيد، ديد نوري از مكه به طرف آسمان تلألو ميكند
.
از جبرئيل سؤال كرد
:
چه خبر است؟
جبرئيل هم فرمود
:
امشب محمد بن عبد الله (صلي الله عليه و آله) به دنيا آمده است
.
ابليس گفت
:
آيا من ميتوانم در او هم نفوذ كنم
.
جبرئيل فرمود
:
حاشا
.
ابليس گفت
:
آيا به امت او ميتوانم نفوذ كنم؟
جبرئيل فرمود
:
بله
.
ابليس گفت
:
همين براي من بس است
.
2.
فرو ريختن ايوان كسري و خاموش شدن آتشكده فارس و خشك شدن درياچه ساوه
:
[b]إبن كثير دمشقي سلفي (متوفاي 774 هجري) كه از علماء أهل سنت و شاگرد ذهبي (متوفاي 748 هجري) و معاصر إبن تيميه (متوفاي 728 هجري) است، در كتاب
البداية و النهاية
[/b]، جلد 2، صفحه 327 مفصل بحث ميكند كه وقتي نبي مكرم (صلي الله عليه و آله) به دنيا آمد
:
ايوان كسري كه بزرگترين سلطنت و كاخ پادشاهي كره زمين بود، لرزيد و 14
كنگرهاش فرو ريخت و آتشكده فارس كه هزار سال و اندي برافروخته بود، خاموش شد و يكي از علماء بزرگ مجوسي در آن شب خواب ديد كه شتراني بودند كه يك شخص عرب بر آن سوار شد و از دجله گذشت و به طرف بلاد ايران و فارس وارد شد
.
بحار الأنوار للعلامة المجلسي، جلد 15، صفحه 257
إبن كثير دمشقي اضافه ميكند
:
طاق كسري دو نيم شد و آب دجله شكافته شد و در قصر او جاري شد و نوري از طرف حجاز ظاهر شد و سراسر كره زمين را فرا گرفت و هر بتي كه در سراسر عالم بود،
بر رو افتاد و درياچه ساوه براي هميشه خشكيد و وادي سماوه كه سالها به خود آب نديده بود، آب در آن جاري شد
.
البداية و النهاية لإبن كثير الدمشقي، ج 2، ص 328 ـ بحار الأنوار للعلامة المجلسي، جلد 15، صفحه 257
3.
گفتن شهادتين توسط پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله
) :
[b]
إبن هشام كه از مورخان بنام أهل سنت است و تاريخش سرچشمهاي بود براي مورخان بعد از خودش، در
السيره النبوية
]
، جلد 1، صفحه 103 تا 107 نقل ميكند كه وقتي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) از مادرش به دنيا آمد، مادرش حضرت آمنه (سلام الله عليها) ميفرمايد
:
فرزندم دست به طرف آسمان بلند كرد و شهادتين را بر زبان جاري كرد و به اطرافش نگاه كرد و نوري از او ساطع شد و همه جا را فرا گرفت و ديدم از آن نور صدايي خطاب به من بلند شد و گفت: اي آمنه! فرزندي را به دنيا آوردي كه بهترين انسان است و نام او را محمد بگذار
.
[/b]
4.
افتادن بتهاي كعبه
:
[b]آقاي إبن شهر آشوب در
]
مناقب آل أبي طالب
[/b]، جلد 1، صفحه 31 از أمير المؤمنين (عليه السلام) نقل ميكند
:
وقتي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) متولد شد، تمام بتهايي كه در كعبه آويزان بود، بر زمين افتادند و مردم اين صدا را بدون منادي شنيدند
:
وَ قُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا
سوره إسراء / آيه 81
[/b]