درک ما از جهان پیرامون ، بواسطه مجموعه ادراکاتی است که از طریق حواس پنچگانه به نظر ما می رسد مثلا وقتی کوه، درخت، دریا، صحرا، و سایر چیزهای دیگر را می بینیم همه چیزهایی که از آن به دست می آوریم تصویری است که در ذهن ما نقش می بندد .
پس تمام این ادراکات درون ماست و اگر قوای حسی از کار بیفتد ما هیچ ادراکی از اشیاء خارجی نخواهیم داشت .
سوال این است که :
اگر هیچ ذهنی در عالم نباشد وجود یک شیء خارجی چگونه ثابت می شود؟
منتظر پاسخ های شما به این سوال اساسی هستیم.
سلام
منظور شما این هست که قوای پنجگانه نباشه؟عقل هم نباشه؟احساس هم نباشه؟لطفا دقیقا بود و نبود رو مشخص کنید.
(۵/بهمن/۹۱ ۲۳:۵۱)دل خسته نوشته است: [ -> ]سلام
منظور شما این هست که قوای پنجگانه نباشه؟عقل هم نباشه؟احساس هم نباشه؟لطفا دقیقا بود و نبود رو مشخص کنید.
با سلام
دوست من
به نظرم که سوال خیلی واضح است وربطی به احساس و عقل نداشته باشه سوال این است که اگر ما همه چیز را با اداراک عقلی یا ذهنی درک می کنیم حال اگه این ادراک نباشه و اگه ذهنی در عالم نباشه ایا ما می تونیم به اشیائ خارجی یا طبیعی علم داشته باشیم ؟ یا خیر؟
(۸/بهمن/۹۱ ۰:۳۰)dinpajoohan نوشته است: [ -> ]با سلام
دوست من
به نظرم که سوال خیلی واضح است وربطی به احساس و عقل نداشته باشه سوال این است که اگر ما همه چیز را با اداراک عقلی یا ذهنی درک می کنیم حال اگه این ادراک نباشه و اگه ذهنی در عالم نباشه ایا ما می تونیم به اشیائ خارجی یا طبیعی علم داشته باشیم ؟ یا خیر؟
سلام
اگر روح داشته باشیم ، و خداوند متعال روح ما رو در بند عقل نکرده باشه ، بله می تونیم.
البته بستگی به تعریف شما از ذهن داره ، این که ذهن مادی مد نظرتون هست (مغز و قوه تحلیل و ...، که در پیرییا بیماری افول پیدا می کنه) ، یا ذهن معنوی (همون قلب در روایات ، که زوالی نداره ، مگر بر اثر گناه و نافرمانی ، که صد البته در انتها هم یک حداقلی داره که بتونه در مورد رفتار خودش قضاوت داشته باشه ، یک دیوانه یا یک مریض روانی هم دارای ذهن معنوی سالمی هستند،منتها تا زنده هستند و بیمار ، ذهنشون در بنده).
با سلام
دوست من
یعنی شما ذهن را مساوی با روح می دانید ؟ به نظرم شاید اینگونه نباشد ؟
و ذهن با روح یه خورده شاید هم بیشتر از یه خورده فرق داشته باشد
به نظر شما چطور؟
(۸/بهمن/۹۱ ۰:۴۹)dinpajoohan نوشته است: [ -> ]با سلام
دوست من
یعنی شما ذهن را مساوی با روح می دانید ؟ به نظرم شاید اینگونه نباشد ؟
و ذهن با روح یه خورده شاید هم بیشتر از یه خورده فرق داشته باشد
به نظر شما چطور؟
سلام
نه من یکی نمی دونم،یعنی چنین ادعایی نکردم، بستگی به تعریف داره.
به قول یک استادی ، اول هر بحثی باید تعاریف کاملا مشخص بشند.
(۸/بهمن/۹۱ ۱۲:۳۲)دل خسته نوشته است: [ -> ]سلام
نه من یکی نمی دونم،یعنی چنین ادعایی نکردم، بستگی به تعریف داره.
به قول یک استادی ، اول هر بحثی باید تعاریف کاملا مشخص بشند.
با سلام
دوست من
به نظر میرسه که ذهن تعریف مشخص و بدیهی داشته باشه و به هر کس بگیم ذهن متوجه میشه که یعنی چه
(۸/بهمن/۹۱ ۲۳:۱۵)dinpajoohan نوشته است: [ -> ]با سلام
دوست من
به نظر میرسه که ذهن تعریف مشخص و بدیهی داشته باشه و به هر کس بگیم ذهن متوجه میشه که یعنی چه
سلام
خوب مثلا وجود و موجود در فرهنگ عامه یک معنا ، و در فرهنگ فلسفه معنای دیگه ای دارند.
اما خوب ، علی ای حال ، اگر منظورتون از ذهن قدرت تفکر ناشی از مغز هست ، در این صورت ، اگر قدرت تفکر یا همون ذهن از بشر گرفته بشه ، اگر خداوند متعال بخواد ، بله که میشه درک کرد الله رو ، چون روح خودش یک موجود هست.منتها با این شرط که خدا بخواد ، و روح رو از بند ذهن آزاد کنه.مثل رویا.
خیلی ها در رویا کشف و شهود می کنند.
اما مسئله این هست که ، وقتی اسلام در این جهان ، مبانیش بر اساس عقل هست ، و خواب و رویا هیچ حجیتی ندارند ، اون وقت کسی به جز استفاده از ذهن به خدا برسه ، این ارزش داره و معتبره؟
سلام آیا شما هدفتون رسیدن به این اینست که حیوانات چگونه خداوند را درک میکنند؟
فکر نکنم بتونن درک کنن و یک نوع غریزه یا فطرت است. من اطلاعاتم در مورد غریزه پایینه.
اول باید بدونیم آیا حیوانات روح دارند یا نه؟
البته غریزه میتونه دستور العمل باشه نه کننده ی کار ، یعنی بالاخره یک حیوان هم کمی میتونه متناسب با غریزه تصمیم گیری کنه .
من اطلاعاتم کمه اگه جایی اشتباه گفتم تصحیح کنید.
(۸/بهمن/۹۱ ۲۳:۵۷)دل خسته نوشته است: [ -> ]سلام
خوب مثلا وجود و موجود در فرهنگ عامه یک معنا ، و در فرهنگ فلسفه معنای دیگه ای دارند.
اما خوب ، علی ای حال ، اگر منظورتون از ذهن قدرت تفکر ناشی از مغز هست ، در این صورت ، اگر قدرت تفکر یا همون ذهن از بشر گرفته بشه ، اگر خداوند متعال بخواد ، بله که میشه درک کرد الله رو ، چون روح خودش یک موجود هست.منتها با این شرط که خدا بخواد ، و روح رو از بند ذهن آزاد کنه.مثل رویا.
خیلی ها در رویا کشف و شهود می کنند.
اما مسئله این هست که ، وقتی اسلام در این جهان ، مبانیش بر اساس عقل هست ، و خواب و رویا هیچ حجیتی ندارند ، اون وقت کسی به جز استفاده از ذهن به خدا برسه ، این ارزش داره و معتبره؟
با سلام
دوست من
اولا وجود در همه جا یک معنا می ده و عامه و غیر عامه نداره برادر من از شما بعیده که این را بگویید
دوما بحث ما یک بحث فلسفی است وشاید ربطی به مباحث الهی نداشته باشه که شما فرموده بودین که میشه الله را درک کرد
و سوما مبحث ما هم در مورد اسلام نیست
و چهارما تمام مبانی اسلام عقل نیست بلکه شرع هم از مبانی اسلام است
با تشکر از شما
منتظرت هستم
(۹/بهمن/۹۱ ۰:۲۷)mamy007 نوشته است: [ -> ]سلام آیا شما هدفتون رسیدن به این اینست که حیوانات چگونه خداوند را درک میکنند؟
فکر نکنم بتونن درک کنن و یک نوع غریزه یا فطرت است. من اطلاعاتم در مورد غریزه پایینه.
اول باید بدونیم آیا حیوانات روح دارند یا نه؟
البته غریزه میتونه دستور العمل باشه نه کننده ی کار ، یعنی بالاخره یک حیوان هم کمی میتونه متناسب با غریزه تصمیم گیری کنه .
من اطلاعاتم کمه اگه جایی اشتباه گفتم تصحیح کنید.
با سلام
ممنون که در بحث شرکت می کنید
نه اصلا هدف من و بحث بنده روی حیوانات نیستند دوست من ، چرا که حیوانات اصلا ذهن ندارند که بخواهند مورد بحث ما قرار بگیرند
در یک صورت حیوانات مورد بحث ما هستند در این صورت که منظورتان از حیوان، حیوان ناطق به معنای انسان باشد