بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـٰنِ الرَّحِيم
سوره قصص آیه 83:
تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا
لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ
عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا ۚ وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ
آن سراى آخرت را
براى كسانى قرار مىدهيم كه در زمين خواستار
برترى و فساد نيستند، و فرجام [خوش] از آنِ پرهيزگاران است.
متن آیه کامل روشن است. یعنی سرای جاودان آخرت برای کسانی است که در این دنیایی فانی برای خود برتری نخواهند.
نقل قول:حضرت علی (علیه السلام) فرموده است: کسی که بخواهد بند کفش او، بهتر از برادرش باشد شامل "يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ" می شود.
(البته پر واضح است که منظور از برتری، نوعی جاه طلبی و کبر و خودپسندی و ... می باشد و گرنه هر مسلمانی باید به فکر پیشرفت دنیایی خود نیز باشد)
القصه:
با خواندن این متن کمی به خودم فکر کردم تا ببینم من کجای این معرکه قرار دارم.
- وقتی موبایل تمام لمسی با سیستم عامل پیشرفته ام را به دست می گیریم، دوست دارم همه به من نگاه کنند.
- وقتی این متن را می نویسم، به این فکر هستم که چه کسی آن را می خواند و قند در دلم آب می شود.
- همین امضا و آواتار من نیز می تواند شامل این مورد باشد چه برسد به اعتبارها.
- وقتی کسی از من سوالی می پرسد که نمی تواند از کس دیگری بپرسد، باز همان احساس در من می جوشد.
- خدا را شکر که حساب بانکی و خونه و ماشین درست و حسابی ندارم وگرنه ...
- امان از مدل لباس و موهایم
- و هزار وسوسه دیگر که مرا شامل افرادی می کند که در این دنیا خواستار برتری جویی هستند
راستی تا یادم نرفته بگویم:
- گاهی اوقات پیش می آید که در محل کارم باید مشخصات افراد را ثبت کنم. شماره تلفن همراه نیز شامل این مشخصات می شود. من سیم کارت همراه اول دائمی دارم. وقتی مراجعه کننده شماره تلفن همراهش را می گویید تا من ثبت کنم، اگر سیم کارت اعتباری و یا غیر همراه اول داشته باشد، یک حس برتری نسبت به او احساس می کنم.
چقد به فکر فرورفتم واقعا..................
منم که همیشه انقد به لباس پوشیدنم حساسم تو همه مهمونی ها باید ست باشم ولی به این فکر نمیکنم که از فلانی بهتر باشم اما کلا با تیپ زدن حال میکنم اینم شامل حال این قضیه میشه؟؟؟؟؟؟
من وقتي تودرس يه نمره بهتري ميگيرم خوشحال ميشم اما دوست ندارم ديگران فكر كنند من خودمو ميگيرم.يا ميخوام پز بدم.......
ولي باز ناراحتم كه نكنه مغرور بشم؟
بسم الله الرحمن الرحیم
متن جسورانه ای بود
دوستان نظرتان در مورد تاپیک چیست؟
علت این برتری جویی بنی آدم در چیست؟
فرق افرادی که برتری نجستند و برتر شدند با ما چیست؟
چیکار کنیم وقتی جامعه اینطور شده؟؟ من ابدا همچین آدمی نبودم وقتی ازدواج کردم به این فکر نمیکردم شوهرم برتری های ظاهری داشته باشه (خونه و ماشین و مدیر فلان شرکت یا تحصیلات در حد دکترا) اصلا سطح رو نمیفهمیدم فقط خودش رو میخواستم اما الان چند وقتی شدیدا مورد اذیت اطرافیان قرار میگیرم انگار همه با زبان بی زبانی دارن میگن تو هم با این شوهر کردنت!!!
مثلا همسر من تحصیلاتش دیپلمه و دوستم مستقیما به من میگه خواستگار دیپلمه داشتم تازه خونه و ماشین هم داشت (که شوهر من نداره) اما جواب رد دادم مگه خودم رو از سر راه آوردم
یا من انقد خوبم پسر فلانی که فلان جای شهر خانه خدا متری داره خواستگارم بود و انقدر میگردن تا یه مرد پولدار پیدا کنن و اصلا فکر نمیکنن خوبه خوشبختن آخرش چی میشه
یا پدر و مادر ها که سعی میکنن برای پسرهاشون قبل از ازدواج همه امکانات رو فراهم کنن پسر فلانی همچین خونه ای داره ما باید بهترشو واسه پسرمون درست کنیم مگه ما چی مون از بقیه کمتره!!!
وووووو
از این مثالا که زیاده اما خلاصه مطلب جوری شده که من نوعی خودم رو به آب و آتیش میزنم تا از حتی نزدیکترین افراد خانواده ام بالاتر باشم اصلا زمونه جوری شده دنبال ضعیف میگردن تا لهش کنن
مثلا من دروغ میگم که خونه رو فلان مقدار رهن کردیم!!! میگن خوب چرا دروغ میگم چون دوس ندارم فکر کنن انقد بدبختیم حالا کجای دنیاییم که انقد پول پیش خونمون کمه (البته خیلی هم کم نیست اما مثل میلیونر های اطرافمون 100 میلیون 200 میلیون نداریم خونه رهن کنیم)
مثلا میگم فلان لباس رو برای مجلس عروسی 200 هزار تومن خریدم چون نگاه نمیکنن قشنگه فقط نگاه میکنن چقد پول دادی و خدا نکنه اگه کم داده باشی که همه برات دلسوزی میکنن و آخی بیچاره نداره
پس گاهی نمیخوایم اما مجبوریم خودمون رو بالا بیاریم تا حداقل این خود برتر بین ها کمی دست از سرمون بردارن
من انقد اعتماد به نفسم کمه اگه یه چیزی رو واقعا هم بالاتر از دیگران باشم فکر میکنم نیستم یا فکر میکنم زشته الان اشاره ای کنم بهش ولی شدیدا با اینجور آدمها باید مثل خودشون برخورد کرد
در مورد دروغ هم عذاب وجدان میگیرم اما اینطور توجیه میکنم که به من چه یا خدا پول بده دیگه دروغ نگم یا اونها فضولی نکنند و نپرسن چون هیچوقت نمیپرم وسط معرکه خودم رو بزگ جلوه بدم
بعضی ها اینجوری ان باز خوبه شما مثلا تو دلت این احساس رو داری ولی بعضی ها کلی خرج میکنن مهمونی میگیرن و خیلی کارای دیگه فقط واسه اینکه همینو بگن ما خیلی برتریم و واقعا انسان های رو اعصابی هستن
ببخشید زیاد حرف زدم

مَّن كَانَ يُرِيدُ الْعَاجِلَةَ عَجَّلْنَا لَهُ فِيهَا مَا نَشَاء لِمَن نُّرِيدُ ثُمَّ جَعَلْنَا لَهُ جَهَنَّمَ يَصْلاهَا مَذْمُومًا مَّدْحُورًا ﴿اسراء-۱۸﴾
آن كس كه (تنها زندگي زودگذر (دنياي مادي) را ميطلبد آن مقدار از آن را كه بخواهيم و به هر كس اراده كنيم ميدهيم، سپس دوزخ را براي او قرار خواهيم داد كه در آتش سوزانش ميسوزد در حالي كه مذموم و رانده (درگاه خدا) است.
وَمَنْ أَرَادَ الآخِرَةَ وَسَعَى لَهَا سَعْيَهَا وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ كَانَ سَعْيُهُم مَّشْكُورًا ﴿19﴾
و آن كس كه سراي آخرت را بطلبد و سعي و كوشش خود را براي آن انجام دهد، در حالي كه ايمان داشته باشد، سعي و تلاش او (از سوي خدا) پاداش داده خواهد شد.
ای بابا!
راستشو بگم وقتی داشتم جملات تاپیک رو میخوندم اینطوری بودم :
یه خرده انگار خودم بودم

خواسته یا ناخواسته بعضی موقع این حس غرور به آدم دست میده...مثلا داری با یکی صحبت میکنی و اون شخص داره دائما دست آورد ها! یا توانایی هاشو میگه...
بعد تو دائما داری خودتو باهاش مقایسه میکنی

ثانیه به ثانیه...نمیدونم ما خانوما اینطوری هستیم یا کلا مشکل همه جاییه
یه بار که میخواستم این حس رو در خودم ساکت کنم...یه شخصی کلی در مورد زندگیش گفت و اینا خییییلی هم با آب و تاب میگفت...در صورتی که من تقریبا در همه مواردی که ایشون میگفت بالاتر بودم

(تف به ریا!) ولی تو دلم گفتم: جیکت دربیاد میکشمت! (بعضی موقع توی دلم اینطوری خودمو تهدید میکنم

)
هیچی دیگه...اون بنده خدا همه حرفاشو زد منم هیچی از خودم نگفتم و فقط با لبخند تاییدش کردم...

کلی هم خوشحال شد...ولی نمیدونست من چه جوری با خودم کشتی گرفتم که هیچی نگم
خلاصه درس خوبی بود
