تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: پروتکل دانشوران یهود برای تسخیر دنیا ! ( نظم نوین جهانی )
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام خدمت دوستان

پروتکل دانشوران یهود

يكى از حيرت انگيزترين،عجيب‏ترين و خطرناك‏ترين كتاب‏هاى سياسى‏ كه تاكنون انتشار يافته است،كتاب پروتكل‏هاى حكماى يهود است.
اين كتاب،مجموعه‏اى است از ‏سخنرانى‏هاى يك شخصيت برجسته‏ يهودى كه بر چند تن از ثروتمندان و افراد با نفوذ ‏يهودى،ايراد كرده‏ است.

قالب كتاب: PDF / سايز: 646 KB

http://dte.ir/Portal/Home/ShowPage.aspx?...6cafef7cac
سلام دوستان
راستش قصد دارم در یک سلسله پست ها قسمت هایی از پروتکل ها رو به کمک شما رفقا بررسی کنیم
بررسی پرتکل ها از چند جنبه میتونه جالب باشه
یکی این که می فهمیم بر اساس چه قواعدی داره نظم نوین جهانی شکل می گیره
نه دقیقاً اما می شه گفت این موجودات دقیقاً در حال ساخت یک جامعه ی جهانی هستند ضد مدینه ی فاظله قرآن و ضد جامعه جهانی مهدوی و با قائده ی تعرف الاشیا به اضدادها (هر چیز را با شناخت ضدش می توان تا حدی شناخت)
بعلاوه نقش افکار حاکم بر نویسندگان این پروتکل ها را در تحولات دنیای اطراف می تونیم ببینیم
و...
تمایل دارم دوستان هم وارد مباحث مطرح شده بشوند

خوب بررسی پرتوکل ها را آغاز می کنیم


برای آنكه بتوان بر انسانها حكومت كرد، بايد به اعمال زور و خشونت و ترور توسل جست.
(از نظر اینها، هدف وسیله را توجیه می کند و شما میتوانید برای رسیدن به هدفتان هر کاری را انجام دهید، ملاک درست و غلط، خواست شماست، ریشه های تفکرات اومانیستی به وضوح در پروتوکل ها یافت می شود!)

قوانين در واقع همان چهره تغييريافته زور و تهديد هستند که آدميان را به زير سلطه درمی آورند و من در اينجا می ‏خواهم بگويم كه طبق قانون طبيعت، «حق» يعنی اعمال زور و فشار.
به اعتقاد ما حق يعنی اعمال زور. واژه حق واژه‏ای ذهنی است كه به هيچ وجه جنبه عينيت به خود نمی ‏گيرد. در نظام سياسی ما حق اين چنين تعبير می ‏شود: هر آنچه را كه می ‏خواهم به من بده زيرا من از تو قوی ‏ترم. نيازی نيست كه ثابت كنم حق از آن كيست.
(در جنگل و بین حیوانات شاید این گونه باشد، می توان نتیجه گرفت از نظر اینها روابط بین انسانها همان قواعد روابط بین حیوانات را دارد و بین نوع روابط در اجتماع انسانی و حیوانی تفاوتی نیست! (تکنولوژی های فوق مدرنِ انحصاری، تکیه گاه اصلی اینها در اعتقاد داشتن به قویتر بودنشان است.))

آزادی سياسی تنها يك نظريه است نه يك واقعيت. لذا آدمی بايد بداند كه چگونه از واژه آزادی سياسی برای فريب توده ‏ها استفاده كند و سپس آن را برای درهم شكستن قدرت حزب حاكم بكارگيرد. البته اگر حزب حاكم قبلاً خود از چنين شيوه‏ای برای دستيابی به قدرت استفاده كرده باشد، بهتر می ‏توان همين شيوه را در مورد او بكار برد. به كمك واژه به اصطلاح آزادی می ‏توان همين شيوه را در مورد او بكار برد. به كمك واژه به اصطلاح آزادی می ‏توان پايه ‏های حزب حاكم را سست و لرزان ساخت و بی ‏اعتباريش را به توده مردم نشان داد.
(چرا در رنسانس که به تدریج فراماسونها نفوذ اجتماعی در مراکز قدرت یافتند، به یکباره تمام حکومت های سلطنتی با شورش هایی به رهبری آنها، به حکومت های حزبی تبدیل شد؟ به نظر شما اگر شما بخواهید در سیستم حکومتی یک کشور نفوذ کنید و به تمام مواهب و سرمایه های یک ملت دسترسی پیدا کنید و آن ملت را مطابق میل خود اداره کنید، این کار را در یک حکومت سلطنتی راحتتر انجام می گیرد یا یک حکومت حزبی؟!
توجه داشته باشند که منظور حقیر تأیید حکومت سلطنتی نیست بلکه سوال در این است که برایند نهایی این تغییر برای ملتها بهتر شدن اوضاع را در پی داشته یا بدتر شدنشان ؟ در کدام حالت نظام سلطنتی یا نظام دموکراتیک ، در کدام یک می توان راحتتر نظم نوین جهانی را از طریق سیاست گذاری های کلان به وجود آورد؟
دموکراسی چیست؟ عمل به رأی و خواست اکثریت؟ به فرض که چنین باشد، آیا واقعاً عقلانیترین راه است؟ اگر در یک خانواده 5 نفره، سه فرزندِ خانواده تصمیم به انجام عملی را گرفتند، پدر و مادر لاجرم به آن تصمیم و نظر، حال هر چه که می خواهد باشد باید تن در دهند؟ آیا برای رشد صحیح گیاهان یک باغچه شما برای تمام گیاهان فارغ از نوع و اندازه و ویژگی های گیاه حق یکسانی از آب را در نظر می گیرید؟ آیا عدالت یعنی تساوی؟ یا عدالت یعنی قرار گرفتن هر چیز سر جای خودش؟ آیا اگر تأثیر رأی و نظر همه در تصمیم گیری ها یکسان بود فارغ از سطح شعور و آگاهی و خوبی وبدی و تجربه و علم افراد، این یعنی عدالت؟ می دانید نهایت دموکراسی چیست؟ نهایت دموکراسی می شود قوم لوط، یعنی اگر نظر اکثریت بر جایز بودن لواط و مساحقه بود، همه باید همجنس باز شوند و نباید مانع اجرای این قانون اجتماعی حتی در بین مخالفینِ اندکِ آن، در جامعه ی دموکرات شد و کسی اجازه ممانعت از قانون آزادی لواط و مساحقه را ندارد.
حکومت بر مبنای دموکراسی، حکومت عقل است یا جهل؟ احتمال جاری شدن احکامی بر مبنای عقل در جامعه بیشتر می شود یا احکامی بر مبنای هوای نفس؟ اساساً بشر در زندگی بیشتر عقلانی تصمیم میگیرد یا نفسانی؟ (این همه اکثرهم لایفقهون و اکثرهم لایعلمون و اکثرهم لا ... در قرآن برای چیست؟) همه می دانند ورزش روزانه برای سلامتی بدن چقدر ضروری و حیاتی و مفید است، اما چند درصد از مردم ورزش می کنند؟ همه ی سیگاری ها از مضرات سیگار آگاهند اما چند نفرشان آن را ترک می کنند و رأی به نابودی کارخانه ها و محصولات دخانیاتی را میدهند و از آن حمایت می کنند؟ آیا با مفهوم دموکراسی به همین معنایی که همه می دانیم یعنی نافذ بودن رأی اکثریت در تصمیم گیری در باره مسائل مختلف می توان به جامعه ی آرمانی رسید؟ و سؤالی به مراتب از همه این سؤال ها عمیق تر
آیا حقیقتاً در کشور هایی که داعیه دار دموکراسی هستند ، رأی اکثریت نافذ است یا رأی اقلیتِ صاحب سرمایه؟ آیا اقلیت صاحب سرمایه با در اختیار داشتن رسانه ها و عوامل مؤثر به احساسات مردم، رأی آنها را به سمت آنچه که خود می خواهند سوق نمی دهند؟ انسان بر اساس چه چیز تصمیم می گیرد و قضاوت میکند؟ بله، بر اساس اطلاعاتی که به عنوان ورودی دریافت می کند و امروز اکثریت مردم این اطلاعات را از کجا دریافت می کنند؟ بله از رسانه ها ، تلویزیون ، رادیو ، روزنامه ها و ما همه میدانیم مالکان تمام این رسانه ها چه کسانی هستند.نتیجه ی دریافت اطلاعات از این منابع چه خواهد شد؟ یک باره دیگر شما را دعوت می کنم که به این فراز های پروتکل ها نظری بیاندازید:
كنار آمدن با توده ی مردم فقط با دست گذاشتن روی عواطف و اعتقادات آنها مقدور و ممكن است.
آدمی بايد بداند كه چگونه از واژه آزادی سياسی برای فريب توده ‏ها استفاده كند و سپس آن را برای درهم شكستن قدرت حزب حاكم بكارگيرد.
)

بنياد نهادن حكومت براساس آزادی غيرممكن است. زيرا كسی نمی ‏تواند آزادی را در متعارف و متعادل‏ترين نوع آن بكارگيرد.
(برقراری آزادی متعادل و حقیقی فقط از دست آزادمردانِ واقعی برمی آید.)

هنگامی كه ما به قدرت رسيديم، يعنی قدرت را از چنگ فرمانروايانی كه با استفاده از واژه آزادی بر مردم حكومت می ‏كنند، خارج ساختيم، طلا جای قدرت را خواهد گرفت.
(در ادامه باید دقیقاً جمله ی ، طلا جای قدرت را خواهد گرفت توضیح داده شود. این مطلب بسیار مهم است و ما امروز شاهد افت شدید قیمت دلار در برابر طلا هستیم فکر می کنید علت چیست؟ علت بسیار پیچیده تر از آن چیزی است که خیلی از اقتصاد دانان مطرح می کنند در ادامه به امید خدا این مطلب را با کمک دوستان باز خواهیم کرد)
فعلاً یا علی
آشنایی با پروتکلهای فراماسونری جهانی
پروتکل شماره یک:

- مى‏خواهيم فارغ از هرگونه لفاظى و عبارت ‏پردازى و تنها از طريق مقايسه و استنتاج، حقايق محيط اطرافمان را مورد بررسى و مداقه قرار دهيم.

- مى‏خواهيم سيستمى را كه ما در آن زندگى مى‏كنيم از دونقطه نظر يعنى از نظر يهوديها (صهيونيستها) و از نظر غيريهوديها (غيرصهيونيستها) مورد ارزيابى قرار دهيم.

- شمار انسانهايى كه داراى غرايز بد و شيطانى هستند، برشمار كسانى كه داراى غرايز خوب هستند، پيشى مى‏گيرد. لذا، براى آنكه بتوان بر انسانها حكومت كرد، بايد به اعمال زور و خشونت و ترور توسل جست. هر انسانى مى‏خواهد ديكتاتور بشود، زور بگويد و اگر بتواند، رفاه و خوشبختى مردم را فداى خواسته ‏ها و آمال خود گرداند.

- اما چه عواملى اين جانور درنده را كه اسمش انسان گذاشته‏اند، از خشونت باز مى‏دارد؟

- از زمانى كه حيات اجتماعى آدميان آغازگشت، فشارها، رفتارهاى ظالمانه و حيوان صفتانه ‏اى از سوى فرمانروايان باعث شد كه توده ‏هاى مردم تحت سلطه درآيند و مطيع فرمانروايان خود شوند. آنگاه با وضع قوانينى كه در واقع همان چهره تغييريافته زور و تهديد هستند، آدميان به زير سلطه درآمدند و من در اينجا مى‏خواهم بگويم كه طبق قانون طبيعت، « حق» يعنى اعمال زور و فشار.

- آزادى سياسى تنها يك نظريه است نه يك واقعيت. لذا آدمى بايد بداند كه چگونه از واژه آزادى سياسى براى فريب توده ‏ها استفاده كند و سپس آن را براى درهم شكستن قدرت حزب حاكم بكارگيرد. البته اگر حزب حاكم قبلا" خود از چنين شيوه‏اى براى دستيابى به قدرت استفاده كرده باشد، بهتر مى‏توان همين شيوه را در مورد او بكار برد. به كمك واژه به اصطلاح آزادى مى‏توان همين شيوه را در مورد او بكار برد. به كمك واژه به اصطلاح آزادى مى‏توان پايه ‏هاى حزب حاكم را سست و لرزان ساخت و بى‏اعتباريش را به توده مردم نشان داد. از آنجا كه توده ناآگاه نمى‏تواند حتى يك روز هم بدون راهنما و رهبر هدفهايش را خود راهبرى نمايد، لذا به آسانى رهبرى حزب جديد را مى‏پذيرد و بدين‏سان رژيم قديم جاى خود را به رژيم جديد مى‏دهد.

- هنگامى كه ما به قدرت رسيديم، يعنى قدرت را از چنگ فرمانروايانى كه با استفاده از واژه آزادى بر مردم حكومت مى‏كنند، خارج ساختيم، طلا جاى قدرت را خواهد گرفت. بنياد نهادن حكومت براساس آزادى غيرممكن است. زيرا كسى نمى‏تواند آزادى را در متعارف و متعادل‏ترين نوع آن بكارگيرد. اگر صرفاً براى مدت كوتاهى مردم را در اداره امور خويش آزاد بگذاريم تا هر كس فرمانرواى خويش بشود، ديرى نخواهد پاييد كه انسجام امور از هم گسيخته مى‏شود و مردم دست به كشتار همديگر مى‏زنند و از دولت چيزى جز تلى خاكستر به جاى نخواهد ماند.

- خواه دولتها در اثر ضعف داخلى متلاشى شوند و خواه در اثر چيرگى دشمنان خارجى از بين بروند، سرانجام زير نفوذ ما قرار خواهند گرفت. زيرا سرمايه، كه به مثابه ريسمان محكمى است، در دست ماست. دولتهايى كه به اين ريسمان محكم چنگ نمى‏زنند، سقوطشان حتمى خواهد بود.

- آنهايى كه آزادمنشانه مى‏انديشند، ممكن است به سياستى كه ما در بالا خطوط اصلى آن را ترسيم كرديم، ايراد بگيرند و آن را غيراخلاقى تلقى كنند. ولى در پاسخ ايراد آنها، ما اين سؤال را مطرح مى‏كنيم:

اگر هر دولتى دو نوع دشمن داشته باشد و براى از بين بردن دشمن خارجى به او اجازه داده شود كه براى نابودى دشمن از هر روشى استفاده كند، يعنى مثلا" دشمن را غافلگير كرده و شبانه به اردوگاه او بزند و او را در هم بكوبد آنگاه اين عمل را روش غيراخلاقى مى‏ناميد؟ به همين قياس نابودى دولتهاى حاضر به دست ما كه مخرب رفاه عمومى هستند، عملى غيراخلاقى تلقى مى‏شود؟

- آيا آدم معقولى پيدا مى‏شود كه فكر كند مى‏توان از طريق بحث و استدلال با مردم عامى كه قدرت استدلالشان سطحى است، كنار آمد؟ كنار آمدن با توده مردم فقط با دست گذاشتن روى عواطف و اعتقادات آنها مقدور و ممكن است. اگر بخواهيم با اين دسته از مردم كه فهم سياسى ندارند، از طريق استدلال و بحث كنار بياييم، جز آنكه تخم هرج و مرج را بپاشيم كار ديگرى نمى‏توانيم بكنيم.

- ميان سياست و اخلاق هيچگونه وجه اشتراكى نيست. فرمانروايى كه متكى به اخلاق باشد، نمى‏تواند سياستمدارى كار كشته و ماهر از آب درآيد و نتيجتاً پايه‏ هاى قدرت سياسى او متزلزل خواهد گشت. آنهايى كه مى‏خواهند گام در وادى سياست بگذارند، بايد هم نيرنگ باز باشند و هم بتوانند ديگران را متقاعد كنند. صفاتى چون درستكارى و راستگويى خطرى بزرگ براى سياست بشمار مى‏روند. زيرا چنين صفاتى شديدتر از هر دشمنى، فرمانروا از اريكه حكمرانى به زير مى‏كشند. البته فرمانروايان جوامع غيرصهيونيست بايد چنين صفاتى را دارا باشند تا هر چه زودتر از پاى درآيندو تسليم ما شوند. ولى در نظام سياسى جوامع صهيونيستى، قيودات اخلاقى نبايد وجود داشته باشد.

حق يعنى زور

- به اعتقاد ما حق يعنى اعمال زور. واژه حق واژه‏اى ذهنى است كه به هيچ وجه جنبه عينيت به خود نمى‏گيرد. در نظام سياسى ما حق اين چنين تعبير مى‏شود: هر آنچه را كه مى‏خواهم به من بده زيرا من از تو قوى‏ترم. نيازى نيست كه ثابت كنم حق از آن كيست.

- حق از كجا شروع مى‏شود و به كجا ختم مى‏شود؟

- در هر دولتى كه قدرت به طور نامطلوبى سازمان يافته باشد، قوانين و مقررات، اعتبارشان را از دست داده، دستخوش طوفان حوادث مى‏شوند و سرانجام ليبراليسم پديد مى‏آيد. طبق قانون حكومت اقويا، بايد تمام مقررات و قوانين را متلاشى سازيم و براى آنهايى كه داوطلبانه از ليبراليسم دست كشيده‏اند و تسليم ما شده‏اند، منجى شويم.

- در شرايط كنونى كه تمام قدرت‏هاى جهان داراى پايه‏هاى لرزانى هستند، قدرت سياسى ما داراى پايه ‏هاى استوارى است. زيرا وجود آن محسوس نيست. زمانى قدرت ما تجلى خواهد كرد كه هيچگونه خطرى آن را تهديد نكند.

- قدرتهاى سياسى جهان به سبب اعمال ليبراليسم دچار مشكلات شديدى هستند. وظيفه ما اين است كه فارغ از اينگونه مشكلات، به فكر پى‏ريزى حكومت آينده خود باشيم. ما بايد در طرحهاى خودبيشتر به ضروريات فكر كنيم تا به اخلاقيات و بيشتر به هدفها توجه داشته باشيم تا به وسيله ‏ها.

- اكنون ‏طرحى در پيش روى داريم كه خطوط اصلى سياست آينده ‏مان را مى‏خواهيم از متن آن استخراج كنيم. اين طرح به ذكر عواملى كه حاصل چند قرن انديشه و كار آدمى را به هدر داده‏اند، مى‏پردازد. لذا ما نمى‏توانيم نقش اين عوامل را ناديده بگيريم.

- براى آنكه سياستمان عملكرد رضايت بخشى داشته باشد، نخست بايد توده مردم را بشناسيم و به سستى انديشه، عدم درك و عدم توجه آنها به رفاه خويش پى ببريم. بايد بدانيم كه قدرت توده مردم قدرتى نامعقول است. كسى كه از احوال توده مردم اطلاعى ندارد، نمى‏تواند آنها را اداره كند. و نيز كسى كه دانش سياسى نداشته باشد، حتى اگر خيلى هم تيز هوش باشد نمى‏تواند توده ناآگاه را رهبرى كند و سرانجام جامعه را به پرتگاه سقوط سوق مى‏دهد.

- تنها كسانى كه از همان اوان خردسالى براى رهبرى تربيت مى‏شوند، مى‏توانند به مفهوم كلماتى كه از الفباى سياست تشكيل شده‏اند، پى ببرند.

- اگر افرادى را كه از دانش سياسى بهره ندارند، بر سر كار آوريم، ديرى نمى‏پايد كه در اثر اختلاف ميان احزاب، قدرت را از دست داده سقوط مى‏كنند. آيا مى‏توان اداره امور يك جامعه را به افرادى كه صرفاً به منافع خود توجه دارند و هنگام رسيدگى به امور، به منافع خويش فكر مى‏كنند محول كرد؟ آيا اينگونه افراد مى‏توانند از خود در برابر دشمن دفاع كنند؟ اگر تصور كنيم كه در ميان توده مردم كسانى يافت مى‏شوند كه توانايى اداره امور جامعه را دارند، در آن صورت هماهنگى امور سياسى را بر هم زده‏ ايم و اجراى برنامه ‏ها را دشوار ساخته ‏ايم.

ما ستمگريم

- تنها به يارى يك فرمانرواى مستبد و سختگير مى‏توانيم طرحهايى را كه در پيش داريم به مرحله اجرا درآوريم و ميان دستگاههاى مختلف دولت كه به مثابه يك ماشين عمل مى‏كند، نوعى هماهنگى برقرار كنيم. لذا مى‏توان چنين نتيجه گرفت كه مناسب‏ترين نوع حكومت براى يك كشور، حكومتى است كه در آن قدرت به يك نفر تفويض بشود. بدون وجود يك حكومت مطلقه مستبد، تمدن نمى‏تواند به حيات خود ادامه دهد. و اين تمدن تنها به وسيله رهبران و نخبه ‏ها بارور مى‏شود نه به وسيله توده ‏هاى ناآگاه. توده مردم وحشى است و توحش خود را در هر موقعيتى نشان مى‏دهد. هنگامى كه توده ‏ها آزادى به دست آوردند آزادى به صورت هرج و مرج كه خود اوج توحش است جلوه‏ گر مى‏شود.

- اعتياد به الكل و افراط در نوشيدن نوشابه ‏هاى سكرآور، مشكلى است كه پس از اعطاى آزادى در ميان غيريهوديها رواج پيدا مى‏كند. بر ما يهوديها لازم است كه در چنين مسيرى گام برنداريم. مردم غيريهودى از همان آغاز جوانى به وسيله عوامل ما بى‏بندوبار و بدون اخلاق بار مى‏آيند. عوامل ما عبارتند از معلمان سرخانه، خدمتكاران، منشى‏ها و زنانى كه در خانه‏ هاى ثروتمندان بچه ‏دارى مى‏كنند. به كمك زنان يهودى مردان غيريهودى را در عشرتكده ‏ها و محلهاى عياشى به فساد اخلاقى مى‏كشانيم و آنها را از جاده عفت و پاكدامنى منحرف مى‏سازيم. من اين جامعه را كه به دست زنها به فساد كشانده مى‏شود، جامعه زنان نام مى‏نهم زيرا در فساد و تجمل‏ پرستى دنباله ‏رو ديگرانند.

- دولت ما به جاى آنكه ترس از جنگ را در مردم ايجاد كند، از طريق اعدامهاى ظاهراً قانونى مخالفان را از سر راه برمى‏دارد و با ايجاد چنين ترسى خود به خود مردم را وادار به تسليم مى‏كند. زيرا بى‏رحمى و سنگدلى در مجازات موجب ثبوت و استحكام دولت است. به نام انجام وظيفه و با اعمال مجازات‏هاى شديد و بى‏رحمانه مى‏توانيم دولتها را هم وادار كنيم كه بدون قيد و شرط تسليم ما شوند.

- منطق ما زورگويى و متقاعد كردن است. در مسايل سياسى، تنها زور است كه پيروز مى‏شود به ويژه اگر رهبران سياسى بتوانند آن را مخفيانه اعمال كنند. اگر فرمانروايى نمى‏خواهد تسليم ديگران شود، بايد با خشونت و نيرنگ به متقاعد كردن ديگران كه از اساسى‏ترين اصول حكومت هستند، متوسل شود. تا زمانى كه غيريهود مانع رسيدن ما به هدفهايمان باشند بايد فساد، خيانت و رشوه ‏خوارى را رواج دهيم. اگر چپاول كردن اموال مردم منجربه تسليم شدن آنها در برابر حكومت بشود، نبايد در انجام اين كار ترديدى به خود راه دهيم.

ما به آزادى خاتمه مى‏دهيم

- اگر به تاريخ گذشت نگاهى بيفكنيم، درمى‏يابيم كه ما نخستين قومى بوديم كه نداى آزادى، برابرى و برادرى را سرداديم. اين كلمات بعدها به وسيله مردم غيريهودى، احمقانه و طوطى‏وار تكرار شدند و ناآگاهانه خود را گرفتار ساختند و آزادى را كه در برابر فشارهاى توده ناآگاه چون سد محكمى بود، از بين بردند. خردمندان غيريهودى نمى‏توانند خود را از مطلق‏ گرايى و ذهنيت و عالم تجرد بيرون آورند و واقعيات را مورد قبول قرار دهند. آنها هيچگاه متوجه تضاد موجود ميان آنچه مى‏گويند و آنچه عمل مى‏كنند، نمى‏شوند. آنها متوجه نمى‏شوند كه افراد داراى استعدادها، قابليتها و شخصيتهاى متفاوتى هستند. آنها باور نمى‏دارند كه توده مردم كور و ناآگاه است. آنان باور نمى‏دارند، كسى كه از ميان توده مردم برخيزد نمى‏تواند رهبر بشود. آنها نمى‏پذيرند كه استعداد رهبرى در ميان يك تبار از پدر به فرزند منتقل مى‏شود. آنان با ناديده گرفتن چنين حقايقى برخلاف موازين طبيعت گام برداشتند و ما مى‏بينيم كه مسأله ارثى بودن رهبرى، به دست فراموشى سپرده شده و همين امر هم باعث شده است كه ما روز به روز به موفقيت نزديكتر شويم.

- اشاعه كلماتى چون آزادى، برابرى و برادرى در چهارگوشه دنيا به ما نسبت داده مى‏شود. ما بايد از عواملمان كه ناآگاهانه پرچم‏مان را با شور و شوق فراوان برافراشته ‏اند، سپاسگزار باشيم. مى‏دانيم كه كلمات مذكور در طول تاريخ همچون آفتى رفاه، صلح، آرامش، همكارى و اساس حكومت غير يهوديان را نابود كرده ‏اند. البته بعداً يادآور خواهيم شد كه عوامل دست ‏نشانده، ما چگونه به پيروزى نهائى ما كمك خواهند كرد يا اين امكان را مى‏دهند كه ورق برنده به دست ما بيفتد. معناى اين كلام آنست كه در آينده خواهيم توانست هر نوع امتيازى را از جمله (اريستوكراسى )اشرافيت و سرمايه ‏دارى( جوامع غير يهودی) را چون سدى در برابر پيروزيمان قرار دارد، نابود كنيم و بر خرابه ‏هاى اريستوكراسى غيريهود، اريستوكراسى خود را كه مبتنى بر ثروت و رهبرى افراد تحصيل كرده است، بنا نهيم. باز يادآور مى‏شويم كه دانش و ثروت دو شرط اساسى، براى تشكيل اين اريستوكراسى هستند. ثروت را در اختيار داريم و دانش رهبرى را حكماى پيشين برايمان فراهم آورده ‏اند.

- اگر در رابطه ‏هايمان، دست روى حساس‏ترين عصب ذهن آدميان بگذاريم، خيلى زود به پيروزى خواهيم رسيد و اين اعصاب حساس ذهن آدمى، عبارتند از زراندوزى، مال‏پرستى و تنوع ‏طلبى در ارضاء نيازهاى مادى هر يك از اين خواسته ‏ها به تنهائى مى‏تواند آدمى را تسليم ما بكند.

- مجرد و ذهنى بودن مسأله آزادى، به ما كمك مى‏كند كه به توده‏ هاى مردم در سراسر دنيا بفهمانيم كه دولتهايشان فقط ناظر خرج ثروت‏هاى مردم هستند و مى‏توان دولتها را مانند دستكشهاى كهنه زود به زود عوض كرد.

- از آنجا كه تغيير دادن رهبريهاى ممالك جهان مقدور و ميسر مى‏باشد و از آنجا كه مى‏توانيم نقش بسيار مهمى در اينگونه تغيير و تحولات داشته باشيم، لذا برايمان آسان خواهد بود كه اختيار انتصاب و انتخاب رهبران جهان را به دست گيريم.
بسم الله الرحمن الرحیم


این پروتکل ها به طور خلاصه درج شده

دانستن این پروتکل ها برای هر انسان دشمن شناسی ضروری است









اسراییل شصتمین سالگرد تاسیس کشور یهود را جشن می‌گیرد و در این زمان هیچ چیز بهتر از شناختن یهود، صهیونیسم و اسراییل نمی‌تواند ما را از نیات پلید آنها اگاه کند. پستی که پیش روی شماست ترجمه‌ای از کتاب پروتکل‌های دانشوران صهیون نوشته‌ی عجاج نهیوض است و در بردارنده‌ی 24 پروتکل که توسط سران صهیونیسم که متشکل از دانشوران و مغزهای متفکر یهودیت است به تصویب رسیده و امضا گردیده است و در واقع همان تفکرات اهریمنی آنان برای سلطه بر جهان توسط یک حکومت یهودی است. مطالعه‌ی این نوشتار ما را بر آن می‌دارد تا در تحقیق و شناخت این پدیده‌ی شوم همت بیشتری گمارده و در پاسخ به ندای هل من ناصر ینصرنی که در زمین و زمان پیچیده ثابت قدم‌ باشیم.



پروتکل اول
حق با زور است. آزادی ایده‌ای بیش نیست. طلا، ایمان، خود مختاری، سرمایه و حاکمیت مطلق آن، دشمن داخلی، توده‌ی مردم، هرج و مرج اجتماعی، ناسازگاری سیاست و اخلاق، قدرت یهودیت آزادی‌خواه شکست ناپذیر است، هدف وسیله را توجیه می‌کند، توده و اکثریت مانند انسان کور است. الفبای سیاست: اختلافات حزبی، استبداد مطلق در حکومت، رواج مشروبات الکلی، کهنه پرستی، تباهی اینها اصول و قواعد حکومت یهودی است که متشکل از ترور، آزادی، مبانی حکومت‌های موروثی، سلطه‌ی پنهانی که نمایندگان را از مردم دور می کند شیرازه‌ی آن را تشکیل داده است.

پروتکل دوم
شالوده‌های تفرق یهود: جنگ‌های اقتصادی ، حکومت‌های ظاهری و مشاوران مخفی مانند دولت آمریکا، موفقیت تعالیم ویرانگر، نرمش در سیاست، نقش مطبوعات، ارزش قربانیان یهود.

پروتکل سوم
افعی نماد یهود و مفهوم آن اختلال در معیارهای شرعی و قانونی کشورها، ترور و وحشت در کاخ‌ها و حکومت‌ها، ابراز قدرت و جاه طلبی یهود، حمایت از پارلمان‌ها و سخنرانان و نویسندگان پر حرف و کم کار، سو استفاده از قدرت، بردگی اقتصادی، افسانه‌ی حقوق ملت، آرمان‌های یهود در کشورهای دیگر، انحطاط توسط عوامل گرسنگی توده‌ی مردم ثمره‌ی آن، تاجگذاری و حکومت پادشاهان حاکم (یهود) بر سراسر جهان، نیاز به شالوده‌ی تعلیم در مدارس، آزادی خواهی بحران اقتصادی، تضمین امنیت برای ملت ما (یهود) لازمه‌ی حاکمیت مطلق تحت اندیشه‌ی یهودیت همانند انقلاب کبیر فرانسه و نقش عمال مخفی یهود در آن.

پروتکل چهارم
مراحل مختلف یک حکومت جمهوری از دید یهود: آزادی خواهی توسط عوامل یهود، رقابت اقتصادی بین‌المللی، نقش سفته بازی‌ها، زر پرستی که نتیجه‌ی آن را در پروتکل پنجم می‌بینیم.

پروتکل پنجم
راه‌های ایجاد یک حکومت مرکزی مقتدر یهودی: گرفتن زمام قدرت با حربه‌ی آزادیخواهی، عواملی که اتحاد کشورها را ناممکن می‌سازد. اندیشه‌ی تشکیل کشور یهود یک خواست الهی است. تاثیر فراوان انتقاد و عیب جویی در تخریب و ویرانگری اندیشه‌ها بوسیله‌ی فن مخرب سخنوری که با آن افکار عمومی و فعالیت‌های فردی و جمعی در دستان ماست.

پروتکل ششم
انحصار و وابستگی ثروت کشورها و بیرون آوردن ثروت‌های مستغلاتی (زمین) از دست دولت‌ها، تجارت صنعت و بورس بازی، رواج عیاشی و تجمل پرستی، افزایش دستمزدهای کارگری و گران کردن مایحتاج عمومی، ترویج عوامل هرج و مرجو میگساری، معنای مخفی تبلیغات و تثبیت آن بوسیله اندیشه‌های اقتصادی ما (یهودیت.)

پروتکل هفتم
مسلح شدن یهود جهت دفاع و حملات شدید، سرکوب قیامها توسط عوامل، بر افروختن جنگ‌های محدود و منطقه‌ای یا جهانگیر، راز داری رمز موفقیت سیاست ما (یهود)، استفاده از مطبوعات و افکار عمومی، استفاده از قدرتهای عواملی مانند آمریکا، چین، ژاپن و دولت‌های دیگر.

پروتکل هشتم
بکار گیری حقوق قانونی بصورت مبهم و گمراه کننده توسط دستیارانی از مرکز صهیونیست در مدارس و در میان فارغ التحصیلان سطح بالای علمی، اقتصاددان‌ها و میلیونرها، صاحبان پست‌های بزرگ و حساس در حکومت‌ها .

پروتکل نهم
پیاده کردن اصول آزادیخواهی آنطور که ما در تعلیمات خود به ملت‌ها می‌آموزیم، از بین بردن مفهوم و اندیشه‌ی یهود ستیزی با استفاده از ابزار دیکتاتوری، ترور و وحشت توسط خدمتگزاران ما که همان قدرت بینای ما و ضعف کور در کشورها توسط دست نشانده‌های ما در اختیار گرفتن زمام تعلیم و تربیت، ایجاد فرضیه‌های دروغ و به راه انداختن جنبش‌های سری و لانه‌های مخفی با استفاده از شور جوانان نا آگاه.

پروتکل دهم
نمای بیرونی صحنه سیاسی یهود: نبوغ حرامزاده‌ها، وعده‌ی انقلاب و آزادی، حق دموکراسی یا انتخاب عمومی در رای گیریها ، از بین بردن اعتماد به نفس توسط رهبران آزادیخواه (دست نشانده)سموم لیبرالیسم عوامل ما درموسسات دولتی، انشعابات حزبی مبتنی بر قانون اساسی، روسای جمهور مرکب‌های آزادیخواهی و نقش نمایندگان و رییس مجلس در قانونگذاری و انتقال حکومت استبدادی زمینه‌ی آشکار شدن حکومت یهودیت و پادشاهی آن بر جهان، منتشر کردن میکروبهای بیماری‌های اخلاقی و زشتیهای آزادیخواهی.

پروتکل یازدهم
برنامه‌های قانون اساسی جدید در حکومت‌ها و انقلاب‌های نوین توسط عوامل ما، نمای بیرونی آزادی در حکومت‌ها است.

پروتکل دوازدهم
برداشت آزادی خواهان از واژه‌ی آزادی، آینده مطبوعات در آن کشور، تسلط برمطبوعات و بنگاه‌های خبرگزاری، ترقی در قاموس یهود، همبستگی در مطبوعات بصورت زنجیره‌ای، دامن زدن به خواستهای مردم در اطراف شهرها وروستاها، افشای خطای حکومت‌ها.

آزادی تفسیرات مختلفی دارد، ما اینگونه تعریف می‌کنیم: آزادی یعنی اینکه تو حق داری قانون را هر طور که خواستی عمل کنی، این تعریف در زمان مناسب برای ما سودمند خواهد بود زیرا زمام حکومت‌ها را با این واژه ( آزادی) به دست خواهیم گرفت، چون این قوانین‌ هستند که حرف آخر را می‌زنند و به اقتضای مصالح ما آنطور که می‌خواهیم آنرا وضع یا حذف می‌کنیم.

پروتکل سیزدهم
نیاز به مسایل سیاسی و صنعتی و تفریحات و سرگرمیها مانند نیاز انسان به نان روزانه است، درست به خودی خود درست است در مسائل مهم این حقیقت با نظرما تغییر می‌کند.

پروتکل چهاردهم
یهودیت دین آینده: شکل‌های آینده‌ی بردگی در قالب دین پوشیده و ناشناخته خواهد بود. ادبیات اباحیگری و ادبیات عمومی در آینده‌ی زبان ماست.

پروتکل پانزدهم
قیام یهود کودتایی که جهان آینده را فرا خواهد گرفت، اعدام سرنوشت آینده‌ی آزادی خواهان و حتی دست نشانده‌های ما، زیاد کردن محافل یهود تحت نظر هیئت مرکزی حاکمه با استفاده از روش‌های فریب و رهبری آنها تحت نظر جمعیت های سری و همبسته. از بین بردن شکوه قوانین در حکومت‌ها، موفقیت ما به عنوان ملت برگزیده ، اطاعت از فرامین یهود و تثبیت قوانین یهود، قاطعیت و سخت گیری در مجازات و جمع آوری ثروت های جهان برای بدست آوردن حق استیناف در حکومت‌های دیگر، یهود مظهر پدر در حکومت های جهان، پادشاه اسراییل همان پدر جهان است.

پروتکل شانزدهم
از بین بردن و عقیم کردن برنامه‌های آموزشی دانشگاه‌ها، جایگزین کردن تعالیم و راه بردهای ما بوسیله‌ی قدرت تبلیغ در مراکز علمی، حذف آموزش آزاد برفراری نظریات نوین (استقلال فکر.)

پروتکل هفدهم
وکالت قضایی تنها از آن ماست که با نفوذ روحانیون دست نشانده به نام آزادی وجدان با از میان برداشتن حکومت پاپ و جایگزین کردن پادشاهی یهود در مبارزه با کلیسای فعلی با ابزار مطبوعات در عصر حاضر و جاسوسی به شیوه‌ی آژانس یهود، لازمه‌های سواستفاده از قدرت به نفع خود.

پروتکل هجدهم
اندیشه‌ی تدابیر دفاعی مخفی، زیر نظر داشتن توطئه‌ها از داخل و خارج، تدابیر دفاع علنی با بدست آوردن ابزار جنگی هرچند مخالف جهان باشد، ایجاد گارد مخفی پیرامون پادشاه یهود، از بین بردن صبغه‌ی مذهبی حکومت‌ها بر دین یهود، دستگیری، زندان و اعمال فشار با کمترین شبهه.

پروتکل نوزدهم
اندیشه حق ملت‌ها در ارائه شکایات و پیشنهادها در جامعه که همان آشوب سیاسی و آگهی کردن جرم‌های سیاسی در حکومت‌ها.

پروتکل بیستم
برنامه‌ی مالی یهود، مالیات تساعدی، خزانه داری کل و اسناد وام با بهره ، رکورد سرمایه، انتشار اسکناس بر اصل طلا، سطح دستمزدهای کارگری، وام‌های دولتی و انتشار اوراق با ربح درصدی (ربا)، سهام های شرکت های صنعتی (بورس.)

پروتکل بیست و یکم
قرضه داخلی، دیون و مالیات‌ها ، تبدیل دیون به دیون تلفیقی ، ورشکستگی بانک‌های پس انداز و درآمد(قرض الحسنه)، حذف ارزش های صنعتی.

پروتکل بیست و دوم
اسرای که در آینده معلوم خواهد شد با عمل به پروتکل بیست و یکم بدهی‌های دولتها و شالوده آینده خوب برای ما، شعار قدرت و تسلیم و برده‌داری در برابر ما.

پروتکل بیست وسوم
بیکاری صنعتگران، از بین بردن ممنوعیت اباحیگری و مشروبات الکلی برای از بین بردن جوامع و ادیان پیشین غیر یهود و احیای برگزیده خداوند که همان حکومت یهودیت است.

پروتکل بیست و چهارم
تلاش ما در تثبیت و تقویت سلاله‌ی پادشاه داوود که به یهود ختم می‌شود، تربیت و آماده کردن پادشاه برای حکومت و تخت، کنار زدن وارثان غیر شایسته هرچند از تبار داوودی باشد فقط پادشاه و دستیاران سه گانه او حاکمان جهان وتعیین گرسرنوشت امت یهود هستند ، تلاش ما بر آن است تا پادشاه یهود را از هر عیبی مبرا داریم.






====> آنان مکر کردند و خدا هم مکر کرد که خدا بزرگترین مکرکنندگان است
سلام دوستان
اطلاعاتی در حواشی پروتکلهای 24 گانه
اهمیت مطالعه پروتکلها چیست؟
الف)این پروتکلها برای حکومت جهانی یهود طراحی شده اند.
ب)بسیاری از بندهای آن به وضوح اجرا شده است و بسیاری دیگر در حال اجرا شدن هستند.
ج)پروتکلها شامل تمامی ادیان و اقوام می شود و اصولا انسانها را به دو دسته ی یهودیان و غیره یهودیان تقسیم کرده اند ،پس لاجرم ما نیز جزء دشمنان آنها محسوب می شویم.
معنای پروتکل چیست؟
در فرهنگ فارسی معین اینگونه آمده است که پروتکل صورت مجلسِ ِ جلسات سیاسی که برای بررسی،تحقیق و مذاکره در امری منعقد گردد.
چه کسانی پروتکلهای یهود را نوشته اند؟
از هویت نویسندگان و گویندگان اصلی پروتکلها که به دانشوران یهود معروف شده اند اطلاعی در دست نیست اما احتمالاً این پروتکلها در کنگره جهانی یهود در بال سوئیس در سال 1897 به منظور رسمیت بخشیدن به جنبش ملی یهودیان به رهبری تئودر هرتزل نوشته شده اند.
این اسناد چگونه افشا و منتشر شدند؟
متن این اسناد به منظور قرائت در چند جلسه کنفرانس برای بحث و تصمیم گیری و تایید نهایی آماده شده بود،اما با هجوم پلیس مخفی تزار روس به کنفرانس این اسناد به دست آنها افتاد.این اتفاق در سال 1897 رخ داد.
سال 1905 توسط سرگئی نیلسون از عبری یا فرانسوی به روسی ترجمه شد ،12سال بعد یک روزنامه نگار بریتانیایی آن را به زبان انگلیسی ترجمه کرد و در نهایت هنری فورد (بنیان گذار شرکت اتو مبیل سازی فورد آمریکا) خطر سلطه یهودیان را بر آمریکا اعلام کرد و پرتکلها را در روزنامه خود به صورت سلسله مقالاتی چاپ کرد.
فورد پروتکلهای دانشوران یهود را برنامه اصلی یهود برای تسلط بر جهان می دانست و هشدار داد که یهود به حکومت آمریکا اکتفا نمی کنند و در صدد بر پایی حکومت جهانی هستند.
در پروتکلها انسان ها به دو دسته یهودی با ویژگی های برتر انسانی و غیر یهودی با ویژگی های حیوانی تقسیم و غیر یهودیان با عبارت گوییم معرفی شده اند.
[تصویر: The%20protocols%20Of%20Zion%28Low%29.jpg]


چندین سال پیش صهیون ها دور هم جمع شدند و اساس نامه ای را تالیف کردند که طی آن قرار است بر دنیا مسلط شوند . اگر اشتباه نشود این پروتکل ها در روزنامه ها آن زمان منتشر شد و بعد از این که صهیون ها به خود آمدند دریافتند که انتشار این پروتکل ها به ضررشان است . بنابر این سعی در جمع آوری آن کردند اما به هر شکل این پروتکل ها در جهان پخش شد و در دهه 1370 در روزنامه های کشور منتشر شد .


دانلود مقاله با حجم 400 كیلو بایت در 40 صفحه

http://mahdiarrivals.persiangig.com/docu...otocol.pdf
دو لینک دانلود + متن پروتکل ها + pdf سخنان عبدالله شهبازی درباره جعلی بودن پروتکل ها

نظر حقیر : برنامه های صهیونیسم خونخوار و نظام سلطه جهانی بسیار بیشتر و به مراتب پیچیده تر و دقیق تر از مطالبیست که در این پروتکل ها آمده است


دانلود در اينجا
صهیونها جز پروتکل مخوف منشور مضحکی نیز دارند که آن را "منشور استقلال ؟؟؟؟؟؟ اسرائیل؟؟؟؟" می نامند.البته خواندن این منشور را به همه دوستان اکیدا توصیه می کنم زیرا که در بر دارنده نکات قابل توجهی است.

در تاریخ ۱۴ مه ۱۹۴۸ میلادی ( ۲۴ اردیبهشت ۱۳۲۷ خورشیدی) و هم‌زمان با پایان قیمومیت بریتانیا بر فلسطین، توسط اعضای مجمع موقت ملی اسرائیل به امضا رسید.

این منشور تلاش ملت یهود را برای بازگشت به سرزمین تاریخی قوم یهود و اعلام برپائی کشور مستقل اسرائیل بر اساس قطعنامه مجمع عمومی سازمان ملل بازگو می‌کند و به نام دولت آینده اسرائیل تعهد می‌دهد که اعراب مقیم این کشور از آزادی و تساوی حقوق کامل برخوردار خواهند بود.

بر اساس تقویم عبری در اسرائیل، روز ۵ ایار، تعطیل رسمی و از اعیاد ملی است. در مقابل فلسطینی‌ها سالگرد تاسیس اسرائیل را «یوم النکبه» (روز نکبت) می‌نامند.
چند فراز از این منشور را:
*به دلیل تعلقات تاریخی و سنتی، یهودیان در تمامی نسل‌های خود در آرزوی بازگشت به سرزمین اسرائیل و استقرار دوباره در میهن باستانی خود بوده‌اند و در نسل‌های اخیر بازگشت همگانی یهودیان به سرزمین اسرائیل رخ داده‌است، که در چارچوب پیش‌گامان و پیش‌آهنگان و مبارزان، روح یهودی را به این سرزمین بازگردانده‌اند؛
*این ملتی است که دراشتیاق صلح به سر می‌برد و از خود دفاع می‌کند و برکت پیشرفت برای زندگی همه ساکنان این سرزمین را بشارت می‌دهد و جان خود را در راه استقلال ملی خویش نثار می‌کند.
*فاجعه «شوآه» (هولوکاست)، که طی آن میلیون‌ها نفر از یهودیان اروپا کشته شدند، بار دیگربه روشنی و بدون هیچ تردیدی ثابت کرد که راه‌کار معضل ملت یهود که از نداشتن مام میهن و استقلال برای خود ناشی می‌شد، برپاسازی دوباره کشور یهودی در سرزمین اسرائیل است
جالب ترین فراز این منشور :
*کشوراسرائیل تساوی حقوق اجتماعی و سیاسی کامل را برای همه ساکنان آن، بدون تفاوت میان پیروان مذاهب، نژادها و جنسیت‌های مختلف رعایت می‌کند و آزادی مذهب، وجدان، زبان، آموزش و فرهنگ را محترم می‌شمارد. اسرائیل پاسدار اماکن مقدس همه ادیان خواهد بود و به اصول منشور جهانی حقوق بشر وفادار خواهد ماند و برای اجرای قطعنامه ۲۹ نوامبر ۱۹۴۷ تلاش خواهد کرد و به هدف تامین وحدت اقتصادی سراسر این سرزمین، اقدام خواهد کرد.
از اخر نفهمیدم این پروتکل ها جعلیست یا نه؟!!!Angel
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع