شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
سلام. من مشکل بزرگ دارم و اونم اینه که حب کلام دارم !! حالا حب کلام یعنی چی؟!
یعنی اینکه خدا نکنه من بخوام بین چند نفر حرف بزنم، اونم مخصوصا اگر حرف جدید باشه یا اونا نشنیده باشن یا چندتا کلمه انگلیسی یا کلمه ای که کسی ندونه داشته باشه!(بخاطر همین هیچوقت نمیتونم حرفایی دکتر عباسی رو برای کسی تعریف کنم.
)
یا وقتی باز کسی بخاطر همین حرفا ازم تعریف و ستایش کنه. مثلا بگه اوه! تو چقدر کتاب خوندی یا سخنرانی گوش دادی یا چه حرفهایی، تا حالا از کسی نشنیده بودم. به خاطر همین از خیلی امر به معروفها و نهی از منکر ها هم افتادم! نمیتونم انجام بدم چون میگم لابد اخلاص ندارم. خیلی هم دربارش مطلب خوندم ولی نتونستم پیاده کنم.از یک طرف با خودم میگم این وسوسه شیطانه که نمیزاره این کارو بکنم از طرف دیگه میگم من که نیتم فقط رضای خداست این حالتهایی که تو دلم بوجود میاد الکیه.!
خلاصه کلافه شدم. کمکم کنید...! بی جوابم نزارین ها!
سلام
من هم تقریبا چنین حسی دارم
من هم در حالت عادی که غریبه باشه کسی ، جیک نمی زنم ، اما آشنا که بشم دوست دارم تمام استعداد هام رو بروز بدم.
چیز بدی هم نیست ، خدادادیه ، بعضی انسان ها دوست دارند که توانایی هاشون رو به نمایش بگذارند ، و این خوبه ، و اگر خوب باهاشون برخورد بشه می تونند در جامعهتاثیرگزار باشند.
زمانی این مشکل ساز می شه که بیش از اندازه و خارج از کنترل باشه ، و باعث خستگی یا ناراحتی طرف مقابل بشه.باید طرف مقابل رو سنجید.
درکل سعی نکن این حس رو سرکوب کنی ، سعی کن هدایتش کنی.کم حرفی خوبه ، اما برای حرف های بیهوده ، اگر حرفی داری که مفید هست ، و زدنش بهتر از نزدنشه ، پس چرا حرف نزنی؟این ظلمه!
دوست عزیز همین که به فکر هستین یعنی خیلی دستتون جلویه
فکر میکنم تنها خودتون بتونین به خودتون کمک کنید چون میدونین حب کلام شرک خفی است و باید کم کم رضای بنده خدا با رضای خدا جاش عوض
خدا هم به شما هم به ما کمک کنه خودمون رو ازین گناهای مسخره که فقط سرعت آدمو برای رسیدن به خدا کم میکنه خلاص شیم
ان شاء الله
ینی هیچ کس هیچی نمیدونه؟!
خوب
اصلا هر خیری که به ذهن ما می رسد ، توفیق آن از خداست .
این رو که در نظر بگیریم و بذانیم از خودمان چیزی نداریم بیشتر ماجرا حل شده .
ساکت ماندن هم در مواقع لزوم خوب نیست .
ولی اگر بدانیم با حرف زدن نفسمان تمایل به خودنمایی دارد ، همان بهتر که سکوت کنیم .
فکر کنم ماجرا پیچیده تر شد


کلا باید سعی کنید تعادل ایجاد کنید .
(۱۵/اسفند/۹۱ ۲:۵۷)فاطمه خانم نوشته است: [ -> ]ولی اگر بدانیم با حرف زدن نفسمان تمایل به خودنمایی دارد ، همان بهتر که سکوت کنیم .
دادش من بهتر اینه که خیلی خودتو اذیت نکنی که بخوای برای رضای خدا کار کنی. خدا بیشتر از وسعت ازت انتظار نداره. خیال نکن تو میتونی همونجوری اخلاص داشته باشی که حضرت سلمان اخلاص داشت و برا خدا کار میکرد. خود سلمان هم نمیتونست به اندازه حضرت عباس اخلاص داشته باشه حضرت عباس هم نمیتونست به اندازه امام علی اخلاص داشته باشه. بله برادر من هر کسی درجه ای داره به اندازه خودت تلاش کن همون کفاف میده. تو یه لیوان که نمیشه یه بشکه اب رو جا داد. حب کلام چیز بدی نیست دادشه من حرف مفت زدن چیز بدیه. هر وقت حب اینو داشتی که حرف مفت و لهو و چرندیات بیاری رو زبونت اون موقع باید نگرانی باشی. حرف خوب که اشکال نداره. خیلی از افراد جاذبشون تو زبونشونه از نعمت خدا استفاده کن اگر موجب جذابیتت میشه.
بازم میگم به اندازه وسعت از خودت انتظار داشته باش. دست و پای بیهود هم نزن پسر خوب
بنده باید تمام سعی خودش را داشته باشد تا رضایت خداوند را تحصیل کند .
هر چه هم در این راه بکوشد ، باز کم هست .
هر بنده ای به جایی رسیده با زحمت این مقام را به دست آورده . همین تلاش خودش در نزد خداوند خیلی با ارزش هست .
لایکلف الله الا وسعها:پس برخ یتلاش کنن تا یه بشکه ابو تو یه لیوان اب جا بدن هر وقت تونستن این کار بکنن بعد میتونن بیش از ظرف وجودشون هم اخلتاص داشته باشن. همین (تمام سعی ) هم باز در اندازه وسع هر شخص ممکن هست. هرگز احدی نمیتونه بیشتر از وسعش تلاش بکنه. تلاشی که پیامبر خدا برای اطاعت خدا میکنه را هرگز یک نفر مثل حضرت زینب نمیتواند انجام دهد. تلاس هر کس هم به اندازه وسعش است. س تلاش ادم به اندزه وسع ادم خواهد بود و بیشتر را نه خدا از ادم انتظار داره نه اصلا امکان پذیر هست. اخلاص هم به اندازه وسع ادم ممکن هست حالا برو خودتو بکش بیشتر از اون حدت نمیتونی اخلاص داشته باشی.قطعا سلمان خیلی برای اخلاص داشتن تلاش کرد پس چرا نتونست مثل حضرت علی اخلاص داشته باشه؟ امام خمینی هم خیلی تلاش کرد اخلاص داشته باشه پس چرا مثل جناب سلمان نشد؟ شهید چمران هم تلاش خودشو کرد که اون دنیای پر زرق و برق را رها کرد و اومد تو لبنان و برای خدا دنیا رو رها کرد پس چرا مثل امام نشد؟بله بهتر از خدا جلو نیفتیم که فرموده لا یکلف الله الا وسعها
وسع انسان محدود است ولی اندازه این محدودیت نامشخص هست .چون مادی نیست. معنوی است و پوشیده .
نمی شود به بهانه لا یکلف الله انسان دست از تلاش بکشد .
پس تزکیه چه می شود ؟ پس تلاش در راه خداوند چه می شود .
وظیفه انسان خودسازی هست . این خود سازی بدون تلاش چگونه امکان پذیر هست ؟!
خداوند فرموده لا یکلف الله ... اما از طرفی هم در روایات هست که خداوند به بنده ی در نماز شب که به زور خودش رو بیدار نگه داشته ، مباهات می فرماید .
حالا این چگونه قابل توجیه هست ؟ مگر می شود به بهانه لا یکلف الله تلاش نکنیم ؟
قدر و منزلت هر کس در نزد خداوند نهان هست . معلوم نیست چه کسی پیش هست یا نیست .
ما وظیفه مان تلاش کردن هست . خداوند هم راه رو برای خواهانش باز می کند ...
سلام. فقط یک چیزی در مورد وسع هر فرد بگم:
امام صادق(علیه السلام) یا امام محمد باقر(علیه السلام) در تفسیر « لایکلف الله نفسا الّا وسعها » فرمودند : یعنی به لحاظ دینار تا آخرین دینار و به لحاظ جان تا آخرین قطره خون...