تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: هرم عفاف از حیا تا حجاب
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
مقدمه:
انسان موجودى متفکر در چرخه هستى است که نظام فکرى متناسب با اهداف آفرینش و جهان‏بینى خود را دارد و رفتارها و دیدگاههاى او برگرفته از نوع نگرش اوست. جامعه انسانى نیز شکل‏گرفته از انسان‏هاى هدفمند است که در سایه باورها و دانسته‏هاى خویش گام‏هایى جهت رسیدن به هدف و مطلوب خود برمى‏دارند. نگرش چه مثبت باشد و چه منفى، هدایتگر منش و روش انسان است. در نتیجه افرادى که نگرش مثبت و جهان‏بینى استوار بر معارف الهى دارند، به سوى رشد و تکامل گام برمى‏دارند اما آنان که گرفتار نگرش‏هاى الحادى و غیر الهى هستند، براساس نگرش خود، در پرتگاه گمراهى سقوط خواهند کرد.
قانونگذار الهى جهت ایجاد جامعه سالم انسانى و هماهنگى با نظام هستى، شاخصه‏هایى را براى رفتارها و روحیات بشر بیان کرده، آنها را به سوى مؤلفه‏ها دعوت مى‏کند. حیا، پاکدامنى، حفظ حدود و حریم‏ها و دیگر رفتارهاى تعریف شده انسانى از جمله شاخصه‏ها هستند که در نوشتار حاضر به بیان آنها مى‏پردازیم.
نکته قابل توجه ارتباط ژرف و تنگاتنگ این مقوله‏ها با یکدیگر است به گونه‏اى که قابل تفکیک نیستند و جداسازى هر یک از این حلقه‏ها موجب گسست از مبانى و اصول مى‏شود.
شاید بتوان گفت سخن عمده‏اى که در مقاله حاضر در ارتباط با عفاف و پاکدامنى گفته مى‏شود، تبیین و تفسیر روابط بین لایه‏هاى پیدا و ناپیداى عفاف است و این نوآورى در ارائه طرح «هرم عفاف» است که برگرفته از روایات معصومان(علیه السلام) نیز تجربیات عینى و ملموس نگارنده مى‏باشد.

پرسش‏هاى اصلى پژوهش‏
حقیقت عفاف چیست؟
ریشه و ثمره آن کدام است و چگونه مى‏توان فرهنگ عفاف را در جامعه ترویج کرد؟
آیا مى‏توان طراحى مناسبى براى «عفاف» داشت؟

ادامه دارد...
ضرورت بحث عفاف در جوامع انسانى
از آنجا که آدمى موجودى اجتماعى بوده، از نظر روانى و اجتماعى نیازمند ایجاد روابط انسانى با همنوعان خود است، مبحث کیفیت ارتباط و چارچوب‏ها مطرح مى‏شود. مسلّم است ارتباطات انسانى به ویژه در جوامع متمدن امروز، منحصر در روابط جنس‏هاى موافق با یکدیگر نمى‏شود، اگر چه حتى در صورتى که چنین بود، باز به بحث «عفاف» در کیفیت و پس‏زمینه روابط نیازمند بودیم.
گسترش جوامع انسانى با ابعاد گوناگون فرهنگى، اجتماعى و سیاسى، گستره روابط بشر را وسعت بخشیده، چون میزان آسیب‏پذیرى در چنین جوامعى بیشتر مى‏شود، باید اصول و قواعدى جهت حفظ و سلامت این گونه روابط در نظر گرفت.
معمولاً در محیط کار و بیرون از کانون خانواده، حتى گاه درون خانه، نمونه‏هایى از روابط دو جنس مخالف چه از گروه محرم‏ها و چه از گروه نامحرمان دیده مى‏شود که باید تعریف شده، متناسب با موازین و اصول شرعى و عرفى باشد، در غیر این صورت موجب بروز مفسده و ناامنى روانى و اجتماعى مى‏گردد.
بنابراین لزوم ارتباطات انسانى به ویژه در گستره روابط دو جنس مخالف، اعم از محرم و غیر محرم، و ضرورت وجود امنیت روانى فردى و اجتماعى و ایجاد جامعه‏اى سالم در سایه بهداشت روانى، بحث در مورد عفاف، ریشه‏ها و پیشینه‏هاى آن را ضرورى مى‏نماید و نیازمند طراحى و مهندسى صحیح معرفتى در زمینه بهینه‏سازى روابط است.
ادامه دارد ...
مفهوم شناسی اصطلاحات

در روند تحقیق و پژوهش، به اصطلاحات و واژگان کلیدی برمی خوریم که درک و دریافت مفهوم آنها به صورت عملیاتی، راهگشای ما در فهم عمیق تر مسئله خواهد بود. اصطلاحات کلیدی در این نوشتار عبارتند از:

لزوم ارتباطات انسانی به ویژه در گستره روابط دو جنس مخالف،

اعم از محرم و غیر محرم، و ضرورت وجود امنیت روانی فردی و اجتماعی و ایجاد جامعه ای سالم در سایه بهداشت روانی، بحث در مورد عفاف، ریشه ها و پیشینه های آن را ضروری می نماید و نیازمند طراحی و مهندسی صحیح معرفتی در زمینه بهینه سازی روابط است.
عفت (عفاف):

حالتی نفسانی (درونی) است که از چیرگی شهوت بر افراد جلوگیری می کند. راغب اصفهانی می نویسد: «العفّة حصول حالة للنفس تمنعها عن غلبة الشهوة.»

این واژه در قرآن کریم به معنای عفت و خودنگهداری آمده است: «وَ أَن یَسْتَعْفِفْنَ خَیرٌ لَّهُنَّ» و یا «الذین لا یجدون نکاحا ...»،

خودنگهداری هم در مورد نُمودهای شهوانی است مانند آنچه در آیات مذکور آمده، هم در مورد مال حرام یا شبهه ناک مانند:

«وَ مَن کانَ غنیّا فَلْیَسْتَعْفِفْ؛ آن کس که توانگر است از خوردن مال یتیمی که تحت سرپرستی اوست خودداری ورزد.»

برای عفت معانی دیگری مانند «ترک شهوت و پاکی خوی و جسم» و «نگاهداشت از ارتکاب حرام و درخواست از مردم»، ذکر شده است که به نوعی هم معنای قناعت در آن نهفته است و هم معنای تقوا و خودنگهداری. از مجموع مطالب پیش گفته می توان دریافت که عفاف، نوعی حالت درونی است که انسان را از گناه باز می دارد و سکاندار هدایت رفتارهای بیرونی است. حجاب، پاکی نگاه و خیال و تفکر و ... از مصادیق بیرونی و نماد عفاف هستند.

از تعریف راغب اصفهانی چند نکته مهم دریافت می شود:

1ـ عفاف اکتسابی است و این مطلب از «حصول حالت» فهمیده می شود، یعنی تحصیلی (اکتسابی) است، نه ذاتی که در این وصف با حیا مشترک است.

2ـ نوعی بازدارندگی و نگاهداشت در آن نسبت به تمام انواع شهوات وجود دارد و در این تعریف «غلبه شهوت» مطرح است که ظاهرا چیرگی آن بر عقل منظور است.


[size=medium]3ـ عفاف حالتی است که به «نفس» آدمی برمی گردد، پس نر و ماده در آن راه ندارد (چون نفس فراتر از جنسیت است) و اختصاص به زنان ندارد. صفت و حالت عفاف باید در وجود مرد و زن نهادینه شود.

ادامه دارد...
حیا
حیا ملکه ای است که انسان را از گناه و ارتکاب حرام دور می کند. حیا نیز از امور اکتسابی است زیرا با انجام معاصی، فرد از حیا جدا می شود. ملکه صفتی است که در نفس راسخ و استوار شده باشد و یا استعدادی است که در پرتو آن می توان کاری را با مهارت و ذوق انجام داد مانند استعداد ریاضیات. بنابراین ملکه حیا در نفس انسان راسخ می شود و در پی آن مهارت زیست پاک و دور از گناه به وجود می آید. در روایات، حیا از فرشته های خدا مطرح شده است.
عفاف، نوعی حالت درونی است که انسان را از گناه باز می دارد و سکاندار هدایت رفتارهای بیرونی است. حجاب، پاکی نگاه و خیال و تفکر و ... از مصادیق بیرونی و نماد عفاف هستند.
حد
در لغت به معنای مرز بین دو چیز است که آنها را از هم مشخص و جدا می کند.
[size=medium]حریم

حریم به معنای چیزی است که تماس با آن حرام بوده و به آن نزدیک نمی شوند. «الحریم: الذی حَرُم مَسّه فلا یُدنی منه».
زینب و رقیه آن عفیفه ای هستند که در راه حجاب، عباس میدهند ولی نخ چادر نمی دهند!
خواهرم ، پیام حضرت
زینب و رقیه (علیهما السلام) حجاب و عفاف بود.
من فکر میکنم ، همونطور که میدونید حجاب و حیا با اینکه تضادی ندارن ، ولی میشه هر کدوم رو بدون ِ دیگری داشت و یا هر دو رو با هم .
پس خواهشا" حجاب رو با حیا و اون عزت ِ انسانی قاطی نکنید .
ممنون از همکار خوبم .

حجاب


در لغت به معنای «المنع من الوصول، ممانعت از رسیدن به چیزی» است.

گفته شده که حُجْب و حجاب هر دو مصدر و به معنای پنهان کردن و منع از داخل شدن است. آیه شریفه «وَ مِن بَیْننِا وَ بَیْنِکَ حِجابٌ» شاهد بر این مدعا است. اگر چه در ادبیات عرب و زبان دین (آیات و روایات) برای بحث پوشش زنان از واژه «ستر» استفاده شده و کمتر به حجاب اشاره شده اما در کتب لغت به واژگان «امرأة محجوبة» به معنای زنی که خود را با نوعی پوشش پوشانده است، برمی خوریم. در مجموع می توان گفت حجاب ثمره عفاف درونی است که تظاهر و نُمود بیرونی یافته است و به نوع پوشش در ظهور اجتماعی افراد و در رویارویی با نامحرم گفته می شود.

«مستورات» به معنی زنانی است که دارای پوشش و ستر هستند و «محجوبات» به معنای زنانی که حفظ حریم می کنند و جدا از مردان هستند.

«ملکه» در لغت به معنای صفتی است که در نفس راسخ و استوار شده است، به گونه ای که از آن جدا نمی شود. گاهی از «خُلق» و گاه از «سجیه» به ملکه تعبیر می شود.
مروری بر انواع روابط انسانی

در بحث ضرورت بیان شد که لزوم ارتباطات انسانی و نیاز روانی و اجتماعی (حس تعلق) موجب ضرورت مبحث عفاف می شود. از این رو پیش از ورود به بحث اصلی باید به انواع ارتباطات انسانی پرداخته، جایگاه عفاف و حیا و دیگر مقوله های مورد نظر را در این مجموعه روابط یافت.
در یک نگاه کلی مجموعه روابط انسان ها در سه حوزه و حیطه شکل می گیرد:
ارتباط با خود که در مقوله عرفان و کشف و شهود راه می یابد؛
ارتباط با خدا که در بخش عبادات و نیایش ها تجلی می یابد. اگر چه گستره این بخش بقیه موارد را نیز در بر می گیرد؛
و ارتباط با همنوعان در هر صنف و گروه که در مقوله علم اخلاق و ارتباطات به معنای اصطلاحی امروزی وارد می شود.
جدایی این سه حوزه و بحث روی هر یک بدون در نظر گرفتن حوزه دیگر کاری، غیر عالمانه و بی ثمر خواهد بود زیرا همواره این سه حوزه ارتباطی روی هم تأثیر گذاشته و از هم اثر می پذیرند.
بدون توجه به بُعد اوّل یعنی ارتباط با خود که مستلزم خودشناسی است، نمی توان ارتباط با خدا را تبیین نمود چرا که «مَن عرف نفسَه فقدْ عرف ربَّه» شناخت خود به شناخت خدا منتهی می شود. ارتباط با خدا در قالب های تفکر و خلوت با خود و بازنگری در امور زندگی (خودتحلیلی، خوداصلاحی و خودشکوفایی) رابطه فرد را در ارتباط با خداوند یکتا تقویت می کند و چگونگی ارتباط با خدا را شکل می دهد؛ همان گونه که ارتباط با خود و خدا شکل دهنده ارتباط با همنوعان است. ارتباطات انسانی ما برخاسته از نوع نگرش و تحلیل ما از مجموعه نظام هستی و جهان بینی ما است. انسان های یکتاپرست و خدامحور در ارتباط با مجموعه همنوعان خود در هر صنف و جایگاه که باشند، به حدود و حقوق الهی و انسانی افراد توجه دارند و از آن تجاوز نمی کنند زیرا می دانند، برایند حاصل تعدی از حدود خدا و ظلم به نفس است.

بنابراین مثلث ارتباطی و شناختی افراد (که از سه ضلع خود، خدا و همنوعان تشکیل شده است) نوع جهان بینی و چگونگی روابط انسان ها با یکدیگر و رفتارهای اجتماعی آنان را مشخص می کند، چنان که عفاف و حیا روابط و رفتارها را نظام مند و متناسب با حدود می کند. هنگامی که افراد جامعه حیاوارانه زندگی کنند، عفیفانه با یکدیگر برخورد می کنند و حدود و حریم ها را حفظ می کنند. در سایه انجام تکالیف و وظایف الهی و انسانی، به نشاط درونی و بیرونی نایل می شوند و حجاب آنها محصول سطوح زیرین است.
"بسم الله الرحمن الرحیم"


نقل قول:من فکر میکنم ، همونطور که میدونید حجاب و حیا با اینکه تضادی ندارن ، ولی میشه هر کدوم رو بدون ِ دیگری داشت و یا هر دو رو با هم .
پس خواهشا" حجاب رو با حیا و اون عزت ِ انسانی قاطی نکنید .



معنای حجاب چیه؟
بعضی ها میگن چادر... اما چادر حجاب برتره نه خود حجاب.
خیلی ها چادریند و با حجاب اما من و تو خیلی ها رو میشناسیم که چادری اند اما
حجاب ندارن... و خیلی ها رو هم میشناسیم که مانتویی هستن ولی با حجاب!


براستی چه چیزی باعث میشه که یه عده چادری رو بی حجاب بدونیم و یه
عده مانتویی رو با حجاب؟؟!!....

اون چیزی نیست جز عفت و حیاء.
حجاب یعنی داشتن عفت و حیا که مانع خیلی از گناهان ما میشه.


امام علی علیه السلام:
- حیاء و شرم هم نشین عفت است.
- فایده و حاصل حیاء عفت است.
- علت و سرچشمه عفت، حیاء است.
- به تناسب اندازه حیاء عفت هم موجود می شود.


امام جواد علیه السلام:
فضیلت و برتر چهار گونه است: یکی حکمت است که اصل و استواری آن در تأمل و اندیشه است.
دوم عفت است که قوام و پایه اش در شهوت است. سوم نیرو و توان است که پایداری و قوامش
در خشم و غضب است. چهارم عدل و برابری است که درستی آن در تناسب و میانه روی نیروهای
نفس است.


امام علی علیه السلام: حیا انسان را از کار زشت و ناپسند باز میدارد.


بسم الله الرحمن الرحیم
عفاف، نیرویی درونی با نمود بیرونی

در بخش مفهوم شناسی به اختصار در مورد مفهوم عفاف بحث شد اما در این بخش به گونه گسترده و کامل، عفاف را از دیدگاه روایات بررسی می کنیم.

گفته شد که عفاف به دست آوردن حالتی نفسانی است که از غلبه شهوت بر [عقل[ انسان ها جلوگیری می کند. این صفت از آنجا که وصف عارض بر نفس است، برای نوع انسان مطرح می شود، نه فقط برای جنس خاصی مثل زنان.

در روایات بین انسان های عاقل و عفیف، رابطه مستقیمی ذکر شده است؛ حضرت علی(علیه السلام) می فرماید: «من عقل عَفّ». رابطه عقل و عفاف را از این نکته نیز می توان دریافت که عفت نوعی اعتدال در امور است و عقل نیز این معنا را در خود دارد. علمای اخلاق در تعریف عفت می نویسند:

«العفة هو انقیاد قوة الشهوة للعقل فی الاْءقدام علی ما یأمرها به من المآکل و المنکح و ...؛

عفت عبارت است از پیروی و تبعیت قوه شهوت از عقل در انجام اموری که به شهوت برمی گردد از جمله در خوردن و زناشویی و ... .

بنابراین عفت به معنای سرکوبی شهوت نیست که به اصطلاح علم اخلاق «خمود» است. «شره» و شهوترانی به معنای زیاده روی در امور جنسی یا هر چیز دیگر است و خمودی به معنای خاموش کردن آن و عفت حد اعتدال بین شهوترانی و خمود است.

«غزالی» بدن انسان را به کشوری تشبیه کرده است که زمامداری به نام «عقل» دارد و مأموری به نام «شهوت» که اگر عقل شهوت را کنترل نکند، این مأمور خطرناک، عرصه را بر افراد مملکت کاملاً تنگ کرده و آنان را به فقر و تباهی می کشد.

با توجه به این تشبیه عالمانه، می توان به حقیقت و عظمت فرهنگ عفاف در جوامع پی برد. هنگامی که نیروی درونی عفاف در نفس افراد جامعه ایجاد شود، زمام شهوت در فضای کلی اجتماعی به دست عقل افتاده، در جایگاه خود اجازه ظهور و بروز می یابد و میزان بزهکاری ها، بی عفتی ها، بی غیرتی ها و بی بند و باری های جامعه به حداقل می رسد.
......
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع