من دیپلمات نیستم، من انقلابی ام
خیلی خیلی این حرف قابل تامله، مخصوصا قسمت دومش "من انقلابی ام"
بسم الله الرحمن الرحیم
1
در جنگ احزاب، از همه طرف حمله كردند. در جنگ بدر يك گروه بودند، در جنگ احد يك گروه بودند، در جنگهاى ديگر قبائلِ كوچك بودند؛ اما در جنگ احزاب، همهى قبائل مشرك مكه و غير مكه و ثقيف و غيره آمدند متحد شدند؛ ده هزار نفر نيروى رزمنده فراهم كردند؛ يهودىهایی هم كه همسايهى پيغمبر بودند و امانيافتهى پيغمبر بودند، خيانت كردند؛ اينها هم با آنها همكارى كردند. اگر بخواهيم اين را با امروز مقايسه كنيم، يعنى آمريكا با آنها مخالفت كرد، انگليس مخالفت كرد، رژيم صهيونيستى مخالفت كرد، فلان رژيم مرتجعِ نفتخوار مخالفت كرد. پولهاشان را خرج كردند، نيروهاشان را جمع كردند، يك جنگ احزاب درست كردند؛ جنگ احزابى كه دلها را خيلى ترساند. اوائل همين سوره ميفرمايد: «و اذ قالت طائفة منهم يا اهل يثرب لا مقام لكم فارجعوا »؛ مردم را ميترساندند. الان هم همين جور است. الان هم يك عدهاى مردم را ميترسانند: آقا بترسيد. مقابلهى با آمريكا مگر شوخى است؟ پدرتان را در مىآورند! آن جنگ نظامىشان، اين تحريمشان، اين فعاليتهاى تبليغى و سياسىشان. در آخر اين سوره باز ميفرمايد: « لئن لم ينته المنافقون و الّذين فى قلوبهم مرض و المرجفون فى المدينة لنغرينّك بهم». مرجفون همينهايند. در يك چنين شرائطى، شرح حال مؤمن اين است: «
هذا ما وعدنا اللّه و رسوله » ؛ ما تعجب نميكنيم؛ خدا و رسولش به ما گفته بودند كه اگر پابند به توحيد باشيد، پابند به ايمان به خدا و رسول باشيد، دشمن داريد؛ دشمنها سراغتان مىآيند. بله، گفته بودند، حالا هم راست درآمد؛ ديديم بله، آمدند. «
و صدق اللّه و رسوله و ما زادهم الاّ ايمانا و تسليما » ؛ ايمانشان بيشتر شد.
یك جا هم فرموده: «
و لن ترضى عنك اليهود و لا النّصارى حتّى تتّبع ملّتهم»؛ تا وقتى كمند آنها را به گردن نيندازيد، دنبالهرو آنها نشويد، همين آش است و همين كاسه. خودت را قوى كن كه كمندش در گردن تو تأثير نگذارد؛ يك تكان بدهى، كمندش پاره شود. خودت را قوى كن.
1391/07/19
2
بعضى درختها سرحالند، بانشاطند، شادابند؛ ده سال، بيست سال، سى سال بيشتر عمر نميكنند، بعد پوك ميشوند. پوك كه شدند، احتياج ندارد كه كسى زحمت بكشد براى انداختن آنها، يك باد تندى كه بيايد، سرنگون ميشوند، از كمر ميشكنند؛ اما درختى كه استعداد ماندن دارد، داراى اين قدرت و ظرفيت هست كه بماند، شما مىبينيد دو قرن، سه قرن از عمر اين درخت ميگذرد، سرسبزى او از روز اولى كه برگ كرده، بيشتر است و كمتر نيست، نشاط او در بهار، درختهاى ديگر را هم تحت تأثير قرار ميدهد. «
تؤتى اكلها كلّ حين باذن ربّها».
هيچ وقت هم نبايد خسته بشويم. شنفتيد آيهى قرآن را «
فاذا فرغت فانصب»؛ وقتى از كار فراغت پيدا كردى، يعنى كارت تمام شد، تازه قامت راست كن، يعنى شروع كن به كار بعدى؛ توقف وجود ندارد.
۱۳۹۱/۰۶/۲۸
در راه پيشرفت، توقف ممنوع است؛ خودشگفتى ممنوع است؛ غفلت ممنوع است؛ اشرافيگرى ممنوع است؛ لذتجوئى ممنوع است؛ به فكر جمع كردن زخارف دنيا افتادن، براى مسئولين ممنوع است. با اين ممنوعيتهاست كه ميتوانيم به قله برسيم. ما داريم در دامنه حركت ميكنيم. ما هنوز به قله نرسيدهايم؛ با آن فاصله داريم. آن روزى كه ملت ايران به قله برسد، دشمنىها تمام خواهد شد. آن روزى كه ملت ايران به قله برسد، معارضههاى خباثتآلود به پايان خواهد رسيد. ما تا آن روز فاصله داريم. حركت را بايد بىوقفه ادامه دهيم.
۱۳۹۱/۰۳/۱۴
3_
و جالبترین جمله ایشان:
من ديپلمات نيستم، من انقلابىام...
1391/11/19
من فعلاً فقط دارم نصیحت میکنم
...
تقوا، تقوا، تقوا!
...
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام
این سخن اقا در مورد امداد الهی
" «و لو قاتلكم الّذين كفروا لولّوا الأدبار ثمّ لا يجدون وليّا و لا نصيرا...» هيچ جا در قرآن نيامده است كه اگر شما شروع به
جنگكرديد، حمله كرديد، حتماً پيروز خواهيد شد؛
ممكن است پيروز بشويد، ممكن است شكست بخوريد - همچنان كه در جنگهاى صدر اسلام، آنجائى كه مسلمانان حمله
كردند، گاهى شكست خوردند، گاهى هم پيروز شدند -
اما وعده داده است كه اگر دشمن ابتدا به حمله كرد، آن دشمن قطعاً شكست خواهد خورد.
التماس دعا.
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام
مسير تاريخ دنيا تغيير پيدا خواهد كرد؛ مسير تاريخ عوض خواهد شد. امروز مسير تاريخ، مسير ظلم است؛ مسير سلطهگرى و
سلطهپذيرى است؛ يك عده در دنيا سلطهگرند، يك عده در دنيا سلطهپذيرند.
اگر حرف شما ملت ايران پيش رفت، اگر شما توانستيد پيروز شويد، به آن نقطهى موعود برسيد، آن وقت مسير تاريخ عوض
خواهد شد؛ زمينهى ظهور ولىّامر و ولىّعصر (ارواحنا له الفداء) آماده خواهد شد؛
دنيا وارد يك مرحلهى جديدى خواهد شد. اين بسته به عزم امروز من و شماست، اين بسته به معرفت امروز من و شماست.
اللهم العجل لولیک الفرج
التماس دعا
به نظر من هم جمله "فعلا فقط نصیحت می کنم" پر از معنا بود...
خیلی قاطعانه بود...