تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: معناشناسی درخت در عرفان کابالا
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
معناشناسی درخت در عرفان کابالا - کدام عارف یهودی به «بهار» علاقمند بود؟

مفاهیم و واژگان به کار گرفته شده در منظومه­ های فکری و فرقه­ ای گوناگون، گاه شباهت­ها و اشتراکات بسیاری با یکدیگر دارند. برای مثال در تمامی ادیان و در بسیاری از فرقه­ های نوظهور از مفاهمیی همچون «حیات پس از مرگ»، «سعادت»، «زندگی معنوی» و... استفاده می­شود؛ ولی هر یک از این مفاهیم متناسب با متن و منظومه­ ای که به آن تعلق دارند "جایگاه و معنا"یی متفاوت دارند که گاه با معنای همان مفهوم در منظومه دیگر، در تعارض است.

یکی از مفاهیمی که در جریان­های دینی و شبه­ دینی مختلف جایگاه ویژه دارد، مفهوم درخت است. در قرآن کریم نیز بارها به این مفهوم اشاره شده است. درخت در لسان قرآن، گاه برای تمثیل انگاره توحید و انگاره شرک در تعابیری همچون شجره طیبه[1] و شجره خبیثه[2] و گاه در توصیف توحید عمومی خلقت با تعابیری همچون «النجم و الشجر یسجدان»[3] مورد استفاده قرار گرفته ­است. در روایت نبوت حضرت موسی علیه السلام نیز ذکر شده که خداوند از ورای درختی با این پیامبر الهی سخن گفت[4].
[تصویر: 290475_382.png]
یکی از مفاهیمی که در جریان­های دینی و شبه­ دینی مختلف
جایگاه ویژه دارد، مفهوم درخت است.

در داستان هبوط آدم علیه السلام از بهشت نیز قرآن کریم ذکر می­ فرماید که شیطان با وسوسه "درخت جاودانگی" او را فریفت[5]. اما هیچ یک از توصیفاتی که در قرآن از پدیده ­هایی همچون درخت، سنگ ( همچون: منها لما یهبط من خشیة الله)، خوراکی­ها (همچون: زیتون، عسل، انجیرو...)، حیوانات (همچون: سگ اصحاب کهف، هدهد و مورچه سلیمان، شتر صالح، پرندگان ابابیل و...) و سایر پدیده­ های طبیعی (آتش، کوه، دریا، بادها، ماه، ستارگان، شهاب­ها، خورشید و..) موجود است، به معنای تقدس­ب خشیِ متافیزیکی به این امور نیست. بلکه همه آنها از آن جهت که بخشی از خلقت شگرف خداوند و جلوه­ای از زیبایی و حکمت و رحمت و عظمت او هستند، قابل توجه­ند.

هیچ یک از تعابیر قرآن درباره این پدیده ­ها را نمی­توان توجیهی برای بزرگداشت و تقدس­ بخشی خرافی به بخش­های طبیعت دانست. تقدس مکان­ها و اشیاء مادی همواره بالعرض و به اعتبار حقیقتی متافیزیکی و متعالی بوده است که با آن شیء نسبت دارد. برای مثال تقدس تربت کربلا بواسطه ارتباط این خاک با وجود مقدس سیدالشهداء و واقعه عاشوراست نه ویژگی باطنی ­ای که "زمین" واجد آن است.

در خصوص عنصر طبیعی "آب" خداوند در قرآن کریم تعبیری به کار برده است که در خصوص هیچ عنصر مادی ذکر نشده است (جعلنا من الماء کل شیء حی)؛ با این حال این تعبیر سبب تقدسی خرافی برای آب در میان مسلمانان نشده است و هر چند باران و آب همواره "نشانه رحمت خداوند" دانسته شده ولی هیچ گروه و فرقه ­ای به "واسطه میان زمین و آسمان" (عالم جسمانی و ملکوت) بودن آب قائل نشده است.
[تصویر: 290478_654.jpg]
در خصوص "آب" خداوند در قرآن کریم تعبیری به کار برده است که در خصوص هیچ عنصر مادی ذکر نشده است
(جعلنا من الماء کل شیء حی)؛
با این حال این تعبیر سبب تقدسی خرافی برای آب در میان مسلمانان نشده است

با این حال درخت در کابالا و فرقه­ های پاگانیستی جایگاهی مقدس و متافیزیکی دارد. تمام هستی­ شناسی آیین کابالا و اسطوره شناسی یهود به صورت سمبلیک در درختواره ­ای با نام "درخت حیات" معرفی می ­شود. درخت حیات[6]، درخت دانش[7]، درخت مرگ[8]، درخت ارواح[9] و درخت کیهانی[10] از جمله استعاره­ هایی هستند که با تکیه بر مفهوم درخت، در آموزه­ های کابالیستی برای توصیف جهان خلقت مورد استفاده قرار گرفته­ اند.

با این حال جایگاه مقدس و حلقه آسمان و زمین بودن درخت در آیین کابالا تنها به معانی استعاره­ ای آن محدود نمی­ شود. در آیین کابالا درخت زمینی نه به عنوان جلوه ­ای از خلقت خداوند بلکه به عنوان واسطه ­ای میان عالم بالا و عالم جسمانی و حلقه ­ای میان عالم ملکوت و عالم ناسوت مورد توجه است. این اعتقاد عمیق عمدتاً بر اساس کشف و شهود و اظهارات بزرگان عرفا کابالا صورت­ بندی شده است و کمتر به ارائه دستمایه­ های کلامی برای توجیه آن پرداخت شده است.

[تصویر: 290479_652.jpg]
تمام هستی­ شناسی آیین کابالا و اسطوره شناسی یهود
به صورت سمبلیک در درختواره ­ای با نام "درخت حیات" معرفی می ­شود.

خاخام اسحاق بن سیلمان لوریا مشهور به اسحاق لوریا[11] که به عنوان پدر کابالای امروزی شناخته می­شود، از جمله کسانی بود که به حلقه واسط بودن درخت میان عالم ملکوت و عالم جسمانیات اعتقاد داشت. او درختان را جایگاه آرام گرفتن نفوس انسانی پس از مرگ می­دانست. در شرح احوالات او آمده است که وی به "بهار" توجه خاص داشت و در ماه "نیسان[12]" هنگام شکوفه زدن درختان به انجام اعمال عبادی خاص در مقابل درختان اقدام می­نمود. او اعتقاد داشت با این اعمال به روح سرگشته کسانی که در درختان هستند یاری می­رساند تا به جای سقوط به مراتب پایین­تر، به سوی تعالی بالا بروند. به گفته کابالیست­ها سنت لوریا این بود که شاگردانش را به میان درختان و طبیعت ببرد و در آنجا به آنها آموزش دهد.

[تصویر: 290310_635.jpg]
خاخام اسحاق لوریا که به عنوان پدر کابالای امروزی شناخته می­شود،
از جمله کسانی بود که به حلقه واسط بودن درخت میان عالم ملکوت و عالم جسمانیات اعتقاد داشت.

در شرح احوالات خاخام لوریا آمده است که وی به "بهار" توجه خاص داشت
و در ماه "نیسان" هنگام شکوفه زدن درختان به انجام اعمال عبادی خاص در مقابل درختان اقدام می­ نمود!

به گفته شاگردانش در یکی از این روزها لوریا چشمان خود را باز می­کند و درختان را نفوس انسانی با روح­های بیشمار می­بیند. لوریا از نفوس مردگان می­پرسد شما چرا اینجا (در درختان) توقف کرده­اید. نفوس پاسخ می­دهند این به دلیل آن است که در زمان حیات توبه­کار نبودیم. ما تو را می­شناسیم و می­دانیم می­توانی به ما کمک کنی. لوریا نیز قول می­دهد کمک کند از برزخ درخت رها شده و بالا بروند. شاگردانش لوریا را در حال گفتگو می­دیدند در حالی که تنها او بود که سخن می­گفت و روح درختان از دید شاگردان پنهان بودند. شاگردان بعدها از او پرسیند تو با چه کسانی سخن می­گفتی و لوریا پاسخ داد: اگر می­توانستید آنها را ببینید، از اینکه چه جمعیتی از ارواح در درختان هستند، حیرت­زده می­ شدید[13].

اولین اشارات در خصوص اینچنین جایگاهی برای درخت در آثار موشه لئونی نویسنده کتاب مشهور زوهار[14] به چشم میخورد. او در کتاب هانفش هاهاخامه (النفس الحکیمه) از این ویژگی و جایگاه درخت برای توضیح جهان کابالا در تمثیل درخت زندگی استفاده می­نماید.

در آموزه­ های کابالا درختان نه تنها جایگاه نفوس و ارواح انسانی هستند بلکه خودشان نیز نفس مجرده دارند. این عقیده در شرح احوال خاخام ناخمان برسلاوی[15] توضیح داده شده است. او روزی در سفر، برای اقامت شب مسافرخانه چوبی را برمی­گزیند. خاخام ناخمن در دل شب با صدای بلند شروع به گریه می­کند به نحوی که صاحب مسافرخانه و همراهان خاخام متوجه حالت غیرعادی او می­شوند. همگی گرد او می­آیند تا علت را جویا شوند. خاخام قبل از هر سخنی کتابی را بیرون می­آورد و با چشمان بسته آن را باز می­کند و سپس جمله نوشته شده در صحفه را می­‌خواند: «قطع کردن درخت پیش از موعد، همانند کشتن یک نفس است.» خاخام از صاحب مسافرخانه سوال می­کند آیا چوب دیوارهای مسافرخانه ازدرختانی است که پیش از موعد قطع شده است؟ مسافرخانه تأیید می­کند. خاخام توضیح می­دهد: مرد در مکاشفه­ام با بدن کسانی که کشته شده بودند احاطه شده بودم. بسیار ترسیده بودم. حالا می­دانم آنها روح درختان بودند که برای من گریه می­کردند.

[تصویر: 290315_779.png]
طبق اسطوره­ شناسی کابالا و یهود،
در بهشت عدن در آسمان هفتم درختی به نام درخت زندگی وجود دارد که ارواح از آن تولید می شوند.
اسحاق لوریا پدر عرفان کابالا، حلقه واسط میان آسمان و زمین بودن را با دلیل دیگری نیز توضیح می­دهد؛ طبق اسطوره­ شناسی کابالا و یهود، در بهشت عدن در آسمان هفتم درختی به نام درخت زندگی[16] وجود دارد که ارواح از آن تولید می­شوند. ارواح تولید شده در گنجه­ای به نام گوف[17] یا بدن سقوط می­کنند و در آنجا منتظر نزول به زمین و تولد می­مانند.

اسحاق لوریا توضیح می­دهد که حلقه واسط درخت زندگی در آسمان هفتم و تولد نوزاد زمین درختان هستند. ارواح به تدریج از آسمان بر درختان نزول می­کنند و درختان همانند یک گهواره واسط ارواح را تا زمان تولد نگه می­دارند[18]. لوریا همچنین معتقد است از میان حیوانات گنجشک این نزول را به خوبی حس می­کند و می­تواند پایین آمدن ارواح را بر روی درختان مشاهده کند. او دلیل آواز غوغاگونه گنجشکان را همین ادراک ارواح می­ داند[19].

[تصویر: 290305_980.jpg]
قبر اسحاق لوریا
رابطه ارواح با درختان در آموزه­های پاگانیستی اروپای کهن پیش از مسیحیت نیز وجود داشته است. پرستش درخت بلوط یکی از آموزه­ های پاگانهای ژرمن بود. در زمان فراگیر شدن مسیحیت برخی از این آموزه­های خرافی با شکلهای تغییر یافته به تدریج وارد مسیحیت شد و در مناسکی همچون برپایی درخت کریسمس در روزهایی پایانی سال و زمان منتسب به تولد عیسی مسیح، خود را به خوبی نشان داد[20].



در مدارس نوین کابالا به هنرجوها گفته می­شود کابال یک درخت است که با بالا رفتن از شاخه های آن می­توانید به مقامی نزدیک به خدا و شبیه به خدا برسید. در عرفان کابالا رسیدن انسان به خدا به معنای فنای فی الله نیست بلکه به معنای رسیدن به مقام خدایی است. در این سیستم معنوی فرد سالک قرار نیست فانی در خداوند گردد و هستی خود را در مقابل هستی لایزال خداوند ناچیز و نامقدار ببیند. بلکه قرار است خود را به اندازه خداوند و در جایگاهی خدایی درک کند. در واقع از منظر کابالا انسان در مقام خداوند عبد و بنده نیست بلکه مخلوقی است که می­تواند به خدایی برسد. از این رو انسان و خدا در این منظومه عجیب، در واقع دو روی یک سکه هستند.

[تصویر: 290514_239.jpg]
در عرفان کابالا رسیدن انسان به خدا به معنای فنای فی الله نیست
بلکه به معنای رسیدن به مقام خدایی است.
فرد سالک قرار نیست فانی در خداوند گردد
بلکه قرار است خود را به اندازه خداوند و در جایگاهی خدایی درک کند.
این جایگاه ویژه طبیعت شناختی و معناگرا برای درخت و نسبت آن با آفرینش انسان در محصولات رسانه­ای وابسته به کانونهای کابالیستی، با گستردگی، عمق و تنوع بسیاری مورد تبلیغ و تأکید قرار گرفته­ است.

فیلم سینمایی سرچشمه[21] محصول 2006 امریکا، سه داستان موازی درباره خواستگاه، زندگی و فرجام انسان است که در 500 سال گذشته، زمان حال و 500 سال آینده روایت می­شود. در این فیلم نقطه اتکا داستان درختی کهنسال است که منشأ خلقت انسان به شمار می­آید.

[تصویر: 290318_592.jpg]
فیلم سینمایی سرچشمه
محصول 2006 امریکا

این درخت در هیبتی همانند "درخت دانش در بهشت عدن" در داستان اول دیده می­شود. توماس قهرمان داستان اول، شوالیه­ای اسپانیای (با بازی هیو جکمن) است که قصد دارد درخت زندگی را برای ملکه خود بیابد. در داستان دوم درخت حیات درختی عجیب در افریقاست که دکتر کرئو (با بازی همان هیو جکمن) قصد دارد از شیره آن برای درمان سرطان همسر محبوبش استفاده کند.

[تصویر: 290312_963.jpg]
درخت در فیلم سرچشمه
در داستان سوم تام (با بازی همان هیو جکمن) در حبابی افسانه­ای که درخت کهنسالی در آن وجود دارد، به سوی سحابی دوردستی در فضا در حرکت است. روح همسر تام در درون درخت است و تام امیدوار است بتواند با رسانیدن درخت به سحابی که در سخنان همسرش از آن تعبیر به بهشت و محل آرامش ارواح انسانها شده است، معشوق زندگی اش را به سکون و آرامش برساند. جای جای و بند بند سناریو این فیلم با عقاید و آموزه­های اساتید کابالا از اسحاق لوریا تا موشه لئونی تطبیق تام دارد.

[تصویر: 290307_768.jpg]
فیلم سینمایی آواتار محصول 2009 امریکا که پرفروش­ترین فیلم تاریخ نام گرفت
نیز داستان خود را حول محور درختی مقدس به نام درخت ارواح روایت می­ کند.
فیلم سینمایی آواتار[22] محصول 2009 امریکا که پرفروش­ترین فیلم تاریخ نام گرفت نیز داستان خود را حول محور درختی مقدس به نام درخت ارواح روایت می­ کند. این درخت محل تجمع ارواح گذشتگان است و با عالم بالا و وجود مقدس الهه ایوا در ارتباط است. همین درخت سرنوشت قوم ناوی را پس از نیایش جک سالی در پای درخت، رقم می­زند و آنها را بر دشمن مهاجم پیروز می­گرداند.

[تصویر: 290317_850.jpg]
فیلم درخت زندگی
محصول 2011 امریکا
فیلم درخت زندگی[23] محصول 2011 امریکا و برنده نخل طلایی کن 2011 نیز از جمله آثاری است که با الهام از آموزه­های کابالا، در قالب تمثیل درخت حیات سعی دارد باطن زندگی و حیات انسان را بر اساس آنچه در تورات و بویژه سفر پیدایش آمده است، تبیین نماید.


جمع بندی:




در واقع آنچه حائز اهمیت است توجه به جریانی مرموز و شوم است که در ده­های اخیر سعی دارد تا با تقدس ­بخشی بی­ بنیان به پدیده ­های مادی همچون درخت، زمین، آب و یا عناصر اربعه، مبانی عرفان­ واره­ هایِ شرک ­آلود را در جوامع گوناگون نهادینه سازد. اگرچه این جریان بیشتر در امریکای جنوبی و پس از آن اروپا به جنبشی معنوی با پوشش محیط­ زیست گرایی تبدیل شده است و افرادی همچون ال گور
[24]
از رهبران آن هستند، با این حال در کشور ما نیز رگه ­هایی از این اندیشه درباره تقدس فصول یا پدیده ­های طبیعی،از سوی برخی افراد و جریان­های خاص در حال بازنشر می­ باشد.


پی نوشت‌ها:
*****************************************

1. سوره ابراهیم، آیه 24

2 . سوره ابراهیم، آیه 26

3. سوره الرحمان، آیه 6

4. سوره قصص، آیه 30

5 . سوره طه، آیه 120

6. Tree of Life

7 . Tree of Knowledge

8 . Tree of Death

9 . Tree of Souls

10 . the Cosmic Tree

11 . Isaac Luria

اسحاق لوریا (مرگ 1572 میلادی) از بنیانگذاران ابتدایی کابالای نظری به شمار می­آید. هرچند خود او مکتوبات نادری دارد ولی کلاسهای او در فلسطین در دوره عثمانی بعدها توسط شاگردانش نگارش یافت و به شکل­گیری متون کلاسیک کابالا کمک شایانی کرد. برخی آموزه­های او را تحت عنوان کابالای لوریانی معرفی می­کنند.

12 . هفتمین ماه در تقویم عبری که اولین ماه در تقویم کلیسایی است. نیسان اوج بهار و ماهی 30 روزه است که اعیاد مهمی همچون پسح در آن قرار دارد.

13 . Tree of Souls: The Mythology of Judaism, 2007, Oxford Press, P 165

14 . Zohar مشهورترین و معتبرترین منبع کابالاست که در قرن سیزدهم توسط کابالیستهای جنوب اروپا مدون شد.

15 . Nachman of Breslov

ناخمان برسلاوی (مرگ 1810) خاخام و کابالیست اوکراینی که جنبش حسیدی اوکراین را بنا نهاد. یهودیان حسیدی شاخه­ای از یهودی ارتودوکس هستند که از قوانین فقهی یهود تا اندازه­ای فاصله گرفته و گرایشات عرفانی کابالیستی دارند.

16 . Tree of Life

17 . Chamber of Guf

در اسطوره­شناسی کابالیستی گنجه ارواح یا گنجینه ارواح محلی برای نگه داری ارواح تولید شده است.

18 . Tree of Souls: The Mythology of Judaism, 2007, Oxford Press, P 166

19 . Tree of Souls: The Mythology of Judaism, 2007, Oxford Press, P 166

20 . http://www.factmonster.com/spot/christmas2.html

21 . The Fountain (2006)

22 . Avatar (2009)

23 . The tree of Life (2011)


24.
رقیب انتخاباتی جورج بوش پسر که به طور گسترده با تکیه بر آموزه های شرک آلود سرخپوستی، پرستش الله زمین را در کتاب « زمین و انسان در تعادل» ترویج می­کند
==============================
منبع اصلی مقاله : سایت مشرق

یکم فکر میکنم در جمعبندیتون تند رفتین بهار در ایران باستان هم مقدس میباشد این هم ریشه در کابالا داره؟
به نام خدا

ضمن تشکر از کاربر گرامی بخاطر مقاله مفصل و خوبشون .

من به یه نکته ای رسیدم . این مسئله ای که گفته میشه :

روح های انسان درون درخت و غیره , نقطه مشترک خیلی از مکاتب کاذبه . اونای دیگه هم اعتقاد به داشتن روح مثلا در مجسمه

و یا حتی در انسانهای دیگه , و نیز , تقدس دادن به درخت و مجسمه و غیره و غیره هستند .

نکته دوم که اشاره شده . در مکاتب کاذب , انسان به قرار است به مقام خدایی برسد . این وعده در خیلی از این مکاتب داده میشه .Dodgy مثل مکتب شیطانی که نامش در امضای خودم هست . اونم اعتقاد به خدا شدن رهروانش داره Huh

در حالیکه در عرفان حقیق , انسان قرار است که فناء فی الله بشه .

اینقدر اشتراکات مکاتب کاذب به هم نزدیک میشه که به این نتیجه میرسیم که همه باید از یه جا ( شیطان ) سرچشمه گرفته باشد.
(۲۱/اسفند/۹۱ ۱۲:۳۴)ارش کمانگیر نوشته است: [ -> ]یکم فکر میکنم در جمعبندیتون تند رفتین بهار در ایران باستان هم مقدس میباشد این هم ریشه در کابالا داره؟
ببینید کلا هر چیزی رو باید با قرینه هاش سنچید ... مثلا نماد درخت یا بهار ... باید دید چه کسی و یا چه گروهی ازش استفاده میکرده و میکند و آن فرد و یا گروه قبلا چه گرایشاتی داشته و الان چه گرایشی دارد و در کنار آن از چه فاکتورهای دیگری استفاده میکند ... قطعی نمی شود هر کس و هر گروهی را متهم کرد ...
در مورد ایران باستان هم همین طور ... خود بهار فی نفسه برای مثال چیز بدی نیست ... خیلی هم عالیست ... درخت هم همین طور ... وقتی در کنار چیزهای دیگری با اهداف مشخصی بیاید معنی فوق الذکر را میگیرد
موفق باشید
(۲۱/اسفند/۹۱ ۱۵:۴۳)ELENOR نوشته است: [ -> ]ببینید کلا هر چیزی رو باید با قرینه هاش سنچید ... مثلا نماد درخت یا بهار ... باید دید چه کسی و یا چه گروهی ازش استفاده میکرده و میکند و آن فرد و یا گروه قبلا چه گرایشاتی داشته و الان چه گرایشی دارد و در کنار آن از چه فاکتورهای دیگری استفاده میکند ... قطعی نمی شود هر کس و هر گروهی را متهم کرد ...
در مورد ایران باستان هم همین طور ... خود بهار فی نفسه برای مثال چیز بدی نیست ... خیلی هم عالیست ... درخت هم همین طور ... وقتی در کنار چیزهای دیگری با اهداف مشخصی بیاید معنی فوق الذکر را میگیرد
موفق باشید

چند وقتی است که احساس میکنم اغلب مطالبی که از گوشه کنار خوندم یا شنیدم در باره ی ماسون ها و مباحث دیگر در این ضمینه حاصل یک سمبل بدی جدید هست که درست کردیم تا با هرچیز یا هر کسی که افکارش با ما مغایرت دارد به اون نسبتش بدیم مثل منافق در اوایل انقلاب اسلامی .
شایدم این حس آزار دهنده به خاطر این باشه که برای تخریب افراد اون هارو به به ماسون ها نسبت میدیم مثل بهار یا جدایی نادر از سیمین یا رپرها و خواننده های زیر زمینی و یا برخی دولت مردان و ....
من زمان زیادی هست که با این مباحث (حدود 10 سال )آشنا شدم و مطالب زیادی خوندم و دیدن ولی چند وقت بعد از سخنرانی های استاد رائفی پور این موج ماسون یاب تو جامعه شروع شده که متاسفانه از طرفه برخی رسانه ها به اون دامن زده شد.
به هر حال هرچیزی جنبه مثبت و منفی دارد و فکر میکنم به این شدت در نظر گرفتن جنبه منفی هـــــــــر چیز مناسب نباشه و جواب منفی هم بدهد.
ببخشید اگه در محضر اساتید پر حرفی کردم شاید این مطلب جنبه ایجاد یک تاپیک جداه داشته باشه ولی خواستم در سایه همین مطلب در بارش بحث کنیم
باتشکر.
پس نتیجه میگیریم شعارهای امثال زنده باد بهار هم به عرفان کابالا مربوط میشه !!
(۸/فروردین/۹۲ ۱۳:۲۶)خورشید زندگی نوشته است: [ -> ]
پس نتیجه میگیریم شعارهای امثال زنده باد بهار هم به عرفان کابالا مربوط میشه !!
دوست عزیز بجث را مصداقی و سیاسی نکنید ...
قبل تر متذکر شدم که هر کس و هر مذهبی اگر بهار را مصداقی از خیر بداند لزوما انحرافی و منحرف و کابالایی نیست ...
در اسلام و شیعه هم همین طور ... ولی نکته ای وجود دارد که بنابر نص صریح روایات در حوادث و شبهاتی که در زمان غیبت وارد می شود باید به راویان حدیث و مراجع و عالمانی متخصص راستین دینی مراجعه کنیم تا فرق مروارید را از خر مهره بفهمیم ....
الان به لطف خدا در ایران مراجع و از همه بزرگتر رهبر وجود دارند که سد های استواری در برابر کفر و ظلمت هستند ... جهت گیر آنها راه گشاست ...
باز متذکر می شوم بحث را مصداقی و سیاسی نکنید که خلاف قوانین تالار است و این که چه چیزی منطبق بر اسلام و چه چیزی نیست را می توانیم در کلام رهبر و مرجعمان دریابیم
بهار هم در اسلام خیلی بهش تاکید شده ... ولی باید دید چه کسی از این نماد و لفظ استفاده می کند ... آیا کارها و عقایدیش مورد تایید مراجع و راویان حدیث که در زمان غیبت باید به آنها رجوع کنیم هست یا خیر ...
موفق باشید
"بسم الله الرحمن الرحیم"

نقل قول:یکم فکر میکنم در جمعبندیتون تند رفتین بهار در ایران باستان هم مقدس میباشد این هم ریشه در کابالا داره؟

نقل قول:پس نتیجه میگیریم شعارهای امثال زنده باد بهار هم به عرفان کابالا مربوط میشه !!



پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم می فرمایند:همواره بهار را که می بینید به یاد رستاخیز باشید.


معلی بن خنیس روایت می کند که روز نوروز به محضر امام صادق علیه السلام رسیدم،
امام از من پرسید: آیا میدانی امروز چه روزی است؟
گفتم: فدایتان شوم، روزی است که ایرانیان آن را بزرگ می دارند و به یکدیگر هدیه می دهند.
امام صادق علیه السلام فرمود: سوگند به خدا این بزرگداشت، علتی در زمان های دور دارد که برای تو شرح میدهم تا بدانی:

ای معلی! روز نوروز، روزی است که خداوند ازبندگانش پیمان گرفت که تنها او را بپرستند و شرک نورزند و به پیامبران و امامان و حجت هایشان ایمان بیاورند.

این روز اولین روزی است که خورشید در آن دمید و بادهای بارور کننده بر درختان وزید و گلها و شکوفه های زمین آفریده شد.

این روز روزی است که جبرئیل بر پیامبر نازل شد.

نوروز روزی است که پیامبر اکرم
صلی الله علیه واله وسلم علی علیه السلام
را بر دوش خود سوار کرد تا همچون ابراهیم علیه السلام بتهای عرب را در هم بکوبد و به زیر افکند.

این روز روزی است که برای بار دوم برای
علی
علیه السلام بیعت گرفته شد،
و در این روز علی
علیه السلام بر اهل نهروان پیروز شد.

نوروز روزی است که قائم ما و صاحب امر ما ظهور می کند و در این روز بر دجال چیره می شود و او را در کنار کوفه به دار میزند. هیچ نوروزی نمیرسد مگر اینکه ما در آن منتظر فرج هستیم..
یعنی هر درختی این شکلی باشه پشت سرش کابالا هست ؟
نماد درخت یک عنصر عرفانی در خیلی از مکاتب هست که حالا چون در کابالا تحریف شده نمی شود گفت صرفا درخت دانش با تفسیر کابالایی هست ...و نباید هر کسی را که از نماد درخت در آثارش استفاده کرد کابایی و چه و چه نام گذاشت.
این نماد درخت حتی در قرآن با شجره طیبه و سدرة المنتها و شجره خبیثه گره می خورد که حتما لازم است دیدمان رانسبت به آن وسیع تر در نظر بگیریم.
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع