تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: چرا قرآن را حفظ کنیم؟؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
بسم رب الشهداء و الصدیقین
سلام دوستان
چند وقت پیش یکی ار دوستانم از من سوالی پرسید.
خوشحال میشم اگه کمکم کنین..
سوال این بود که:


مگرنه اینکه باید قرآن رو خوند، فهمید و عمل کرد؛
پس چه لزومی داره که کسی اونو حفظ کنه؟

یکی از جالبترین روش ها برای خوندن، فهمیدن و عمل کردن به قرآن همین حفظ کردن هست. وقتی یه نفر قرآن رو حفظ می کنه, علاوه بر اثر وضعی که رو خود حافظ میگذاره ، باعث میشه سوالاتی در مورد آیات براش وجود بیاد که این یعنی تفکر در آیات و باید دنبال جواب بره. یا حداقلش اینه که قرآن خوندن شخص زیباتر و صحیح تر میشه. اصلا علت حفظ کردنه قرآن هم همینه، تفکر.
بسم الله
.
.
درباره حفظ قرآن احادیث زیادی داریم،که آثار حفظ قرآن در آنها بیان شده. برای نمونه:
.
.
.
[تصویر: 4.gif]قال رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ : مَنْ قَرَأَ الْقُرآنَ عن حِفْظِهِ ثُمَّ ظَنَّ اَنَّ الله تَعالي لا يَغْفِرُ لَهُ فَهُوَ مِمَّنْ اسْتَهْزِءَ بِآياتِ الله.
مستدرك الوسائل، ج 2، ص 294
«كسي كه قرآن را از حفظ بخواند و گمان كند كه خداوند متعال او را نمي‌آمرزد، در واقع از جمله كساني است كه آيات خداوند را مورد استهزاء و تمسخر قرار داده است.»

.
.
[تصویر: 4.gif]لا يُعَذِّبُ اللهُ قَلباً وَعَي الْقُرآن.
آثار الصادقين، ج 17، ص 247
«خداوند متعال قلبي كه قرآن در آن باشد را عذاب نمي‌كند

.
.
[تصویر: 4.gif]قال رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ :
مَن قَرَاَ الْقُرآنَ حَتّي يَسْتَظْهرَهُ وَ يَحْفَظَهُ اَدْخَلَهُ اللهُ الْجَنَّةَ و شَفَّعَهُ في عَشْرَةٍ مِنْ اَهْلِ بَيْتِهِ كُلِّهِمْ قَدْ وَجَبَتْ لَهُمُ النّارُ

مجمع البيان، ج 1، ص 45
«هر كه (آنقدر) قرآن بخواند تا حفظ شود، خداوند او را به بهشت داخل خواهد كرد و شفاعتش را درباره ده نفر از خانواده‌اش كه آتش جهنم بر آن واجب شده، مي‌پذيرد
.
.

[تصویر: 4.gif]قال رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ :
فَاِذا دَخَلَ صاحِبُ القُرآنِ الْجَنَّةَ قَيلَ لَهُ: اِقْرَأ وَارْقَ، لِكُلِّ آيَةٍ دَرَجةٌ فَلا تَكُونُ فَوقَ حافِظِ القُرآنِ دَرَجةٌ

بحار الانوار، ج 92، ص 22
هنگامي كه صاحب قرآن داخل بهشت شود، به او مي‌گويند بخوان و بالا رو، پس برتر از درجة حافظ قرآن درجه‌اي نيست.
.
.
[تصویر: 4.gif]قالَ رَسُولُ الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ :
اِنَّ اَكْرَمَ العِبادِ اِلَي اللهِ بَعْدَ الأنبياءِ، العُلَماءُ ثُمَّ حَمَلَةُ القُرآن، يَخْرُجُونَ مِنَ الدُّنيا كَما يَخْرُجُ الانبياءُ وَ يُحْشَرُونَ مِنْ قُبُورِهِم مَعَ الأنبِياءِ وَ يَمُرُّون عَلَي الصِّراطِ مَعَ الأنبِياءِ و يُأخُذُونَ ثَوابَ الأنبِياءِ

بحار، ج 92، ص 17
پيامبر اسلام فرمود:
«همانا بهترين بندگان نزد خدا بعد از پيامبران علما هستند و سپس حاملان (قاريان و حافظان) قرآن، آنان همانند انبيا از دنيا مي‌روند، همراه آنان از قبرها برانگيخته مي‌شوند، در كنار آنان از صراط مي‌گذرند و پاداش انبياء را (از خداوند)دريافت مي‌كنند.»

.
.
[تصویر: 4.gif]قال قال رسول الله ـ صلّي الله عليه و آله ـ :
يا بُنَيَّ لا تَغْفَل عَنْ قَرائَةِ الْقُرآن، فَأِنَّ القُرآنَ يُحيي الْقَلْبَ و يَنْهي عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغِي

كنز العمال، ج 2، ص 291
كثير بن سليم مي‌گويد: رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود:
اي پسر! از قرائت قرآن غفلت مكن كه قرآن دل را زنده مي‌كند و از فحشاء و نادرست و ستم باز مي‌دارد.

.
.
.
.
.
با توجه به اینکه برای حفظ قران باید دائم قرآن بخوانید و تکرار کنید تا حفظ شود و بعد از حفظ هم باید دائم مرور کنید تا از خاطرتان نرود،آثاری که بر قرائت قرآن جاری است ، در حفظ قرآن نیز خواهد بود.و موجب انس با قرآن خواهد شد.
این انس تاثیرات زیادی دارد ، همانطور که در احادیث فوق داشتیم ، از منکر باز میدارد،باعث آرامش درونی میشود،و همین تکرار باعث میشود که به عمل به آیات نزدیک تر شود و باعث فهم بهتر آیات قرآن خواهد شد..
همچنین در روایات داریم حفظ قرآن باعث تقویت حافظه می شود.
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

فضیلت حفظ


برای پی بردن به فضیلت و اهمیت حفظ قرآن کافی است اندکی در احادیث رسیده از پیامبر (صلی الله علیه و آله) و ائمه اطهار (علیهم السلام) در اينباره و نیز در سیره عملی ايشان در تعامل با قرآن و اهل آن دقت کنیم. به طور کلی قرآن کریم در نگاه آن بزرگواران از جایگاهی رفیع و منزلتی ویژه برخوردار است و بالتبع مسائل مربوط به آن، از جمله «تلاوت و قرائت، تدبر و عمل به فرامین آن و آموختن و آموزاندن آن» و نيز «حفظ قرآن و در سينه داشتن آن»، مورد سفارش ایشان قرار گرفته است.

به چند نمونه از احادیث مرتبط با حفظ قرآن توجه کنید:

1ـ قال رسول الله (صلي الله عليه و [b]آله): «حَمَلَةُ القُرْآنِ هُمُ المَحْفُوفونَ بِرَحمَةِ اللهِ، المُلَبِّسونَ نُورَ اللهِ، المُعَلِّمونَ كَلامَ اللهِ. مَنْ عاداهُم فَقَدْ عادَي اللهَ و مَنْ والاهُم فَقَدْ والَي اللهَ.»:[1]
حافظان قرآن مشمول رحمت خدا، در بركنندگان نور خدا و آموزگاران كلام خدايند. كسي كه با آنان دوستي نمايد با خدا دوستي نموده و كسي كه با آنان دشمني كند خدا را دشمن داشته است.

2ـ قال رسول الله (صلي الله عليه و آله): «إنَّ اَكْرَمَ العِبادِ إلَي اللهِ بَعْدَ الاَنبياءِ العُلَماءُ ثُمّ حَمَلَةُ القُرآن. يَخْرُجونَ مِن الدُّنيا كَما يَخْرُجُ الاَنبياء وَ يَحْشُرونَ مِنْ قُبُورِهِم مَعَ الاَنبياءِ و يَمُرُّونَ عَلي الصِّراط مَعَ الاَنبياءِ و يَأخُذونَ ثوابَ الاَنبياء. فَطوبي لِطالب العِلْمِ و حامِلِ القرآنِ ممّا لَهُم عِندَ اللهِ مِن الكرامَةِ وَ الشَّرَفِ.» [2]: گرامي‌ترين بندگان بعد از انبياء علما و سپس حافظان قرآن هستند. مانند انبياء از دنيا مي‌روند، همراه انبياء از قبرهايشان خارج مي‌شوند، به همراه انبياء از صراط مي‌گذرند و ثواب انبياء را مي‌برند. پس خوشا به حال پوينده راه علم و حافظ قرآن، به سبب كرامت و شرافتي كه نزد خدا دارند.

3ـ قال رسول الله (صلي الله عليه و آله): «مَنْ اَعْطاهُ اللهُ حِفْظَ كِتابِهِ فَظَنَّ اَنَّ أحَداً اُعْطِيَ أفْضَلَ مِمَّا اُعْطِيَ فَقَدْ غَمَطَ أفْضَلَ النِّعمَةِ.»: [3] هر كس كه خداوند حفظ كتابش را به او ببخشد و گمان برد به كسي چيزي بهتر از او داده شده، بافضيلت‌ترين نعمت را كوچك شمرده است.

4ـ قال رسول الله (صلي الله عليه و آله): «أغْنَي النَّاسِ حَمَلَةُ القُرآنِ؛ مَنْ جَعَلَهُ اللهُ تَعالي في جوْفِهِ.»: [4] بي‌نيازترين مردم حافظان قرآن هستند؛ همان كساني كه خداوند متعال قرآن را در وجودشان جاي داده است.

5ـ‌ قال رسول الله (صلي الله عليه و آله): «إذا ماتَ حامِلُ القُرآنِ أوحَي اللهُ إلَي الأرضِ أَن لا تَأكُلي لَحْمَهُ. قالَتْ: إلهي كَيفَ آكُلُ لَحْمَهُ و كَلامُكَ في جَوْفِه.»: [5] هنگامي كه حافظ قرآن از دنيا مي‌رود خداي تبارك و تعالي به زمين وحي مي‌كند كه «گوشت بدن او را نخور.» زمين مي‌گويد: «پروردگارا، چگونه گوشت او را بخورم در حالي كه كلام تو (قرآن) در قلب اوست.»

6ـ قال رسول الله (صلي الله عليه و آله): «لِحاملِ القُرآنِ إذا عَمِلَ بِهِ فَأحَلَّ حَلالَهُ و حَرَّمَ حَرامَهُ شَفْعٌ في عَشْرَةِ أهْلِ بَيْتِهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ كُلُّهُم قَدْ وَجَبَتْ لَهٌ النّارُ.»:[6] حافظ عامل به قرآن كه حلال آن را حلال و حرام آن را حرام مي‌شمارد فرداي قيامت در مورد 10 نفر از بستگانش ـ كه همگي آنها اهل آتشند ـ حق شفاعت دارد.

7ـ قال علی (علیه السلام): « اِقرَؤُوا القرآنَ و اسْتَظْهِرُوهُ فإنّ اللّهَ تَعالى لا يُعَذِّبُ قلباً وَعَى القرآنَ. »:[7] قـرآن را تـلاوت كـنـيـد و آن را به خاطر سپاريد، زيرا خداوند متعال دلى را كه قرآن را در خود دارد عذاب نمى‌كند.

8ـ قال رسول الله (صلي الله عليه و آله): « إنّ الّذى ليسَ فى جَوْفِهِ شيىءٌ مِنَ القرآنِ كَالبيتِ الخرابِ. » : [8] كسى كه در درونش چيزى از قرآن نيست، دلش مانند خانه ويران است.

9ـ قال رسول الله (صلي الله عليه و آله): « مَنْ قَرَأ القرآنَ عن حفظِهِ ثمّ ظَنَّ أنّ اللّهَ تَعالى لا يَغْفِرُهُ فَهو مِمّنِ اسْتَهْزَأ بآياتِ اللّهِ. »:[9] كـسـى كـه قرآن را از حفظ بخواند و گمان كند خداى تعالى او را نمي‌آمرزد، در شمار كسانى است كه آيات الهى را به تمسخر گرفته‌اند.

10ـ قال الامام الصادق (عليه السلام): «اَلْحافِظُ للْقرْآنِ الْعامِلُ بِه مَعَ السَّفَرةِ الْكِرامِ الْبَرَرَةِ.»: [10] حافظ قرآن كه بدان عمل كند، در آخرت رفيق و همراه فرشتگان و سفيران الهي خواهد بود.

از بیانات نورانی معصومان در این باب

، می‌توانیم به برخي از برکات حفظ قرآن پی ببریم؛ از جمله: «قرار گرفتن در پناه رحمت الهي، محشور شدن با انبياء و همراهي با آنان، برخورداري از بالاترين ثروت فرهنگي (قرآن)، داشتن حق شفاعت در قيامت، ايمني از عذاب آخرت، آباداني دل و ...». البته چنانچه در متن شماري از احاديث تأكيد شده، شرط اين بهره‌مندي آن است كه حافظ قرآن در جهت عمل به احكام و فرامين آن حركت كند و كلام وحي همواره نصب العين او باشد. بديهي است كه تنها بسنده كردن به خواندن ظاهري آيات، تمامي اين بركات را به دنبال ندارد.

علاوه بر موارد فوق، بركات و فوائد مهم ديگري نيز در حفظ قرآن هست كه از مهم‌ترين آنها «انس با قرآن» است. حفظ قرآن را جامع‌ترين راه براي انس با اين كتاب مقدس دانسته‌اند و به راستی هم چنين است؛ زیرا حافظ قرآن، به بهانه ورود به اين وادي مبارك و به سبب آنكه بي‌توجهي به آيات و فراموش كردن آنها پسنديده نيست و نوعي بي‌احترامي به كتاب وحي تلقي مي‌شود، بايد تا پايان عمر به تلاوت قرآن و محفوظات خود پايبند باشد و همين نكته و خواندن مكرر آيات موجبات مؤانست و رفاقت او را با قرآن فراهم مي‌كند.

فايده بسيار مهم ديگر براي حفظ قرآن فراهم كردن زمينه «تدبر در قرآن» است. اين نكته در بيانات رهبر معظم انقلاب نیز به خوبي مطرح شده است. ایشان در یکی از دیدارهای خود با قاریان و حافظان قرآن فرمودند:

«... وقتی شما حافظ قرآن هستید، این تکرار آیات قرآنی و انس دائمی با قرآن، به شما فرصت می‌دهد که در قرآن تدبر کنید. تدبر در قرآن با همینطور خواندن و رد شدن به دست نمی‌آید؛ با یک بار و دوبار خواندن هم حاصل نمی‌شود؛ با تکرار و انس با آیه‌ای از قرآن امکان تدبر در آن به دست می‌آید. و چقدر لطایف در قرآن کریم هست که اینها را جز با تدبر نمی‌توان فهمید. بنابراین حفظ و فهم معانی قرآن و تلاوت آن لازم است.» [11]

ايشان در همین رابطه در جای دیگری یادآور شده‌اند که:

«... به سمت حفظ قرآن بيشتر برويد. حفظ، وسيله است البته؛ حفظ وسيله است. حفظ، هدف نيست. حفظ قرآن، وسيله است؛ وسيله است براى اين كه انسان آسان بخواند، آسان تكرار كند و امكان تدبر پيدا كند. جوانها بروند از استعدادشان، از حافظه‌شان استفاده كنند. بچه‌ها را، جوانها را بكشانيد به سمت حفظ قرآن. البته امروز با گذشته ما قابل مقايسه نيست، خيلى جلو هستيم؛ اما كم است. آنچه كه الان در كشور ما وجود دارد، كم است. بروند به سمت حفظ قرآن. وقتى كه حفظ حاصل شد، آن وقت توان و فرصت براى تدبر بيشتر پيدا خواهد شد و همين تدبر است كه كليد است. كليد اصلى، همين تدبر در قرآن و فكر كردن در قرآن است.» [12]

آنچه گفتيم گوشه‌اي از بركات و فوائد حفظ قرآن كريم بود و بركات فراوان ديگری نيز هست كه مجال پرداختن به آنها در این مختصر فراهم نیست. اما آنچه گفتيم و نگفتيم تنها به منزله توصيف منظره‌اي نيكو و دلكش است و شرط بهره‌مندی کامل از این تصویر زیبا آن است که آستين همت را بالا بزنيد و با توكل بر خدا و توسل به ذوات مقدس معصومان (عليهم السلام) «حفظ قرآن» را آغاز كنيد.

پي نوشت:


[1] . مستدرك الوسائل /ج4/ص 254.

[2] . بحارالانوار /ج 89/ ص 18ـ 19.

[3] . كنزالعمال / ج1/ حديث 2317.

[4] . كنزالعمال/ج1/حديث 2261.

[5] . كنزالعمال/ج1/حديث 2488.

[6] . كنز العمال / ج 1/ حديث 2327 [b].


[7] . بحار الانوار، ج 89،‌ ص19.

[8] . كنز العمال، ج 1، ص 553.

[9] . مستدرك الوسائل، ج 2، ص 294.

[10] . اصول كافي، ج 4، ص 404.

[11] . سخنراني ايشان در 4 مهر 1385.

[12] . سخنراني ايشان در 4 تير 1390.


حتما متن کامل رو در این لینک بخونیدhttp://www.telavat.com/hefzlearning/default.aspx

شاید بعضی از احادیث رو در پست قبلی دیده باشید به بزرگواریتون ببخشید.

Smile
این متن رو از طرح حفظ کپی کردمhttp://forum.bidari-andishe.ir/thread-20723-page-4.html


درپناه حق موفق باشید

یا علی (علیه السلام) مدد
به نام خدا
اهمیت حفظ قرآن1
ويژگي‌هاي قرآن و سفارش‌هاي پيوسته‌ي پيامبر اسلام ـ صلي اللّه عليه و آله ـ درباره‌ي آن سبب شد تا اين كتاب در سراسر زندگي مردم راه يابد و همه چيز مسلمانان گردد؛ به ويژه آن كه مؤمنان آن روزگار جز قرآن كتابي نداشتند و تلاوت، حفظ، تعليم و تعلم به آن اختصاص داشت. حفظ قرآن همواره، به عنوان يك سنت و عبادت بزرگ، در ميان مسلمانان مطرح بود و حتي پس از پديد آمدن صنعت چاپ نيز موقعيت خود را حفظ كرد. اين امر در پرتو جايگاه والاي قرآن و حفظ آن تحقق يافت؛ جايگاهي كه مي‌توان آن را در ابعاد مختلف زير مورد بررسي قرار داد.
حفظ قرآن در قرآن
قرآن درباره‌ي به خاطر سپاري كتاب خدا تنها در يك جا سخن به ميان آورده است. آنجا كه مي‌فرمايد: «وَ اذْكُرْنَ ما يُتْلى فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ آياتِ اللَّهِ وَ الْحِكْمَةِ إِنَّ اللَّهَ كانَ لَطِيفاً خَبِيراً»[1] حكمت و آيات الاهي را كه در خانه‌هاي شما تلاوت مي‌شود، به خاطر بسپاريد. (بدانيد كه) همانا خداوند مهربان و از همه آگاه است.
«ذكر» در اين آيه در قبال نسيان (فراموشي) به معناي حفظ و به خاطر سپردن است.[2] خداوند متعال در اين آيه و آيات قبل وظايفي را براي زنان پيامبر اسلام ـ صلي اللّه عليه و آله ـ معين ساخته است. آخرين وظيفه در اين آيه بيان شده است. به آنان سفارش مي‌كند هرچه از كلام الاهي در خانه‌هايتان نازل مي‌شود؛ به خاطر بسپاريد و آن‌ها را در زندگي خويش به كار ببنديد.
اين آيه در واقع ارزش حفظ قرآن را براي مسلمانان گوشزد مي‌نمايد. مخاطبان آيه، زنان رسول خدايند اما از آن جا كه اساس شريعت بر حفظ قرآن و سنت پيامبر گرامي ـ صلي اللّه عليه و آله ـ است، مي‌توان گفت: در واقع مخاطب آيه گروهي خاص نيست و همه‌ي مسلمانان در تمسك به قرآن و سنت و حفظ آن شريكند.
حفظ قرآن در احاديث
معصومان ـ عليهم السلام ـ در اين باره سخنان بسيار دارند و در موارد مختلف به فراخور آگاهي و ايمان مخاطبان‌شان به آن اشاره كرده‌اند. گفتار پيشوايان دين نشان مي‌دهد حفظ قرآن چنان اهميت دارد كه بسياري از مقام‌هاي معنوي جز به ياري آن به دست نمي‌آيد. بخشي از اين مقام‌ها عبارت است از:
1. هم‌نشيني با فرشتگان
امام صادق ـ عليه السلام ـ مي‌فرمايد: «الْحافِظُ لِلْقُرْءانِ الْعامِلُ بِهِ مَعَ السَّفَرَةِ الْكِرامِ الْبَرَرَةِ.»[3] حافظ قرآني كه به آن عمل كند، با فرشتگان پيغام‌بر و نيك رفتار هم‌نشين خواهد شد.
گروهي اين روايت را ذيل آيه‌ي «بِأَيْدي سَفرَةٍ. كِرامٍِ بَرَرَةٍ.»[4] ذكر كرده‌اند و معتقدند مراد از «سفرة» (سفيران) حافظان، قاريان، كاتبان قرآن و دانشمنداني است كه در هر عصري آيات خداوند را از دستبرد شياطين محفوظ مي‌دارند.[5]
اين تفسير درست نمي‌نمايد؛ زيرا خداوند مي‌فرمايد: آيات الاهي به دست «سفيران نيك رفتار» سپرده شده است و روايت نشان مي‌دهد كه حافظان هم‌نشين سفيرانند نه خود آن‌ها.
سخن امام صادق ـ عليه السلام ـ بر همراهي و هم‌نشيني حافظان و مفسران با سفيران گواهي مي‌دهد. بي‌ترديد وقتي دانشمندان و حافظان قرآن كاري شبيه فرشتگان و حاملان وحي انجام مي‌دهند، با آن‌ها در يك جايگاه و رتبه قرار مي‌گيرند.
2. در شمار بزرگان امت جاي گرفتن
امام صادق ـ عليه السلام ـ مي‌فرمايد: «اَشْرافُ اُمَّتي حَمَلَةُ الْقُرْءآنِ وَ أَصْحابُ اللَّيْلِ.»[6] بزرگان امت من، قاريان و حافظان[7] و شب زنده‌دارند.
3. ايمني از عذاب الاهي
امير مؤمنان ـ عليه السلام ـ مي‌فرمايد: «اِقْرَؤُو الْقُرْآنَ وَ اسْتَظهِروُهُ فَاِنَّ اللهَ تَعالَي لايُعَذِّبُ قَلْباً وَعَيَ الْقُرْآنَ.»[8] قرآن تلاوت كنيد و آن‌را به خاطر سپاريد؛ زيرا خداوند متعال دلي كه قرآن در آن باشد عذاب نمي‌كند.
حفظ قرآن مجيد و انس با آن، انسان را در مسير عمل به وحي و بهره جستن از معارف آن قرار مي‌دهد و در نتيجه از آتش دوزخ مصون مي‌دارد. پيامبر اكرم ـ صلي اللّه عليه و آله ـ مي‌فرمايد: «لَوْكانَ الْقُرآنُ في اِهابٍ ما مَسَتْهُ النَّارُ.»[9] اگر قرآن در پوستي باشد، آتش بدان نخاهد رسيد.
4. آبادي قلب
رسول خدا ـ صلي اللّه عليه و آله ـ مي‌فرمايد: «اِنَّ الَّذي في جَوْفِهِ شَيْيءٌ مِنَ الْقُرآنِ كَالْبَيْتِ الْخَرابِ.»[10] كسي كه در درونش چيزي (سوره ي آيه‌يي) از قرآن نباشد، مانند خانه‌ي ويران است.[11]
چنان كه خانه‌ي ويران نزد مردم ارزش ندارد، دل تهي از آيات الاهي نيز در نزد خداوند بي‌ارزش است. اساس شرافت و ارزش انسان‌ها تقوا و انس با قرآن است. روح مانند بدن به غذا نياز دارد و غذاي آن قرآن و معارف الاهي است. دلي كه از كلام وحي بي‌بهره باشد، مرده و چون خانه‌ي ويران است.
5. مشمول آمرزش الاهي
رسول خدا ـ صلي اللّه عليه و آله ـ فرمود: «مَنْ قَرَءَ الْقَرآنَ عَنْ حِفْظِهِ ثُمَّ ظّنَّ اَنَّ اللهَ تَعالي لايَغْفِرُهُ فَهُوَ مِمَّنِ اسْتَهْزَءَ بِآياتِ اللهِ.»[12] كسي كه قرآن را از حفظ بخواند و گمان كند خداي تعالي او را نمي‌آمرزد، در شمار كساني كه آيات الاهي را به تمسخر گرفته‌اند، جاي دارد.
6. پاداش مضاعف
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: «اِنَّ الَّذي يُعالِجُ الْقُرآنَ وَ يَحْفَظُهُ بِمَشِقَّةٍ مِنْهُ وَ قِلَّةِ حِفْظٍ لَهُ اَجرانِ.»[13] هركس در فراگيري قرآن بكوشد و به سبب كمي حافظه آن را به سختي حفظ كند دو پاداش دارد. (پاداشي براي حفظ آن و پاداشي براي تحمل سختي آن)
7. پذيرفته شدن شفاعت
رسول خدا ـ صلي اللّه عليه و آله ـ فرمود: «مَنْ قَرَءَ الْقُرآنَ حَتّي يَسْتَظْهِرَهُ وَ يَحْفَظَهُ اَدْخَلَهُ اللهُ الْجَنَّةَ وَ شَفَعَّهُ في عَشْرَةٍ مِنْ أَهْلِ بَيْتِهِ كُلِّهِمْ قَدْ وَجَبَبَتْ لَهُمُ النّارُ.»[14] هركه (آن قدر) قرآن بخواند تا حفظ شود، خداوند او را به بهشت داخل خواهد كرد و شفاعتش را درباره‌ي ده تن از خانواده‌اش ـ كه آتش بر آن‌ها واجب شده، مي‌پذيرد.
آري، قرآن در حق مؤمنان شفاعت مي‌كند و آنان را به بهشت رهنمون مي‌شود؛[15] حافظ و حامل قرآن نيز چون قرآن توان شفاعت دارد. البته شفاعت حافظان با قرآن تفاوت دارد. شفاعت قرآن فراگير است؛ ولي شفاعت حافظ قرآن محدود بوده، تنها درباره‌ي خانواده‌اش و آن هم به تعداد انگشتان دست پذيرفته مي‌شود.
8. بالاترين درجات بهشت
رسول خدا ـ صلي اللّه عليه و آله ـ فرمود: «عَدَدُ دَرَجِ الْجَنَّةِ عَدَدُ آيِ الْقُرآنِ فَاِذا دَخَلَ صاحِبَ الْقُرآنِ الْجَنَّةَ قيل لَه: اِرْقا وَ اقْرَءْ لِكُلِّ آيَةٍ دَرَجَْةٌ فَلا تَكُونُ فَوْقَ حافِظِ الْقُرآنِ دَرَجَةٌ.»[16] درجات بهشت به تعدد آيه‌ها‌ي قرآن است. چون صاحب قرآن داخل بهشت شود، به وي مي‌گويند بخوان و بالا رو كه هر آيه‌يي را درجه‌يي است. پس برتر از درجه‌ي حافظ قرآن درجه‌يي نيست.
9. دريافت پاداش انبيا
رسول خدا ـ صلي اللّه عليه و آله ـ فرمود: «يا سَلمْان... اِنَّ اَكْرَمَ الْعِبادِ اِلَي اللهِ بَعْدَ الْاَنبياء الْعُلَماءُ ثُمَّ حَمَلَةُ الْقُرْآنِ، يَخْرُجُونَ مِنَ الدُّنيا كَما يَخْرُجُ الْاَنْبياءُ وَ يَحْشُرُونَ‌مِنْ قُبُورِهِمْ مَعَ الْاَنْبياءِ وِ يَمُرُّونَ عَلَي الصِّراطِ مَعَ الْاَنْبياءِ وَ‌يَأْخُذُونَ ثَوابَ الْاَنْبياءِ.» اي سلمان،... همانا بعد از انبيا بهترين بندگان نزد خداوند عالمانند و سپس قاريان و حافظان قرآن. آنان همانند انبيا از دنيا مي‌روند، همراه آنان از گورها برانگيخته مي‌شوند، در كنار آنان از صراط مي‌گذرند و پاداش آن‌ها را (از خداوند) دريافت مي‌كنند.[17]
حفظ قرآن در سيره
قاريان و حافظان قرآن نزد پيامبر اسلام ـ صلي اللّه عليه و آله ـ و اميرمؤمنان ـ عليه السلام ـ جايگاهي والا داشتند و مورد احترام و تشويق مادي و معنوي آن بزرگان قرار مي‌گرفتند. بخشي از سيره‌ي آنان در اين زمينه چنين است:
1. بخشش مجازات حافظان
در روزگار پيامبر ـ صلي اللّه عليه و آله ـ و علي ـ عليه السلام ـ ، دانستن فنون قرائت و حفظ قرآن به تخفيف مجازات يا بخشش آن مي‌انجاميد؛ براي مثال مردي نزد علي ـ عليه السلام ـ آمد و به دزدي اعتراف كرد. حضرت پرسيد: آيا چيزي از قرآن مي‌داني؟ پاسخ داد: آري، سوره‌ي بقره را به خاطر سپرده‌ام. حضرت فرمود: در مقابل اين سوره دستت را به خودت بخشيدم و قطع نمي‌كنم.
اشعث[18] گفت: اي اميرمؤمنان، آيا حد الاهي را تعطيل مي‌كني؟! حضرت فرمود: تو چه مي‌داني، اگر شاهدان بر جرم گواهي دهند، امام حق بخشش و تعطيل حدود الاهي ندارد؛ اما اين فرد به زيان خويش اعتراف كرده است. وقتي شاهدي بر گناهي گواهي نداد، امام حق دارد حد الاهي را ببخشد و جاري نسازد.[19]
تخفيف مجازات حافظان اكنون نيز در برخي از كشورهاي اسلامي اجرا مي‌شود. در كشور ما و نيز پاكستان زندانياني كه قرآن را حفظ مي‌كنند، از تخفيفي ويژه برخوردار مي‌شوند.[20]
2. حفظ قرآن در جايگاه مهريه
اهتمام به قرآن و حفظ آن در صدر اسلام چنان بود كه ياد گرفتن سوره‌يي از قرآن مهريه‌ي زن مسلمان قرار مي‌گرفت. سهل بن سعد مي‌گويد: زني نزد پيامبر ـ صلي اللّه عليه و آله ـ آمد و گفت: من خود را به خدا و رسولش بخشيدم. حضرت فرمود: به زن نياز ندارم.



[1] . احزاب 33: 34.
[2] . در تفسير آيه دو احتمال داده شده، يكي آنچه كه در متن ذكر شده است و ديگري اين كه ذكر به معناي شكر است؛ يعني خدا را شكر كنيد از اين كه خداوند شما (زنان پيامبر) را در خانه‌ي وحي قرار داده است. علامه طباطبايي تفسير اول را پسنديده و دومي را ضعيف شمرده است. براي توضيح بيش‌تر به تفسير الميزان و مجمع البيان ذيل آيه‌ي 34 احزاب مراجعه شود.
[3] . اصول كافي، ج 4، ص 405.
[4] . عبس 80: 15 و 16 (قرآن به دست سفيران حق و فرشتگان وحي و نيك رفتار سپرده شده است)
[5] . ر.ك: مجمع البيان، ج 10، ص 267.
[6] . بحارالانوار، ج 92، ص 177.
[7] . «حملة القرآن» به معناي گسترده‌اي دارد كه شامل عالمان، مفسران، قاريان و حافظان مي‌شود.
[8] . بحارالانوار، ج 92، ص 19.
[9] . مجمع البيان، ج 1، ص 45.
[10] . كنز العمال، ج 1، ص 512، ح 2276.
[11] . وقتي از حفظ قرآن سخن به ميان مي‌آيد، نبايد چنين تصور شود كه منظور حفظ كل است. حفظ قرآن، هر مقدار، مقدور و ممكن باشد خوب است. در تاريخ اسلام مي‌خوانيم هركس سوره‌ي بقره و آل عمران را از حفظ داشت نزد صحابه بزرگ شمرده مي‌شد. (الاتقان، ج 1، نوع 19، ص 229)
[12] . مستدرك الوسائل، ج 4، ص 269.
[13] . اصول كافي، ج 4، ص 409.
[14] . مجمع البيان، ج 1، ص 45.
[15] . عن النبي ـ صلي الله عليه و آله ـ انسان القرآن شافع مشفع. (بحار، ج 92، ص 20)
[16] . بحار، ج 92، ص 22.
[17] . بحار، ج 92، ص 17.
[18] . نامش اشعث بن قيس و لقبش ابو محمد و از اصحاب پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ و علي ـ عليه السلام ـ بوده است و در زمان علي ـ عليه السلام ـ از گروه خوارج به شمار مي‌آمد. او با دختر ابوبكر، امّ‌فروه ازدواج كرد. (معجم رجال الحديث، ج 3، ص 216)
[19] . استبصار، ج 4، ص 252.
[20] . سلام، 11/1/1371.
_______________________________________________________________________-

اهمیت حفظ قرآن2

مردي به رسول خدا ـ صلي اللّه عليه و آله ـ گفت: او را به ازدواج من درآور. حضرت فرمود: چيزي داري به وي دهي؟ مرد گفت: خير. حضرت فرمود: حتي انگشتري از فلز! مرد معذرت خواست. حضرت پرسيد: از قرآن چه مي‌داني؟ مرد پاسخ داد: سوره‌ي فلان و فلان و همين‌طور سوره‌هايي كه حفظ بود، برشمرد.
حضرت فرمود: آيا مي‌تواني از حفظ بخواني؟ گفت: آري. پيامبر ـ صلي اللّه عليه و آله ـ فرمود: تو را به ازدواج او درآوردم، در برابر آنچه از قرآن به وي مي‌آموزي.[1]
3. تقدم حافظان در صحنه‌هاي اجتماعي
در صدر اسلام، ملاك تقدم افراد در كارهاي مهم و حساس اجتماعي دانستن قرائت و حفظ قرآن بود. پيامبر اسلام ـ صلي اللّه عليه و آله ـ قاريان و حافظان را به منصب‌هايي چون فرماندهي و امامت جماعت مي‌گماشت. در روايات چنان مي‌خوانيم كه نبي اكرم ـ صلي اللّه عليه و آله ـ مقرر داشت هر مسلماني بيش از ديگران قرآن فرا گرفته، گرد آورده يا حفظ كرده است بر ديگران فرمان راند و بر مردگان نماز گزارد.[2] در جنگ احد وقتي خواستند پيكر شهيدان را به خاك سپارند، شهيدي كه بيش‌تر مي‌دانست مقدم بود يا مدفن آن كه آيات بيش‌تري به خاطر سپرده بود، نزديك‌تر به حمزه قرار مي‌دادند.[3]
روزي پيامبر اسلام ـ صلي اللّه عليه و آله ـ جمعي را به سفري مي‌فرستاد، از آن‌ها پرسيد: چقدر قرآن مي‌دانيد؟ يكي از آن‌ها ـ كه از همه جوان‌تر بود ـ پاسخ داد: من سوره‌ي بقره و چند آيه‌ي ديگر از قرآن مي‌دانم. فرمود: برويد، اين شخص سرپرست و امير شما است. گفتند: شخصي كه شما مي‌فرماييد از همه جوان‌تر است! پيامبر ـ صلي اللّه عليه و آله ـ فرمود: او سوره‌ي بقره را مي‌داند.[4]
در عصر نبوي، حفظ قرآن چنان اهميت داشت كه حتي غلامان حافظ نيز بر مردم عادي مقدم شمرده مي‌شدند. وقتي مهاجران به مدينه هجرت كردند، سالم غلام ابو حذيفه، به دليل اين‌كه از همه به فنون قرائت و حفظ قرآن آشناتر بود، امامت جماعت آن‌ها را بر عهده داشت.[5]
4. اختصاص مستمري از بيت المال
قاريان و حافظان قرآن در مسائل مادي نيز از توجه ويژه برخوردار بودند و بخشي از بيت المال مسلمانان به آنان اختصاص داشت. اميرمؤمنان ـ عليه السلام ـ فرمود: آن كه اسلام را بپذيرد، فرمانبردار باشد و قرآن را قرائت و حفظ كند، هر سال دويست دينار از بيت المال بهره‌مند مي‌شود؛ و اگر در دنيا به طور كامل به او داده نشود، روز قيامت ـ كه نياز بيش‌تري دارد ـ دريافت خواهد كرد.[6]
در منابع تاريخي چنان مي‌خوانيم كه امام علي ـ عليه السلام ـ براي آنان كه قرآن قرائت مي‌كردند، دوهزار دوهزار از بيت المال اختصاص مي‌داد.[7]
برخي از مراجع عظام مانند آيت‌الله العظمي گلپايگاني ـ قدس سره ـ [8] و آيت‌الله صافي ـ دام ظلّه العالي ـ شهريه‌يي به حافظان قرآن اختصاص داده‌اند و در اين زمينه، از سيره‌ي اميرمؤمنان ـ عليه السلام ـ پيروي كرده‌اند. آيت‌الله العظمي گلپايگاني ـ قدس سره ـ در آغاز برقراري شهريه‌ي خويش اعلام كرد: هر طلبه‌اي كه حافظ قرآن باشد، در هر رتبه‌يي كه شهريه بگيرد، شهريه‌اش را دو برابر مي‌كنم. او هم‌چنين براي تشويق حافظان كل كشور، (چه روحاني و چه غير آن) زماني دستور داد براي همه حقوق تعيين كنند.[9]
بعد از رحلت وي، داماد گرانقدرش حضرت آيت‌الله صافي ـ دام ظلّه العالي ـ اين سيره را دنبال كرد. او اكنون به طلبه‌هايي كه حافظ قرآن باشند دو برابر شهريه مي‌دهد. امروزه اين حركت در حوزه‌ي علميه‌ي قم به صورت يك فرهنگ درآمده است. شوراي مديريت حوزه حافظان قرآن را درجه بندي كرده است و براي حافظ 5 جزء تا كل قرآن، به تناسب محفوظات، شهريه‌ي مخصوصي در نظر گرفته است.

[1] . صحيح بخاري، ج 8، ص 19.
[2] . پژوهشي نو درباره‌ي قرآن كريم، سيد جعفر مرتضي عاملي، ص 64. (به نقل از الطبقات الكبري، ج 8، ص 89)
[3] . تاريخ قرآن، ص 231.
[4] . مجمع البيان، ج 1، ص 32.
[5] . ر.ك: معجم حفاظ القرآن عبر التاريخ، ج 1، ص 257.
[6] . من دخل في الاسلام طائعا و قرأ القرآن ظاهرا فله في كل سنة مائتا دينار في بيت مال المسلمين، ان منع في الدنيا اخذها يوم القيامة وافية احوج ما يكون اليها. (مجمع البيان، ج 1، ص 46) بايد توجه داشت كه عبارت «قرأ القرآن ظاهرا» به معناي حفظ كردن قرآن است؛ و اين يك معناي كنايي است. (ر.ك: لسان العرب و تاج العروس، ماده‌ي ظهر) بنابراين، ترجمه‌ي اين عبارت به «خواندن قرآن به طور آشكار» درست نمي‌نمايد. چنان‌كه برخي از مترجمان تفسير مجمع البيان اين‌گونه معنا كرده‌اند.
[7] . ان علينا فرض لمن قرأ القرآن الفين، الفين. (كنز العمال، ج 2، ص 239)
[8] . رسالت، 18/ 8/ 1368.
[9] . مجله بشارت، شماره‌ي ششم، سال دوم، مرداد و شهريور 1377، ص 38.
برگرفته از مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات - اندیشه ی قم
آدرس های مرجع