نقل قول: شما اظهار نظر نکنید،اصلا هیچ کتابی هم نخوانید.هیچ اشکالی ندارد،اما اظهار نظر بدون آگاهی کافی،گفتم موجب تضییع حق است.
بنده الان را گفتم وقت مطالعه کتاب پیشنهادی را ندارم . وگر نه پدر بنده استاد تاریخ است . از کودکی با داستان های تاریخی بزرگ شدم و تا قبل دانشگاه در این زمینه ها خصوصا تاریخ ایران بسیار مطالعه داشتم .
اصولا دوست ندارم وارد این بحث بشوم . چون وقتی وارد بحثی میشیم باید بسیار براش وقت بزاریم
الان توی همین تالار کلی بحث داریم که از نظر من مهمتره برای حقیر ...
به هر حال تشکر میکنم از شما بنده فقط به چهارشنبه سوری نقد داشتم . در این مورد هم اگر صحبتی باشه در خدمت شما هستم
یا علی (علیه السلام)
به نام خدا
سلام علیکم
وحید جان،من خودم هم دلم از چهارشنبه سوری پره!!!
در ضمن از شما ممنونم که در این تاپیک،به بی ربط بودن این مراسم احمقانه،با دین زرتشت پرداختید.
چون واقعیت هم همینه،امیدوارم روزی برسه که دیگه چهارشنبه ی آخر سال،هیچ آتش بازی نداشته باشیم.
فی امان الله
به نام یزدان بخشاینده بخشایشگر
مطالبی که در مورد آتش در دین زرتشت و آتش در چهارشنبه سوری گفته شده بسیار جالب و تامل برانگیز هست
اما یک نکته
و اون هم اینه که هم عقیده خوب بودن آتش درسته و هم بد بودنش!
البته در دین زرتشت پیامبر (شک نکنید که پیامبر بود) آتش فقط آتشی که با هیزم روشن میشده نبوده بلکه آتشهای مجازی مثل آتش عشق و مهربانی یا آتش ایمان به خدا یا آتش زندگی و نظایر این مورد تقدیس (نه پرستش به جای خدا!) قرار میگرفته که خواست خدای یکتا بوده (در قرآن هست که خداوند از درون اتش با حضرت موسی سخن گفته و یهودیها هم به آتش عرض ارادت دارند)
اما رسم چهارشنبه سوری که مثلا میگه زردی من از تو و سرخی تو از من که به معنی بیماری من به تو و شادابی و نشاط و گرمی تو به من هست (چنانکه در بالا گفته شد) خیلی هم چیز خوب و قشنگیه و معلومه ریشه الهی داره (نه ساخته پرداخته فلاسفه و حکما باشه!)
به هر حال این مراسم شیطانی نیست
این تاپیک هم بی مناسبت نیست برای امسال
اگه بدونید با بعضی حرفا چه اختلافی بین جوونا پیش میارید...
چه اختلافی بین مسلمون ها و زرتشتی ها درست میکنید
چه اختلافی بین بعضی جوون ها و بچه مذهبی ها به وجود میارید...
بحث نکنم در موردش بهتره، فقط کاری نکنید به خاطر چند چیز اینطوری، چیزایی که اگه برگذار بشن یا نشن، این همه اختلاف پیش بیاد بین جوونا
به اندازه کافی دشمن خارجی داریم
من جوابی از مدعیان درست بودن این مراسم ندیدم جز
دلمون میخواد پس کسی حق نداره حرف بزنه
عین جواب قمه زن ها
تمام
به نام خدا
سلام علیکم
البته گفته ی شما در مورد خیالی بودن دین زرتشت اشتباه است.
این دین حتی اهل کتاب است.
این هم سندش.
(۲۸/بهمن/۹۲ ۱۸:۵۶)سجاد313 نوشته است: [ -> ]به نام خدا
سلام علیکم
واضح ترین سند،حضور نماینده زرتشتیان در مجلس شورای اسلامی است.
مگر نه اینکه حکومت اسلامی فقط با اهل کتاب قرارداد ذمه می بنند؟؟؟
اگر زرتشتیان اهل کتاب نبودند،در مجلس نماینده نداشتند و جزءادیان قانون ساسی نبودند.
دیگر اینها
((با وجود کتاب های تورات و انجیل، همگان اهل کتاب بودن قوم یهود و مسیحیان را به راحتی می پذیرفتند; اما پذیرش این واقعیت در مورد صابئین و به خصوص مجوس، که در امپراطوری ایران ساسانی دین رسمی بود،[5] مشکل می نمود; زیرا ساکنین شبه جزیره ی عربستان، کتاب جاافتاده و معمول در دست مجوسیان عصر خود ندیده بودند و از سوی دیگر آنان را بیش تر به دوگانه پرستی می شناختند و شاهد چندانی برای اهل کتاب و توحیدی بودن آیین آنان پیدا نمی کردند; به همین دلیل این سؤال در میان برخی از مسلمانان و سایر گروه های ساکن در شبه جزیره مطرح بود که آیا مجوس دینی آسمانی و الهی است و مجوسیان نیز دارای کتاب آسمانی اند؟ همین امر موجب شد تا عده ای از مشرکین بکوشند تا همانند مجوس، که از دیدگاه آنان دوگانه پرست و مشرک بودند، از امتیاز «جزیه» استفاده کنند; پس به حضرت محمد(صلی الله علیه وآله) نامه نوشتند و از آن حضرت خواستند که از آنان نیز جزیه بگیرد و در بت پرستی آزادشان بگذارد. پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله)جواب فرستادند که
من از غیر اهل کتاب جزیه قبول نمی کنم. مشرکین در جواب نامه ی آن حضرت
نوشتند: تو می گویی از غیر اهل کتاب جزیه نمی گیری، درحالی که از مجوس هجر[6]جزیه
می گیری.[7]
پیامبر(صلی الله علیه وآله) پاسخ دادند:
مجوس پیامبری داشتند که او را کشتند و کتابی داشتند که پیامبرشان در پوست دوازده هزار گاو نوشته و آورده بود که آن را سوزاندند.[8]
بعد از وفات پیامبر(صلی الله علیه وآله) برخی از اطرافیان خلفا نمی توانستند باور کنند که مجوسیان جزو اهل کتاب اند; لذا سعی می کردند آنان را از زمره ی اهل کتاب خارج کنند; لکن در نهایت، خلفا نیز با مجوس همان رفتار پیامبر(صلی الله علیه وآله) را ادامه دادند و به اخذ جزیه از مجوسیانی که اسلام را نمی پذیرفتند، اکتفا کردند.
اکثر مورخین «زرتشت» را پیغمبر آیین مجوس معرفی
کرده و به تبع آن نتیجه گرفته اند که کتاب او نیز
«اوستا» نام دارد. چنان که مسعودی می نویسد:
زردشت در بلخ ظهور کرد... او از اهل آذربایجان بود... او پیامبر مجوس است که برای آنها کتاب
آورد. نام آن کتاب در نزد عوام الناس «زمزمه» است، ولی در نزد
مجوس «بستاه» (اوستا) نامیده می شود.[9]
دینوری نیز نقل می کند:
گویند زردشت، پیامبر مجوس، نزد گشتاسب شاه آمد و گفت: «من پیامبر خدا به
سوی تو هستم» و کتابی را که در دست مجوس است، برای او آورد و گشتاسب آیین مجوس را پذیرفت و به او ایمان آورد و مردم کشور خود را بر آن دین واداشت [10]
بعدها برخی از مستشرقین نیز این نظریه را که آیین مجوس همان آیین زرتشت و پیامبرش
شخصی به نام «زرتشت» است که کتاب «اوستا» را آورده، پذیرفتند. آنان چنین پنداشتند که زرتشت
اولین پیامبری بود که آیین یکتاپرستی را در بین ایرانیان رواج داد. چنان که مؤلف تاریخ باستان می نویسد:
عامه ی مردم ایران هم چنان خدایان متعددی را می پرستیدند... اما در قرن ششم قبل از میلاد رهبر مذهبی بزرگی به نام زرتشت در ماد ظهور کرد که دینی مبارز، اخلاقی و مبنی بر توحید آورد.[11]
[5]. مرتضی مطهری، مجموعه آثار، «خدمات متقابل اسلام و ایران»، (تهران: انتشارات صدرا، چاپ سوم، 1377)، ج 14، ص 157.
[6]. هجر مرکز بحرین است که در قسمت شمال شرقی شبه جزیره عربستان و کناره های جنوب غربی خلیج فارس قرار گرفته است.
[7]. ثقة الاسلام کلینی، الکافی، ج 4، ص 14، به نقل از نرم افزار نور 2.
[8]. همان.
[9]. علی بن حسین بن علی مسعودی، مروج الذهب، ج 1، ص 237، تحقیق عبدالامیر علی مهمّنا، (مؤسسه اعلمی، بیروت 1411 هـ. ق).
[10]. ابوحنیفه احمد بن داود دینوری، اخبار الطوال، ص 49، ترجمه ی محمود مهدوی دامغانی، (نشر نی، چاپ سوم 1368).
[11]. چارلز الکساندر رابینسن، تاریخ باستان، ص 214، ترجمه ی اسماعیل دولت شاهی، (انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، چاپ اول 1370).
در ضمن نمی خواهید که این تاپیک از مسیر اصلی خارج شود انشاءالله؟؟؟
فی امان الله
و ممنونم به خاطر اینکه اشاره داشتید به اینکه این آیین نامناسب ربطی به حضرت زرتشت(علی نبینا و آله و علیه السلام)وجود ندارد.
اما یکی از روایت هایی که در این مزینه هست این است که اعراب این مراسم را بین ایرانیان رواج دادند تا یکی از سنت ها مارا مسخره کنند.
و آن سنت "همث پث میدم گاه" بود.
بر اساس دین زرتشت،خداوند جهان را در 6 گاهنبار آفرید.
آخرین گاهنبار 5روز آخر سال بود به نام های "اهنود گاه"،"اشتود گاه"،"سپنتمد گاه"،"وهوخشتره گاه"،"اهیشتو وشتی گاه".
که در این گاهنبار انسان را آفرید.
و در این 5 روز بر بالای پشت بام خانه شان آتشی می افروختند و سفره ی شام پهن می کردند و خویشان هر شب خانه ی هم مهمان بودند.
نه از روی آن آتش می پریدند و نه حرفهایی مثل زردی من از تو و ... می زدند.
فی امان الله