اقتصاد و انواع آن: خبرگزاري موج -
اقتصاد چيست؟
اقتصاد دانش چگونگي انتخاب مردم و جامعه است براي به كارگيري و استخدام منابع كمياب جهت توليد كالاها و خدمات گوناگون و توزيع آنها ميان افراد و گروههاي مختلف جامعه براي مصرف. امروزه اقتصاددانان بر روي اين تعريف عمومي براي علم اقتصاد توافق دارند. هر چند تعاريف گوناگون ديگري نيز براي علم اقتصاد ارائه كرده اند از جمله :
1 . آدام اسميت علم اقتصاد را تحقيق براي افزايش ثروت جامعه مي شناسد.
2 . اقتصاد دانش فعاليت هايي است شامل توليد و مبادلات ميان مردم.
3 . لاينل رابينز (Lionel Robbins) علم اقتصاد را تخصيص منابع و عوامل توليد كمياب به منظور توليد كالاها و خدماتي ميداند كه مهمترين خواسته هاي مادي بشر را ارضا ميكند.
4 . لودويگ وان ميزز (Ludwig Von Mises) علم اقتصاد را منطقي براي اتخاذ تصميمات عقلايي با در نظر گرفتن محدوديتهاي مختلف معرفي مينمايد.
5 . اقتصاد علم انتخاب است. اقتصاد آموزش ميدهد چگونه مردم انتخاب ميكنند و منابع توليدي كمياب و محدود (زمين، نيروي كار، دانش و تجهيزات) را براي توليد كالاهاي گوناگون (مانند گوشت، لباس، جاده و ...) به كار ميگيرند تا اين كالاها بين افراد مختلف جامعه براي مصرف توزيع شود.
6 . اقتصاد دانش پول، بهره، سرمايه و ثروت است.
اقتصاد و انواع آن:
Economy: اقتصاد؛ دستگاه اقتصادي؛ اصول اقتصاد؛ ساختار توليدي يا مالي کشور
صرفه جويي و علم اداره بر پايه اصول اقتصادي؛ نظام اقتصادي يک کشور يا ناحيهاي از کشور.
Economy Stationary: اقتصاد ساکن
اقتصادي که در آن سه مجموعه اساسي در داده ها يعني منابع، شيوه فني و سليقه ها تغييراتي نمي بيند.
Economy of Abundance: اقتصاد وفور؛ اقتصاد فراواني
اوضاع و شرايط اقتصادي که در آنها قيمت ها و قوه خريد عمومي طوري باشند که تسهيلات و وسايل توليدي يک واحد اقتصادي در حد ظرفيت نهايي خود کار کند.
Economy of Flexibility: اقتصاد انعطاف پذيري؛ صرفه جويي از انعطاف پذيري
مزيتي که به يک توليد کننده صاحب چندين کارخانه به اندازه هاي مختلف عايد مي گردد.
Economy of High Wages: اقتصاد دستمزد بالا
ديد از اين زاويه که اگر انسان مزد خوب بگيرد به قسمي که از سطح زندگي عالي برخوردار گردد، کارايي وي در جريان توليد و همراه با آن بهره وري نسبي آن بالا مي رود.
Economy of Plenty: اقتصاد وفور؛ اقتصاد فراواني
وضعهايي در تحليل اقتصادي که در آنها توانايي توليد براي اجابت نيازهاي اساسي يک ملت بسنده است. مسئله اصلي همانا تقاضاست به گونه اي که تنزل آهسته اقتصادي نتيجه شود و مازاد کالاها و خدمات وجود داشته باشد.
Economy of Scale: صرفه جويي مقياس
تقليل در متوسط هزينه واحد همراه با افزايش در اندازه کارخانه يا فعاليت تا به ميزان معين و از آن پس ترقي اين گونه هزينه ها.
Economy of Scarcity: اقتصاد کميابي؛ اقتصاد ندرت
اقتصادي است که در آن قوه خريد نسبت به قيمت هاي موجود مکفي نباشد و نتواند تسهيلات توليدي کالاهاي مصرفي موجود را به ظرفيت نهايي آن به کار اندازد (يا مشغول نگاه دارد).
بیانات در دیدار دانشجویان1391/05/16
در زمينهى مسائل اقتصادى، «اقتصاد تهاجمى» را مطرح كردند؛ عيبى ندارد. بنده فكر اقتصاد تهاجمى را نكردم. اگر واقعاً يك تبيين دانشگاهى و آكادميك نسبت به اقتصاد تهاجمى - به قول ايشان، مكمل اقتصاد مقاومتى - وجود دارد، چه اشكالى دارد؟ آن را هم مطرح كنيم. آنچه كه به نظر ما رسيده، اقتصاد مقاومتى بوده. البته اقتصاد مقاومتى فقط جنبهى نفى نيست؛ اينجور نيست كه اقتصاد مقاومتى معنايش حصار كشيدن دور خود و فقط انجام يك كارهاى تدافعى باشد؛ نه، اقتصاد مقاومتى يعنى آن اقتصادى كه به يك ملت امكان ميدهد و اجازه ميدهد كه حتّى در شرائط فشار هم رشد و شكوفائى خودشان را داشته باشند. اين يك فكر است، يك مطالبهى عمومى است. شما دانشجو هستيد، استاد هستيد، اقتصاددان هستيد؛ بسيار خوب، با زبان دانشگاهى، همين ايدهى اقتصاد مقاومتى را تبيين كنيد؛ حدودش را مشخص كنيد؛ يعنى آن اقتصادى كه در شرائط فشار، در شرائط تحريم، در شرائط دشمنىها و خصومتهاى شديد ميتواند تضمين كنندهى رشد و شكوفائى يك كشور باشد.
بیانات در دیدار جمعی از دانشجویان1390/05/19
يكى از دوستان اطلاع دادند كه يك ستاد دانشجوئى براى تحقيق در اقتصاد مقاومتى تشكيل شده. كار بسيار جالبى است. اينجور كارهاى عميق، همان چيزى است كه كشور به آن احتياج دارد. شما بايد فكر كنيد، مطالعه كنيد، تحقيق كنيد. اين تحقيقها اگر به درد آن دستگاه مسئول هم نخورد يا به كار او نيايد يا نپسندد، قطعاً به كار شما مىآيد و به درد شما ميخورد. اين، كار بسيار جالبى است.
همچنين يكى ديگر از دوستان اطلاع دادند كه در دانشگاه شريف مركز مطالعاتىاى تشكيل شده و در اين زمينهها كار ميكنند. اينها بسيار كارهاى مهمى است. اين انگيزهى جوان دانشجو و فكور، خيلى براى آيندهى كشور مهم است.
البته راهحلهائى كه گفته شد، بعضى از آنها كاملاً درست است. اين را هم من به شما عرض بكنم؛ در همين زمينهى مسائل اقتصادى، پارهاى از آنچه كه پيشنهاد و مطرح شد، ما اطلاع داريم كه مد نظر مسئولين هست؛ دربارهاش كار ميكنند، تصميمگيرى ميكنند، اقدام ميكنند؛ منتها همهى اقدامها يا به اطلاع نميرسد، يا گفتنى نيست. به هر حال اينجور نيست كه مسائل اقتصادى در مد نظر آن مسئولين نباشد.
بيانات در ديدار جمعی از كارآفرينان سراسر كشور1389/06/16
دليل دومِ ما كه امروز كار برامان مهم است، كارآفرينى مهم است، اين است كه ما امروز در مقابل يك فشار جهانى قرار داريم. دشمنى وجود دارد در دنيا كه ميخواهد با فشار اقتصادى و با تحريم و با اين كارهائى كه شماها ميدانيد، سلطهى اهريمنى خودش را برگرداند به اين كشور. هدف اين است. يك كشور به اين خوبى، با اين همه منابع، منابع طبيعى، با اين موقعيت سوقالجيشى، با همهى امكانات، زير نگين يك قدرتى در دنيا بوده؛ يك روز انگليسها بودند، يك روز آمريكائىها بودند - در واقع نظام سلطه، دستگاه سلطه، امپراتورى سلطه. حالا آمريكا يك گوشهاى از اين امپراتورى است - اينها مسلط بودند بر اين كشور؛ انقلاب دست اينها را كوتاه كرده. سلطه ميخواهد برگردد به اين كشور. همهى اين تلاشها براى اين است. مسئلهى انرژى هستهاى بهانه است. آن كسانى كه خيال ميكنند اگر ما مسئلهى انرژى هستهاى را حل كرديم، مشكلات حل خواهد شد، خطا ميكنند. مسئلهى انرژى هستهاى را مطرح ميكنند، مسئلهى حقوق بشر را مطرح ميكنند، مسائل گوناگون را مطرح ميكنند، كه اينها بهانه است. مسئله، مسئلهى فشار است، ميخواهند يك ملت را به زانو در بياورند؛ ميخواهند انقلاب را زمين بزنند. يكى از كارهاى مهم همين تحريم اقتصادى است. ميگويند ما طرفمان ملت ايران نيست! دروغ ميگويند؛ اصلاً طرف، ملت ايران است. تحريم براى اين است كه ملت ايران به ستوه بيايد، بگويد آقا ما به خاطر دولت جمهورى اسلامى داريم زير فشار تحريم قرار ميگيريم؛ رابطهى ملت با نظام جمهورى اسلامى قطع بشود. هدف اصلاً اين است. البته ملت ما را نميشناسند؛ مثل همهى موارد ديگر محاسباتشان غلط اندر غلط است. از نظر نظام سلطه، گناه بزرگ ملت ايران اين است كه خودش را از زير بار سلطه آزاد كرده. ميخواهند مجازات كنند به خاطر اين گناه، كه چرا خودت را از زير بار سلطه، اى ملت! آزاد كردهاى. اين ملت راه را پيدا كرده. اصلاً محاسباتشان اشتباه است؛ نميفهمند چه كار بايد بكنند و چه كار دارند ميكنند. خب، اما فشار مىآورند؛ فشار اقتصادى از راه تحريمها.
ما بايد يك اقتصاد مقاومتىِ واقعى در كشور به وجود بياوريم. امروز كارآفرينى معناش اين است. دوستان درست گفتند كه ما تحريمها را دور ميزنيم؛ بنده هم يقين دارم. ملت ايران و مسئولين كشور تحريمها را دور ميزنند، تحريمكنندگان را ناكام ميكنند؛ مثل موارد ديگرى كه در سالهاى گذشته در زمينههاى سياسى بود كه يك اشتباهى كردند، يك حركتى انجام دادند، بعد خودشان مجبور شدند برگردند، يكى يكى عذرخواهى كنند. چند مورد يادتان هست لابد ديگر. حالا جوانها نميدانند. در اين ده بيست سال اخير، از اين كارها چند بار انجام دادند. اين دفعه هم همين جور است. البته تحريم براى ما جديد نيست، ما سى سال است تو تحريميم. همهى اين كارهائى كه شده است، همهى اين حركت عظيم ملت ايران، در فضاى تحريم انجام گرفته؛ بنابراين كارى نميتوانند بكنند. خب، ولى اين دليلى است براى همهى مسئولان و دلسوزان كشور كه خود را موظف بدانند، مكلف بدانند به ايجاد كار، به توليد، به كارآفرينى، به پر رونق كردن روزافزون اين كارگاه عظيم؛ كه كشور ايران حقيقتاً امروز يك كارگاه عظيمى است. همه خودشان را بايد موظف بدانند.
تفکر اقتصادی انقلاب اسلامی چیست؟ با وقوع انقلاب اسلامی این اندیشه در اذهان جهانیان شکل گرفت که انقلاب ایران وابسته به کدام جریان جهانی خواهد بود؟ آیا خط سرمایهداری انتخاب شود و یا خط غیر سرمایهداری و سوسیالیستی؟
با نگاهی به­ کتب تاریخ عقاید اقتصادی می­توان این کتب را سرشار از مجادله
های فکری و فلسفی در حوزه
ی اقتصاد و سیاست
­گذاری­های اقتصادی یافت. این امر بیان­گر این مهم است که از همان بدو پیدایش تفکرات اقتصادی؛ درگیری
ها بین متفکران اقتصادی در حوزه
ی تحلیل و سیاست­گذاری­های اقتصادی وجود داشته است. منشأ این درگیری
ها و اختلاف
ها را می­توان در ایدئولوژی­ها و جهان
بینی
های مکاتب و جریان­های فکری طرف نزاع جست­و­جو کرد. در عصر حاضر نیز این درگیری
ها کماکان باقی است و می­توان نمونه­هایی از این درگیری
ها را در اقتصاد ایران ملاحضه نمود.
منشأ ترویج و ورود این درگیری
ها به ایران، نظام آموزشی حاکم بر دانش آموزان و دانشجویان است. چیدمان نظام آموزش ایران قبل و پس­از انقلاب و فارغ­التحصیلان ایرانی خارج از کشور که به فراگیری رشته
ی اقتصاد پرداخته­اند و وارد سیستم آموزش اقتصاد در ایران شده
اند در شکل
گیری این ساختار آموزشی مؤثر بوده است البته بستر مکانی-زمانی وقوع انقلاب اسلامی و حوادثی که در جهان اقتصاد و در گوشه و کنار جهان رخ داد بر شکل
گیری جریان
های اقتصاد سیاسی ایران و نظام آموزشی ایران بی­تأثیر نبوده است.
­در جمهوری اسلامی ایران شاهد قانون­گذاری، اجرا و تصویب طرح­ها و برنامه­های اقتصادی بیشماری بوده­ایم و در برهه­های مختلف تاریخ اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی ایران شاهد نقش­آفرینی­ها و القای سیاست­ها و تجویز­های مختلف گروه­ها و تفکرات اقتصاد سیاسی می
باشیم. این جریان
ها و گروه­های اقتصاد ­سیاسی دارای اصول و مبانی فکری-فلسفی بوده که سیاست
ها و تجویزات خود را بر مبنای آن بنا کرده­ و ساختار و نظام اقتصادی کشور را در طی این سه دهه از انقلاب شکل داده­­اند و در لحظه­های سرنوشت ساز به جهت­دهی حرکت نظام، انقلاب و مدیریت اقتصاد کشور پرداخته­ و به تجویز سیاست­های اقتصادی همت گمارده­اند. از این رو با توجه به این ضرورت در سلسله یادداشت
هایی به تبیین اثرگذاری این جریان
ها بر اقتصاد ایران می
پردازیم.
تبلور نامگذاری 5 سال اخیر در تعریف اقتصاد مقاومتی
در راستای تعریف اقتصاد مقاومتی، با توجه به شرایط تحریم و فشار موجود، اگر بتوان بهرهوری نیروی کار را افزایش داد یا اینکه نهادهای تولیدی با جهاد و از خودگذشتگی توان تولیدی را افزایش دهند، در نتیجه زمینهی رشد و شکوفایی را فراهم کردهاند و این خود جنبهای از اقتصاد مقاومتی است
در چند سال اخیر و با شدت یافتن تحریمهای یکجانبهی غرب علیه کشورمان در جهت متوقف کردن برنامههای هستهای ما، واژهای به ادبیات اقتصادی کشور اضافه شده است. «اقتصاد مقاومتی» واژهی جدیدی در ادبیات اقتصادی کشور ایران است که به فراخور حال و روز اقتصاد کشورمان مورد بحث قرار گرفته و در حال چکشکاری است. این واژه اولین بار در دیدار کارآفرینان با رهبری در سال 1389 مطرح گردید.
[1]
در همین دیدار، رهبری اقتصاد مقاومتی را معنا و مفهومی از کارآفرینی معرفی مینمایند و برای نیاز اساسی کشور به کارآفرینی نیز 2 دلیل «آمادگی کشور برای جهش» و «فشار اقتصادی دشمنان» را معرفی میکنند.
برای مفهوم اقتصاد مقاومتی در همین مدت زمان کم، تعاریف متفاوتی ارائه شده است که هر کدام از جنبهای به این موضوع نگاه کردهاند. در این میان، تعریف جامع و کامل از اقتصاد مقاومتی را خود رهبری ارائه دادهاند. ایشان در دیدار با دانشجویان فرمودهاند: «اقتصاد مقاومتی اقتصادی است که برای یک ملت، حتی در شرایط فشار و تحریم، زمینهی رشد و شکوفایی را فراهم میکند.»
[2]
امسال برای پنجمین سال متوالی است که نامگذاری سالها در ایران با موضوعات اقتصادی انجام میشود. نقشهی راه امسال به عنوان
«تولید ملی، حمایت از کار و سرمایهی ایرانی» نیز موضوعی اقتصادی را در دل خود دارد. این نامگذاریها را نمیتوان بدون دلیل دانست. ریشهی اهمیت موضوعات اقتصادی در این چند سال اخیر را میتوان در
«تحولات درون کشور» و «تحولات در عرصهی بینالمللی»
عنوان کرد.
[3]
با نگاهی به عناوین این چند سال: «نوآوری و شکوفایی»، «اصلاح الگوی مصرف»، «همت مضاعف و کار مضاعف»، «جهاد اقتصادی» و «تولید داخلی، حمایت از کار و سرمایهی ایرانی» به جنبههای مختلفی از اقتصاد مقاومتی میرسیم. به عبارت دیگر، شعار سالهای اخیر هریک به نوبهی خود جنبههای مختلف اقتصاد مقاومتی را به همراه دارند.
با توجه به شعار چند سال اخیر، 5 جنبه برای اقتصاد مقاومتی تعریف میشود:
1. نوآوری و شکوفایی؛
نوآوری و شکوفایی به عنوان محرک رشد پایدار شناخته میشود. همچنین کمبود نوآوری یکی از عوامل اصلی پایین بودن سطح رشد اقتصادی در کشورهای در حال توسعه شناخته میشود. ایدهی اصلی نوآوری مبتنی بر این نکته است که نوآوری سبب افزایش تولید از طریق افزایش توان تولید افراد و نهایتاً رشد اقتصادی میگردد.
[4]
بر مبنای این ایده، سال 1387 به عنوان سال «نوآوری و شکوفایی» معرفی شد و انتظار رهبری از نامگذاری سال 1387 نیز این بود که در همهی بخشها نوآوری به وجود آید.
[5] بر مبنای تعریف که در ابتدا از اقتصاد مقاومتی ارائه شد (اقتصادی که با وجود فشار خارجی زمینهی رشد و شکوفایی را فراهم کند) و نیز با تأثیری که نوآوری و شکوفایی بر افزایش تولید ناخالص داخلی هر کشور دارد، یکی از مهمترین مؤلفهها برای اقتصاد مقاومتی، نوآوری و شکوفایی است. این مورد، به عنوان یک حلقهی زنجیر از شعارهای چند سال اخیر، از شاخصهای اصلی اقتصاد مقاومتی به شمار میرود. امید است که با توجه به حفظ حقوق مالکیت معنوی در کشور، توجه جدیتری به این شاخص گردد.
2. اصلاح الگوی مصرف؛
در سال 1388 اصلاح الگوی مصرف به عنوان شعار سال انتخاب شد و در راستای تعریف ذکرشده برای اقتصاد مقاومتی، میتوان اصلاح الگوی مصرف را یکی دیگر از جنبههای مهم اقتصاد مقاومتی برشمرد، اما چرایی این موضوع را میتوان به این صورت بیان کرد که یکی از ابتداییترین و اصولیترین مبانی علم اقتصاد «کمبود منابع» است. به عبارت دیگر، علم اقتصاد علم استفادهی بهینه از امکانات و منابع محدود در راستای ارضای نیازهای نامحدود بشری است. افزایش مصرف در جامعه باعث افزایش استفاده از منابع محدود میگردد و در نتیجه، سرمایهگذاری را کاهش میدهد.
حال عبارت فوق را به این صورت بیان میکنیم که اگر با منابع موجود الگوی مصرف جامعه اصلاح شود و در مصرف زیادهروی نشود، در نتیجه مقداری منبع که مورد استفاده قرار نگرفتهاند باقی میمانند و میتوان آنها را سرمایهگذاری کرد. در نتیجه، سرمایهگذاری افزایش مییابد و افزایش سرمایهگذاری به افزایش تولید میانجامد. طبق تعریف اقتصاد مقاومتی، اصلاح الگوی مصرف از طریق افزایش سرمایهگذاری باعث رشد و شکوفایی اقتصاد میگردد.
رهبری در ابتدای سال 1388، در بیان اصلاح الگوی مصرف، چنین میفرمایند:
«مردم عزیزمان توجه داشته باشند که صرفهجویى به معناى مصرف نکردن نیست. صرفهجویى به معناى درست مصرف کردن، بجا مصرف کردن، ضایع نکردن مال، مصرف را کارآمد و ثمربخش کردن است.» [6]
نکتهی حائز اهمیت در ارتباط با اصلاح الگوی مصرف این است که در مصرف یک کشور 2 گروه عمده وجود دارند: دولت به عنوان یک مصرفکنندهی بزرگ و مردم. در راستای اصلاح الگوی مصرف در دولت نیاز به سازوکارهای قانونی و دستوری است، در حالی که این رویه در میان مردم جواب نمیدهد و در این قسمت نیاز به فرهنگسازی برای اصلاح الگوی مصرف وجود دارد.
[b]3. کار جهادگونه؛
شعار 2 سال متوالی 1389 و 1390 بیشتر در ارتباط با تشویق به کار و فعالیت است. شعار «همت مضاعف و کار مضاعف» در سال 1389 و «جهاد اقتصادی» در سال 1390 را نیز میتوان در ارتباط با تعریف گفتهشده از اقتصاد مقاومتی دانست. افزایش مهارت و بهرهوری نیروی کار و استفادهی بهینه از نیروی کار برای پیشبرد اهداف کشور به عنوان یک جنبهی مؤثر از اقتصاد مقاومتی تعریف میگردد.
برای جبران عقبماندگیهای کشور و دستیابی به رشد شتابان، به عزم جدیتر و جهادگونه در میان عوامل تولیدی نیازمندیم. یکی از این عوامل تولید نیروی کار است. نیروی کار، به عنوان مهمترین عامل تولیدی، نقش پررنگی را در رشد اقتصادی دارد. با استفاده از منابع موجود، اگر خواهان افزایش تولید باشیم، یکی از راههای ممکن، افزایش بهرهوری نیروی کار یا افزایش ظرفیت تولیدی است.
برای مثال، برای افزایش ظرفیت تولیدی کارخانهای که یک شیفت کاری تولید میکند، میتوان به شیفتهای کاری اضافه کرد یا در همان یک شیفت کاری، پرتکاری را کاهش داد یا بهرهوری را افزایش داد. به صورت خلاصه، این امر را میتوان به کار جهادگونه تشبیه کرد. در راستای تعریف اقتصاد مقاومتی، با توجه به شرایط تحریم و فشار موجود، اگر بتوان بهرهوری نیروی کار را افزایش داد یا اینکه نهادهای تولیدی با جهاد و از خودگذشتگی توان تولیدی را افزایش دهند، در نتیجه زمینهی رشد و شکوفایی را فراهم کردهاند و این خود جنبهی دیگری از اقتصاد مقاومتی است.
4. حمایت از تولید داخلی؛
یکی از مفاهیم اساسی در ادبیات اقتصادی این سخن است که واردات یعنی ایجاد اشتغال برای نیروی کار خارجی و صادرات یعنی ایجاد اشتغال برای نیروی کار داخلی. این سخن نیز همانند 3 جنبهی قبلی در راستای تعریف اقتصاد مقاومتی قرار میگیرد، اما این جنبه از اقتصاد مقاومتی با 3 جنبهی قبل تفاوتهای اساسی دارد.
یکی از تفاوتها این جنبه این است که به صورت مستقیم بر رشد و شکوفایی تولید اثر دارد، نه به صورت غیرمستقیم و باواسطه. نکتهی دیگر اینکه با حمایت از تولید داخلی (مخصوصاً در مواردی که توانایی تولید کالا در داخل وجود دارد) وابستگی به دنیای خارج کاسته خواهد شد. با کاسته شدن وابستگی به دنیای خارج و به خصوص دنیای غرب که مجری فشار و تحریم بر کشورمان است، اثربخشی تحریمها کاهش مییابد و در نتیجه، به رشد و شکوفایی اقتصاد میانجامد.
البته مزایای بسیاری در حمایت از تولید داخلی نهفته است که از جملهی آنها میتوان به ایجاد اشتغال برای نیروی کار داخلی، کمتر شدن فشار تورمی، توجه به برند (نماد) داخلی در صنایع مختلف، تقویت بخش خصوصی، کاستن از بار مالی دولت، ارزآوری کالاهای غیرنفتی و بسیاری موارد دیگر اشاره کرد. همهی موارد فوق در راستای تعریف گفتهشده از اقتصاد مقاومتی قرار میگیرند. در واقع «حمایت از تولید داخلی» به صورت مستقیم، یعنی فراهم نمودن زمینهی رشد و شکوفایی برای اقتصاد، به اقتصاد مقاومتی کمک میکند.
5. حمایت از عوامل تولید داخلی؛
بخش دوم شعار سال 1391، یعنی حمایت از کار و سرمایهی ایرانی، به معنای حمایت از عوامل تولید داخلی است. در اقتصاد عوامل تولید شامل نیروی انسانی، زمین، کار، سرمایههای فکری، سرمایههای انسانی، سرمایههای مادی یا دیگر دستهبندیهای میشود. معمولاً عوامل تولیدی غیر از نیروی کار را به عنوان سرمایه میشناسند. پس بخش دوم شعار امسال نیز در راستای تعریف ذکرشده از اقتصاد مقاومتی قرار میگیرد، چرا که برای افزایش و شکوفایی تولید، باید به حمایت از عوامل تولید پرداخت. افزایش حمایت از عوامل تولید نتایجی را به همراه خواهد داشت: اول اینکه چون این عوامل به صورت مستقیم در تولید نقش دارند، به افزایش تولید میانجامد و دوم اینکه حمایت از عوامل تولید به مانند سرمایهگذاری است و از این طریق نیز منجر به افزایش تولید میشود.
مطالعات اقتصادی بیانگر این موضوع است که نرخ رشد بلندمدت اقتصادی با سطح درآمد اولیهی کشور همبستگی بالایی ندارد و پایین بودن موجودی سرمایهی فیزیکی تنها عامل رشد پایین اقتصادی در کشورها نیست، بلکه برخی از عوامل به خصوص سرمایهی انسانی باعث تسریع رشد اقتصادی میگردد
.[ 7]
در نتیجه، حمایت از عوامل تولید داخلی به رشد بلندمدت اقتصادی میانجامد و شکوفایی اقتصاد را در پی خواهد داشت. این مورد نیز در تعریف اقتصاد مقاومتی تبلور مییابد، چرا که فشارها و تحریمهای خارجی تأثیر چندانی بر حمایت از عوامل تولید داخلی نخواهند داشت. البته به شرط آنکه موارد خاص اقتصاد اسلامی رعایت شود و مدیریت بهینه در این خصوص برقرار باشد.
نتیجهگیری[/b]
تعریفی از اقتصاد مقاومتی ارائه شد به این معنا که اقتصادی است که در شرایط فشار و تحریم نیز موجبات رشد و شکوفایی را فراهم میسازد. بر مبنای این تعریف، به بررسی شعارهای چند سال اخیر که اقتصادی بودهاند پرداخته شد. با بررسی موضوع، نتیجه گرفته میشود که شعارهای چند سال اخیر همانند حلقههای زنجیری هستند که در راستای تعریف فوق از اقتصاد مقاومتی تبلور مییابند. نامگذاری چند سال اخیر در 5 جنبه تقسیمبندی شد و نتیجهگیری شد که هر بند به صورت مستقیم یا غیرمستقیم و بدون تأثیر عوامل خارجی همچون فشارهای اقتصادی و تحریمها، موجبات رشد و شکوفایی اقتصاد را فراهم میسازد.
موضوع دیگر اینکه با توجه به تعریف علم اقتصاد، که به تخصیص امکانات و منابع محدود به نیازها و خواستههای نامحدود میپردازد، بدون اضافه کردن منابع جدید و بیشتر و با استفادهی بهینه از منابع موجود و توجه به جنبههای پنجگانهی فوق، اثرات فشارهای خارجی و تحریمها بر اقتصاد داخلی به حداقل میرسد و آنها را کماثر میکند، چرا که هر کدام از این جنبهها توانایی افزایش و رشد تولید داخلی را در خود دارند. (*)
http://adibarabi.blogfa.com/post-46.aspx
[4]
. ربیعی. مهناز، اثر نوآوری و سرمایه انسانی بر رشد اقتصادی در ایران، مجله دانش و توسعه، سال شانزدهم، شماره 26، بهار 1388
[5]
. پیام نوروزی رهبر انقلاب به مناسبت تحویل سال 1387
[6]
. بیانات دراجتماع بزرگ زائران ومجاوران حضرت علی بن موسی الرضا(علیه السلام) به تاریخ 1/فروردین/1388
[7]
. رضایی. جواد، محمد ناد علی و جواد علیزاده، بررسی رابطه علی رشد بهره وری کل عوامل تولید و رشد اقتصادی (مطالعه موردی بخش بازرگانی، فصلنامه پژوهشنامه اقتصادی، سال یازدهم، شماره دوم، تابستان 1390
فرصتهای ریاست ایران بر« نم» برای پیشبرد الگوی مقاومتی بینالمللی مبارزه با توسعهطلبی استکبار در صحنهی بینالملل و تشکیل بلوک کشورهای محور مقاومت اجزائی از الگوی دیپلماسی مقاومتی هستند که بایستی مورد توجه قرار گیرند. ریاست 3 ساله ایران بر جنبش عدم تعهد فرصت مغتنمی برای پیادهسازی اجزای مختلف الگوی مقاومتی به ویژه 2 بخش اقتصادی و سیاسی است.
[align=JUSTIFY DIR=RTL]اعمال تحریمهای اقتصادی ضد جمهوری اسلامی، توجه اندیشمندان و متفکرین داخلی را به سوی طراحی و پیادهسازی اقتصاد مقاومتی رهنمون ساخته است. تأکید رهبری معظم انقلاب اسلامی در این میان اهمیت این مسئله را بیش از پیش نشان داده است. ایشان در تعریف اقتصاد مقاومتی بیان داشتهاند: [/align] [align=JUSTIFY DIR=RTL] [/align] [align=JUSTIFY DIR=RTL]«در این اقتصاد، هم روند پیشرفت کشور حفظ میشود و هم آسیبپذیری نظام اقتصادی در مقابل ترفندهای دشمنان کاهش مییابد.»
[1]
[/align] [align=JUSTIFY DIR=RTL] [/align]
توجه به این نکته حائز اهمیت است که تحقق اقتصاد مقاومتی به عنوان بخشی از الگوی جامع مقاومتی باید مد نظر قرار گیرد. به بیان دیگر، باید طراحی الگوی جامعی به عنوان الگوی مقاومتی مد نظر قرار گیرد و در ذیل آن بخشهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و ... تعریف شوند. اقتصاد مقاومتی در واقع بخش اقتصادی الگوی جامع مقاومتی را شامل میشود.
مبارزه با توسعهطلبی استکبار در صحنهی بینالملل و تشکیل بلوک کشورهای محور مقاومت اجزائی از الگوی دیپلماسی مقاومتی هستند که بایستی مورد توجه قرار گیرند. ریاست 3 ساله ایران بر جنبش عدم تعهد فرصت مغتنمی است که برای پیادهسازی اجزای مختلف الگوی مقاومتی به ویژه 2 بخش اقتصادی و سیاسی برنامهریزی مناسبی انجام شود. در ادامه، تشریح کوتاهی در خصوص الگوی مقاومتی ارائه شده و بر مبنای آن پیشنهادهایی به منظور پیگیری در این برهه زمانی ارائه میگردد.
الگوی مقاومتی
با توجه به تعارض ذاتی نظام سلطه و نظام اسلامی به جهت ایدئولوژیک، لزوم قدرتمندی نظام اسلامی در مقابل دیگران، لزوم تحق عدالت جهانی و قرار داشتن اقتصاد، سیاست و ... ذیل مبانی نظری اسلامی، یافتن الگوی مقاومتی در شئون مختلف ادارهی کشور برای مقابله با نظام سلطه و ارائهی آن به کشورهای تحت سلطه، به خصوص کشورهای جهان اسلام الزامی است و فرصت این اجلاس نباید به تهدید تبدیل شود.
از طرف دیگر، این الگو میبایست 4 رویکرد زیر را در خود جای دهد:
1. رویکرد نفی؛
این رویکرد در کنار رویکرد ایجابی، در قبال کشور ایران و کشورهای تحت سلطه به کار میرود. مطابق با این رویکرد، مدلهای توسعه، مبتنی بر تنشزدایی و پذیرش نظم بینالملل موجود و همکاری برای توسعهی اقتصادی هستند و از این رو نمیتوانند به عنوان الگوی مقاومتی قلمداد شوند.
2. رویکرد ایجابی؛
الگوی مقاومتی مناسب برای جمهوری اسلامی بایستی بتواند ادارهی کشور در شرایط جنگ و جهاد را به صورت بالقوه و بالفعل تبیین کند. در واقع، مواردی همچون تشکیل بلوکهای سیاسی محور مقاومت، توسعهی همکاری اقتصادی کشورهای در حال توسعه مبتنی بر پیمانهای منطقهای و بینالمللی، ترویج روحیهی خودباوری، اتحاد و برادری میان کشورهای به استضعاف کشیده شده در برابر سلطه و ترویج فرهنگ و گفتمان عدالت محور جهانی میبایست افزایش یابد.
3. رویکرد آفندی؛
در الگوی مقاومتی میبایست رویکرد آفندی از سوی کشورهای تحت سلطه در مقابله با استکبار جهانی به کار رود. بر اساس این رویکرد، طراحی الگوی مقاومتی باید به گونهای باشد که بتوان از مسیرهای مختلف، منافع نظام سلطه را تحت تأثیر قرار داده و آن را دچار انزوای ژئوپلتیکی نموده و آسیبهایی به آن وارد آورد.
4. رویکرد پدافندی.
طراحی الگوی مقاومتی باید بهگونهای باشد که مسیری برای سلطهی غرب بر کشور باقی نماند. به عبارت دیکر، تمامی مواردی که ممکن است از سوی نظام سلطه و با بهانههایی همچون «جهانی شدن و جهانی سازی» برای ضربه زدن به ملل دیگر ممکن است به کار گرفته شود، بایستی شناسایی شده و برای مهار آن تدابیر مناسبی اندیشیده شود.
با در نظر گرفتن این رویکردها، شاکلهی الگوی مقاومتی صبغههای فرهنگ، سیاست، اجتماع و اقتصاد را بر پایهی اصول مشترک زیر به خود میگیرد:
1. اصل کثرت؛
تنوع و تکثر راهکارهای تعاملی در مواردی که وابستگی وجود دارد، وابستگی را کم کرده و قدرتمندی را با خود به ارمغان میآورد. به عبارتی با بسته شدن یک یا چند مسیر، میتوان از مسیرهای دیگر حرکت کرد و یا با بستن مسیرهای تعاملی کشورهای دیگر را دچار بحران کرد. این تنوع، در حوزهی منابع درآمدی کشور، توزیع زیرساختهای حیاتی در کشور، در خصوص شرکای تجاری و اقتصادی و مسیرهای تعامل با آنان و... مثمر ثمر میباشد.
2. اصل کمال مبتنی بر بقا؛
- توسعهی اقتصادی و فناوری هدفمند کشور در زمینههای حیاتی با هدف خودکفایی و صادرات دنبال شود. به موجبات این اصل، تحریمها و فشارهای نظام سلطه خنثی شده و با به کارگیری سیاستهای اقتصادی و تجاری بینالمللی مناسب، وابستگی امنیتی، سیاسی و ... سایر کشورها به ایران برای تأمین موارد حیاتی افزایش مییابد. حمایت از توسعهی فناوریهای نوظهور در زمینههای غذا و دارو، اتخاذ رویکرد مأموریت محور در صنایع نظامی، نگاه بلندمدت به حوزهی انرژی مبتنی بر تأمین امنیت پایدار ملی و .... راهبردهای نمونه در این اصل میباشد.
3. اصل ابزارهای نامطمئن؛
ابزارهایی که تحت سلطهی غرب هستند بایستی حذف و یا جایگزین شوند. مانند جایگزینی نظامهای مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات (سوییفت، فارکس، اینترنت و ..) و یا حذف ابزارهای مالی غربی (ارزهای دلار، یورو و ...) با به کارگیری سیاستهای چهارگانهی حذف ارز واسط که شامل موارد زیر میشود:
الف) استفاده از واحد پولی یکی از طرفین؛
ب) تسویهی پولهای دوطرف؛
ج) استفاده از طلا، نفت و ...؛
د) تهاتر.
باید توجه داشت که این اصل به طور غیر مستقیم و با فشار تحریمها در حال تحقق است، هر چند ممکن است هزینههای جبران ناپذیری را برای ایران در پی داشته باشد.
4. اصل گفتمان عمومی؛
بر اساس این اصل که لازمهی تحقق رویکردهای دیگر نیز میباشد، بایستی فرهنگ متناسب با جهاد و مقاومت در کنار اقدامهای عملیاتی در عرصهی سیاسی و اقتصادی توسعه یابد. این اصل ناظر به الگوی مقاومتی در حوزهی فرهنگی است و تحقق آن نیاز به قرارگرفتن سیاست خارجه در مثلث عزت، حکمت، مصلحت و استفاده از ابزارهای قدرت رسانهای و مشارکت بینالمللی میباشد. به عنوان نمونه، خرید کالای داخل به جای کالای خارجی و ترجیح تولید داخل به جای واردات خارجی از شالودههای بنیادین این الگو در عرصهی اقتصاد به شمار میرود.
5. اصل ترجیح؛
طبق الگوی مقاومتی در حوزهی سیاست خارجه،کشورهای منطقه و نیز کشورهایی که از همسویی ایدئولوژیک با یکدیگر برخورداراند بایستی در حوزهی توسعهی مناسبات بر دیگر کشورها ترجیح داده شوند. این مهم با ترجیح روابط دو طرفه بر موافقتنامههای بینالمللی و وابستهسازی امنیت منطقه به امنیت ملی کشور تحقق مییابد. از آنجا که اقتصاد شاهرگ حیاتی هر حکومت است، وابستهسازی اقتصاد منطقه، سایر وابستگیها را به دنبال دارد که در نتیجهی آن بلوکی از کشورهای همسایه با حجم اقتصاد و جمعیت بزرگتر، پایداری و تأثیرگذاری بینالمللی بیشتری را به همراه دارند.
6. اصل عاملیت مردم.
یکی دیگر از اصول الگوی مقاومتی توجه به عاملیت مردم است. در حوزهی اقتصادی، هر چه فعالیت آحاد مردم توسعه یافته و توانمندی آنان ارتقا یابد، سطح پایداری و مقاومت اقتصادی بیشتر میشود. اقتصادهای متکی بر تصدیگریهای گستردهی دولتی و یا فعالیت چند سرمایهدار بزرگ نمیتواند پایداری مناسبی از خود بروز دهد. در حوزهی سیاسی نیز توجه به ملتها از مسیر دیپلماسی عمومی و اتحاد مستضعفین عالم به عنوان آرمان مهم حضرت امام(رحمتاللهعلیه)، در واقع تجلی این جنبه از الگوی مقاوتی در عرصهی سیاسی و بینالمللی است.
با در نظر داشتن اصول و مطالب ذکر شده، به الگوهای مقاومتی بدیع و کارآمد دست خواهیم یافت که ارائهی دقیقتر آن در این مجال نمیگنجد. ابعاد فرهنگی، سیاسی و اجتماعی الگوی مقاومتی ملازم و مکمل الگویِ مقاومتیِ اقتصاد یعنی «اقتصاد مقاومتی»اند که این نشان دهندهی اهمیت اقتصاد مقاومتی و نوعی ارتباط سیستمی میباشد.
در ارتباط سیستمی یاد شده، توجه به فرهنگسازی عمومی در حوزهی اقتصادی، توسعهی گفتمان مستضعفین در عرصهی دیپلماسی خارجی و ... مدنظر قرار دارد. با توجه به فرصت ریاست 3 سالهی نظام جمهوری اسلامی ایران بر جنبش نم، بر خود وظیفه میدانیم که برخی راهکارهای پیشرو و کارآمد موجود در مهمترین بخش الگوی مقاومتی، یعنی اقتصاد مقاومتی را ارائه دهیم.
راهکار پیشنهادی برای «نم» با توجه به الگوی اقتصاد مقاومتی
با توجه به مطالب مطرح شده، برخی از راهکارهایی موجود در زمینهی اقتصاد مقاومتی برای مقابله با سلطهی جهانی و اعتلای کشورهای جهان اسلام ارائه میشود:
- بورس نفت و حذف ارز واسط؛
یکی از مشکلاتی که کشور با آن روبهروست، تحریم نفتی است. در تحریم نفتی شرکت ملی نفت ایران برای فروش نفت کشور دچار مشکل شده است و باید راهکارهای مختلف و متنوعی را برای دور زدن تحریمها و مقابله با آنها اتخاذ کند. یکی از این راهبردها فروش نفت به واسطهها است. از آن جایی که این راهبرد ممکن است به دلیل شرایط دشوار ایران برای فروش نفت فسادخیز باشد و منجر به کاهش قیمت نفت فروخته شده و عدم شفافیت در فروش نفت شود، سازوکار قاعدهمند و شفاف فروش نفت در بورس میتواند بستر خوبی برای تحقق این راهبرد باشد. از سوی دیگر اهمیت منطقهی خاورمیانه و نقش مهم ایران در این منطقه، ظرفیت زیادی را برای ایفای نقش کشور در عرضهی جهانی ایجاد کرده است.
ایجاد بورس بینالمللی نفت از این جهت نیز میتواند به قدرتمند شدن ایران کمک کند؛ چرا که نخست بورس بینالمللی نفت ایران میتواند مرجع جدیدی برای قیمتگذاری نفت باشد. این در حالی است که تمامی کشورهای صادرکنندهی نفت پذیرندگان قیمت هستند و در دنیا بورسی که شاخص قیمت نفتی برای خاورمیانه یا سایر کشورهای تولیدکنندهی نفت ایجاد کند، وجود ندارد. دوم تسلط آمریکا بر دنیا به دلیل جهانروا شدن دلار موضوعی است که بسیاری از کشورها برای مقابله با آن به دنبال راهحلهایی هستند.
در واقع دلار در کنار منابع انرژی تحت نفوذ آمریکا، موجبات تسلط جهانی آن را فراهم میکند. چنانچه معاملات نفتی که حجم زیادی از معاملات دلاری دنیا را تشکیل میدهند با ارزی غیر از دلار انجام شوند و یا در سازوکارهای دوجانبه یا چندجانبهی ارزی، دلار از معاملات بین کشورها حذف شود، آسیب شدیدی به اقتصاد آمریکا وارد میگردد. بورس نفت بستری است که حضور کشورهای مختلف در آن و خرید و فروش نفت با هدف حذف دلار از معاملات، میتواند به این موضوع کمک کند. همچنین مبادلهی نفت با ریال موجب تقویت ریال در عرضهی جهانی نیز خواهد شد.
- خلیجفارس و تنگه هرمز؛
یکی از مهمترین نقاط ژئوپلتیکی خاورمیانه، منطقهی خلیجفارس میباشد. با توجه به تمرکز منابع انرژی در کشورهای اطراف خلیجفارس و مطرح بودن مسیر دریایی به عنوان بهترین مسیر برای انتقال انرژی و انجام سایر مبادلات بینالمللی، به نظر میرسد اجاره دادن برخی بندرگاههای این منطقه به کشورهایی که به آبهای آزاد دسترسی ندارند، فواید بسیاری را به همراه دارد.
به موجب این طرح علاوه بر درآمدهای ناشی از در اختیار دادن بندر؛ وابستگی امنیت اقتصادی کشورهای دیگر، توسعهی مبادلات داخل با سایر کشورها، آبادانی بندرهای مخروبه و... ایجاد میشود. از این رو به نظر میرسد که این راهکار موجب بالا رفتن تعاملات بینالمللی، تشکیل جبههای متحد در مقابل نظام سلطه و کاهش وابستگی به این نظام میشود.
- کاهش تعرفهها و تأسیس بانک مشترک؛
با توجه به شرایط جهانی پیشِ رو و بهبود روابط ایران با برخی کشورهای تحت سلطه، میزان صادرات با این کشورها افزایش یافته است؛ اما طرفهای مقابل قرارداد با افزایش تعرفههای وارداتی کشورشان، شریانهای این مسیر را تا حدودی مسدود کرده و هزینههای تجار ایرانی را افزایش دادهاند. این امر با کاهش تعرفههای وارداتی در قالب انعقاد توافقنامههای تجارت آزاد میسر خواهد شد.
از طرف دیگر تأسیس بانک مشترک میتواند موجبات سرمایهگذاری در کشورهای عضو، حذف ارز واسط، مقابله با اقتصاد سرمایهداری به وجود آمده پس از فروپاشی نظام دوقطبی، تسهیل امور مهاجرین و... را فراهم آورد. نکتهی حائز اهمیتتر اینکه، افزایش تعاملات، وابستگی سایر کشورها و ایجاد بلوکی منسجم در مقابل نظام سلطه را در پی خواهد داشت. امید است که این الگوهای مقاومتی، جایگزین نظام سرمایهداری سلطه در سراسر جهان شود.(*)
پینوشت
:
[1]. بیانات در دیدار رئیسجمهوری و اعضای هیئت دولت، 2/6/91
*نیما الفت؛ دانشجوی کارشناسی هوافضای دانشگاه صنعتی شریف
![[تصویر: 1363461461317288_large.jpg]](http://sangariha.com/i/attachments/1/1363461461317288_large.jpg)