تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: ماجرای فدک----رد صلاحیت خلیفه----با استناد به منابع اهل تسنن
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
[تصویر: 1-1-1.gif]
.
.
.
در ادامه خلاصه ای کوتاه از کتاب "فدک در فراز و نشیب" نوشته آیت الله سید علی حسینی میلانی ، ارائه خواهد شد.
لینک این کتاب برای دوستانی که علاقه مند هستند : لینک
مطالب را دنبال کنید تا ببینید طبق مختصاتی که علمای اهل سنت داده اند (برای خلافت بعد از پیامبر) ، آیا خلیفه صلاحیت دارد یا خیر؟!
و هم با ماجرای فدک بیشتر مانوس شوید.
پیشنهاد می شود حداقل قسمت های رنگی را بخوانید.
در پایان ان شاء الله فایل word این مطالب ارائه خواهد شد.
.
.
.
.
.





علّت توجّه خاص به مسائل مربوط به حضرت زهرا عليها السلام
.
.
حساسيت و اهتمام ويژه ما به قضايا و مسائل مربوط به حضرت زهرا عليها السلام به دو علت است:
.
نخست: به سبب يقينى بودن عصمت آن حضرت به استناد كتاب خدا و سنّت رسول او، و نيز جايگاه و منزلت آن بانوى بزرگوار در پيشگاه خدا، پيامبر صلى اللّه عليه وآله و مؤمنان.
.
دوم: ارتباط جدّى و تنگاتنگ قضاياى ايشان با مسئله امامت و خلافتِ پس از رسول خدا صلى اللّه عليه وآله.
.
.
.
بسيار واضح است كه توجّه خاص آن بانو و ائمّه اهل البيت عليهم السلام و شيعيان ايشان از همان روز نخست به اين ماجرا، از آن رو نبوده كه سرزمين فدك در آن زمان باغ و بستانى بوده و ارزش اقتصادى در خور توجّه و محصولات زراعى بسيار از آن به دست مى آمده، بلكه هدف از اين اهتمام، آشكار نمودن موضوع ديگرى است كه با اصل و اساس دين و رويكرد مسلمانان تا روز رستاخيز بستگى دارد.
.
آرى بايد به اين مسئله «بى طرفانه» نگاه كنيم و «بايد فراموش كنيم كه مدّعى اين ماجرا زنى است كه ما او را دوست مى داريم و بزرگش مى شماريم» و او جايگاهى خاص دارد. همچنين بايد موقعيّت جغرافيايى، مساحت، عايدات و ديگر خصوصيات «فدك» را نيز فراموش كنيم.
.
..
.
[تصویر: edame.gif]
[تصویر: 1-1-1.gif]
.
.
شرایط خلافت از زبان علمای اهل سنت
.
.
نويسنده كتاب شرح المواقف در اين زمينه چنين مى نگارد:
.
از نظر ما امام به حق پس از پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله ابوبكر است و از نظر شيعه على رضى اللّه عنه.
ما (علمای اهل سنت) بر عقيده خود دو دليل داريم:
.
نخست: آن كه راه اثبات امامت يا كلام خدا و سخن صريحى است كه از جانب پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله باشد و يا اجماع و اتّفاق نظر بر بيعت.
سخن صريحى از پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله در مورد امامت ابوبكر وجود ندارد، چنان كه خواهد آمد، ولى هيچ اتّفاق نظرى نيز از جانب امّت پيامبر جز بر ابوبكر يافت نمى شود....( شرح المواقف: 8 / 354.)
.
وى تنها دليل بر امامت ابوبكر را اجماع و اتّفاق نظر امت مى داند.
.
.
.
دوم: همچنين وى در جاى ديگرى از شرح المواقف چنين مى نويسد:
.
عموم علماى ما بر اين باورند كه كسى اهليّت و استحقاق امامت را دارد كه در اصول و فروع دين مجتهد باشد تا بتواند اُمور دين را برپا دارد و قادر باشد كه اقامه حجّت نموده و شبهات وارده بر عقايد دينى را حل كند... همچنين بايستى شجاع باشد تا قدرت بر دفاع و حمايت از حوزه دين و حفظ حريم اسلام را با ثبات قدم در نبردها داشته باشد... . .
همچنين امام بايد عادل باشد تا بر كسى ستم روا ندارد، چرا كه گاهى فاسق، اموال مردم را براى اهداف شخصى به كار مى گيرد و حقوق ديگران را تباه مى سازد; و نيز امام بايد عاقل باشد تا صلاحيّت تصرّف در امور شرعى و كشوردارى را داشته باشد; و نيز امام بايد بالغ باشد كه عقل بچگى راه به جايى نبرد... .
اين صفات هشتگانه يا پنجگانه، شروط معتبر امامت هستند كه از طريق اجماع و اتّفاق نظر علما به اثبات رسيده است.( شرح المواقف: 8 / 349 ـ 350.)
.
حال باید دید این شرائط در ابوبکر وجود داشته یا خیر.
.
.
.
.
>>برای شروع صفت شجاعت<<
.
برای اینکه ببینیم ایشان این صفت را داشته اند یا نه ،کافی است یک نگاهی به حال و روز ایشان در جنگ احد و جنگ خیبر و ... بیندازیم.
.
ما برای کوتاه شدن مطلب فقط یک گریز میزنیم :
.
حاكم نيشابوری در كتاب مستدرك علی الصحيحين، ج 3، ص 37 می‌نويسد:
علي به أبوليلى گفت: آيا با ما در خيبر نبوديد؟ گفت: چرا، به خدا با شما بودم كه پيامبر أبوبكر را به سوي خيبر فرستاد و با قشونش از جبهه فراركردند. حاكم می‌گويد: سند اين حديث صحيح است.
.......
......
نيز روايتي در ج 3 مستدرك ص 38 از جابر نقل می‌کند که می‌گويد:
پيامبر در روز خيبر پرچم اسلام را به عمر داد. عمر از جبهه فرار كرد و گفت: ای رسول خدا، قشون ترسيدند و فرار‌ كردند! لشکريان نيز مي‌گفتند: ای رسول خدا، اين عمر بود كه ترسيد و فرار كرد.
.
.
.
(براى آگاهى از ماجراى ابوبكر در جنگ احد مى توانيد روايت ابو داوود طيالسى، ابن سعد، طبرانى، ابن حِبّان، دارقُطْنى، ابن عساكر، ضياء مَقْدِسى و ديگران را در كنز العمال: 10 / 424 حديث 30025 ببينيد.
براى آگاهى از ماجراى ابوبكر در جنگ خيبر به روايت احمد، ابن ابى شيبه، بزّار، طبرى، حاكم، بيهقى، ضياء مَقْدِسى، هيثمى و ديگران در كنز العمال: 10 / 461 حديث هاى 30117 ـ 30135 مراجعه كنيد كه روايات متعددى نقل كرده است.)
.
.
.
بقیه شرایط را در ادامه ضمن باز خوانی ماجرای فدک بررسی میکنیم.
.
.
[تصویر: edame.gif]
[تصویر: 1-1-1.gif]
.
.
.
بخشش فدك به فاطمه عليها السلام به وسيله پيامبر صلى اللّه عليه وآله
.
.
.
آن چه به روشنى از روايات برمى آيد اين است كه رسول خدا صلى اللّه عليه وآله فدك را در حالى به فاطمه عليها السلام بخشيده كه مِلك شخصى خودش بوده است;
زيرا فدك زمينى نبوده كه با تازاندن اسب و شتر و با جنگ و نبرد به دست آمده باشد.
.
.
در اين جا دو ادّعا وجود دارد:
.
ادعاى نخست
.
هر چيزى كه اين گونه به دست آمده باشد، مِلك شخص پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله خواهد بود.
و اين يك حكم اسلامى است كه همه علما و دانشمندان بيان كرده اند كه اينك براى اثبات اين مطلب به خلاصه اى از كلام قُرْطُبى در كتاب تفسيرش الجامع لأحكام القرآن بسنده مى كنيم.
.
در سوره حشر آمده است:
(وَما أَفاءَ اللّهُ عَلى رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَما أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْل وَلا رِكاب وَلكِنَّ اللّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلى مَنْ يَشاءُ وَاللّهُ عَلى كُلِّ شَيْء قَديرٌ).( سوره حشر: آيه 6 .)
و آن چه را خدا از آنان به رسم غنيمت عايد پيامبر خود گردانيد، ]شما براى تصاحب[ اسب يا شترى بر آن نتاختيد، ولى خدا فرستادگانش را بر هر كه بخواهد چيره مى گرداند، و خدا بر هر كارى تواناست.
.
.
.
قُرْطُبى در تفسير اين آيه مى گويد:
.
خداى تعالى مى فرمايد: (وَما أَفاءَ اللّهُ عَلى رَسُولِهِ مِنْهُمْ) يعنى: آن چه را خداوند از اموال بنى نضير به رسولش برگرداند (فَما أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ) يعنى: و شما چهارپا بر آن نرانديد.
.
مى فرمايد: شما براى به دست آوردن آن، هيچ سختى و زحمتى را تحمّل نكرده ايد، و به خاطر آن با جنگ و مشقّت مواجه نشده ايد مگر پيامبر صلى اللّه عليه وآله كه بر شترى ـ بعضى گفته اند: بر الاغى پوشيده از ليف خرما ـ سوار شده و آن جا را بدون درگيرى فتح كرده، آنان را پراكنده نموده و اموالشان را گرفته است.
از اين رو مسلمانان از پيامبر صلى اللّه عليه وآله خواستند كه آن اموال را بين آنان تقسيم كنند، امّا اين آيه نازل شد كه: (وَما أَفاءَ اللّهُ...).
به اين ترتيب خداوند متعال اموال بنى نضير را مِلك شخصى پيامبر صلى اللّه عليه وآله برشمرد و آن ها را در اختيار آن كه خواسته بود قرار داد و پس از اين اختصاص، پيامبر صلى اللّه عليه وآله آن اموال را ميان مهاجران تقسيم نمود.
.
.
در صحيح مسلم از عمر اين گونه نقل شده است:
.
اموال بنى نضير از جمله اموالى بود كه خداوند به پيامبرش برگرداند و از آن هايى بود كه مسلمانان بر آن اسب و شتر نرانده بودند و به پيامبر صلى اللّه عليه وآله اختصاص داشت.
اين روايت بيان مى دارد كه آن اموال به شخص رسول خدا صلى اللّه عليه وآله تعلّق داشته و اصحاب نصيبى از آن نداشته اند.( تفسير قُرْطُبى، الجامع لأحكام القرآن: 9، الجزء 18، ص 9 ـ 10.)
.
.
[تصویر: edame.gif]
[تصویر: 1-1-1.gif]
.
.
ادّعاى دوم
.
.
اكنون براى اثبات ادّعاى دوم متن عبارت فخر رازى را نقل مى نماييم; وى مى نويسد:
.
در تفسير آيه مورد بحث اين پرسش مطرح است كه: اموال بنى نضير بعد از جنگ و نبرد به دست آمده است، زيرا آنان مدّتى را در محاصره به سر برده و جنگيده اند و كشته داده اند آن گاه بر ترك سرزمين خود مصالحه كرده اند. از اين رو لازم است كه آن اموال غنيمت به شمار آيد نه جزء اموال فىء.
.
در پاسخ به اين پرسش مفسّران دو وجه را بيان نموده اند:.
.
1 ـ اين آيه درباره آبادى هاى بنى نضير نازل نشده است، چرا كه به وسيله مسلمانان بر آن ها اسب و شتر تازانده شد و آنان مدّتى را در محاصره رسول خدا صلى اللّه عليه وآله و مسلمانان بودند، لذا شايد اين آيه درباره فدك نازل شده است، زيرا ساكنان فدك سرزمين خود را ترك نمودند و آبادى ها و ديگر اموال آن ها بدون جنگ و نبرد در اختيار رسول خدا صلى اللّه عليه وآله قرار گرفت...( التفسير الكبير: 15 / 284.).
.
كوتاه سخن آن كه هر آن چه بدون نبرد و ستيز و به صورت مصالحه در اختيار رسول خدا صلى اللّه عليه وآله قرار گرفته، مِلك شخصى ايشان بوده و فدك نيز از اين قبيل است; همچنان كه رازى به نقل از مفسّران بدان تصريح كرده است.
.
البتّه به اين مطلب در سخنان بسيارى ديگر از بزرگان اهل تسنن از جمله حديث نگاران و مغازى نويسانى مانند زُهْرى و ابن اسحاق ـ چنان كه از جوهرى نقل شده است ـ(شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد: 16 / 210.) و مورخان و جغرافى نويسان مانند ياقوت حموى تصريح شده است.
.
.
.
ياقوت حموى درباره فدك چنين مى نويسد:
.
در منطقه حجاز روستايى است كه از آن جا تا مدينه دو يا سه روز راه است. خداوند اين روستا را در سال هفتم بدون نبرد و به صورت فىء در اختيار پيامبرش قرار داد. اين ماجرا هنگامى بود كه پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله به خيبر رفته و قلعه هاى آن را فتح نمود. فقط سه قلعه باقى ماند تا آن كه حضرتش با محاصره كار را بر آنان سخت كرد.
آنان پيكى نزد رسول خدا صلى اللّه عليه وآله فرستادند و درخواست نمودند كه پيامبر صلى اللّه عليه وآله آن ها را به حال خودشان واگذارد تا سرزمين خود را ترك كنند. پيامبر صلى اللّه عليه وآله نيز با آنان چنين رفتار كرد.
.
اين خبر به اهالى فدك رسيد، آنان نيز پيكى به جانب پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله فرستادند و درخواست كردند كه با پذيرفتن نصف محصولات و اموالشان با آنان مصالحه كند. پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله اين مصالحه را پذيرفت. از اين رو بر آن جا هيچ اسب و شترى تازانده نشد و فدك به شخص رسول خدا صلى اللّه عليه وآله تعلق گرفت.
در آن جا چشمه اى جوشان و درختان نخل بسيارى است. اين همان جا است كه فاطمه رضى اللّه عنها در مورد آن به ابوبكر گفت كه رسول خدا صلى اللّه عليه وآله آن را به او بخشيده است. ابوبكر رضى اللّه عنه پاسخ داد: بر اين مطلب شاهد مى خواهم.
.
.
البته اين ماجرا خود قصه جداگانه اى دارد، تا آن كه پس از ابوبكر عمر بن خطّاب حكومت را به دست گرفت و سرزمين هايى فتح شد و مسلمانان گشايشى يافتند و توانگر شدند، و عمر به اجتهاد خود تصميم گرفت كه آن را به ورثه رسول خدا صلى اللّه عليه وآله باز گرداند. ولى على بن ابى طالب رضى اللّه عنه و عبّاس بن عبدالمطلب بر سر آن اختلاف پيدا كردند.
على مى گفت: پيامبر صلى اللّه عليه وآله آن را در زمان حياتش براى فاطمه عليها السلام قرار داده است، اما عبّاس اين سخن را نمى پذيرفت و مى گفت: اين مِلك رسول خدا صلى اللّه عليه وآله بوده و من وارث او هستم.
آنان اختلاف خود را نزد عمر بردند و او از حكم و داورى بين آن دو خوددارى كرد و گفت: شما دو نفر خودتان شأن و موقعيّت خود را بهتر مى دانيد. من اين مسئله را به خود شما واگذار مى كنم.
سرانجام هنگامى كه عمر بن عبدالعزيز حكومت را به دست گرفت نامه اى به فرماندار خود در مدينه نوشت و به او دستور داد كه فدك را به فرزندان فاطمه عليها السلام باز گرداند...( معجم البلدان: 4 / 270 ـ 271 شماره 9053.).
.
همچنين در مراصد الاطلاع آمده است:
فدك روستايى است در حجاز كه از آن جا تا مدينه دو يا سه روز راه است و خداوند آن را بدون نبرد به پيامبرش واگذار نموده است و در آن چشمه اى جوشان و... است(مراصد الاطلاع على الأمكنة والبقاع: 3 / 1020).
.
.
[تصویر: edame.gif]
.[تصویر: 1-1-1.gif]
.
.
آرى، همان گونه كه ملاحظه نموديد در سخن ياقوت حموى در مورد فدك آمده است كه امير مؤمنان على عليه السلام فرمود: «پيامبر در زمان حياتش فدك را براى فاطمه عليها السلام قرار داده است».
همچنين از عبّاس نيز نقل كرده كه آن جا مِلك رسول خدا صلى اللّه عليه وآله بوده و من وارث او هستم.
اين دو مطلب به حديثى كه مسلم در صحيح آورده اشاره دارد كه در ادامه آن را نقل خواهيم كرد.
واضح است كه نقل كننده قصد داشته است كه به سخن امير مؤمنان على عليه السلام و عبّاس استدلال كند كه فدك مِلك شخصى رسول خدا صلى اللّه عليه وآله بوده است، زيرا در غير اين صورت عبّاس نمى توانسته مدّعى شود كه از باب ارث بردن مستحق آن است.
..
..
به اين ترتيب، از آن چه بيان داشتيم روشن شد كه به دلالت كتاب خدا و سنّت رسول خدا صلى اللّه عليه وآله، فدك مِلك شخصى پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله بوده است و امير مؤمنان و حضرت زهرا عليها السلام از آن رو آن را مطالبه كرده اند كه رسول خدا صلى اللّه عليه وآله «در زمان حياتش آن را براى فاطمه عليها السلام قرار داده بود»
.
.
.
افزون بر اين در روايات آمده است:
بخشش فدك از سوى رسول خدا صلى اللّه عليه وآله به حضرت صديقه كبرى عليها السلام به فرمان خداى متعال بوده است... .
زيرا هنگامى كه از سوى خداى متعال اين آيه شريفه نازل شد كه:
(وَآتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ)( سوره اسراء: آيه 26).
حق ذوى القربى را بپرداز.
.
پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله فدك را به فاطمه عليها السلام عطا نمود... .
اين موضوع را پيشوايان و حافظان نامدار حديث اهل تسنن روايت نموده اند (الدر المنثور: 5 / 273، مجمع الزوائد: 7 / 49، ميزان الاعتدال: 2 / 288، كنز العمّال: 3 / 767)
.
.
بنا بر آن چه بيان شد، تا اين جا سه موضوع ثابت شد:
1 ـ رسول خدا صلى اللّه عليه وآله فدك را به فاطمه عليها السلام بخشيده است.
2 ـ اين بخشش به فرمان خداى متعال بوده است.
3 ـ ابوبكر فدك را به زور و اكراه از فاطمه عليها السلام گرفته است.
.
آرى، از اين روست كه افرادى مانند نويسنده كتاب الصواعق المحرقه اين ماجرا را قطعى دانسته و نوشته است:
إنّ أبا بكر انتزع من فاطمة فدكاً.
به راستى ابوبكر فدك را به زور از فاطمه عليها السلام گرفت(الصواعق المحرقه: 31).
همچنين تفتازانى هنگامى كه موضوع بازگرداندن فدك را به فرزندان فاطمه عليها السلام توسّط عمر بن عبدالعزيز نقل مى كند ـ كه در ادامه روايتش را نقل خواهيم كرد ـ مى نويسد:
ثمّ ردّها عمر بن عبدالعزيز أيّام خلافته إلى ما كانت عليه.
آن گاه عمر بن عبدالعزيز در روزگار حكومتش فدك را به آنان كه تعلّق داشت بازگرداند(شرح المقاصد: 5 / 279.).
تا اين جا روشن شد كه:
حضرت زهرا عليها السلام مالك و صاحب يد بر فدك بوده و در اين موضوع هيچ معترضى نداشته است، بلكه تنها ابوبكر شاكى اين ماجرا بوده و او نيز اين ملك شخصى را از دست مالك آن به ستم ستانده، و بايد بر اين كردار خود دليل اقامه كند.
.
.
.
[تصویر: edame.gif]
[تصویر: 1-1-1.gif]
.
.
مطالبه فدك و ارائه دليل+رد دو فاکتور اصلی خلافت در خلیفه
.
.
نويسنده نامه در فرازى ديگر مى نويسد:
ما به جهتى ديگر نمى توانيم اين مطلب را از او (يعنى حضرت زهرا عليها السلام) بپذيريم، و آن جهت لزوم عدالت بين فرزندان است.
در پاسخ به اين بخش از نامه كافى است بگوييم كه اين سخن اعتراض به رسول خدا صلى اللّه عليه وآله است در آن چه فرموده و انجام داده; چرا كه روايات و اخبار بسيارى دلالت دارند بر اين كه آن حضرت صلى اللّه عليه وآله اين كار را به پيروى از كلام خداى متعال كه مى فرمايد: (وَآتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ) انجام داده است، چنان كه دانستيد.
افزون بر اين، بايد گفت كه اين سخن، مشكل تصرّف فدك توسّط ابوبكر را حل نمى كند، زيرا به هر حال تصرّف در ملك غير است و همين موضوع بحث كنونى ماست: يعنى مطالبه فدك و ارائه دليل.
هنگامى كه فدك به وسيله ابوبكر تصرّف شد، حضرت زهرا عليها السلام بر اين رفتار اعتراض كرد و مِلك خويش را طلب نمود. ابوبكر در پاسخ، از ايشان شاهد و دليل خواست تا ثابت شود كه فدك مِلك شخصى و عطاى پدر بزرگوار ايشان است(!!).
.
بديهى است كه در احكام اسلام ـ در فقه تمام فرق و مذاهب آن ـ بيان شده است كه از كسى كه مِلكى در اختيار اوست دليل و شاهد طلب نمى شود، بلكه ارائه دليل بر آن كسى لازم است كه خلاف آن ملكيّت را ادّعا مى كند.
.
اين موضوع چنان روشن است كه حتّى كسانى كه اندكى از تعاليم شريعت اسلام را آموخته اند نيز آن را مى دانند.
از اين رو اگر ابوبكر اين حكم را مى دانسته و خلاف آن عمل كرده است «ظالم» و اگر نمى دانسته «جاهل» است... .
البتّه پيش از اين بيان شد كه به اتّفاق همه دانشمندان كسى كه ظالم و يا جاهل باشد هرگز شايستگى امامت را ندارد
. پس با كمال بى طرفى ملاحظه مى كنيد كه چگونه مسئله فدك به امامت مسلمين ارتباط دارد!
.
.
با اين حال، آن بانو به عنوان شاهد امير مؤمنان على، امام حسن و امام حسين عليهم السلام و اُمّ ايمن را نزد ابوبكر آورد تا آنان گواهى دهند كه رسول خدا صلى اللّه عليه وآله فدك را به آن گرامى بخشيده است... .
.
گفتنى است كه تعداد زيادى از نامداران اهل سنّت، به هنگام مطالبه حضرت زهرا عليها السلام سپس شهادت دادن امام عليه السلام و ديگران، حضور اُمّ ايمن را نزد ابوبكر گزارش كرده اند، از جمله: فخر رازى، ابن حجر مكّى، حلبى شافعى، ياقوت حموى، سمهودى مدنى، قاضى ايجى وجرجانى و برخى ديگر. آنان به اتفاق گفته اند: ابوبكر گواهى و شهادت اهل بيت و اُمّ ايمن را نپذيرفت و آن را رد كرد.
.
آرى فقط اينان بودند كه به چشم خود ديدند كه رسول خدا صلى اللّه عليه وآله فدك را به حضرت زهرا عليها السلام بخشيده است، زيرا آن حضرت اين بخشش را در منزل آن بانو و در حضور اين گراميان انجام داده بود، نه در مسجد و در ميان مردم.
.
.
.
[تصویر: siFRtN.jpg]
[تصویر: sih5iQ.jpg]
.
.
.
.
------------------------------------------------------------------------------------
.
.
فایل word خلاصه بخشی از کتاب مذکور:
دانلود
.
.
.
التماس دعا
آدرس های مرجع