تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: چند تا سوال: لطفا کمکم کنید!!!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
سلام دوستان
از وقتی که با این سایت آشنا شدم خیلی اطلاعاتم زیاد شده و خیلی موقع ها از شما دوستان کمک گرفتم به همین خاطر از همه کسانی که توی این سایت همکاری و کمک میکنند واقعا متشکرم.
یه متنی رو اینجا میذارم ازتون میخوام جواب های خوبی براش بذارین و اون رو نقد کنید با دلایل قانع کننده. خیلی خیلی ممنون میشم اگه کمکم کنید. اجرتون با خدای مهربان

من مسلمون و شیعه هستم . به همین دلیل مجالس ما جدا برگزار میشه و زنها در قسمت خودمون شادی میکنند و جلو نامحرم نمیرند. حالا اینکه رقص زن برای زن اشکالش کجاس بازم بین علما اختلافه و از نظر من باطله. دین یک ساختمونه که فقط ستونهاش رو دستورات قران تشکیل داده و راجع به دکوراسیون و یا چیدمان و قسمت های دیگه این عقل ماست که باید تصمیم بگیره. با توجه به اینکه مطمئنم اسلام برای همه دوره هاست پس سعی میکنم از عقلم برای تکمیل اون ساختمون استفاده کنم اما همچنان ستون ها رو استوار نگهدارم و ستونها همون اصول دین من هستند.
در مورد مجالس شخصا در مجالس مختلط خیلی کم شرکت میکنم و حتی اگه شرکت هم بکنم از جام بلند نمیشم. در مجالس جدا هم همه محرم هستند و از نظر من هیچ عیبی نداره که زنها هر جور دوست داشته باشن دور هم اوقات بگذرونند. میخواد ساز و رقص و آهنگ باشه یا هرجور لباس پوشیدن .من کسی رو از دین برنگردوندم . تنها نظرم اینه که دین اینقدرها دست و پاگیر و سخت گیرانه نیست و نبوده. تنها چیزهایی که قرنها توی مخ ماها فرو کردند نادرسته و اصل دین رو ما نمیشناسیم.
بهتره آدم به عقلش رجوع کنه و حسش تا درستی و غلط بودن چیزی رو بسنجه نه اینکه از روی چیزایی که سالهاس تو گوشمون میخونند کورکورانه تبعیت کنیم.

دلایل قانع کننده برایم از اینکه رقص و اهنگ های لعو و لهب حرام است بیارید.
دلیل بیارید که این کتاب هایی که شما میگین معتبره واقعا معتبره.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
به نام خدا
نقل قول:من مسلمون و شیعه هستم
خوب این یعنی به خداوند متعال پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و امامان اعتقاد دارم و هرچی اونها بگن از طرف خدا و درسته و من باید گوش بدم.

نقل قول: از نظر من باطله
نظر من! نظر در حوزه دین شخصی نمیشه ! چون دلم میخواد و فکر میکنم که نداریم . شیعه میگه قران پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و امامش (علیه السلام) چه فرموده.

نقل قول: دین یک ساختمونه که فقط ستونهاش رو دستورات قران تشکیل داده و راجع به دکوراسیون و یا چیدمان و قسمت های دیگه این عقل ماست که باید تصمیم بگیره.
خیر! این تفسیر به رای است .
دین یک ساختمونه که بناش رو قران و سنت رسول خدا و اءمه هدا تشکیل داده .

نقل قول:با توجه به اینکه مطمئنم اسلام برای همه دوره هاست پس سعی میکنم از عقلم برای تکمیل اون ساختمون استفاده کنم اما همچنان ستون ها رو استوار نگهدارم و ستونها همون اصول دین من هستند.
اسلام در جاهایی به عقل خودمون واگذار کرده و به اونها میگن مباحات . مکروه و مستحب هم گفته انجام بدید که براتون بهته .
بنابرین ما که عقلا پذیرفتیم خدا بهتر از ما میدونه و ایشون نماینده خدا هستند و حرف خدا را برای میزنند عقلمون حکم میکنه به حرفشون گوش بدیم .
نقل قول:از نظر من هیچ عیبی نداره که زنها هر جور دوست داشته باشن دور هم اوقات بگذرونند.
نظر من !!
اگ شیعه هستیم در امور دینی نظر نظر خداست و نه ما .

نقل قول: تنها نظرم اینه که دین اینقدرها دست و پاگیر و سخت گیرانه نیست و نبوده.

اگر هر چی رو به مذاقمون خوش نیومد بگیم دست و پاگیره و اسلام این نیست که دیگه اسمش دین اسلام نیست .
دین من در اوردیه!

نقل قول:. تنها چیزهایی که قرنها توی مخ ماها فرو کردند نادرسته و اصل دین رو ما نمیشناسیم.
یک جمله کلی و بدون سند و پایه .
کی چه چیزی رو فرو کرده ؟ دقیقا تا راجع بهش بررسی کنیم !
نقل قول:بهتره آدم به عقلش رجوع کنه و حسش تا درستی و غلط بودن چیزی رو بسنجه نه اینکه از روی چیزایی که سالهاس تو گوشمون میخونند کورکورانه تبعیت کنیم.
عقل ادم اگر کافی بود که خدا پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رو نمیفرستاد . میگفت برید هر کاری عشقتون کشید بکنید !
عقل الوده به هوا و بدون اطلاع از اسرار خلقت نمیتونه بازده درستی داشته باشه
نقل قول:دلایل قانع کننده برایم از اینکه رقص و اهنگ های لعو و لهب حرام است بیارید.
دلیل بیارید که این کتاب هایی که شما میگین معتبره واقعا معتبره.

این شد ۲ تا بحث گسترده . در مورد موسیقی روایات بسیاری وجود دارد



حرمت «غنا» در آیات و روایات:

گرچه در قرآن كریم، تنها كلیات مسایل آمده و تبیین جزییات و تعیین مصداق‌های آن، به پیامبر و امامان ـ علیهم السلام ـ واگذار شده است و مراجع عظام تقلید با توجه به آیات و روایات موجود، احكام را از آن‌ها استنباط می‌كنند، ولی در خصوص «غنا» و موسیقی ، قرآن كریم در برخی آیات به آن پرداخته و مخالفت خود را با غنا و این نوع موسیقی اعلام فرموده است از جمله:

آیه‌ی اول:

«ذلك و من یعظم حرمات الله خیرٌ له عند ربه واحلت لكم الانعام الاماتتلی علیكم فاجتنبوا الرجس من الاوثان واجتنبوا قول الزور»؛[2] این است ـ آن‌چه مقرر شده ـ و هر كس مقررات خدا را بزرگ دارد، آن برای او نزد پروردگارش بهتر است و برای شما دام‌ها ـ چهارپایان ـ حلال شده است، مگر آن‌چه برشما خوانده می‌شود؛ پس از پلیدی بت‌ها و از گفتار باطل اجتناب ورزید».
امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: «الغنا یورث النفاق»؛ «غنا» نفاق را به ارث می‌گذارد.
ابن بصیر می‌گوید: از امام صادق (علیه السلام) از آیه‌ی «... فاجتنبوا الرجس من الاوثان واجتنبوا قول الزور» سؤال كردم. امام فرمود: منظور «غنا» است.[3]
زید شَحّام نیز می‌گوید: از امام صادق (علیه السلام) در باره‌ی تفسیر قول زور پرسیدم، آن حضرت فرمود: منظور از قول زور، غنا است.[4]

آیه‌ی دوم:

«ومن الناس من یشتری لهوالحدیث لیضل عن سبیل الله بغیر علم و یتخذها هزوا اولئك لهم عذاب مهین؛[5] بعضی از مردم، سخنان باطل و بیهوده می‌خرند تا مردم را از روی جهل و نادانی گمراه سازند و آیات الهی را به استهزاء گیرند، پس برای آنها عذابی خواركننده است.[6]
امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: «غنا» از مسایلی است كه خداوند متعال وعده‌ی عذاب بر آن داده است و سپس آیه‌ی 6، سوره‌ی لقمان را تلاوت فرمود.[7]
«لهوالحدیث» دارای معنای گسترده‌ای است كه هرگونه سخن یا آهنگ‌های سرگرم‌كننده و غفلت‌زا را شامل می‌شود كه موجب گمراهی و بیهودگی انسان می‌گردد، خواه از قبیل «غنا» و لحن‌ها و آهنگ‌های شهوت‌انگیز و هوس‌آلود باشد و یا سخنانی باشد كه نه از طریق آهنگ، بلكه از طریق محتوا، انسان را به فساد و تباهی بكشاند.[8]
امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: «مجلس «غنا» و خوانندگی لهو و باطل، مجلسی است كه خدا به اهل آن نمی نگرد و این مصداق قول خداوند متعال است كه می‌فرماید: «بعضی از مردم هستند كه سخنان بیهوده خریداری می‌كنند تا مردم را از راه خدا گمراه سازند.»[9]
امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: «الغنا یورث النفاق»[10] «غنا» نفاق را به ارث می‌گذارد و در حدیث دیگری امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: «بیت الغناء لا تومن فیه الفجیعة و لا تجاب فیه الدعوة، و لا یدخله الملك»[11] خانه‌ای كه در آن غنا باشد، ایمن از مرگ و مصیبت دردناك نیست و دعا در آن به اجابت نمی‌رسد و فرشتگان وارد آن نمی‌شوند.
در حدیثی از جابربن‌عبدالله از پیامبر اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نقل شده كه فرمود: «كان ابلیس اوّل من تغنی»[12] شیطان اوّلین كسی بود كه غنا خواند.
ابن مسعود از پیامبر اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نقل می‌كند كه فرمود: «الغناء ینبت النفاق فی القلب كما ینبت الماء البقل»[13] غناء روح نفاق را در قلب پرورش می‌دهد همان‌گونه كه آب گیاهان را پرورش می‌دهد.
ابن بصیر می‌گوید: از امام صادق (علیه السلام) از آیه‌ی «... فاجتنبوا الرجس من الاوثان واجتنبوا قول الزور» سؤال كردم. امام فرمود: منظور «غنا» است.
البته آهنگ‌ها و آوازهایی كه از نظر محتوا (مضمون اشعار) دارای معنایی باشكوه و زیباست و از طرفی خوب و زیبا اجرا می‌شود و در عین حال تناسب و شباهتی با ساز و آوازهای مجالس لهو، عیش و عشرت و فساد، ندارد گوش دادن به این نوع آهنگ‌ها اشكال ندارد. سازها و آوازهایی كه نسبت به آن‌ها شك داریم و نمی دانیم آیا از نوع «غنا» (موسیقی مبتذل) است و یا جز موسیقی‌های مجاز است، احتیاط آن است كه به این‌گونه آهنگ‌ها نیز گوش داده نشود.[14]
برای آگاهی بیشتر به كتاب‌های:
1ـ تفسیر المیزان، علامة طباطبایی، (مؤسسة اعلمی بیروت)، ج 16، ص 209، 212.
2ـ تفسیر نمونه، ناصر مكارم شیرازی و دیگران، دارالكتب الاسلامیه، تهران، ج 14، ص 91، و ج 16، ص 114؛ ج 17، ص 15، 27.
3ـ نظری به موسیقی از طریق كتاب و سنّت، مصطفی شریعت موسوی، انتشارات اسماعیلیان، قم.

پی نوشت ها:

[1] ـ ر. ك: ناصر مكارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، (تهران، دارالكتب الاسلامیه) ج 17، ص 22.
[2] ـ سوره‌ی حج، آیه‌ی 30.
[3] ـ سید هاشم الحسینی البحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، (قم، مؤسسه البعثه)، ج 3، ص 881 ـ 882.
[4] ـ همان.
[5] ـ سوره‌ی لقمان، آیه‌ی 6.
[6] ـ ر.ك: علامه محمد حسین طباطبایی (رحمة الله علیه)، المیزان فی تفسیر القرآن (قم، منشورات جماعه المدرسین فی الحوزه العلمیه،) ج 15 ـ 16، ص 309.
[7] ـ سید هاشم الحسینی، البحرانی، همان.
[8] ـ ر.ك؛ ناصر مكارم شیرازی و همكاران، تفسیر نمونه (تهران، دارالكتب الاسلامیه) ج 17، ص 15.
[9] ـ ر.ك: محمدبن یعقوب الكلینی، الكافی (مؤسسه الوفا، للبیروت) ج 6، ص 444.
[10]- محمّد محمدی ری‌شهری، میزان الحكمة، مكتب الاعلام الاسلامی، قم، ج 7، ص 306.
[11]- شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، آل البیت، قم، ج 17، ص 364، 327.
[12]- وسائل الشیعه، همان.
[13]- محمّد محمدی ری‌شهری، میزان الحكمة، مكتب الاعلام الاسلامی، قم، ج 7، ص 306.
[14] ـ ر.ك: آیت الله فاضل لنكرانی، جامع المسائل (استفتائات) مطبوعاتی امیر، چاپ دوم، ص 252.
ببیندید شما تا وقتی از چیزی مطمئن نشدید و دلیل مستند براش ندارید نمیتونید بگید ((نظر من ))و به اون نظر عمل کنید.
با وجود علما و فقهایی که سال های طولانی از عمرشان را به مطالعه و تحقیق در مورد مسائل دینی گذاشته اند و بعد اومدن و مسائل را برای من و شما مطرح کردن چه طوری میشه بدون هیچ مطالعه و سندی بگیم نظر من اینطوریه؟؟!!!
وقتی من رفتم مطالعه کردم و یه مدتی رو گذاشتم برای تحقیق در این موارد و به نتیجه رسیدم بعد میتونم نظر بدم.
مثل این میمونه که شما خدایی نکرده بیمار بشید و برید پیش پزشک و بهش بگید تشخیص من فلان بیماریه!!!!
هم به پزشک دهن کجی کردید و هم شخصیت خودتون زیر سوال میره. اگه رفتید پیش دکتر برای مداوا پس چرا نظر شخصی میدید؟! و اگر از نظرتون مطمئنید چرا رفتید پیش دکتر؟!
یه شمای کلی از هندسه ی تدبر و تفکر اسلامی من به شما بدم.
در هر مسئله ای اول اول باید بریم سراغ قرآن ، مهمترین و کلیدی ترین مسائل در قرآن بهش اشاره شده و سر نخ به ما داده. این سر نخ رو اگر در قرآن بود میگیریم و اگر دیدیم کافی نیست توضیحات و تفاسیرش ، میریم سراغ کلام اهل بیت (علیه السلام) که بهترین مفسرین قرآن هستند.
اگر باز هم نیاز به تفسیر و تشریح داشت با عقل خودمون این کارو انجام میدیم ولی سه تا نکته رو ازش غفلت کرده کسی که این متن رو نوشته:


1- استخراج سرنخها از قرآن نیاز به تسلت به زبان عربی و دقیق خواندن قرآن و... دارد.
2- هرکسی به سراغ احادیث نمیتونه بره و برای استفاده از احادیث باید علوم مختلفی رو بلد باشید و سند شناسی و رجال شناسی و... رو انجام بدید و ببینید این کلام رو معصوم در چه شرایطی گفته و مطابقت بدید با قرآن و...


3- در مرحله ی استفاده از عقل ، اون عقل باید مال کسی باشه که قبلا از دو مرحله ی قبلی عبور کرده و بر آیات و روایات تسلط داره.
یه مثال میزنم ، همون ساختمانی که در پست اول مثال زده شد ، دیوار های داخلیش رو باید بدید دست یه نفری که اصلا چیزی از ساختمان حالیش نمیشه؟
دیوارهای داخلی ساختمان اولا توسط یک بنای ماهر ثانیا از روی نقشه ی ساختمان و متناسب با ستونها باید کشیده بشه که ستون رو نیندازن وسط اتاق خواب و لوله فاضلاب بیوفته وسط پذیرایی!
نمیشه هرکی از راه برسه بدون تخصص و بدون نگاه کردن نقشه بگه من دلم میخواد این دیوارهای داخل ساختمان رو اینطوری بکشم!


در حوزه ی دین فقها وقتی از عقل استفاده میکنن اولا با تسلطی که بر آیات و روایات دارن مطمئن هستند که این تفکری که از عقل بشری وارد حوزه ی دین کرده اند نه تنها متناقض آیات قرآن و روایات نیست ، بلکه دنباله ی منطقی آنهاست.
ثانیا بعد ها این مطالب را در بحثهای طلبگی و فقهی با سایر فقها به مشورت میگذارن (طبق توصیه ی اکید اسلام در بحث مشورت) و سالها این مطالب در درس خارج فقه تدریس میشه تا به قول معروف چکش کاری های لازم انجام بشه روش.


اینه که شما میبینید چندین فقیه توضیح المسائلی نوشته اند و در برهه های مختلف بنا به مقتضیات زمان و شرایط ، فتواهایی صادر کرده اند و این فتواها اختلاف بسیار بسیار جزئی باهم دارند و اکثر مواقع چندین فقیه فتوای یکسان درباره ی یک موضوع جدید میدهند ، با اینکه در این موضوعات جدید از عقل استفاده میکنند!


=-=-=-=
در ضمن مجلسی که رقص توش باشه حتما غنا هم توش هست.
خیلی خیلی ممنونمHeart ولی میخوام نظرات بیشتری رو اینجا داشته باشم و از دوستان دیگه هم میخوام لطفا نظرشون رو بیان کنند.
لطفا در مورد کتاب های معتبر و رقص هم توضیح بدین.
متشکرم
دلایل احکام دین اسلام برای ما مشخص نیست مگر مواردی که معصومین خودشان گفته اند. اگر هم برخی علما دلایلی را ذکر می کنند از جنبه حدث و گمان است. مثلا با پیشرفت علم برخی دلایل را حدث می زنند. که این هم قطعی نیست چون علم دائما در حال تغییر و پیشرفت است و مثلا اگر ما بگوییم دلیل این حکم شرعی این مسئله علمی است ممکن است فردا آن نظریه علمی نقض شود و بنابراین دین هم مشکل دارد.
دلایل بیان شده (غیر از آنهایی که معصومین خودشان گفته اند) فقط در حد حدث و گمان و فرضیه است.
در دین تمام دلایل اصلا بیان نشده است و پاسخ به این سوالات "دلیل فلان حکم چیست" نمی دانیم است. ما نمی دانیم چرا خدا این احکام را درست کرده. فقط این را می دانیم خدا هیچ حکمی نذاشته که به ضرر انسان باشد.
این دین اسلام است می خواهی بخواه نمی خواهی نخواه
شما باید تحقیق کنی و با عقل اول ببینی خدا وجود دارد یا نه اگر به این نتیجه رسیدی وجود ندارد خوب برو پی کارت. ولی اگر به این نتیجه رسیدی وجود دارد مرحله بعد این است که کدام دین صحیح است. اگر به این نتیجه رسیدی اسلام بعد کدام فرقه اگر شیعه بعد کدام شاخه اگر دوازده امامی بعد باید تابع قوانین باشید.
مثل اینکه یکی تصمیم میگیره مهاجرت کنه به کانادا وقتی میره اونجا میبینه یکسری قوانین دارد که برایش عجیب است. هی میگه دلیل این قانون چیست؟ به نظر من اشتباه است. آقاجان کانادا اینه می خوای بخوا نمی خوای برو یه کشور دیگه. شما بهشت می خوای بعد می خوای هر کاری دلت می خواد بکنی؟!
برای بهشت باید بهایش را هم بپردازی. بهایش هم اطاعت از اهل بیت و قرآن است.
البته این به معنای اطاعت کورکورانه و بدون عقل و منطق نیست. شما اگر توانستی ثابت کنی که یک حکم اسلام غیرمنطقی یا اشتباه قطعی است آنوقت دین را ول کن. ولی ندانستن علت یک حکم دلیل بر اشتباه بودن آن نیست. شما اصلا دلیلش را نمی دانی. این فرق دارد.
یک بحث دیگر هم هست: شاید بگید از کجا معلوم مراجع حکم را درست از منابع اصلی اسلام برداشت و استخراج کرده اند. این بحث دیگریست که به اعلمیت مراجع بر می گردد. شما باید یا خودت مرجع بشی و احکام را خودت از قرآن و احادیث استخراج کنی یا بگردی مرجع اعلم (بهترین متخصص) را پیدا کنی و به تخصصش اعتماد کنی و دیگه نق نزنی و بهانه هم نیاری.
اگر شما بهتر از مراجع بلدی احکام را استخراج کنی بسم الله.
در ضمن دین جای نظر شخصی نیست مگر اینکه شما مجتهد باشید. شما مگر تخصص در دین دارید که اضهار نظر می کنید؟
نظر شخصی ناشی از هوای نفس و نفس اماره است.
در ضمن بعضی خانمها با نگاه شهوتی به بدن زنها نگاه می کنند و این گناه است. شاید هم یک زن همجنس باز باشد و با قصد لذت و همجنس بازی به زن دیگری نگاه کند.
در ضمن حدیثی هست که به زنهای مسلمان میگه بدنتان را به زنهای دیگر نشان ندهید چون زنهای یهودی زیبایی شما را برای شوهرشان تعریف می کنند و شوهرشان با تصور کردن زیبایی بدن شما لذت می برند.

به هرحال ما نمی دانیم
خدا دین را گذاشته تا آدمها را آزمایش کند که کی اطاعت می کند و کی مثل شیطان که به آدم سجده نکرد نافرمانی می کند.
خدا به شیطان گفت به آدم سجده کن. شیطان گفت به نظر من من از آدم بهترم پس این حکم اشتباه است و من سجده نمی کنم. خدا می خواست اطاعت شیطان را آزمایش کند.
آدرس های مرجع