آیا شرایط اقتصادی عامل سخت شدن برگزاری مراسم هستن یا تجملپرستی؟
چرا کسانی که در روستاها و شهرهای کوچک ازدواج میکنن یک صدم مرفهترینها اظهار ناراضایتی نمیکنن؟
(۲۴/تیر/۹۲ ۱۳:۲۶)farjad نوشته است: [ -> ]صحبت سر پول داشتن و پول نداشتن نیست! بر سر فرهنگ خانواده هاست!
اولاً باید دقیق بشیم که منظور از فرهنگ دقیقاً چیه؟ آخه سطح تجملات نمیتونه در خانوادهای رسم باشه، چون قبلاً سطحش خیلی متفاوت بوده.
ثانیاً شما که خودتون بیشتر از من اهل قرآن هستید. بحث سر اسراف هست، و نعمتی که میشه بجای کفرانش، در راه رضای خدا خرجش کرد تا دعای خیری که از دل پرسوز یه نیازمند درمیاد بدرقهی راهشون باشه. وقتی دعاهای پرسوز بیمارانی که توسط اون زوج بهشون کمک شده بود رو توی اخبار شنیدم، راه خوشبختی رو پیدا کردم.
کسانی که پولدار هستن هم در صورت اسراف مسلماً دچار گمراهی شدهاند، و اگر ارحم الراحمین بخواد بهشون رحم کنه، دچار گرفتاریشون میکنه تا بلکه برگردند.
یک پسر از خونواده ثروتمندی عروسیش رو توی یه هتل مجلل گرفت. اون موقع من بچه بودم و حتی حالیم نبود چقدر انواع و اقسام غذاها زیاده! فقط موقع برداشتن غذا از هرکی هرکی(سلف سرویس) یه تعداد بستنی خوشگل دیدم و با خودم گفتم خب بعد از شام میام برمیدارم! هنوز متوجه نبودم چه خبره!


اون پسر یکی دو سال بعد از عروسی خوش بود، ولی بعد برای چندسال مشکلات مالی شدید پیدا کرد، بعد به عنوان قسمتی از ارثیهاش بیش از صد میلیون(حدود ده سال پیش) بهش رسید، باز اسراف کرد، و دوباره چند سال دیگه هم مشکلات خیلی شدید داشت. الآن یکم عقلانیتر تصمیم میگیره و از اسرافکاری تا حدودی برگشته.
قناعت، در اصل قناعت نکردن به دنیاست. موجب رحمت خدا و دلیل خوشبختی است.
باسلام خدمت دوستان عزیز!
دوستان،شما هزینه ازدواج توی شهرهای بزرگ رومیگین که از دیه ی دوماد بدبخت هم بیشترمیشه.ولی خوبه بدونید،هزینه
ازدواج،که دوستمون فرمودند اگردست کم بگیریم 45میلیون میشه!! توی شهر کوچولو موچولوی ما بیشتراز10میلیون نمیشه!!!!
تازه نمیخواد هم دست پایین بگیری.تـــــــــــــــــازه ؛بهترین گروه موسیقی هم میارم براتون.(البته اضافه کنم یه موقع اشتباه نکنید این شهرکوچیکمون توی ایرانه.باورکنید!)
البته ظرفیت شهرمون فعلا تکمیله

شماعروسیهاتون روفعلاهمونجا بگیریدهرموقع جاشد من خبرتون میدم دست عروس خانماتونوبگیرین بیاین اینجا.ولی باورکنید راست میگم.روزه ام.
(۲۴/تیر/۹۲ ۱۴:۲۶)درست پسند نوشته است: [ -> ]
اولاً باید دقیق بشیم که منظور از فرهنگ دقیقاً چیه؟ آخه سطح تجملات نمیتونه در خانوادهای رسم باشه، چون قبلاً سطحش خیلی متفاوت بوده.
ثانیاً شما که خودتون بیشتر از من اهل قرآن هستید. بحث سر اسراف هست، و نعمتی که میشه بجای کفرانش، در راه رضای خدا خرجش کرد تا دعای خیری که از دل پرسوز یه نیازمند درمیاد بدرقهی راهشون باشه. وقتی دعاهای پرسوز بیمارانی که توسط اون زوج بهشون کمک شده بود رو توی اخبار شنیدم، راه خوشبختی رو پیدا کردم.
کسانی که پولدار هستن هم در صورت اسراف مسلماً دچار گمراهی شدهاند، و اگر ارحم الراحمین بخواد بهشون رحم کنه، دچار گرفتاریشون میکنه تا بلکه برگردند.
بایاد حق
سطح تجملات هم قسمتی از فرهنگه! چون نوع خرج کردن آدم ها رو نشون میده!
اتفاقا یک بار با یک آقای روحانی بر سر همین موضوع ( اسراف) صحبت میکردم! گفتند که هر مومنی در حد آبروی خودش باید خرج کنه! که من همین رو پرسیدم و گفتم حتی اگر پایین ترین سطحش از مردم عادی بالاتر باشه؟ گفتن آره! (و گفتند که فقط وظیفه ی حاکم شهر هست که از این قاعده جداست و باید مثل فقیر ترین مردم باشه! تا مردم حاکم رو از خودشون جدا نبینند)
اون آقا هم که گفتید پاش رو احتمالا از گلیمش دراز تر کرده ....
واسه همین هم من چندبار تکرار کردم اما انگار کسی کامل نمیخونه حرف هام رو....!
گفتم که من کار خاصی یا خرج اضافی نمیکنم اما درحد فرهنگ خودم خرج میکنم! و اون چه که معمول هست!
واسه همین هم میگم نباید انتظار داشته باشید که هر چقدر هم که کم کنم بشه اونی که دوستان میگن ...
یاالله
نقل قول: بایاد حق
سطح تجملات هم قسمتی از فرهنگه! چون نوع خرج کردن آدم ها رو نشون میده!
اتفاقا یک بار با یک آقای روحانی بر سر همین موضوع ( اسراف) صحبت میکردم! گفتند که هر مومنی در حد آبروی خودش باید خرج کنه! که من همین رو پرسیدم و گفتم حتی اگر پایین ترین سطحش از مردم عادی بالاتر باشه؟ گفتن آره! (و گفتند که فقط وظیفه ی حاکم شهر هست که از این قاعده جداست و باید مثل فقیر ترین مردم باشه! تا مردم حاکم رو از خودشون جدا نبینند)
اون آقا هم که گفتید پاش رو احتمالا از گلیمش دراز تر کرده ....
واسه همین هم من چندبار تکرار کردم اما انگار کسی کامل نمیخونه حرف هام رو....!
گفتم که من کار خاصی یا خرج اضافی نمیکنم اما درحد فرهنگ خودم خرج میکنم! و اون چه که معمول هست!
واسه همین هم میگم نباید انتظار داشته باشید که هر چقدر هم که کم کنم بشه اونی که دوستان میگن ...
یاالله
من از شما میپرسم تغییر فرهنگ اشتباه کار درستیه یا اشتباه؟ قطعا میگین درسته.
باشه گیرم که حرف شما درست و فرهنگ ها فرق میکنه ولی آیا کسی مثل شما پیدا نمیشه؟ یعنی کسی پیدا نمیشه که وضعیت مالیش مثل شما باشه ولی موافق با تغییر فرهنگ غلط باشه؟
اینجوری هم فرهنگ غلط رو تغییر میدین و هم با کسی که فرهنگش مثل شمایه ازدواج میکنید انشالله
یا علی
(۲۴/تیر/۹۲ ۱۵:۱۲)farjad نوشته است: [ -> ]سطح تجملات هم قسمتی از فرهنگه! چون نوع خرج کردن آدم ها رو نشون میده!
منظورم از فرهنگ نحوهی زندگی حال حاضر این مردمان(معادل Culture) نبود، بلکه چیزی که در طی این هزاران سال بخاطر مذهب یا سنتهای ملی بین مردم رواج داشته.
منظورم این بود که چقدرش قدمت فرهنگی داره، و چقدرش تازه شکل گرفته،
و نیز اینکه چقدرش اصالت فرهنگی داره، و چقدرش قابل تغییر هست.
(۲۴/تیر/۹۲ ۱۵:۱۲)farjad نوشته است: [ -> ]اتفاقا یک بار با یک آقای روحانی بر سر همین موضوع ( اسراف) صحبت میکردم! گفتند که هر مومنی در حد آبروی خودش باید خرج کنه! که من همین رو پرسیدم و گفتم حتی اگر پایین ترین سطحش از مردم عادی بالاتر باشه؟ گفتن آره! (و گفتند که فقط وظیفه ی حاکم شهر هست که از این قاعده جداست و باید مثل فقیر ترین مردم باشه! تا مردم حاکم رو از خودشون جدا نبینند)
درسته که باید در حد آبروی خودش باشه، اما مگه مراسم ساده بگیره آبروش میریزه؟ من اینجا رو نمیفهمم.
چطور میشه که پایینترین سطح یک خانواده از خانوادهای دیگه بالاتر باشه؟ آیا غیرممکن هست که مثل اونها مراسم برگزار کنه؟ اینجا رو هم نمیفهمم.
(۲۴/تیر/۹۲ ۱۵:۱۲)farjad نوشته است: [ -> ]اون آقا هم که گفتید پاش رو احتمالا از گلیمش دراز تر کرده ....
واسه همین هم من چندبار تکرار کردم اما انگار کسی کامل نمیخونه حرف هام رو....!
گفتم که من کار خاصی یا خرج اضافی نمیکنم اما درحد فرهنگ خودم خرج میکنم! و اون چه که معمول هست!
واسه همین هم میگم نباید انتظار داشته باشید که هر چقدر هم که کم کنم بشه اونی که دوستان میگن ...
اتفاقاً گلیمش خیلی دراز بود!

تا جایی که من میدونم پدرش خرج عروسیش رو داد.
به هر حال اینکه بخاطر اسرافهاش اموالش بیبرکت شده بوده نتیجهگیری من بود، و ممکنه که پیش از اینکه از بیبرکت شدن اموالش ضربه خورده باشه خودش بربادشون داده باشه.
مسلماً میشه یه حد وسطی از خرج رو در نظر گرفت و نمیدونم منظور شما چه نوع مراسمی هست، اما چقدر زیبا هست که بشه همین مراسم معقول رو هم با یه مراسم ساده به اضافهی دعای خیر چندین نیازمند عوض کرد.
فرض کنید من پدرم چاه نفت داشته باشه حالا من باید چقدر خرج کنم که بشه آبروی من و با فرهنگ من بخونه ؟
من متوجه اینکه میگین فرهنگ (من )نمیشم مگه فرهنگ شخصیه ؟ برداشت شما از فرهنگ ازدواج چیه؟ بیشتر توضیح بدین ممنون میشم
خرج اضافی از دیدگاه شما چیه؟ تعریف شما از عروسی ساده چیه ؟
خداییش خرجی که میکنین برای پر کردن چشه دیگران نیست؟ اگه نیست و در حد یه مراسم آبرومنده و نمیخوایین به به و چه چه دیگران رو در بیارین خب دیگه مشکلی نیس
سلام
نمیدونم شاید من اینجوری حس میکنم ولی یه خورده فضای بعضی بحثا اصطحکاکی شده تا یه چیز میگی دوستان ناراحت میشن شایدم زبون من تنده به احتمال زیاد
اینجانب زیاد پست نمیزنم و بیشتر خوانندم ظاهرا" باید برم تو همون لاک قبلیم اینکارا ازم بر نمیاد
ولی:
بنده در مورد یخچال منظورم کسی نبود دیدم شما نویشتین نقد کلی کردم یعنی باعث شد بنویسم
منظورم از چاه نفت نهایت توانایی خرج کردن فرد بود نه شخص خاصی
چند جمله آخر ارسال قبلیم رو پاک کردم احیانا کدورتی پیش نیاد
یا علی
(۲۴/تیر/۹۲ ۱۳:۲۶)farjad نوشته است: [ -> ]با یاد حق
منم صد نفر مثل شما رو دیدم!و می شناسم!
صحبت سر پول داشتن و پول نداشتن نیست! بر سر فرهنگ خانواده هاست!
یآلله
به نام حقیقت ...
سلام farjad عزیز .

این خانواده ها و این مردم ، همین
ما هستیم . اگه فرهنگ ما درست بشه دیگه مشکلی نیست .... اینطوری اکثریت درست فکر می کنن ...
خط اول رو هم فقط و فقط برای این نوشتم که عزیزان بدونن مشکل مالی نیست ، این یه طرز فکره ... فقط همین .

یا حق .