تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: از بيانات معظم له،سخنان آیت الله وحید خراسانی
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
سلام بر مهدي
[تصویر: 16351_795.jpg]

پلیس باید امنیت دینی مردم را تأمین کند
پليس بين خوف و رجاء قرار دارد، اگر به وظيفه اش خوب عمل کند در مردم اميد ايجاد مي‌شود در غير اينصورت به يک عنصر ناامني تبديل مي‌شود.
به گزارش شيعه آنلاين به نقل از مهر،‌ یکی از مراجع تقليد شیعیان با بیان اینکه نیروی انتظامی باید مراقب تبليغات بي ديني دشمنان باشد، تأکید کرد: پليس بايد به امنيت ديني مردم هم بپردازد.

حضرت آیت الله حسین وحید خراسانی در دیدار فرمانده انتظامی استان قم با اشاره به روايتي از حضرت علي(علیه السلام) که فرمودند " نعمتان مجهولتان الصحة و الامان" اظهار داشت: دو نعمت مجهول است که افراد با از دست دادن آن مي‌فهمند، يکي سلامت و ديگري امنيت است.

وی خطاب به فرماندهان انتظامی قم با بيان اينکه کار شما خدمت بزرگي است و اگر خوب انجام شود اجرش حساب ندارد، افزود: در کشور امنيت مالي، جاني، ارزي و ديني به دست پليس درست مي‌شود.

استاد برجسته حوزه افزود: شما در شهري مشغول خدمت است که اين شهر حرم آل محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است، مرقد حضرت معصومه(سلام الله علیها) که هر زائري را بهشتي مي‌کند و همچنین حوزه علميه که امروز حوزه شيعه در قم است و از تمام اقصي نقاط دنيا نخبه و فضلا به قم مي آيند در قم قرار دارد و در حقيقت بعد نجف و مشهد مرکز ثقل علمي مرکز شيعه، حوزه علميه قم است و خدمت در اينجا بسيار مهم است.

وی با بيان اينکه تامين امنيت مردم جزء وظايف اوليه پليس است، افزود: پليس بايد به امنيت ديني هم بپردازد، محافل وهابيت و بهائيت را زير نظر داشته باشد، و قلع و قمع آنها سعادت ابدي شما را تامين مي‌کند.

حضرت آيت الله وحيد خراساني اظهار داشت: اگر يک محفل تبليغ بهائيت و وهابيت را ببنديد اجرتان اندازه ندارد، همان اجري که نصيب فقها و شهداء مي‌شود.

وی با بيان اينکه مراقب تبليغات بي ديني دشمنان باشيد افزود: براي حفظ کشور در درجه اول امنيت ديني و در درجه دوم امنيت مالي و جاني مهم است.

این مرجع تقلید شیعیان در پايان بر قرائت قرآن در طول روز و هديه صواب آن به حضرت ولي عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) تأکيد کرد و گفت: پليس براي تامين امنيت مردم خيلي خدمت مي‌کند بايد قدر شما را بدانند، خواب راحت مردم در اثر وجود شماست، اجر شما که در راه حفظ دين سينه را سپر مي‌کنيد عظيم است و ما نيز به شما دعا مي‌کنيم.

مجرمان در ارتکاب جرم تنوع طلب شده‌اند

در ابتداي اين ديدار نيز سردار کاظم مجتبايي، فرماندهي انتظامي استان قم طي گزارشي از عملکرد اين فرماندهي اظهار داشت: پليس بين خوف و رجاء قرار دارد، اگر به وظيفه اش خوب عمل کند در مردم اميد ايجاد مي‌شود در غير اينصورت به يک عنصر ناامني تبديل مي‌شود.

وي با بيان اينکه در سال‌هاي اخير تکنولوژي در نيروي انتظامي نقش مهمي داشته است، افزود: مجرمان در ارتکاب جرم تنوع طلب شده‌اند که با راه اندازي پليس فتا جلو خيلي از سود جويي‌ها گرفته شد.

فرمانده انتظامي استان قم با بيان اينکه نيروي انتظامي رويکردي متفاوت از قبل دارد و رويکردش ارزش مدار و دين مدار است، بر کنترل هوشمند خودروها و افراد متخلف از طريق دوربين‌هاي سطح شهر تاکيد کرد.

من دست و پای برهنه ی عزاداران فاطمی را اگر خدا به من سعادت بدهد میبوسم
امید است مردم این مملکت ، که واقعا من به نوبه خودم دست این جوانها را می بوسم که در روز شهادت مادرش زهرا، این غوغا را در مملکت بوجود آوردند، نه تنها دست آنها را می بوسم ، آن پاهای برهنه ای که برای عزای مادر او آنچنان بیرون آمد در آن هوای گرم، اگر خدا به من سعادت بدهد پابوسم آنهایم.
SHIA-NEWS.COM شیعه نیوز :
[تصویر: 38261_152.jpg]به گزارش خبرنگار «شیعه نیوز» همزمان با فرا رسیدن سالروز شهادت پیشوای دهم شیعیان حضرت امام علی النقی (علیه السلام) صبح روز گذشته آیت الله وحید خراسانی از مراجع تقلید قم با تکریم مقام شامخ امام هادی (علیه السلام) بیاناتی را ایراد نمودند که متن کامل سخنان ایشان به شرح زیر است :

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی سیدنا محمد وآله الطاهرین سیما بقیة الله في الأرضین واللعن علی أعدائهم إلی یوم الدین

بحث ما در مسأله هفتم بود ولی چون شیخ الطائفه در مصباح المتجهد می فرماید: سوم رجب که مثل فرداست، روز شهادت علی بن محمد الهادی العسکری است، لذا اهمّ تمام مطالب، درک یک جمله است:

شیخ انصاری لازم است که بفهمد زیارت جامعه چیست. شیخ با آن مشاغل: از علم و عبادت و زعامت مذهب ، زیارت جامعه اش هیچ روز ترک نمی شد.

امام دهم اگر در زندگانی از او غیر از این زیارت نبود، برای اثبات امامت مطلقه او کافی بود؛ بحری است که لایُدرک قعر این دریا. و ما امروز چند کلمه از این زیارت را طرح می کنیم. فقط به اشاره می گذریم، نه به شرح. شروع این عنوان از این جمله است:

والمقصر في حقّکم زاهق . خود ابتدای مطلب به این جمله برای اهلش یکفی. قُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا . مقصر در حق شما زاهقٌ . کیست که از این تقصیر مُبرّا باشد ؛ همه گرفتاریم، چون نه حق او را شناختیم ، نه به مردم شناساندیم: حق او چیست.

والحق ُ ، اصلا مطلب گفتنش بیچاره می کند فکر را . والحق معکم وفيکم ومنکم وإلیکم وأنتم أهلهُ ومعدنهُ ، این پنج کلمه اما پنج دریا . کیست که بفهمد : حق چیست؟ بعد بفهمد این پنج مطلب را که بعد خواهم گفت. ومیراث النبوةعندکم وإیاب الخلق إلیکم وحسابهم علیکم وفصل الخطاب عندکم وآيات الله لديکم وعزائمه فيکم. آنجا که حیرة الاولین و الآخرین است اینجاست: ونوره وبرهانهُ عندکم وأمرهُ إلیکم.

محور بحث، حق است . حق چیست؟ باید قرآن را فهمید تا زیارت جامعه فهمیده بشود.

ثُمَّ رُدُّوا إِلَى اللَّهِ مَوْلَاهُمُ الْحَقِّ. پس حق، غیر قابل ادراک است چون اول حق، خود اوست که لایتنهی در ذات ، جلال ، جمال ، کمال ، افضال.

فتوکل علی الله، چرا؟ فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِكُ الْحَقُّ . وقتی حق اوست قهراً مبدأ حق، منتهی حق، وسط حق، تکوین حق ، تدوین حق ، حقٌ في الحق من الحق إلی الحق.

بعد نوبت می رسد به فعل او. فعل دو فعل است: فعل تکوینی، فعل تدوینی . اما فعل تکوینی : وَهُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِالْحَقِّ. اینها را خوب دقت کنید، سیر کلام خدا تا بعد یک کلمه از [زیارت]جامعه شاید تا حدّی فهمیده بشود.

این فعل تکوینی اوست، اما فعل تدوینی: ارسال رسول، انزال کتب، از آدم تا خاتم از صحف تا قرآن. قَدْ جَاءَتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ. این هم در مرحله دوم . هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدَى وَدِينِ الْحَقّ.

ختم کلام. وَبِالْحَقِّ أَنْزَلْنَاهُ وَبِالْحَقِّ نَزَلَ. نه تنها انزال، بالحق است، نزول هم بالحق است. این هم فعل تدوینی اوست. بعد، منتهای أمر چیست؟ مبدأ حق ، وسط تکویناً ، تشریعاً ، تدویناً حق ، منتها چیست؟ ويَوْمَ يَقُولُ كُنْ فَيَكُونُ قَوْلُهُ الْحَقُّ. بعد ختم مطلب این است: الْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ که روز آخرِ منتهای سیر است: الْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ لِلرَّحْمَنِ.

اگر این درک شد توسعه حق، از کجاست تا کجا، شعب حق و انشعابات حق از مبدأ تا معاد ، از تکوین تا تشریع، معلوم شد ، آن وقت معلوم می شود که چه فرمود، فرمود: المقصر في حقکم زاهقٌ ، والحق معکم. این اول. الحقُ معکم ، الف و لام حق، چه الف لامی است ؟ جنس حق است، آن هم حق با این سعه دایره ، کلمه اولی این است : الحق معکم، آن طبیعی حق، مطلق الحق، حق مطلق ، معیّت با شما دارد. معیّت یعنی چه؟ معیّت از مقوله اضافه است. انفکاک بین دو طرف مع با حفظ معیّت، محال . الحق معکم. این کلمه اولی است.

دوم: وفیکم . آن حقّی که با آنهاست کدام است ؟ آن حقی که در آنهاست، کدام است؟ هم معیّت و هم ظرفیّت . کیست که بفهمد، آن هم معیّت با چه؟ با حق مطلق. ظرفیت برای چه ؟ برای حق .

مهم سه قسمت بعد است. ومنکم . مبدأ حق شمایید، منتهای حق هم شمایید. والحق منکم والیکم، باز چه حقی است که مبدأ اوست، این حق غیر از آن حق است ، حقی که منکم، غیر از حقی است که آنها منه . تمایز اینها باید روشن بشود.

والحق منکم والیکم. باز آن حقی که ینتهي به آنها چیست؟ این بحث چهارم.

بحث پنجم. وأنتم أهلهُ ومعدنه. معدن چیست؟ منبت جوهر ، از معدن آن گوهر می روید . شما معدن حق اید ، حق از شما می روید ، آن حقی که باز آنها معدن آن حق اند ، حق پنجم می شود . این پنج شعبه حق.

ومیراث النبوة عندکم وإیاب الخلق الیکم . الخلق، نه انسان، ایاب کل خلق به سوی شماست ، حساب کل خلق هم با شماست.

وفصل الخطاب عندکم. آنی که فیصله بدهد خطاب را فقط نزد شماست.

وآیات الله لدیکم وعزائمه فیکم ونوره وبرهانه عندکم . نور خدا نزد شماست ، یعنی چه؟ سوره نور را بخوان ، آیه نور را بفهم ، بعد جامعه را بخوان ، آن نور عندکم.

وبرهانه عندکم ، برهان الله نزد شماست. این برهان چیست؟ اینجاست که عقل کمّل مات است . وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ- سوره یوسف را بفهم- وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلَا أَنْ رَأَى بُرْهَانَ رَبِّهِ. آن برهان پیش شماست.

حالا ما مقصریم یا نه؟ حالا وقت نیست، فقط به یک کلمه تمام می کنیم، این اجمال بود اما تفصیل، هنگامه ای است.

وأمرهُ إلیکم، امر او بسوی شماست ، امر چیست؟ وأمرهُ إلیکم، إِنَّمَا.. إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ ، آن امر، نزد امام دهم است.

قطب الدین راوندی ، عَلَم اَلاعلام ، مُعظّم عِندَ العامة و الخاصّه نقل می کند. مختصر این است:

متوکّل از هندوستان یک شعبده باز را احضار کرد. چون هند مرکز علوم غریبه بود ، آیا چه خبر است که این جور بیچاره می شود؛ از هندوستان ، آن هم با آن قدرت، با آن ثروت ، مهمترین فنّان علوم غریبه را به سامره می آورد. بعد با او قرار می گذارد: من از تو یک مطلب می خواهم ، خزینه هم باز شده ، آن مطلب این است که علی بن محمد را پیش مردم خجل کنی .

این فحل هندی گفت: مجلسی بیارا، سفره ای بینداز ، بر سر آن سفرده گرده های نان بگذار ، او را هم بیاور ، مرا پهلوی او بنشان . تمام زُعمای قوم، رجال حکومت عباسی ، همه جمع . خاقان، علما، وزرا . مجلس آراسته شد، سفره انداخت، دستور مشعبد را اجرا کرد ؛ امام را پهلوی او نشاند. بعد که هنگام غذا شد دست دراز کرد به گرده نان، نان پرید. قدرت، این قدر بود. به گرده نان دوم دست دراز کرد، نان پرید. به گرده نان سوم دست دراز کرد، نان پرید . نص کلام قطب از حاجب متوکل این است: فتضاحکی القوم ، مقصد حاصل شد. فتضاحک القوم؛ همه قوم به خنده افتادند که این جور امام دهم منفعل شد. در این هنگام وأمره إلیکم، صبر کرد او تمام هنر را نشان بدهد، بعد که همه نشان داده شد ، نوبت رسید به تمسخر قوم، متوکّل تکیه داده بود به متکأی، بر آن تکیه گاه یک نقش شیر بود. دست گذاشت روی همان نقش. یک کلمه گفت: خُذهُ ، بگیر او را ، یک مرتبه شیر پرید. مجلسی نماند. بلعید مشعبد را، آمد مقابل حضرت، اشاره کرد، برگشت به متکأ .

کاری کرد که موسی بن عمران نکرد. موسی عصا را انداخت، سحر سحره را بلعید اما عصا جسم بود ، حجم داشت ، ابعاد ثلاثه داشته ، قدرت الهی را که نشان داد، موسی و عیسی و همه باید تماشا کنند. نقش و رنگ و... آن هم نقش پرده ، خورد این بدن را ، برگشت به همان جا ، باز شد نقش ، یعنی چه؟ یعنی کلید وجود و عدم ، در دست علی بن محمد است . این است: وأمره إلیکم وأمره إلیکم ؛ إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ .

شش ساله بود بر مسند امامت نشست. از عمرش آنچه گذشته بود شش سال و پنج ماه بود . بر مسندی نشست که در حدیث لوح بیان شده است: تمام حق مطلق در او ظهور کرد. طفل شش ساله بر مسند خاتم نشسته . چهل ساله هم از دنیا رفت . در این عمر کوتاه ، چه گفت و چه کرد؟!

وظیفه فرد فرد شما این است که این مقام را بشناسید، به مردم بشناسانید، مبادا روزگاری بشود که این جمله بر ما منطبق بشود: والمقصر في حقکم زاهق. دیگر وقت نیست.

امید است مردم این مملکت ، که واقعا من به نوبه خودم دست این جوانها را می بوسم که در روز شهادت مادرش زهرا، این غوغا را در مملکت بوجود آوردند، نه تنها دست آنها را می بوسم ، آن پاهای برهنه ای که برای عزای مادر او آنچنان بیرون آمد در آن هوای گرم، اگر خدا به من سعادت بدهد پابوسم آنهایم. همان ها باید فردا بپا خیزند، جبران آن غربت را بکنند که در روزگار متوکّل چه کشید و الان هم آن قبر غریب چه می کشد . شاید مرهمی بر قلب فرزندش ولی عصر گذاشته بشود.

اللهم کن لوليک الحجة بن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه، في هذه الساعة وفي کل ساعة وليا وحافظا وقائدا وناصرا ودليلا وعينا حتی تسکنه أرضک طوعا وتمتعه فيها طويلا.
انتهای پیام / پ . س
سلام بر مهدي
دعوت آیت الله وحید خراسانی برای دعا در شب لیلة الرغائب جهت نجات شیعیان
فردا شب لیلة الرغائب است، شب جمعه اول رجب. مؤمنین در مساجد دعا کنند: خدا شر این ملحدین و آن کفار را از شیعیان سوریه و بحرین، قطع کند؛ امروز وظیفه همه دعا برای نجات شیعه است.
[تصویر: 38392_974.jpg]
SHIA-NEWS.COM شیعه نیوز:

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی سیدنا محمد وآله الطاهرین سیما بقیة الله في الأرضین واللعن علی أعدائهم إلی یوم الدین

رسید قضیه ی مرسلین به این آیه ی کریمه: قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قَالَ يَا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ، بِمَا غَفَرَ لِي رَبِّي وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ، این قضیه، قضیه ی صاحب آل یاسین است. سه مؤمن در روزگار پیدا شده که مثل و مانند آنها نبوده و نخواهد بود؛ یکی مؤمن آل یاسین است. این همان مردی است که خدا در قلب قرآن[سوره یاسین] از او یاد می کند: وَجَاءَ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ رَجُلٌ يَسْعَى قَالَ يَا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِينَ ‏؛ این همان مردی است که در راه پروردگار کاری کرد که این آیه ی بهت انگیز در شأن او نازل شده، وقتی ایمانش را ابراز کرد و آن دو نفر را کمک کرد که آن کمک فوق تصور ماست،- چون در قرآن غیر از عبارات، اشاراتی است و لطایفی است- فَعَزَّزْنَا بِثَالِثٍ ‏، مطلب در ناحیه ی این مرد به قدری مهم است که خدا می فرماید: آن دو را معزز کردیم به این سومی، بعد وقتی او را بردند پیش ملک، گفتند: چرا ایمان به این دو آوردی؟ بعد جوابی که داد: وَمَا لِيَ لَا أَعْبُدُ الَّذِي فَطَرَنِي.

بعد که این جواب را داد، آماده شدند یک امت. این استقامت است در راه خدا؛ بعد جزا هم همان است. کشتند او را، اما چه نحوه؟ انداختند روی زمین، یک قوم آمدند، تقرباً به اصنام شان لگدمالش کردند. به این زجر جان داد، رمقی هم که بود، سوزاندند.

این کار او، اما جزا: قيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ؛ داخل بشو در بهشت. برزخ طی نکرده، به جنت راه یافت. قيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ. حالا مقام چه مقامی است؟ ما کوچکتر از این هستیم که درک کنیم. قالَ يا لَيْتَ قَوْمي‏ يَعْلَمُون؛ ای کاش! قوم من می دانستند که در مقابل، خدا با من چه کرد. - کار برای او بکنید؛ شما به اندازه ی خود کار می کنید اما جزای او به فضل لا یتناهی است. افسوس! که عمر گذشت و نه علمی و نه عملی...- قيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ قالَ يا لَيْتَ قَوْمي‏ يَعْلَمُون‏ بِما غَفَرَ لي‏ رَبِّي- مهم این جمله است- وَجَعَلَني‏ مِنَ الْمُكْرَمين‏؛ مرا قرار داد از مکرمین. مکرمین کیان اند؟ عِبادٌ مُكْرَمُونَ لا يَسْبِقُونَهُ‏ بِالْقَوْل‏ وَهُمْ بِأَمْرِهِ يَعْمَلُون.‏ یک بشر چه کرد که به این جا رسید.

درّ المنثور- کسی که امام اهل حدیث، ادب، تاریخ، عند العامه است جلال الدین سیوطی- چند روایتی اینجا نقل می کند، یک قسمت را مناقشه می کند به ضعف سند، یک قسمت که اسناد را بی نقاش آورده در ذیل این آیه، کاشف از حقایقی است.

متن حدیث آن هم به طرق عامه با انتخاب او این است: وأخرج ابن عدي وابن عساكر : ثلاثة ... ثلاثة ما كفروا بالله قط، دامن آنها به کفر هرگز آلوده نشد. مؤمن آل ياسين ، این فحل که گفت: يا لَيْتَ قَوْمي‏ يَعْلَمُون لم یکفر بالله قط، آن هم در محیط سراسر کفر. دوم: آسیة امرأة فرعون. همان گوهری که خدا در قرآن او را مَثَل برای اهل ایمان قرار داد. سوم: علی بن ابی طالب.

وأخرج البخاري في تاريخه عن ابن عباس، قال : قال رسول الله صلى الله عليه وآله : الصديقون ثلاثة . این نص کلام این امام عامه است از خود رسول: الصدیقون ثلاثة. معلوم می شود مراتب در صدیق، به تشکیک اعلا مرتبه، منحصر است در این سه؛ این سه صدیقی که در قله ی مقام صدیقیت اند: حزقيل مؤمن آل فرعون ، وحبيب النجار صاحب آل ياسين ، وعلي بن أبي طالب.

آنچه که فصل الخطاب است، این حدیث سوم است. افضل از کل شدند این سه در اوج ایمان که لم یکفر بالله قط، در اعلا مرتبه ی صدیقیت، ولی باز از بین این سه کی افضل است؟ واقعا این روایات و این ناقلین و این جور حقایق مکتوم!!!.

وأخرج أبو داود وأبو نعيم وابن عساكر والديلمي عن أبي ليلى قال : قال رسول الله -صلى الله عليه وآله- : الصديقون ثلاثة : حبيب النجار مؤمن آل ياسين ، الذي قال : يَا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِينَ وحزقيل مؤمن آل فرعون الذي قال: أَتَقْتُلُونَ رَجُلًا أَنْ يَقُولَ رَبِّيَ اللَّهُ

خصوصیت این روایت، تعدد سند است از طرق عامه. بیان صدیقیت این سه است با اشتمال بر وصفی که به این مقام آن دو رسیدند و سومی. سومی کیست؟ وعلي بن أبي طالب وهو أفضلهم.

این جا است که اگر نبود الا این، آن قرآن و این سنت یکفی برای جمیع امت. رساند رسول خدا اهل ایمان را به آخر درجه؛ بعد در آن درجه باز به آخر مرتبه ی صدیقیت، باز در آن جا رساند به آخر مرتبه، ثابت کرد که کلی، منحصر است در یک فرد، و آن فرد علی بن ابی طالب است؛ وهو افضلهم.

آن کس که پنهان کرد و منشأ ضلال شد، معاویه بود. چه کرد؟ آن ذخائر مملکت اسلام صرف شد که همه ی این فضائل، مکتوب[بود]، بعد رسید به جایی که از بیت المال مسلمین، داد مبالغی به محدثین؛ این حدیث را جعل کردند: وَمِنَ‏ النَّاسِ‏ مَنْ‏ يَشْرِي‏ نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّه‏ ، این آیه در شأن ابن ملجم است. کار به این جا رسید. ریشه ی احادیث عامه هم از این جا روشن می شود. او[معاویه] بود که کُشت کسی[حجر بن عدی] را که کفر و الحاد هر دو دست به دست هم دادند و قبر او را در دمشق ویران کردند.

این ها حقایقی است که باید به عالم برسد. ابن اثیر کسی که بزرگ شخصیت علمی، رجالی نزد جمیع مذاهب است. این مرد این مطالب را نقل می کند می گوید: معاویه وارد شد بر عائشه، سلام کرد، عائشه به او پرخاش کرد، گفت: ای معاویه! چرا کشتی حجر بن عدی را؟ گفت: یا ام المؤمنین! کشتم او را برای مصلحت اسلام. عائشه به معاویه - به نقل ابن اثیر در أسد الغابه- گفت: کشتی کسی را که پیغمبر فرمود: کشته می شود حجر بن عدی و اصحابش، آن کسانی که مصلین و عابدین لله اند، و خدا به قتل حجر بن عدی غضب می کند و تمام اهل آسمان. این چه مردی است؟!

از طرق شیعه امروز هیچ نقل نخواهم کرد، فقط از عامه، آن هم از محکم ترین سند. مطلب به این جا رسید: آیا وهابیت سعودی قدرت دارد جواب این عمل را بدهد با این مطالب؟ وقتی خبر قتل حجر به عبد الله بن عمر رسید، در بازار صیحه زد. حجر بن عدی این است.

قبر چه کسی ویران شد؟ بر خلاف فتوای ابو حنیفه، مالک، شافعی، ابن حنبل ، بر خلاف اجماع چهار مذهب، این قبر چرا به هم خورد؟ آن هم چه مقامی است؟ عامل معاویه!... عامل معاویه در خراسان خبر قتل حجر به او رسید، همان جا دست بلند کرد به آسمان، گفت: پروردگارا! بعد از قتل حجر اگر خیر من در این است که من را ببری، الآن جان من را بگیر. از مجلس بر نخواست تا جنازه اش بیرون آمد.

اهانت به چه کسی کردید؟ الحاد و کفر امروز دست به دست هم داده، برای فشار بر شیعیان. کسی قبرش در دمشق، در عذرا دمشق، مورد اهانت واقع شد که نص کلام ابن اثیر این است: وکان مجاب الدعوة، دعای او از درگاه خدا رد نمی شد.

آن کسی که افضل آن ها است، تربیت شدگانش اینان­اند. حجر بن عدی دست پرورده ی کیست؟ شاگرد مکتب کیست؟ این همان کسی است که روز بیستم رمضان وقتی آمد کنار بستر[امیرالمؤمنین علی علیه السلام]، بعد دید آن شمشیر چه کرده، شمشیری که بر فرقی وارد شد که جبرئیل گفت: تَهَدَّمَتْ وَاللَّهِ أَرْكَانُ‏ الْهُدَى‏ وقتی چشمش افتاد... - این کلام خیلی مهم است- فیا أسفی... این، کنار بستر افضل الصدیقین این شعر را خواند حجر بن عدی:

فيا أسفی على‏ المولى‏ التقي‏ أبو الأطهار حيدرة الزكي

چشم باز کرد یک نگاهی به حجر کرد، فرمود: كيف‏ لي‏ بك اذا دعيت إلى البرائة منّي؟ چه خواهی کرد آن روزی که تو را بخواهند، بگویند: از علی بیزار باش. قال: واللّه يا أمير المؤمنين! لو قطعت بالسّيف إربا إربا و اضرم لى النّار، اگر با شمشیر قطعه قطعه بشوم، آتش روشن کنند، مرا در آن آتش بسوزانند، دست از تو بر نمی دارم، از تو تبری نمی کنم، لآثرت ذلك على البراءة منك. یک دعایی برای او کرد که عقل مبهوت است، فقال: وفّقت لكلّ خير يا حجر! کسی در عالم به این مقام رسیده: وفّقت لکلّ خیر، هیچ خیری نماند مگر تو به آن موفق شوی، جزاك اللّه خيرا عن أهل بيت نبيّك. این مرد به کجا رسید؟

ختم کلام این است شبانه روز هزار رکعت نماز می خواند. این هم عمل.

ختم کلام این جمله ابن اثیر است: وكان‏ مُجَاب‏ الدَّعْوَة، دست او به هر دعایی بلند می شد رد نمی شد. همچو قبری خراب شد.

فردا شب لیلة الرغائب است، شب جمعه اول رجب. مؤمنین در مساجد دعا کنند: خدا شر این ملحدین و آن کفار را از شیعیان سوریه، از شیعیان بحرین، قطع کند؛ و امروز وظیفه همه دعا برای نجات شیعه سوریه و بحرین است.
خدایا به پهلوی شکسته فاطمه زهرا [سلام الله علیها]، به سوز قلب علی مرتضی [علیه السلام]، کنار قبر صدیقه کبری شیعیان دنیا را از شر کفار و ملحدین خلاص کن.
سلام بر مهدي




از بيانات معظم له درباره غدير خم

[تصویر: 16351_795.jpg]
بسم الله الرحمن الرحیم
هر کسی باید به کاری که مشغول است، سه مطلب را بفهمد، نه فقط لقلقه لسان باشد: یکی حقیقت آن کار را، که کار چه کاری است. یکی ریشه آن کار را، یکی هم میوه آن کار را، نتیجه آن کار را. بعد به اندازه معرفت این سه امر، قهراً آن عمل کیفیتش عوض می‌شود. این در هر کاری این است. نماز ما هم می‌خوانیم، اما امیرالمؤمنین هم می‌خواند، این کجا، آن کجا!!! صورت یکی، اما او می‌فهمید و می‌دانست حقیقت نماز چیست؛ می‌دانست مبدأ نماز چیست، منتهای نماز چیست. این سه امر در هر امری و کاری اساس مطلب است.
کار شما چیست؟ ...

اجراء برنامه‌های غدیر. اولاً غدیر را باید شناخت، بعد ریشه غدیر چی بود، ثمره غدیر چیست. این در این مجالس و محافل کافی نیست، کتابها لازم است. ما دیگر وقت نداریم و الا یک کتاب در خود غدیر، یک کتاب در مبدأ غدیر، یک کتاب در نتیجه و منتهای غدیر می‌نوشتیم، اما دیگر گذشت.
علی ایّ حال، به قدر میسور باید درک کرد. اولاً تعبیری که از غدیر شده... این بیان امام است؛ بیان معصوم، متخذ از وحی خداست. آن تعبیر این است: «عید الله الاکبر». حالا فهم این کلمه هم باز خودش یک کتاب لازم است. شما باید دقت کنید، وقتی به عید قربان می‌رسد و عید فطر...، شوخی نیست عید قربان، عید فطر. آن غوغای ماه رمضان، شهر نزول قرآن که همه مردم برای خدا روزه می‌گیرند، آن روز خدا مزد همه را می‌دهد؛ یا عید قربان، آن حجی که علَم اسلام است، آن حجی که بانی بیتش ابراهیم خلیل الرحمان است، ختم می‌شود به عید قربان. اما در آنجا بیان این است: «الذی جعلته للمسلمین عیدا»، این روز را برای مسلمانان عید قرار دادیم، قهراً می‌شود عید فطر با آن عظمت، عید اضحی با آن عظمت، عید المسلمین من الاولین و الآخرین. اما روز غدیر عید خداست. دیگر عقل اینجا مبهوت است، کمیت بیان لنگ است و هر قلمی هم می‌شکند. «عید الله» اما عید خدا- نه عیدی عادی- عید اکبر خدا، «عید الله الاکبر»، چرا؟ چون حقیقت غدیر این است:
تمام خلقت عالم ثمره‌اش چیست؟ نتیجه‌اش منحصر است به معرفة الله و عبادة الله، شناخت خدا عقلاً ، عبادت خدا عملاً، این نتیجه خلقت است. تمام عالم ثمره‌اش این است. تمام انبیا و رسل همه مبعوث شدند برای این دو کلمه. بعد همه [آنها] هم باز مقدمه بودند، ذی المقدمه خاتم بود؛ «مَا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِكُمْ وَلَكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ»، باز ختمی که نتیجه خلقت و بعثت تمام انبیا به او منتهی شد، باز هم ناقص بود، کمال‌اش کی بود؟ « الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا». الیوم، این روز، من کامل کردم دین خود را، تمام کردم نعمتم را، اسلام را امروز پسندیدم. این است معنای غدیر، حالا اینها فهمش فوق‌العاده دقیق است.
پس شد «عید الله الاکبر» روزی که تمام خلقت عالم و آدم و بعثت تمام انبیا از آدم تا به خاتم در این روز به ثمر نشست. حالا چه جور به ثمر نشست، ان شاء الله [بیانش در] وقت مبسوطی.
این کار کسانی است که برای غدیر بخواهند کار کنند: اول باید بفهمند چه کاری است، بعد شرائط کار را آماده کنند. و مهم این است که ما به مقاصد از راه نمی‌رویم، این است که نتیجه مطلوب را نمی‌گیریم. راه دو امر است: یکی معرفت است، دوم شرائط و مقدمات آن کار است.
دستگاه الوهیت و نبوت عظما و امامت کبرا، این دستگاهی است که ممکن نیست کسی با آلودگی برسد. «سبحان الله» اول کلمه «سبحان الله» است. «سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى»، «فَسَبِّحْ بِسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ»، « يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ ». بعد می‌رسد به «الحمد لله»، بعد می‌رسد به «لا اله الا الله»، بعد می‌رسد به «الله اکبر»، که آن یک بحری است، دریایی است که در این چهار کلمه عقل حکما محو است و فهم فقها. حالا آن خدای سبوح قدوس و منزه از جمیع نقائص، راه به او با آلودگی، محال است. همچنین نسبت به مقام نبوت و امامت. راه امیرالمؤمنین محال است الا با تقوا. در آن خطبه تقوای حضرت امیر ، آنجا باید فهمید تقوا چیست و امیرالمؤمنین کیست. امام المتقین، راه به او به جز تقوا نمی‌شود.
اگر شما بخواهید کارتان به ثمر برسد و فقط صورتی نباشد، مغزدار باشد و در مردم موج ایجاد کند، راهش این است: اول تقوا، بعد هر روز حتماً برنامه کنید بدون تعطیل، به قدری که می‌توانید قرآن بخوانید و آن قرآن را به خود امام زمان هدیه کنید، و این اکسیر اعظم است، یعنی موجب می‌شود -بر طبق حدیث صحیح- که نظر او متوجه شما بشود.
اگر کسی هر روز، هر روز بدون استثنا، در خانه شما یک هدیه بیاورد، آن هم هدیه‌ای که بهترین محبوب شماست، آیا چه وضعی پیش شما دارد؟ پیش امام زمان از قرآن عزیزتر گوهری نیست. آن وقت کسی که هر روز قرآن بخواند و به آن حضرت هدیه کند، آیا او شب قدر با او چه می‌کند؟ این است که ما راه را نفهمیدیم، و به نتیجه مقصود نرسیدیم.
ان شاء الله با مراعات آن تقوا و این توسل کار شما بالاترین کار است ، چون در [ایام]غدیر غوغائی است: مباهله هست که آن داستانی دارد، آن باید زنده بشود در پرتو غدیر. آنجا جائی است که غوغاست، روز بیست و پنجم ذی الحجه. ان شاء الله کارتان را جوری شروع کنید که به روز مباهله ختم بشود، که ان شاء الله باز وقت دیگری راجع به قضایائی که در این دهه اتفاق افتاده باید صحبت بشود. در همان ایام ازدواج امیرالمؤمنین با صدیقه کبری است، « إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ ، فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ ». در همان ایام نزول آیه « إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ » است، که خاتم را در رکوع داد به سائل و آن آیه نازل شد. اینها قضایائی است که در آن ده روز اتفاق افتاده.
ان شاء الله با توجه به عظمت این ایام و درک اهمیت مطلب و تهیه وسائل و شرائط، کار شما منشأ می‌شود برای آثاری. مهمترین اثر این است که مردم ، بیدار می‌شوند. ائمه جماعات باید در آن ده روز غوغا کنند، مطالعه کنند عظمت غدیر را، برای حضار مساجد تبیین کنند داستان مباهله و اسرار این مطلب را، یا مهم آیه « إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ » که در همان ایام نازل شده. اینها قضایائی است که باید برای مردم تشریح بشود و بفهمند، و ان شاء الله عمل شما باعث بشود که این ده روز در همه مملکت دائر بشود- نه تنها در مشهد- در هر شهری، بعد مردم به حقائق ولایت کبرا و امامت عظما و مقام امامت عارف بشوند که بازیچه هر هوی و هوسی نشود. اثر عمل شما این است. الان در حال شکوفه است، ان شاء الله اگر بشکفد عطرش همه مملکت را می‌گیرد.
«اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه فی هذه الساعة وفی کل ساعة ولیا وحافظا وقائدا وناصرا ودلیلا وعینا حتی تسکنه ارضک طوعا وتمتعه فیها طویلا».
تاریخ: 22 ـ 07 ـ 1390[/b]
توصیه آیت الله وحید خراسانی در مورد واقعه عاشورا
وای بر ما از روز حساب، آنگاه که از ما می پرسند: این لباس را پوشیدید، سر سفره ما نشستید، آیا ذخایر ما را منتشر کردید ؟ ایام تفقه گذشت ، ایام انذار است، هر کس که در این زمان تمکن دارد و کوتاهی کند، باید برای جواب فردای قیامت آماده بشود و آن زمان وقت حسرت فوت است. از این فرصت استفاده کنید و بذر حقایق مذهب را در مغز عامه مردم منتشر کنید.
[تصویر: 48586_318.jpg]
SHIA-NEWS.COM شیعه نیوز:

به گزارش «شیعه نیوز»، آیت الله وحید خراسانی در درس خارج فقه درباره اهمیت و عظمت ایام عاشورا توصیه ها و مطالب گرانبهایی را خطاب به روحانیون بیان داشتند.

ایشان در ابتدای سخنان خویش به اهمیت تبلیغ و نشر دین در این ایام اشاره کرده، فرمودند: وای بر ما از روز حساب، آنگاه که از ما می پرسند: این لباس را پوشیدید، سر سفره ما نشستید، آیا ذخایر ما را منتشر کردید ؟ ایام تفقه گذشت ، ایام انذار است، هر کس که در این زمان تمکن دارد و کوتاهی کند، باید برای جواب فردای قیامت آماده بشود و آن زمان وقت حسرت فوت است. از این فرصت استفاده کنید و بذر حقایق مذهب را در مغز عامه مردم منتشر کنید.

آیت الله وحید خراسانی در ادامه بیاناتشان نقل کردند که کسی خدمت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها رسید و سؤالی را ده بار از آن حضرت پرسید و از این تکرار خجل شد ولی آن حضرت فرمودند: به هر جوابی که از سؤال دادم ، خدا برای مزد آن از زمین تا عرش به من لؤلؤ داد، و سپس از پدر بزرگوارشان رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمایشی را در ارزش و مقام کسی که کارش تحصیل علوم اهل بیت و نشر آن باشد، نزد خداوند بیان فرمودند.

ایشان در پایان سخنانشان به ذکر مصائب حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام در روز عاشورا پرداختند و برخی از منازل و مقامات آن حضرت را نزد خداوند بیان کردند.

منبع" سایت اطلاع رسانی آیت الله وحید خراسانی
آیت الله وحید خراسانی: در تعامل با اهل سنت، شیوه تعامل اهل‌بیت(علیه السلام) را اصل قرار دهید

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شیعیان به نقل از ابنا، آیت الله العظمی وحید خراسانی روز شنبه در دیدار رییس دفتر تبلیغات اسلامی شعبه جنوب شرق باوی، تصریح کردند: خدمت در مناطق محروم به خصوص استان سیستان و بلوچستان را یک نعمت بزرگ بدانید که خداوند به شما عنایت کرده است.
ایشان افزودند: تمام همت و توان خود را در خدمت به شیعیان به کار ببندید تا از فقر فرهنگی به خصوص در آن منطقه نجات یابند و آنان را ایتام آل محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بدانید و با این دید خدمات خود را ارائه دهید.
این مرجع تقلید در ادامه با اشاره نحوه تعامل با اهل سنت بیان داشتند: در تعامل با اهل سنت، مبنا و شیوه تعامل اهل بیت(علیه السلام) را اصل قرار دهید و آگاهانه معاشرت و رفت و آمد داشته باشید.
آیت الله وحید خراسانی در پایان خاطر نشان کردند: بدانید هر کار فرهنگی که انجام می شود مورد عنایت حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و تاییدات ایشان قرار خواهد گرفت.

http://shiayan.ir/3729/%d8%af%d8%b1-%d8%...%8c%d8%aa/
اظهارات مهم آیت الله وحیدخراسانی درباره تبلیغ مذهب

همانجا جبرییل نازل شد، گفت: یا رسول الله! این بچه در روز عاشورا در رکاب حسینت کشته می شود. اولشان این بوده که آخرش این شده. این ها اصحاب اویند، خود او کیست؟
[تصویر: 32144_Y64IGGDL_pic.jpg]به گزارش شيعه آنلاين،‌ مرجع عاليقدر حضرت آیت الله شيخ "حسين وحیدخراسانی" در درس خارج فقه اخير خود، اظهارات مهمي درباره اهميت تبليغ مذهب بيان کرد و گفت: خدا برنامه اهل علم را تعیین کرده و آن، دو کلمه است: تفقه در دین و انذار مردم.

متن کامل اظهارات اين مرجع تقليد عاليقدر به شرح ذيل است:

بسم الله الرحمن الرحیم .. الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین سیما بقیة الله فی الارضین واللعن علی اعدائهم الی یوم الدین.

دهه آخر صفر در پیش است. برنامه ی اهل علم در دو کلمه است. این همه دستگاه ها برای برنامه ریزی طلاب، ولی اثری، نتیجه ای؟! ابدا، چرا؟ چون برنامه، برنامه ای است که خدا معیّن کرده. برنامه ی طلاب معیّن شده، محتاج به تعیین زید و عمرو نیست؛ آن برنامه دو جمله است: جمله اول: لیتفقهوا في الدین، جمله دوم: ولینذروا قومهم. دیگر سوم ندارد. منتها باید کار کرد این دو کلمه را فهمید.

وقت را باید غنیمت شمرد. عمر من و تو چیست؟ بافته است از یک ریسمان ؛ رشته های این ریسمان چیست؟ نفسی که ما می کشیم؛ هر نفسی یک رشته را پاره می کند. خواه ناخواه می رسد به آخرین رشته فاذا جاء اجلَهم، دیگر نه تقدیمی است، نه تأخیر، چون بافت تمام شد.

هر نفسی باید محصولی بدهد، آن محصول چیست؟ دو کلمه است: کلمه اولی: التفقه في الدین، فصلش ایام گذشته بود، دوم: ولینذروا قومهم، فصلش دهه آخر صفر است.

خوشا به حال کسانی که فهمیدند، از این عمر بهره بردند. به میرزای شیرازی... . میرزا خصوصیاتی دارد؛ شناختن رجال علم، خودش فنی است. ریشه افکار نائینی که فحل الفحول متأخرین است در افکار میرزای شیرازی پیدا می شود. میرزا با آن مشاغل علمی، با آن گرفتاری های اجتماعی فرصت ملاقات با احدی نداشت. یک روز یک معمّمی با لباس کهنه ای درِ خانه میرزا نمایان شد، به حاجب گفت: من به میرزا کار دارم، گفت: دسترسی به میرزا برای اعلام میسر نیست تا چه برسد به تو. گفت: فقط تو برو به میرزا بگو: فلانی دم در است. میرزا مشتغل، با آن همه مشاغل! دربان آمد، گفت: شیخی است با لباس مندرسی، بر درگاه حاضر شده، این کلمه را گفت. تا به میرزا اسم را گفت، رنگ میرزا پرید، لباس پوشید، خود میرزا آمد تا دم در. شیخ را مقدم بر خودش قرار داد، خودش پشت سر . همه اعلام متحیّر اند، مثل استاد حاج شیخ عبدالکریم، سید، مثل میرزا محمد تقی شیرازی، اعیان همه مبهوت اند در این رفتار.

شیخ را نشاند به مسند خودش، میرزا جلو [او نشست]، مدتی مکالمه بود خلوت ، بعد هم حرکت کرد، میرزا رفت تا دم در. شیخ رفت. میرزا همچنان نگاه می کرد به قد و بالا، تا وقتی از نظر پنهان شد.

همه متحیّر که این چه واقعه ای بود. پرسیدند مقربّین که این رفتار چه بود؟ این شخص که بود؟ گفت: یک کلمه من می گویم: حاضرم تمام آنچه در همه عمرم انجام دادم، همه را بدهم، کار این شیخ را در نامه عمل من بنویسند. بهت اصحاب خاص بیشتر شد، پرسیدند: مگر چه داستانی است؟ گفت: من و این هم بحث بودیم، - خوب فکر کنید، چه چور بردند و چه جور ما باختیم - گفت: من و او هم بحث بودیم، او از من آینده اش درخشان تر بود، یک روز آمد پیش من ، گفت: من تکلیفم را تشخیص دادم، گفتم: چیست؟ گفت: تکلیف من این است، منطقه ای پیدا کردم که در آنجا ذکری از اهل بیت نیست، همه مردم آن سامان بیگانه اند از مذهب، می روم آنجا. گفتم چه می کنی؟ گفت: سکنی در مسجد می کنم، بعد هم در مسجد مکتب باز می کنم، بچه های آنها را از الفبا درس می دهم، کار من این است دیگر بعد از این.

میرزای شیرازی منقلب، شرح حال را داد، گفت: رفت در آن منطقه، زندگی این جور گذشت بر این فرد. آشیانه اش مسجد، آنجا مکتبی تأسیس کرد، به مردم اعلان کرد: من اطفال شما را مجانی درس می دهم، مردم هم از خدا می خواستند. روز از الفبا شروع کرد به آن بچه ها. زندگی هم این جور گذشت بر این مرد: شبها که تاریک می شد، می رفت در کوچه ها، نان های خشکی که از سفره ها دور ریخته بودند جمع می کرد. این قوتش، آن کارش. آن بچه ها به ثمر رسیدند، تمام آن منطقه منقلب شد. من از خدا می خواهم، همه اعمالم را، علمم، عملم، تدریسم، نمازهای شبم، همه را در نامه عمل او بنویسند، فقط کاری که او کرد در نامه من[نوشته شود]. جاهدوا فی الله حق جهاده.

حالا این شیخ، که پیش میرزا این جور آبرومند است، پیش امام زمان چیست؟ این است که مغتنم بشمارید دهه آخر صفر، ول معطل نگردید، بروید در مناطق محروم، زنده کنید مذهب را. یک گنهگار را اگر توبه بدهید، یک جاهل به یک مسئله را در همان مسئله دانا کنید، اجرت چقدر است؟ اجرت اجر احیاء تمام بشر است. من أحیاها... کسی که یک انسان را زنده کند، آنچنان است که تمام ناس را از بدو تا ختم زنده کرده است، بعد هم خود حجت خدا فرمود: إحیاء نفس به اخراج اوست از یک گمراهی به یک هدایت، من ضلال إلی هدی. این فوز عظیم را از دست ندهید.

از بعد از عاشورا اینجا [در این مجلس درس] هر روز این سلام [السلام علیک یا ابا عبد الله...] خوانده شده است. چه سلامی؟ آیا فهمیدیم چیست این سلام؟ السلام... - گفتنش طاقت فرساست - السلام علیک یا أبا عبد الله وعلی الأرواح التي حلت بفنائک، بعد دیگر باشد. اولاً مخاطب که بود هر روز؟ شناختید او را؟ وعلی الأرواح التي حلت بفنائک، [آیا] آن ارواح را ما شناختیم؟

ادعا می کنم و این ادعا را به قدرت علمی ثابت می کنم: اگر از شیخ طوسی تا شیخ انصاری جمع بشوند، عاجزند از درک یک روح از آن ارواحی که حلت بفنائه. دایره این است، آیا قطر چیست؟ مرکز چیست؟ اصحاب او، انصار او، غوغایی است! عقل مبهوت است.

شب عاشورا - همه می دانید - اعلان کرد، گفت: ... از تاریکی شب استفاده کنید، همه بروید اما هر کدام دست یکی از اهل بیتم را بگیرید و ببرید.

حرف دو نفر را می گویم، آن هم متن کلام تا معلوم بشود همه عاجزند که درک کنند اینها که بودند! که بودند؟ چه کردند؟

مسلم بن عوسجه برخاست. تعبیر این است، کلمات حساب دارد، طرف خطاب کیست؟ آن کسی که به کرسی نشسته، لوح محفوظ وجود است کتابُ الله مبین است، قلب عالم امکان است، سِر و عَلَن بر او آشکار است، حرف زدن با او، آن هم با این جور:

والله... . اول شروع کرد، خدا را به میان آورد ، گفت: والله لو علمت أني أقتل ثم أحیی ثم أقتل ثم أحرق ثم اُنشر ثم أذری یفعل ذلک بي سبعین مرة - عاجزند عالم از درک این روح یا نه؟ - والله اگر کشته بشوم، بعد زنده بشوم، بعد از زندگی باز کشته شوم، بعد از کشته شدن باز سوخته بشوم - دستت را نزدیک آتش ببر!!!- ثم أحرق بعد که سوخته شدم، خاکسترم به باد برود، بعد که به باد رفت، باز زنده بشود، تا هفتاد مرتبه این به سرم بیاد، ما فارقتک، از تو جدا نخواهم شد. گفت و نشست.

بعد زهیر برخاست. او چه گفت؟ گفت: لوددت أنني قتلتُ ثم اُنشرتُ ثم قتلتُ حتی أقتل هکذا ألف مرة؛ نه یک بار، نه دو بار، هزار بار اگر کشته بشوم، بعد زنده بشوم...، غوغا این است: هکذا ألف مرة وان الله عز وجل یدفع بذلک القتل عن نفسک وعن أنفس هؤلاء الفتیان من أهلک لفعلتُ. او هم گفت: هزار مرتبه کشته بشوم، زنده بشوم، اگر به این هزار مرتبه قاسم بن الحسن تو بماند من از بین بروم، چه باک؟ بعد که گفت نشستند.

پله به پله است، فرمود: ارفعوا رؤسکم، سرهاتان را بالا کنید، سر را برافراشتند، فرمود: این غرفه توست، این غرفه توست، به هر یکی قصر را نشان داد. عالم در قبضه قدرت اوست، سیدالشهداء کیست؟ اصحابش اینان هستند. همه را نشان داد.

آنچه مهم است این است... : اینها کیانند؟! چه جور بودند؟! چه جور شدند؟! اولشان چه بود؟! آخرشان چه شد؟ این که گفتم از شیخ الطائفه تا شیخ انصاری عاجز است از درک حقیقت فرد فرد این ارواحی که حلت بفنائک وأناخت برحلک - خاتم النبیین [صلی الله علیه وآله] با جماعت اصحاب می رفت در راه - متن حدیث این است – خاتم، عصاره خلقت، رسید به یک عده بچه ها، بازی می کردند، همان جا دو زانو روی زمین نشست، از میان این بچه هایی که بازی می کردند، یک بچه را گرفت... - تعبیر این است: - فجلس عند صبي منهم وجعل یقَبل بین عینیه؛ بعد که بوسید بین دو چشم این بچه را، نشاند روی دامنش، بوسید نه یک بار، نه دو بار، نه سه بار؛ همه مبهوت، چه خبر است؟ این همه لطف یعنی چه؟

بعد گفتند یا رسول الله...؛ سئل عن علة ذلک، فقال: إني رایتُ هذه الصبی یوماً، من دیدم این بچه را یک روزی که با حسین من بود ورأیتهُ ... ورأیتهُ یرفع التراب من تحت قدمیه ویمسح به وجهه وعینیه، این بچه را یک روزی خودم دیدم که خاک از زیر قدم حسین من بر می داشت، به چشمش [می کشید] فأنا أحبه لحبهِ لولدي الحسین، او محبوب من است، این بچه محبوب من است. سلمان می فهمد یعنی چه؟ حبیب الله می گوید: این بچه حبیب من است لحبه لولدی الحسین. همانجا جبرییل نازل شد، گفت: یا رسول الله! این بچه در روز عاشورا در رکاب حسینت کشته می شود. اولشان این بوده که آخرش این شده. این ها اصحاب اویند، خود او کیست؟

مطلب به اینجا تمام نیست، امام ششم مقابل قبر آنها می ایستاد، تعبیرش این است - لا اله الا الله، افسوس! عمر گذشت، ما نفهمیدیم عاشورا یعنی چه ؟ کربلا یعنی چه؟ سیدالشهدا کیست؟ اصحاب او کیانند؟ - بعد حجت خدا مقابل قبر اینها: السلام علیکم أیها الربّانیّون - هر جمله ای محیّر العقول است-السلام علیکم یا شیعة الله- کیانند اینها؟!- سلام بر شما ای کسانی که شیعه خدا هستید - فهم این کلمات از عهده که بر می آید؟ - أنتم خیرة الله - اینها را می گویم که اگر ذره این جور است، آفتاب چه جور است؟ اینها ذره های او هستند، دور او می گردند و این مقام را دارند، خود او چه مقامی دارد؟ - أنتمخیرة الله، اختارکم الله، شما خیره خدا هستید، خدا شما را اختیار کرده، لأبی عبد الله. غوغا اینجا است: أنتم خاصة الله، شما همه خواص خدا هستید. دیگر شرح این کلمات فرصت دیگری لازم است.

ختم کلام این است، اینها را می گویم تا بدانید قضیه چیست؟ سیدالشهدا کیست؟ ابن عباس ... ، متن مهم است: شیخ المحدثین صدوق راوی است: ابن عباس در شب قتل سیدالشهدا - ظاهراً شب یازدهم بوده است- في لیلة قتل الحسین علیه السلام رأی رسول الله في المنام ، وبیده قارورة...، کیست؟ چیست؟ وبیده قارورة، یک شیشه در دست خاتم النبیین است، پرسید یا رسول الله! این شیشه چیست؟ فرمود: هذا دماء الحسین و اصحاب او أرفعها إلی الله تعالی.

حالا روشن می شود: از شیخ طوسی تا شیخ انصاری، آیا می توانند بفهمند چه کردند اینها که خونشان با خون سید الشهدا مخلوط شد؟ بعد شخص اول عالم امکان پیغمبر آخر الزمان آمد به کربلا، خون آنها را گرفت، آن شیشه را به ابن عباس گفت: ارفعها إلی الله تعالی، آن وقت خون یک غلام سیاه به کجا رسید؟ اکسیری که همه اینها را کیمیا کرد او خودش کیست؟ او خودش چیست؟ چه کرده؟ کار او به کجا رسیده؟ ما عاجزیم از گفتن. والفجر، ولیال عشر، والشفع والوتر، نهایت امر: یا أیتها النفس المطمئنة ارجعي إلی ربک راضیة مرضیة.

رفت اما کجا رفت؟ خون اصحاب او به عرش رفت ، خود او به کجا رفت؟ لا یدرک ولا یوصف . ارجعی إلی ربک راضیة مرضیة.

کاری که او کرده است، کدام پیغمبر کرده است؟ فکر کنید از سینه تا سر چقدر است؟ جای چقدر جراحت است؟ این کلام امام ششم است: سیصد و بیست و چند تا... - کمتر از سی - سیصد و بیست و چند تا - متن کلام است - نیزه و شمشیر و تیر همه اینجا [اشاره به سینه] جمع شد، اما او در چه حال بود؟ إلهی رضاً بقضائک وتسلیما لأمرک لا معبود سواک یا غیاث المستغیثین.

بیانیه مهم حضرت آیت الله وحید خراسانی به مناسبت أربعین حسيني عليه السلام
حضرت آیت الله وحید خراسانی همچنين به مناسبت أربعين حسيني عليه السلام بيانيه اي صادر کرده اند که به شرح ذيل است:

بسم الله الرحمن الرحیم .. زوار قبر سیدالشهداء علیه السلام اگر بدانند کجا می روند و به زیارت چه کسی مشرف می شوند، سر از پا در این سفر نمی شناسند.

جایی که می روند، به بیان کسی که کلام او به منزلۀ کلام خداست - چون حجت بالغه الهیه است - و مقصد آنان در این سفر عرش خداست.

و آنچه برای ایشان در این مقصد منتهای مطلب است، آن است که آنان زوار خدایند. قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام: مَا لِمَنْ زَارَ قَبْرَ الْحُسَيْنِ علیه السلام ؟ قَالَ : کَانَ کَمَنْ‏ زَارَ اللَّهَ‏ فِي‏ عَرْشِهِ‏ . قَالَ: قُلْتُ: مَا لِمَنْ زَارَ أَحَداً مِنْکُمْ [ أَحَدَکُمْ‏ ]؟ قَالَ: کَمَنْ زَارَ رَسُولَ اللَّهِ‏ صلی الله علیه وآله.

حدیث صحیح که عقل را مبهوت می کند، این است: عن ابن محبوب، عن اسحاق بن عمار، قال: سمعت أبا عبد الله علیه السلام یقول: لیس نبيّ في السموات والأرض إلا ویسألون الله تبارک وتعالی أن یؤذن لهم في زیارة الحسین علیه السلام ففوج ینزل ففوج یعرج.

هیچ پیغمبری نیست، یعنی از آن آدمی که شد صفی الله و مسجود تمام ملائکة الله، و آن نوحی که نهصد و پنجاه سال مردم را به خدا دعوت کرد و شد نجی الله، و آن ابراهیمی که خدا او را مبتلا کرد به کلمات و بعد از تمام آن کلمات از نبوت و رسالت و خلت گذشت و به مقام امامت رسید، و آن موسایی که خدا درباره او فرمود: ونادیناه من جانب الطور الأیمن وقربناه نجیا، و شد کلیم الله، و آن عیسایی که از دم روح القدس به وجود آمد و شد کلمة الله و روح الله، همه اینان مسألتشان از خداوند تبارک وتعالی این است که به آنان اذن دهد که به زیارت قبر حسین بن علی علیهما السلام مشرف شوند.

آیا در آن بقعه چه غوغا است که مطاف تمام انبیا و اولوا العزم از فرستادگان خداست. فوجی از آسمان به زمین نازل و فوجی از زمین به آسمان صاعد، و آن فوج، مرکب از ملائکه مقربین و انبیا و مرسلین است، و تا قیامت امر بر این منوال است.

خوشا به حال کسانی که قدر این نعمت را بدانند و بعد از این سفر که از هر گناهی پاکیزه می شوند، مراقب باشند که خود را آلوده نکنند، و خدا و امام زمان علیه السلام را هرگز فراموش ننمایند.

و هر ماهی یک ختم قرآن بکنند و به روح رسول خدا صلی الله علیه وآله تا امام زمان علیه السلام نثار کنند و همه قرآنی را که در دوره ی سال برای چهارده معصوم قرائت کردند، به حضرت ولی عصر صاحب العصر والزمان علیه السلام هدیه کنند، که این عمل آنان را با امام زمان علیه السلام محشور خواهد کرد و کسی که با او باشد با تمام انبیا و اوصیا است.

سزاور است کسانی که از ایران مشرف می شوند، به نیابت امام هشتم علی بن موسی الرضا علیهما السلام بروند، و کسانی که از بلاد دیگر به آن حرم شرفیاب می شوند، به نیابت سائر معصومین علیهم السلام مشرف شوند، و در این سفر پر برکت چون نائب آن مقام رفیع هستند، نظر عنایت حضرت سید الشهدا علیه السلام به آن نائبان به رعایت منوب عنه آنان موجب سعادت دنیا و عقبی است.

والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته
عاشق فلسفه بودم اما گمشده ام را در کتاب و سنت یافتم
آیت‌الله وحید خراسانی ادامه داد: در روایتی از امام علی(علیه السلام) آمده است که پیامبر(صلی الله علیه و آله) در شب معراج از خدا سؤال کرد که کدام اعمال افضل است و خداوند فرمود؛ افضل از توکل و رضا به قضای الهی نیست.
[تصویر: 52512_575.jpg]
SHIA-NEWS.COM شیعه نیوز:

به گزارش «شیعه نیوز»، آیت‌الله حسین وحید خراسانی از مراجع تقلید صبح امروز در درس تفسیر خود که در مسجد اعظم قم برگزار شد، به ادامه تفسیر مبارکه «یس» پرداخت و با اشاره به آیه «أَأَتَّخِذُ مِن دُونِهِ آلِهَةً إِن یُرِدْنِ الرَّحْمَن بِضُرٍّ لاَّ تُغْنِ عَنِّی شَفَاعَتُهُمْ شَیْئًا وَلاَ یُنقِذُونِ»، گفت: همه آلهه‌ها از دو مسأله انقاد و شفاعت عاجز هستند.

وی با بیان این‌که اثر توحید توکل است، ابراز کرد: کسانی که ایمان به توحید دارند متوکل هستند؛ انسان اگر توکل داشت موحد و اگر توکل نداشت مشرک است. این مرجع تقلید با اشاره به مراتب توحید و شرک، اظهار داشت: آنهایی که موحد خالص هستند به مقام توکل رسیده‌اند و به وحدانیت خدا ایمان دارند.

آیت‌الله وحید خراسانی با اشاره به آیه «وَإِن یَمْسَسْکَ اللّهُ بِضُرٍّ فَلاَ کَاشِفَ لَهُ إِلاَّ هُوَ وَإِن یُرِدْکَ بِخَیْرٍ فَلاَ رَآدَّ لِفَضْلِهِ یُصِیبُ بِهِ مَن یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَهُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ»، گفت: آنچه به انسان می‌رسد یا ضرّ و یا خیر است.

استاد برجسته درس خارج حوزه علمیه ادامه داد: از آیه فوق استفاده می‌شود که هر خیر و ضرّی از سوی خداوند و متعال است، اگر خدا ضرری بفرستد کسی جز خداوند نمی‌تواند آنرا برطرف کند و اگر خیری بدهد بخشش او را ردّ کننده‌ای نیست.

وی با بیان این‌که بهترین مقام این است که انسان پستی و وادادگی خود نزد خداوند را متوجه شود، افزود: اگر انسان بداند که علماً و عملاً به حقایق نرسیده و بداند که نمی‌داند و بفهمد که نفهمیده این بالاترین نعمت است.

این مرجع تقلید با اشاره به معنای توکل، اظهار کرد: توکل به قدری مهم است که پیامبر(صلی الله علیه و آله) از جبرئیل این مسأله را سؤال کرد و جبرئیل جواب داد توکل مرکب از علم و عمل است.

آیت‌الله وحید خراسانی ادامه داد: در روایتی از امام علی(علیه السلام) آمده است که پیامبر(صلی الله علیه و آله) در شب معراج از خدا سؤال کرد که کدام اعمال افضل است و خداوند فرمود؛ افضل از توکل و رضا به قضای الهی نیست.

استاد برجسته درس خارج حوزه علمیه افزود: اگر کسی از همه برید و به خدا معتصم شد خداوند او را از کید و کینه دشمنان می‌رهاند؛ اگر به توحید رسیدیم به توکل خواهیم رسید اما اگر بویی از توحید و خداشناسی نبرده باشیم بویی از حقایق قرآنی نخواهیم برد.

وی با تأکید بر این‌که همه چیز در قرآن و روایات است به طلاب توصیه کرد که وقت خود را صرف قرآن و روایات کنند و خاطرنشان کرد: بنده سال‌ها نزد فیلسوف بزرگ مرحوم میرزا مهدی آشتیانی و مرحوم میرزا ابوالقاسم الهی که فیلسوف خراسان بود، فلسفه را تلمذ کردم چون از اول عاشق این رشته بودم اما بعد از مدتی فهمیدیم آنچه گمشده فقط در کتاب و سنت است.

منبع:شفقنا
انتهای پیام/ ز.غ
بسم رب المهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

فاطمه زهرا (سلام الله علیها) در کلام آیه الله وحید خراساني (حفظ الله )


سالروز تولد حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها یکی از برترین و پر فضیلت ترین ایام سال است.
سخن پیرامون شخصیت بی نظیر حضرت زهرا سلام الله علیها بسیار است و هر چه بگوییم و بنویسیم باز نخواهیم توانست حق مطلب را ادا نماییم.
در جهان مادی گرای غرب که زنان به یک کالای لوکس بدل گردیده اند ، معرفی ابعاد گوناگون شخصیت سیدة النساء العالمین می تواند بسیاری از زنان جهان را از فلاکت نجات دهد.
فقیه بزرگ ، مدافع حریم ولایت ، محب حضرت فاطمه سلام الله علیها ،حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی درباره شخصیت ام ابیها این گونه می فرماید:
هر شخصیتی معرفتش به دو امر است: یکی مبدأ دوم منتها.
روایات در مبدأ و منتهای صدیقه کبری محتاج به سند نیست؛ چون در حد تواتر اجمالی است، علاوه، مشتمل بر صحاح و موثقات است از منابع عصمت.
ما به یک روایت اکتفا می کنیم که شیخ صدوق -اعلی الله مقامه- در معانی الاخبار ذکر کرده.
عن أبی عبدالله، عن آبائه علیهم السلام، قال رسول الله صلی الله علیه وآله: خلق نور فاطمة قبل أن یخلق الأرض والسماء ، مبدأ خلقت این است. مقدّم بر خلق تمام سماوات و ارضین و کهکشان ها و ثوابت و سیّارات، خلقت این قدّیسه عالم است.
آیا گوهر وجود او چه گوهری است؟ خلق نور فاطمة قبل أن یخلق الأرض والسماء . حالا آن قبل چه اندازه بوده لا یعلم الا هو.
فقال بعض الناس : یا نبی الله! فلیست هی إنسیة ؟ این سۆال طرح شد: اگر خلقت مقدم بر خلق تمام عالم ماده است، پس این مخلوق انسیه نیست، انسان نیست، گوهر دیگری است؟ جواب آن حضرت این است… فقال بعض الناس : یا نبی الله! فلیست هی إنسیة ؟ فقال : فاطمة حوراء إنسیة ؛ صورت، صورت انسان است ولی سیرت، آن باطن وجود، حوراء است. در مرحله تقدس از تمام عوارض این عالم است.
قالوا : یا نبی الله! وکیف هی حوراء إنسیة ؟ باز این سۆال طرح شد: چگونه او حورای انسیه است؟ در این جا تعبیر عوض شد و عمده این است. آنچه محیر العقول است، این است: اول مجهول بود، خلق نور فاطمه، در اینجا معلوم شد. بیان خاتم نکته مهمش اینجاست: قال : خلقها الله عز وجل من نوره – اینجاست حیرة الکمل- خلقها الله عز وجل او را از نور خود ذات قدوس.
این را کسی می فهمد که سوره نور را بفهمد، بعد بفهمد: اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکَاةٍ. تفسیر شده آن مشکات به صدیقه کبری. او را از نور خودش آفرید قبل از خلق آدم.
قیل: یا نبی الله! وأین کانت فاطمة ؟ این سۆالات کاشف از درک سائلین است. وقتی خلقت قبل از سماوات و ارض است پس مکان فاطمه کجا بوده ؟ وأین کانت فاطمة ؟ قال : کانت فی حقة تحت ساق العرش؛ جایگاه او در حقه ای بود زیر ساق عرش رحمان. این هم مکان و محل او بود.
بعد سۆال شد… این سۆالات کاشف از اسراری است. قالوا :یا نبی الله! فما کان طعامها ؟ آیا طعام او چه بود؟ بعد فرمود:التسبیح والتقدیس والتهلیل والتحمید . قوت او این چهار امر بود: تسبیح خدا، تقدیس خدا- فرق بین تسبیح و تقدیس بسیار عمیق است- بعد باز تهلیل خدا، نهایت امر تحمید . آن مکان! این طعام!
فلما خلق الله عز وجل آدم وأخرجنی من صلبه وأحب الله عز وجل أن یخرجها من صلبی؛ محبوب خدا این بود که این نور از صلب من خارج بشود، جعلها تفاحة ، همه اش منتسب به خدا است بدون وساطت، جعلها تفاحة فی الجنة وأتانی بها جبرئیل فقال لی: … کیفیت جریان امر این است:
فقال لی : السلام علیک ورحمة الله و برکاته… یا محمد! إن ربک … إن ربک یقرئک السلام؛ خدا به تو سلام می کند، قلت : منه السلام وإلیه یعود السلام ، قال : یا محمد! إن هذه تفاحة – تعبیر این است، عبارات اشاراتی دارد، الهدایا علی مقدار مهدیها- بعد تعبیر این است: یا رسول الله نیست، به اسم خطاب است، به آن اسم خاص، چون طرف ذات قدوس است، جبرئیل مبلّغ است. إن هذه تفاحة أهداها الله عز وجل إلیک من الجنة ؛ این سیب را خدا به تو هدیه داده ، یعنی چه؟ یعنی احدی جز تو شایسته این نبود؛ آن هم خدا به عنوان هدیه به تو داده. کسی که هدیه ی خداست به خاتم النبیین، آیا ما قدرت درک عظمت او را داریم؟
فأخذتها وضممتها إلى صدری ، وقتی هدیه ی خدا بود، رفتار خاتم این است: گرفتم، بر سینه ام گذاشتم. قال : یا محمد! یقول الله جل جلاله: کلها ؛ باید این سیب را تناول کنی،ففلقتها ؛ سیب را شکافتم…
فرأیت نورا ساطعا وفزعت منه فقال وقتی نور را دید، فزعت ، چه نوری بوده؟!: … باز به اسم خطاب کرد: ما لک لا تأکل، کلها ولا تخف؛ نترس، این سیب را باید تناول کنی،فإن ذلک النور – کلها ولا تخف فإن ذلک النور للمنصورة فی السماء وهی فی الأرض فاطمة، این نور کسی است که اسم آسمانی او منصوره است، اسم زمینی او فاطمه است.
قلت: مطلب به قدری عمیق است که خود پیغمبر خاتم- وَعَلَّمَکَ مَا لَمْ تَکُنْ تَعْلَمُ وَکَانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکَ عَظِیمًا – سۆال کرد:لم سمیت فی السماء المنصورة وفی الأرض فاطمة؟ وجه این دو تا اسم چیست؟ آنها سۆالات اصحاب بود، این، سۆال خود خاتم است. چرا در آسمان اسم او منصوره است؟ چرا در زمین اسم او فاطمه است؟ قال : سمیت فی الأرض فاطمة لأنها فطمت شیعتها من النار وفطم أعداۆها عن حبها.این سر اسم زمینی است اما سر اسم آسمانی، آن، منتهای این مبدأ را نشان می دهد. گفتیم: معرفت به معرفت مبدا و منتهاست، مبدآ شد نور خدا، منتها چیست؟ وهی فی السماء المنصورة وذلک قول الله عز وجل: ویَوْمَئِذٍ یَفْرَحُ الْمُۆْمِنُونَ بِنَصْرِ اللَّهِ ؛ اسم آسمانی او منصوره است، چون نصرت خدا خلاصه شده در فاطمه زهرا. وذلک قول الله عز وجل: ویَوْمَئِذٍ یَفْرَحُ الْمُۆْمِنُونَ بِنَصْرِ اللَّهِ یَنْصُرُ مَنْ یَشَاءُ . مبدأ شد نور خدا، منتهی شد آن کسی که تمام انبیا، تمام اولیا، همه چشم به راه او اند در قیامت کبری تا آن نصر خدا ظاهر بشود.

منابع:

پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع