بسم رب الشهدا و الصدیقین
شباهت شهادت این شهید به ماجرای شهادت ادواردو آنیلی ،نشان دهندهی رویه دشمنان اسلام ناب محمدی(صلی الله علیه و آله) است که هم از این بزرگمردان مجاهد هراس دارند و هم از برملا شدن حقیقت.
هراس ایالات متحده از به پا خواستن سید حسن نصراللهی دیگر در ایلات متحده و زنده شدن یاد و خاطره شهید بزرگوار اسلام، مالکم ایکس(پدربزرگ مالکم شباز) سبب شد تا سرانجام پس از مدتها فشار، شکنجه و ارعاب این جوان حقیقتجو را به شهادت برسانند. غافل از اینکه « ویدالله فوق ایدیهم»، شهادت مالکم پایان راه او نیست بلکه آغازی است بر یک جریان حقیقت طلب. اگر ایالات متحده با شگردهای مختلف، جنبش وال استریت را به انحراف سوق داد. همانگونه که خودشان نیز به صراحت می دانند ؛ هرگز نخواهد توانست نور خدا را در قلب مومنین خاموش کنند.
انجمن اسلامی شهید ادواردو آنیلی (مهدی) که از نزدیک با شهید مالکم شباز ارتباط داشته و مقدمات سفر ایشان به ایران را فراهم نموده بود، بدین وسیله اعلام می دارد که ؛ به یاری خدا اجازه نخواهیم داد خون آن مجاهد فی سبیلالله پایمال شود.
و در ادامه دادن راه او که راه روشن حقیقت است از هیچ کوششی فروگذار نخواهیم کرد. پادشاهی نرون، امپراتوری جلاد عصر کنونی؛ دوام نخواهد یافت و با ظهور تنها منجی عالم بشریت، حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجهالشریف) ریشه ظلم و ستم برای همیشه خشک خواهد شد. (انشاءالله)
در آستانه روز جهانی مالکم ایکس(۱۹می) باردیگر این پرسش در ذهن جهانیان شکل میگیرد که علت خاموش کردن صدای مالکم ایکس و نوهاش چیست؟! و بار دیگر فریادمظلومانه «بِأَیِّ ذَنْبٍ قُتِلَتْ» به آسمان بلند میشود.
نوه مالکوم ایکس پیش از سفر به ایران ترور شدمرگ یکی دیگر از مسلمانان مخالف دولت آمریکا
خبرگزاری تسنیم: نوه مالکوم ایکس که به رغم مخالفت افبیآی تلاش داشت به ایران سفر کند، در مکزیک ترور شد.
به گزارش خبرنگار بینالملل خبرگزاری تسنیم مستقر در واشنگتن، بعدازظهر دیروز پنجشنبه خبر ترور نوه مالکوم ایکس در کشور مکزیک به سرعت در رسانه های اجتماعی همچون فیس بوک پیچید.
همه مطالب منتشر شده در فیس بوک از خبری با عنوان «مالکوم شباز، نوه مالکوم ایکس ترور شد» خبر میداد.
آمستردام نیوز که اولین منبع انتشار این خبر بوده آورده است: نوه مالکوم ایکس که در مکزیک به سر می برد کشته شده و سفارت آمریکا در مکزیک نیز این خبر را تایید کرده است. اگرچه هنوز اطلاعات دقیقی از نحوه ترور در دست نیست، اما جسد وی صبح پنج شنبه در حالی پیدا شد که جراحات ناشی از پرتاب شدن از ساختمان و شلیک گلوله در جسدش آشکار بود. ظاهرا پیش از این وی را در تیجوانا ربوده بودند.
خبرنگار خبرگزاری تسنیم بلافاصله برای پی بردن به جزئیات حادثه و اطلاع از صدق یا کذب بودن اصل خبر با دوستان و آشنایان شباز تماس گرفت. ظاهرا مالکوم شباز تا چهارشنبه شب با دوستانش از طریق پیامک در ارتباط بوده اما جسد وی صبح پنج شنبه پیدا می شود.
مالکوم شباز، نوه مالکوم ایکس در حالی کشته شده است که چند ماه پیش زمانی که برای حضور در جشنواره فیلم فجر قصد خروج از آمریکا به مقصد ایران را داشت توسط ماموران افبیآی دستگیر شد.
احتمال می رود مالکوم شباز برای سفر به ایران به کشور مکزیک رفته باشد زیرا برای ادامه دروس حوزوی در حوزه علمیه قم برنامه ریزی کرده بود.
مالکوم شباز در بیانیه خود که چندی پیش منتشر کرد پیرامون علت دستگیری و رفتار ماموران پلیس آمریکا با وی افشاگری کرده بود. به نظر می رسد مقامات آمریکایی نمی خواهند نوه یک مبارز مسلمان آمریکایی که هنوز در یاد و قلب سیاهپوستان است به عنوان یک جوان حوزه رفته و شیعه از ایران به آمریکا برگردد.
سیا نوه مالکوم اکس را کشت؟
21 اردی بهشت 1392 | 19:07
دکتر کوين برت
![[تصویر: fattahi20130511153712277.jpg]](http://previous.presstv.ir/photo/20130511/fattahi20130511153712277.jpg)
مالکوم شباز
من هرگز مالکوم شباز اين فعال سرشناس را که پدربزرگ وي مالکوم اکس پرنفوذترين آفريقايي/امريکايي قرن بيستم بود، نديدم. حال نيز وي را هرگز نخواهم ديد. بر اساس گزارشها، مالکوم شباز اخيرا در مکزيک به قتل رسيد.
من اميدوار بودم که بالاخره مالکوم شباز را در کنفرانس هاليووديسم ماه فوريه در تهران ملاقات کنم. اما امنيت ملي امريکا افکار ديگري در سر داشت. مالکوم در حالي که قصد داشت به پرواز خود به تهران برسد، توسط پليس فدرال امريکا (افبيآي) دستگير شد. هرگز توضيحي براي اين دستگيري ارائه نشد.
![[تصویر: images?q=tbn:ANd9GcRw-s92PORr_5DhIRq8ayR...muAtGX8H7x]](http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcRw-s92PORr_5DhIRq8ayR2AfgbQYBb4fAjg2qgOJmuAtGX8H7x)
چرا مقامات امريکا از سفر مالکوم به تهران جلوگيري کردند؟
انگيزه اين دستگيري بدون ترديد سياسي بود. حضور مالکوم شباز در کنفرانس هاليووديسم براي اين رويداد تبليغي بسيار ارزشمند محسوب ميشود. بويژه در بين سياهپوسيتان، مسلمانان، ضد صهيونيستها و ضد امپرياليستها. و مطرح شدن کنفرانس هاليووديسم خود به شناختهتر شدن مالکوم و رسيدن وي به جايگاه فوق ستاره مخالفان دولت امريکا سرعت ميبخشيد.
اشتباه نکنيد: مالکوم شباز مانند پدربزرگ خود، تهديدي جدي، آسيب رسان و طولاني مدت براي سردمداران قدرتها محسوب ميشد.
مالکوم شباز به اسلام ِ شيعي تغيير کيش داده بود و تبديل به يکي از سخنگويان «محور مقاومت» ِ نه فقط نيروهاي ضد صهيونيسم در خاورميانه بلکه سخنگوي نيروهاي ضد امپرياليستي در تمام جهان شده بود. همانند پدربزرگ خود، زماني که جوان بود يکي سري قانون شکني در سابقه خود داشت و باز هم همانند پدربزرگ خود، در مسير کنار گذاشتن گذشته خود و تبديل شدن به سخنگوي کاريزماتيک مستضعفان جهان قرار داشت.
من اطمينان کامل ندارم که مظنونان هميشگي که همواره دشمنان نظام امپرياليستي را از جانب سيا، بانک جهاني و نهادهاي مربوطه به قتل ميرسانند، اين بار هم مالکوم اکس را کشته باشند اما صد در صد اطمينان دارم که آنها دست کم به اين موضوع فکر کردهاند.
چگونه ميتوانم تا اين حد اطمينان داشته باشم؟
من سالهاست که در مورد اين ترورها مطالعه و تحقيق کردهام. نتيجهاي که گرفتم اين است که آدم کشهاي امپرياليسم فهرستي از دشمنان خود تهيه کرده و سپس تصميم ميگيرند که کدام يک از آنها تهديدي قابل پيگيري و جدي در بر دارد؟
رهبران کاريزماتيک که به رسانهها دسترسي دارند، در بين جدي ترين تهديدها هستند. جان اف کندي، رئيس جمهور سابق امريکا به اين دليل کشته شد که بسيار کاريزماتيک و رسانه شناس بود و ميتوانست سياستهايي را که محافظان نظام امپرياليستي غيرقابل قبول ميدانند، پيش ببرد: خلع سلاح هستهاي، برقراري روابط دوستانه با کوبا، مصالحه با روسيه، عقب نشيني از ويتنام و پيماني جديد براي کشورهاي جهان سوم. جيمز داگلاس، يکي از فعالان صلح مطرح امريکايي در کتاب خود به نام «جيافکي و ناگفتنيها» به خوبي اين ماجرا را شرح داده است.
رابرت کندي، برادر جان اف کندي نيز تهديدي جدي و قريب الوقوع براي سردمداران قدرت به شمار ميرفت. اگر وي در سال 1968 ميلادي به دست آدمکشهاي سيا به ضرب گلوله کشته نميشد، رئيس جمهور امريکا ميشد. رابرت ميخواست رئيس جمهور شود تا قاتلان برادر خود را تحت تعقيب قرار داده و سياستهاي وي را ادامه دهد. اما «شهابهاي آسماني»(اشاره به آدمکشها) و اربابان بانکدار آنها برنامههاي ديگري در سر داشتند.
مارتين لوتر کينگ هم يک تهديد جدي و «قابل پيگيري» بود. وي مخالف جنگ ويتنام و کل مجموعه صنعتي-نظامي امريکا بود. افبيآي قصد داشت وي را ديوانه کند و ساز و کاري را فراهم کند تا لوتر کينگ دست به خودکشي بزند. مارتين لوتر کينگ، دور از هرگونه انديشه براي خودکشي، قصد داشت نيم ميليون نفر را رهبري کند تا واشنگتن را تا زماني که جنگ و فقر به پايان نرسيده، تحت اشغال خود قرار دهند. بدين ترتيب، همانطور که يک هيئت منصفه در سال 1999 راي داد، ارتش امريکا، افبيآي و سيا با همکاري هم دکتر کينگ را به قتل رساندند. ماجراي کامل در کتاب ويليام پپر به نام «اقدام حکومتي» آمده است.
ديگر تهديدهاي جدي امپرياليسم در تاريخ معاصر شامل جان اف کندي ِ پسر ميشود که در سال 1999 به دليل تحت تعقيب قرار دادن قاتلان پدر خود کشته شد؛ سناتور پل ولستون که به دليل برنامه ريزيهايش جهت تحقيق در مورد حادثه 11 سپتامبر و جلوگيري از حمله امريکا به عراق به قتل رسيد؛ و هوگو چاوز، رئيس جمهور پيشين ونزوئلا که به جرم ِ داشتن کاريزماي کافي جهت رهبري آفريقاي لاتين و بيرون کشيدن آن از سيطره امپراطوري امريکا توسط سلاحي سرطان زا به قتل رسيد.
پدربزرگ مالکوم شباز يعني مالکوم اکس نيز زماني که سيا برنامه ترور وي را در سال 1965 ميلادي طراحي کرد، يک تهديد جدي و قابل پيگيري محسوب ميشد. مالکوم اکس در حال ايجاد يک ائتلاف ضد امپرياليستي متشکل از مسلمانان و ديگر قربانيان غيرغربي امپرياليسم و همچنين سياهپوستان طبقه متوسط و فقير امريکايي بود...دکتر کينگ نيز سه سال بعد در حال تشکيل چنين ائتلافي بود که به قتل رسيد.
و اکنون مالکوم شباز که در حال تشکيل نسخهاي جديد از همان ائتلاف ضد امپرياليستي بود، در مکزيک کشته شده است. تصادف است؟ شايد؟
اما به قتل مالکوم شباز از نگاه قاتلان احتمالي وي نگاه کنيد. از نگاه آنها، وي ظاهرا در حال ادامه دادن مسير و راه پدربزرگ خود بود. اگر آنها بيشتر صبر ميکردند و به وي اجازه ميدادند که وجهه خود را به عنوان يک فعال مورد احترام ارتقا بخشد، صحنه سازي يک قتل ساده و سپس انتشار تبليغات رسانهاي در مورد سوءرفتارهاي ادعا شده وي در دوران نوجوانياش و اينکه وي «تنها يک اوباش» بود، کار سختي ميشد.
اگر آنها صبر ميکردند تا کتاب وي به پايان رسيده و سپس منتشر شود، ترور وي امري مشکوک به نظر ميرسيد.
و اگر آنها منتظر ميمانند تا وي مانند پدربزرگ خود معروف و پرنفوذ شود، احتمالا با دستان خود مشکلي عمده را ايجاد کرده بودند.
بنابراين، ظاهرا آنها تصميم گرفتند که دست به اقدامي پيشگيرانه بزنند. و در عملياتي موسوم به «عمليات مرغ مقلد» وي را به نحوي بکشند که اين ادعا - «جواني پر مشکل با سوء سابقه کيفري» -، در رسانههاي خبري کنترل شده بارها شنيده شود.
صرفنظر از اينکه دقيقا چه اتفاقي براي مالکوم شباز افتاد، کاملا مشخص است که ماموران آژانس اطلاعاتي با رخنه در رسانههاي جريان اصلي امريکا، در حال ترور شخصيت و ارائه تصويري از پيش طراحي شده از مالکوم هستند تا نقش وي را به عنوان يک فعال موفق و تهديدي بلند مدت براي امپرياليسم پنهان کنند.
اگر در تارنماي گوگل که واسته به سيا و موساد است نام «مالکوم شباز» را جستجو کنيد، اولين نتيجه اين جستجو گزارشي است که توسط جبهه تبليغاتي سازمان سيا يعني هافينگتون پست از قتل وي ارائه شده است. اين گزارش، تلاشي است براي مخدوش کردن وجهه و نام مالکوم.
هافينگتون پست: «وي در دوران جوانياش، يک آتش سوزي به راه انداخت که مرگ مادربزرگش را به همراه داشت.»
![[تصویر: images?q=tbn:ANd9GcSOLO3gojm5_GV30bzHbmM...LUdxja1POe]](http://t3.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcSOLO3gojm5_GV30bzHbmMUNepBm5bxr5j0HqGhfhLUdxja1POe)
حقيقت: مالکوم شباز راه اندازي آتش سوزی در دوران کودکي خود را تکذيب کرده است؛ وي ناچار شد همانگونه که تقريبا تمام متهمان، بويژه متهمان آفريقايي/امريکايي ناچار ميشوند، اتهام خود را بپذيرد تا از حبسي طولاني مدت فرار کند.
هافينگتون پست: شباز در ادامه زندگي خود نيز با نظم و قانون مشکل داشت.
حقيقت: آخرين حکم عليه وي در سال 2002 يعني بيش از يک دهه پيش صادر شده است؛ تنها «مشکلي» که ترورکنندگان شخصيت وي ميتوانستند از آن زمان به بعد پيدا کنند، يک مورد دستگيري بود که منجر به هيچ گونه محکوميتي نشد و اين يعني اينکه وي از نظر حقوقي بيگناه بود و بيگناه باقي ماند. به عبارت ديگر، وي از نظر حقوقي در رابطه با اتهام «ايجاد يک حفره با مشت در پنجره يک فروشگاه» در سال 2006 بيگناه شناخته شد. (7 سال پيش!)
در امريکا، جايي که رياست جمهوري اوباما هم باعث نشده «رانندگي سياهپوستان» امري طبيعي قلمداد شود، تمام مردان جوان سياهپوست، «با قانون مشکل دارند.» در واقع، نه اينکه آنها با قانون مشکلي داشته باشند بلکه قانون با آنها مشکل دارد. در امريکا، اگر جوان باشي، سياهپوست باشي و مذکر هم باشي، تا وقتي بيگناهي ات ثابت نشده، گناهکاري.
اصحاب امپرياليست رسانه در نشرياتي همچون نيويورک تايمز، هافينگتون پست و ديگر رسانههاي مشابه به شدت در تلاشند تا چهرهاي مخدوش از مالکوم شباز ارائه دهند. اين مخدوش سازي و فرايند ترور شخصيت ِ از پيش طراحي شده، بوي دخالت آژانسهاي اطلاعاتي را به مشام ميرساند. اين يک اماره قضايي قوي است مبني بر اينکه مالکوم شباز نيز قرباني يک ترور سياسي شده است.
![[تصویر: malcolm_x_2_3_4_N2.jpg]](http://images.tvnz.co.nz/tvnz_images/world_news/2013/05/malcolm_x_2_3_4_N2.jpg)
«جرم» واقعي مالکوم شباز، مانند پدربزرگ معروف خود، پيوستن به محور مقاومت و ايستادن در مقابل صهيونيسم و امپراطوري امريکا و سخن گفتن از حقيقت بود.
مترجم: احسان فتاحي
افبیآی مانع از سفر نوه مالکومایکس به ایران شد
تصویر آرشیوی از مالکوم شباز
دوشنبه 16 بهمن 1391 | 18:20
به گزارش شبکه پرس تیوی، افبیآی با دستگیری نوه مالکوم ایکس، فعال آفریقایی- امریکایی در زمینه حقوق مدنی، مانع از سفر وی به ایران شد.
منابع خارج از امریکا روز دوشنبه (۱۶ بهمن، ۴ فوریه) تایید کردند که بر پایه گزارشها مالکوم شباز قبل از آغاز برنامه خود برای سفر به ایران و حضور در نشستی در رابطه با هالیوودیسم دستگیر شد.
اداره تحقیقات فدرال امریکا (FBI) تاکنون درباره محل حبس وی جزئیاتی بیان نکرده است.
تهران روز یکشنبه در حاشیه سی و یکمین جشنواره بینالمللی فیلم فجر میزبان نشست بینالمللی هالیوودیسم بود.
بسیاری از فیلمسازان، کارگردانان، بازیگران و منتقدان فیلم و همچنین سیاستمداران و اقتصاددانان در این نشست شرکت کردند.
مایک گریول، سناتور پیشین امریکایی که در این نشست حضور یافت نقش هالیوود را در تحمیل دیدگاههای امپریالیستیک به مردم جهان محکوم کرد.
وی گفت: «هالیوود تنها ابزار دولت امریکا و همچنین دولتهای اورپایی برای دنبال کردن دیدگاههای امپریالیستشان در اقتصاد، فرهنگ و حتی مذهب است.»
اولین نشست سینما و هالیوودیسم در سال ۲۰۱۱ در ایران برگزار شد.