تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: ** علی(علیه السلام) در آیات قرآن **
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
بسم الله الرحمن الرحیم

** علی(علیه السلام) در آیات قرآن **
[تصویر: images?q=tbn:ANd9GcTG3yUpvNa-nwXYR1ZDFyt...k-GxvazUR5]


--== کتــــــــــاب خدا ==--

بعضی ها می گویند، خداوند متعال، در قرآن خود اشاره ای به امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) نکرد؛ این در حالی است که در تفسیر برخی از آیات قرآن، به این برمی خوریم که امام علی (علیه السلام)، خود قرآن هستند؛ قرآن ناطق که کلام خداوند را تأویل و تفسیر می کنند.

در ابتدای سوره ی بقره، می خوانیم:
«ذلك الكتاب لا ريب فيه هدى للمتقين» (1)
(آن کتابی است که در آن شکی نیست و برای پرهیزکاران، هدایت گر است)

ابن عباس، از بزرگترین مفسران و از صحابه ی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله)، در تفسیر آیه، می گوید:
«يعنى شكى نيست كه آن از جانب خداوند است و به عنوان هدايت نازل شده؛ يعنى بيان و نور است براى پرهيزگاران؛ که علىّ بن ابى طالب (علیه السلام) است كه يك لحظه به خدا شريك قائل نشد، از شرك و پرستش بتها پرهيز نمود و عبادت را تنها براى خدا انجام داد. او و شيعيانش بدون حساب به سوى بهشت فرستاده مى‏ شوند.» (2)


حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) خود می فرمایند:« منم كلام اللَّهِ ناطق...» (3)


وقتی اینگونه قرآن بخوانیم، آیا آیه ای جز درباره ی اهل بیت (علیهم السلام) در قرآن می یابیم؟!

-=-=-=-=-=-=-

پی نوشت:

1. بقره: 2
2. حسکانی، سيماى امام على عليه السلام در قرآن/ ترجمه شواهد التنزيل ؛ ص38؛ با استفاده از نرم افزار جامع الاحادیث 3/5، تولید موسسه نور
3. أصول الكافي / ترجمه كمره‏اى ؛ ج‏5 ؛ ص750؛ با استفاده از همان نرم افزار.



بسم الله الرحمن الرحیم


** علی(علیه السلام) در آیات قرآن **
[تصویر: images?q=tbn:ANd9GcTG3yUpvNa-nwXYR1ZDFyt...k-GxvazUR5]


می دانید چرا «حسود هرگز نیاسود»؟ (1) دلیلش ساده است! کسی که به سهم خودش و قضای الهی راضی نیست، دائم در فکر پائین کشیدن دیگران و بالا بردن جایگاه خودش است. به خاطر همین است که هرگز آسودگی ندارد و همچنین هرگز به بزرگی نمی رسد. چرا که همیشه مقام بالاتری هست که به آن حسادت کند و برای رسیدن به آن، از هیچ شرارتی نگذرد و برای رسیدن به آن بدود و... خلاصه: حسود براستی هرگز نیاسود!


در میان انسانها، به هیچ انسانی به اندازه ی امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) حسادت نشد. چرا که پس از رسیدن ایشان به مقام امیری مومنان، دیگر مقامی نمانده بود که ایشان طی نکرده باشند و جایگاهی انسانی که به آن نرسیده باشند. ایشان، علاوه بر اینکه در میان برترین خاندان قریش، بنی هاشم، زاده شده بودند، خانواده ای نیک سرشت داشتند و در دامن رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و با مهر و محبت حضرت خدیجه ی کبری (سلام الله علیها) رشد یافتند؛ سپس از نخستین ایمان آورندگان و برادر دینی رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) شدند. در جنگها نام آور و در بخشندگی شناخته شده بودند، علاوه بر آن، افتخار همسری حضرت زهرا (سلام الله علیها) نصیب آن حضرت شد و فرزندان آنان، سید جوانان اهل بهشت گردید. سپس در روز غدیر، به مقام امامت رسیدند. البته اینها تنها جایگاه ظاهری ایشان بود و مردم از بسیاری از فضائل ایشان بی خبر بودند و هستند و خواهند بود.

البته این یک طرف قضیه است؛ طرف دیگر آن همت بالای مولای نازنین، حضرت علی (علیه السلام) در عبادت و خدمت به مردم بود. هر کسی اگر همت ایشان را داشت و باغهای فراوان با دست خود می کاشت؛ جاه های بسیار حفر می کرد و بعد بدون منت وقف میکرد، شاید به شهرت بخشندگی ایشان می رسید. یا اگر کسی عزم حضرت علی (علیه السلام) در عبادت خداوند را داشت، قطعاً یکی از بهترین بندگان خداوند می شد.

از طرف دیگر، هیچ کدام از افتخارات حضرت علی (علیه السلام)، بدون کشیدن سختی بدست نیامد: درِ خیبر جز با زخم برداشتن حضرت علی (علیه السلام) گشوده نشد؛ پیروزی ایشان در جنگ خندق بر عمرو بن عبدود، بدون جراحات شدید ایشان محقق نشد؛ نسبت داشتن با رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نیز در اوایل کار اسلام، مشکلات فراوانی برایشان به وجود آورد، از طرد شدن تا کتک خودن در شب مهاجرت گرفته تا تبعید اجباری از وطن و زخم زبانهای فراوان شنیدن. حالا از سختی های دوران امامت ایشان بگذریم که خود دنیایی از رنج و اندوه است!

با این حال، حسد ورزان، بدون درنظر گرفتن گنجایش و ظرفیت خودشان و حضرت علی (علیه السلام)، تا حدی به مقام ایشان حسد ورزیدند که بارها و بارها ایشان را مورد سوء قصد قرار دادند. خداوند در این باره در قرآن مجید، فرموده است:
«أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى‏ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظيما» (2)
(بلكه به مردم، براى آنچه خدا از فضل خويش به آنان عطا كرده رشك مى‏ ورزند ؛ در حقيقت، ما به خاندان ابراهيم كتاب و حكمت داديم، و به آنان ملكى بزرگ بخشيديم.)

امام علی (علیه السلام)، به خزیمه، یکی از یارانشان، که به ایشان خیره شده بود، فرمودند:
«اى خزيمه! آيا مى ‏نگرى كه به سبب جايگاهى كه در نزد نبى (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و علمى كه خداوند روزي ام كرد، چگونه به من حسد برده مى ‏شود؟» (3)

همچنین ایشان در مباحثه با مردم مدینه، پس از ماجرای سقیفه، فرمودند:
«بخدا قسم، اگر آن چهل نفر كه با من بيعت كردند وفا مى‏ نمودند در راه خدا با شما جهاد مى ‏كردم. ولى به خدا قسم بدانيد كه احدى از نسل شما تا روز قيامت به خلافت دست پيدا نخواهد كرد. دليل دروغ بودن سخنى كه به پيامبر نسبت داديد، (4) كلام خداوند تعالى است كه‏ [می فرماید] «آيا بر مردم حسد مى‏برند بر آنچه خداوند از فضلش به آنان داده است؟ ما به آل ابراهيم كتاب و حكمت داديم و به آنان حكومت بزرگ داديم». كتاب يعنى نبوت و حكمت يعنى سنت و حكومت يعنى خلافت، و ما آل ابراهيم هستيم.» (5)

امام صادق (علیه السلام) در تاویل این آیه ی شریفه فرمودند:
«...و ماييم حسد برده شدگان و آنان كه خدا در باب ايشان فرموده: آيا مردم بر آنچه خدا از فضل خود به ایشان داده است، حسد می برند؟» (6)

آری؛ جایگاه مولای ما، چشم بسیاری از بخیلان را کور کرد امّا براستی: الحسود لا یسود.


-=-=-=-=-=-=-=-


پی نوشت:
1. حدیث نبوی: «از سه خصلت سخت دورى كنيد، زيرا در رأس همه گناهان است:...سوّم: حسد است كه باعث شد قابيل برادرش هابيل را به قتل برساند، و حسود بر قضاى حق خشمگين است و آن را ناخوش دارد، كه خدا به بندگانش روزى داده و حسود هيچ گاه عزيز نمى‏گردد و به بزرگى نمى‏رسد». إرشاد القلوب/ ترجمه سلگى، ج‏1، ص: 344؛ با استفاده از نرم افزار جامع الاحادیث نور 3/5
2. نساء: 54
3. شواهد التنزيل لقواعد التفضيل - ترجمه روحانى ؛ ص79؛ با استفاده از همان نرم افزار.
4. منظور این کلام بود که اهل سقیفه گفتند و به پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نسبت دادند: «ما اهل بيتى هستيم كه خداوند نبوت و امامت را در ما جمع نمى‏كند».
5. أسرار آل محمد عليهم السلام / ترجمه كتاب سليم ؛ ص233؛ با استفاده از همان.
6. تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى)؛ ج‏1 ؛ ص589؛ با استفاده از همان.


بسم الله الرحمن الرحیم
«
حکیم حکیمان
حالا که معنای حکمت روشن شد، می شود این آیه ی قرآن را جور دیگری خواند:
«يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثيراً وَ ما يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْباب‏» (5)
[خدا] به هر كس كه بخواهد حكمت مى ‏بخشد، و به هر كس حكمت داده شود، به يقين، خيرى فراوان داده شده است؛ و جز خردمندان، كسى پند نمى‏گيرد.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمودند:
«حكمت به ده بخش قسمت شده است؛ نه قسمت آن به على (علیه السلام) داده شده و يك قسمت آن به ساير مردم واگذار شده است و على در يك بخش عمومى هم از همه آگاهتر است.» (6)

همچنین روایت شده است:
پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در ميان گروهى از ياران خود نشسته بودند، امیرالمؤمنین علی‏ (علیه السلام) از راه وارد شدند، رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: «هر كس به خواهد كه اخلاق آدم، و حكمت نوح‏ و حلم و بردبارى ابراهيم را بنگرد به علىّ بن ابى طالب بنگرد.» (7)

همچنین در حدیث دیگری از رسول گرامی اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، درباره ی فضایل امیرالمؤمنین، آمده است:
«...ايمان او به خدا و رسولش قبل از هر كسى؛ كه احدى از امّتم در اين باره بر او سبقت نگرفته است. علم او به كتاب خدا و سنّتم؛ كه احدى از امّت بجز همسرش همه علم مرا نمى ‏داند، چرا كه خداوند علمى را به من آموخته است كه غير از من و او آن را نمى‏ داند، و به ملائكه و پيامبرانش هم نياموخته و فقط به من آموخته، و مرا امر كرده كه آن را به على‏ بياموزم و من اين كار را انجام دادم. بنابراين هيچ كس از امتم همه ی علم و فهم و حكمت‏ مرا به طور كامل غير او نمى‏ داند.» (8)



-----------
5. بقره: 269
6. الطرائف / ترجمه داود إلهامى ؛ ص192؛ با استفاده از نرم افزار جامع الاحادیث نور 3/5
7. الأمالي (للمفيد) / ترجمه استاد ولى ؛ متن ؛ ص25؛ با استفاده از همان نرم افزار
8. أسرار آل محمد عليهم السلام / ترجمه كتاب سليم ؛ ص204؛ با استفاده از همان.


»

ای جانم علی "
لعنت بر دشمن علی "
رحمت بر دوستان علی "
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع