شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
سلام عرض میکنم خدمت دوستان
این اولین پستی هست که قرار میدم امیدوارم خوشتون بیاد
عارف ربانی حاج شیخ رجبعلی خیاط درباره ی درخواست های مکرر یاران جهت تشرف به محضر مقدس حضرت ولیعصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) سفارش های خاصی فرموده است که از جمله میتوان به مورد زیر اشاره کرد :
شبی یکصد بار آیه کریمه ((رب ادخلنی مدخل صدق و اخرجنی مخرج صدق و اجعل لی من لدنک سلطاناً نصیراً))
درچهل شب قرائت شود.
یکی از کسانی که این سفارش را دریافت کرده و بر آن مداومت نموده است پس از چهل روز نزد شیخ می آید ومیگوید موفق به زیارت حضرت نشده است. شیخ می فرماید : هنگامی که در مسجد نماز می خواندید آقای سیدی به شما فرمود: ((انگشتر در دست چپ کراهت دارد.))
و شما عرض کردی ((کل مکروهٍ جائز)) ایشان امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بودند.
اللهم عجل لولیک الفرج
به نام حضرت دوست كه هر چه داريم از اوست
با سلام
فرازي از سخنان و رهنمود هاي " ملا حسين قلي همداني "
بدان كه بعد از سعى در مراقبه ، البته طالب قرب ، بيدارى و قيام سحر را اقلا يك دو ساعت به طلوع فجر مانده الى مطلع الشمس (يعنى تا زمان طلوع خورشيد) از دست ندهد، و نماز شب را با آداب و حضور قلب بجا بياور، و اگر وقتش زيادتر باشد به ذكر يا فكر يا مناجات مشغول بشود، وليكن قدر معينى از شب بايد مشغول ذكر با حضور بشود، در تمام حالاتش خالى از حزن نبوده باشد، اگر ندارد تحصيل نمايد به اسبابش .
و بعد از فراغ ، تسبيح سيده نساء عليه السلام و دوازده مرتبه سوره توحيد، و ده مرتبه لااله الاالله وحده لاشريك له ، له الملك الى آخر، و صد مرتبه لااله الا الله و هفتاد مرتبه استغفار بخواند، و قدرى از قرآن شريف تلاوت نمايد،
و دعاى معروف صباح - اعنى : يامن دلع لسان الصباح الى آحر - البته خوانده شود، و دائما با وضو باشد، و اگر بعد از هر وضو دو ركعت نماز بكند بسيار خوبست . بسيار ملتفل باشد كه به هيچ وجه اذيتش به غير نرسد، و در قضاء حوائج مسلمين لاسيما (يعنى بويژه ) علما و لا سيما اتقيائهم (يعنى بويژه پرهيزكارانشان ) سعى بليغ نمايد، و در هر مجلس كه مظنه (يعنى گمان ) وقوع در معصيت است ، البته ، البته ، البته اجتناب نمايد، بلكه مجالست با اهل غفلت به غير شغل ضروره (يعنى مگر در موارد لزوم ) مضر است ، اگر چه از معصيت خالى باشد.
كثرت اشتغال به مباحات ، و شوخى بسيار كردن ، و لغو گرفتن ، و گوش به اراجيف دادن ، قلب را مى ميراند
اگر بى مراقبه مشغول به ذكر و فكر بشود بى فائده خواهد بود، اگر چه حال هم بياورد چرا كه آن حال دوام پيدا نخواهد كرد. گول حالى كه ذكر بياورد، بى مراقبه نبايد خورد زياده طاقت ندارم ، بسيار التماس دعا از همه شماها دارم .
اين حقير كثيرالتقصير و المعاصى را فراموش ننمائيد و در شب جمعه صد مرتبه ، و در عصر روز جمع صد مرتبه سوره قدر بخواند،
و از جمله ابواب عظيمه ايمان ، حب فى الله - جل جلاله - و بغض فى الله - جل جلاله - (يعنى مهر و كين در راه خدا) مى باشد،
و قد عقدله فى الوسائل و غيرها من كتب الاخبار بابا مستقلا، فارجع اليها، لعلك تعرف عظمته و تاخذ لنفسك نصيبا منه
يعنى در كتاب وسايل و ديگر كتب روائى فصل مستقلى به اين موضوع اختصاص داده شده است ، پس به آنها مراجعه نما، تا شايد عظمت آن را دريابى ، و بهره اى از آن براى خويش برگيرى .
اللهم صل علي محمد و آل محمد
اللهم عجل لوليك الفرج
سلام
یک سوال برای من پیش امده
چرا بعضی از بزرگان روی حالت حزن تاکید داند.ایا داشتن حالت شوق مشکلی دارد و یا حزن و اندوه مناسبتر است؟
با تشکر
ریشه ی حزن، حب هست و شوق
چرا محزون هستند
از خوف فراغ یار
وقتی کوچیکی خودشون رو میبینن و قصور خودشون رو در بندگی میبینن
وقتی احتمال بدن که گرفتار فراغ یار بشن
البته حزن آثار دیگه ای هم داره
حزن به خاطر محبوبین خدا
محزون میشن به خاطر مصیبت هایی که بر محبوبین خدا 14 معصوم ایجاد شده
شوق هم مشکلی نداره
خدا در حدیث قدسی هست که بنده ی خودش رو با خوف و رجا و حزن و شوق رشد میده
این قدر من بلد بودم
یاعلی
به نام خدا
با سلام خدمت شما دوست عزيز و با تشكر از جناب علي 110 ، عرض شود
اين سئوال رو بزرگان بهتر ميتوانند پاسخ دهند ولي برداشت بنده بدين گونه است كه طبق ايه ي سوره مبارك " والعصر " انسان همواره در خسران و زيان ميباشد
اين خسران و زيان به غفلت بشر در هر لحظه از عمرش مربوط ميشود كه در غفلت از ياد پروردگار طي ميشود .
اين جهان محل گذر است و محل تكامل روح و تعالي معنويت دروني انسانها و اين تكامل و تعالي به جز در پيوستگي ياد خدا در تمامي امور حتي اعمال غير ارادي ، بدست نمي آيد .
يعني تمامي لحظات بايستي براي خدا طي شود و تمامي اعمال و رفتار و كردار و نيات تماما فقط و فقط براي خدا باشد و چون انسان در اصل موجودي غافل مي باشد پرنده نفس و روح او ، دائما در حال گذر از شاخ هاي به شاخه ي ديگر ميباشد و آرام و قرار ندارد و در ياد خدا كوتاهي مينمايد
به همين دليل بزرگان مي فرمايند محزون باشيد زيرا پس از اين جهان و وقتي عمر به پايان دفتر خود رسيد و چشم درون حقايق ابدي را ببيند تازه متوجه ميشود كه چه لحظات باارزشي را در غفلت از ياد خدا سير كرده و تاسف و افسوس شديد خواهد خورد كه نمي تواند برگردد و جبران خسارات و مافات گذشته را بنمايد .
نقل است هنگامي كه امام خميني از فرانسه به كشور عزيز برگشت و انقلاب پيروز شد آيت بهاالديني به ديدن ايشان رفتند ايشان بعدها فرمودند كه رفتم ببينم اين سيد براي خدا انقلاب كرده و يا براي شهرت وقتي ايشان را ديدم متوجه شدم كه حتي پلاكهايشان براي خدا بالا و پايين ميرود .
البته شوق و شور الهي نيز منافاتي با اين حزن ندارد .
به نام حضرت دوست كه هر چه داريم از اوست
علامه حسن زاده آملى در مورد راههاى خود سازى چنین توصیه مى فرماید:
1 . تلاوت و بهره مندى از قرآن
2. دائم الوضو بودن
3. اعتدال در خوردن و آشامیدن، یعنى نه آن قدر زیاد بخورد که به شکم درد مبتلا شود، ونه آن قدر کم بخورد که قدرت بر انجام کارى نداشته باشد
4. اعتدال در گفتار
5. محاسبة نفس
6. مراقبه
7. رعایت ادب اسلامى
8. عزلت و گوشه نشینى
9. تهجّد (شب زنده دارى )
10. تفکر و اندیشیدن
11. یاد خدا در همه حال بودن
12. ریاضت
13. میانه روى در کارها
14. تعظیم امر خالق و شفقت با خلق
15. تمسّک به ویژگىهاى عبادالرّحمن که قرآن مجید در سورة فرقان، آیات 63ـ 74 برشمرده است.
اللهم صل علي محمد و آل محمد
اللهم عجل لوليك الفرج
به نام خدا
دستور العملى از: فقيه وارسته آقامير حسين قزوينى
اول
تحصيل تقوا و پرهيزكارى در جميع فعل و ترك است كه مدام در مقام مراقبه بوده ،جناب اقدس الهى ، تعالى شأنه ، را در هر حال حاضر و بر خود ناظر دانسته ، در مقام خوف و خشيت به او امر ، مؤتمر و از نواهى منتهى بوده و در آشكار و نهان ، فضيلت تقوا را شعار خود ساخته ، پا از اندازه شريعت غرّا بيرون نگذارد و بر تقدير عروض اثم و گناه با استغفار و توبه و انابه و ندامت ، به زودى تدارك مافات نمايد .
دوم
دوام ذكر حق به قلب و لسان كه لمحهاى به غفلت نگذارند و ساعت را غنيمت شمارد و به غير فايده ، ايّام مهلت را از دست ندهد كه هر ساعت ، گوهر گرانبهايى است كه جميع دنيا و مافيها با آن برابرى نمىنمايد .
سوم
توكل و واگذاشتن امور به ولى حقيقى و پناه بردن به جناب مقدس اوست ، تعالى شانه . كه در هيچ حال به راى و تدبير خود اعتماد ننموده ، اتكال به ذات بى زوال نموده ، آنچه منعم حقيقى درباره او تقدير نمايد ، راضى بوده ، جناب متعال را متهم در قضا نداند و ضيق قلب و سخط اقدار را از صفحه دل بزدايد .
چهارم
تمسّك است به جميع شرايع دين مبين در سنت سنيّه سيد المرسلين و اخذ نمودن آن از علماى دين و ورعين متّقين كه تخلّف از آن منشأ و اخذ به بدع و اهواء و باعث بر هلاكت است ، مانند: مداومت فرايض و واجبات و باز داشتن نفس از منهيّات على كرور الليّالى و الايام .
بايد نهايت اهتمام و سعى تمام معمول داشت و به مجرّد وصف طريق بدون اعمال نفس ، به نصيحت شفيق اكتفا ننموده و در خصوص مرغبات نوافل و مندوبات فضايل بعد ذلك به قدر جهد طاقت و فراغ و صحت در ليل و نهار ، سعى بسيار نموده ، از ندامت تضييع عمر گرانبها در روز عرض اكبر با حذر بوده و زيان از سخن لغو و بى فايده خصوصاً فحش و كذب و غيبت و نميمه نگاهداشت و از استماع و سماع منهيّات و امورات بى فايده دينيّه و دنيويّه با حذر بوده و جميع اعضا و جوارح را از خلاف رضاى مالك حقيقى مضبوط و محفوظ داشت .
پنجم
ممارست زهد وبى رغبتى در دنياى و مافيها و اقتصاد در معيشت ، به قدر بلغه از حلال و ضبط نفس از اشتغال و فضول عيش و استغناى از جميع ناس در قليل و كثير؛ چه احتياج به ناس با مذلّت حاضره و نسيان آخرت ، مورّث ياس و موجب افلاس است .
ششم
دوام ياد مرگ و مستعد بودن براى نزول فرض است كه مكرر در نصب عين خود دانسته ، لمحهاى غافل نشود كه غفلت ، باعث و بال دنيا و آخرت است و تهيّه اسباب سفر آخرت از وصيت و آماده كردن كفن و غير آن از ضروريات را لازم داند كه با ترك استعداد هر چند عمر يابد مرگ او فجأة خواهد بود .
هفتم
دوام محاسبه نفس است در هر صبح و شام . پس هر گاه چيزى در اعمال خود ببيند ، حمد و شكر الهى را به جاى آورده و آن نعمت عظما را از جناب مقدس او تعالى دانسته ، توفيق زيادت طلب نمايد و هرگاه شرّ و بدى در اعمال خود ببيند ، در تو به و انابه استعجال نموده ، به آب حسرت و ندامت ، صفحه دل را پاك گرداند و به تدارك اعمال نيك ، نفس نفيس را از آن دنيّه رهاند .
هشتم
مداومت بر استغفار و طلب آموزش است و ساعات روز و شب ، خصوصاً در اعصار و اسحار؛ چه در وصيت حضرت لقمان كه براى ولد خود فرموده مسطور است: «بسيار بگو: اللهم اغفرلى» پس به تحقيق كه براى جناب احديت ، وقتهايى چند مىباشد كه در آن وقت ردّ سائلى از درگاه عزت و جلالت نمىنمايد . پس دائم الاوقات بايد در دعا بود شايد دعا در ساعتى از ساعات به هدف اجابت رسد .
نهم
امر به معروف و نهى از منكر است به قدر مقدور و با تحقق آداب و شرايط كه مشهور و در كتب اسلاف مسطور است و هر گاه اظهار حق ممكن نشود ، لااقل مجالست اشرار را اختيار ننموده ، از دل بايد اطوار و رفتار ايشان را ناخوش شمرده ، مداهنه با ايشان اصلاً به عمل نياورد .
دهم
مساعدت و يارى نمودن برادران دينى است در امور خيريّه و متوجّه شدن بر آوردن حاجتهاى ايشان است ، خصوصاً ذريّه طيبه حضرت با رفعت خير البريّه و سلاله علويه فاطميه .
يازدهم
عظيم شمردن فرمانهاى الهى و تعظيم و تكريم علماى دين و اهل تقوا و اصحاب ورع از مؤمنين است كه منشأ رستگارى دنيا و نجات عقبى است .
دوازدهم
صبر نمودن است در جميع مواطن كه صبر به منزله سرايمان است و راضى بودن به اقدار ، باعث راحت دارين است و بايد هرگز تمنّى و آرزو ننمايد چيزى كه عاقبت آن را نمىداند و دايم ، در هر حال ، شاكر بوده باشد كه منشأ مزيد نعمت است و درتعجيل فرج آل محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مكرر داعى بوده باشد .
سيزدهم
اشتغال است به ممارست علوم دينيّه نافعه در سلوك مسلوك آخرت و طلب آن از اهلش و از ملامت احدى بيم ننمايد و در جهالت نماند .
چهاردهم
اخلاص ورزيدن است در جميع اعمال كه غير حقّ ، معيار نظر نبوده؛ چه ريا نعوذ باللّه شرك است و اجتناب از آن واجب است .
پانزدهم
سعى نمودن در صله ارحام و احسان به آنهاست كه منشأ رفع درجات و بركت مال و طول اعمار و رضاى حضرت كردگار است ، هر چند سلام دادن بوده باشد . هر گاه غير از آن ممكن نشود ، خصوصاً و الدين كه حقوق ايشان بى شمار و عقوق ، موجب خسران و وبال است خواه در حيات و خواه در ممات .
شانزدهم
زيادت برادران دينى و مذاكره ايشان است در امور دين و آخرت كه از مذاكره با ايشان ، استعداد تام و توشه سفر پر خطر عقبى حاصل مىگردد .
هفدهم
عدم توسع است در مباحات و عدم سختگيرى است بر نفس ، بلكه اقتصاد و ميانه روى بايد سلوك داشت .
هجدهم
معاشرت با مردم دنيا ، به عنوان مدارا ، در خور فهم و تاب عقل ايشان معامله نمودن و اعراض نمودن در معارف از آنچه ايشان منكر مىشمارند و به عقل ناقص راست نمىآرند و مزاوله و حسن خلق و كظم غيظ و تواضع و رفع كبر و عجب و خود بينى و خيلاء و نخوت و درخواست اصلاح اعمال خود و ايشان از درگاه احديت است و سر رشته جميع امور در اخذ به تقوا و پرهزكارى و دام مراقبه و نگهبانى ، جناب اقدس الهى ، تعالى شانه ، و توسل به اهل بيت اطهار ، صلوات اللّه عليهم ، فى الليل و النهار مىباشد .
نوزدهم
تحصيل خوف و رجاست كه از سخط جبارى هراسان و از رحمت بى نهايت در مهد امن و امان بوده . در يك مرتبه اين دوحال را نگهدارد كه ياس و امن ، هر دو منشأ مآتم بى شمار مىگردد ، مگر در دم احتضار كه دست از جان شسته ، رجاء رحمت بايد غالب باشد .
بيستم
تحصيل عفت نفس با وجود و سخاوت و ثبات و اطمينان و مواسات اخوان و مسامحه با ايشان است و تامل در دقايق مسطور و رياضت نفس با مداومت ، مثمر سعادت و ارتفاع شقاوت است .
منبع : daralhoda.com
اللهم صل علي محمد و آل محمد
اللهم عجل لوليك الفرج
به نام حضرت دوست كه هرچه داريم از اوست
توصیههایى از آیت الله شاهآبادى
روح لطیفش تجلى واقعى عرفان و رفتار و خلق كریمانهاش نمادى از حضور عالمان آگاه در سطح جامعه بود سخن از عارف كامل آیت الله میرزا محمد على شاه آبادى است، در این نوشتار براى بهره مندى از دریاى ژرف معارف از منظر آن حكیم الهى دستبه دامان بزرگى شدهایم كه به تعبیر خودش شاید هیچ كس به اندازه ایشان، آیت الله شاه آبادى را نشناخته است . برخى از نكتههاى نابى كه در پى مىآید، نقل قولهایى است كه حضرت امام خمینى (رحمة الله علیه) در كتاب هایشان از مرحوم شاه آبادى بیان نمودهاند .
بهت فرشتگان
«سه آیه آخر سوره مباركه حشر را تلاوت كنید تا ملكه شما شود و اولین اثرى كه از آن مترتب مىشود، پس از مرگ و شب اول قبر است . وقتى كه ملكین از طرف پروردگار براى سؤال و جواب مىآیند، در جواب «من ربك؟» بگوئى: «هو الله الذی لا اله الا هو عالم الغیب و الشهادة هو الرحمن الرحیم × هو الله الذی لا اله الا هو الملك القدوس السلام المؤمن المهیمن العزیز الجبار المتكبر سبحان الله عما یشركون × هو الله الخالق البارئ المصور له الاسماء الحسنى یسبح له ما فی السماوات و الارض و هو العزیز الحكیم»
وقتى این طور پاسخ بگویى ملائكه الهى مبهوت و متحیر مىشوند، چون این معرفى حق استبه زبان حق، نه معرفى حق به زبان خلق .»
گوش كردن به تغنیات
اى عزیز، بكوش تا صاحب عزم و داراى اراده شوى، كه خداى نخواسته اگر بىعزم از این دنیا هجرت كنى، انسان صورى بىمغزى هستى كه در آن عالم به صورت انسان محشور نشوى . زیرا كه آن عالم، محل كشف باطن و ظهور سریره است و جرات بر معاصى، كم كم انسان را بىعزم مىكند و این جوهر شریف رااز انسان مىرباید . استاد معظم ما مىفرمودند:
«بیشتر از هر چه، گوش كردن به تغنیات، سلب اراده و عزم از انسان مىكند .»
سگ درگاه خدا
به قول شیخ بزرگوار ما: «شیطان، سگ درگاه خداست . اگر كسى با خدا آشنا باشد، به او عوعو نكند و او را اذیت نكند .»
سگ در خانه، آشنایان صاحب خانه را دنبال نكند . شیطان نمىگذارد كسى كه آشنایى با صاحب خانه ندارد، وارد خانه شود . پس اگر انسانى با صاحب خانه در ارتباط است، مىتواند از او بخواهد كه شر سگ خانهاش را از او كم كند و از صاحب خانه بخواهد كه صداى آن سگ را بخواباند .
راهى براى اصلاح نفس
جناب عارف بزرگوار مىفرمودند كه:
«مواظبتبه آیات شریفه آخر سوره حشر، از آیه شریفه: یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و لتنظر نفس ما قدمت لغد
تا آخر سوره مباركه، با تدبر در معنى آنها در تعقیب نمازها، خصوصا در اواخر شب كه قلب فارغ البال است، خیلى مؤثر است در اصلاح نفس .»
محبت دنیا، در وقت مردن
بدان كه «نفس» در هر حظى كه از این عالم مىبرد، در «قلب» اثرى از آن واقع مىشود . . . و سبب تعلق آن استبه دنیا، و التذاذات هر چه بیشتر باشد، قلب از آن بیشتر تاثیر پیدا مىكند و تعلق و حبش بیشتر مىگردد تا آن كه تمام وجههى قلب، به دنیا و زخارف آن گردد، و این منشا مفاسد بسیارى است . تمام خطاهاى انسان و گرفتارى به معاصى و سیئات، براى همین محبت و علاقه است، و از مفاسد بزرگ آن ، چنان چه حضرت شیخ عارف ما، روحى فداه مىفرمودند آن است كه:
«اگر محبت دنیا، صورت قلب انسان گردد و انس به او شدید شود، در وقت مردن كه براى او كشف شود كه حق تعالى او را از محبوبش جدا مىكند و ما بین او و مطلوباتش افتراق مىاندازد، با سخطناكى و بغض به او از دنیا برود .»
و این فرمایش كمر شكن، باید انسان را خیلى بیدار كند كه قلب خود را خیلى نگاه دارد .
حضور قلب
همه ارباب صنایع و حرف و اهل لذات و معاملات و عادات، اعمال خود را به حضور قلب انجام مىدهند، به جهت آن كه قلب داراى محبوب است و لذا متوجه به محبوب خواهد بود; فقط اهل عبادت، محروم از قلباند! با آن كه اس اساس پرستش و ستایش بر حضور است و حقیقتا تمام عاملین، اخطار مىكنند به اهل عبادت كه ما عملى نكردهایم مگر به حضور قلب، آیا شما در تمام عمر عبادت كردهاید به حضور قلب یا نه؟
منبع: به كوشش حسن قدوسى زاده، مجله پرسمان، پیش شماره 7
بر گرفته از سايت : تبيان
اللهم عجل لوليك الفرج
رسوایی در قیامت
آیت الله کوهستانی در بحث معاد می فرمود:
« خدا کند فردای قیامت آدم محشور شویم! »
عرض شد مگر می شود که به صورت آدم محشور نشویم؟ فرمود:
« در قیامت برخی دُم دار و بعضی سم دار محشور می شوند. »
دوستی حضرت علی(علیه السلام) مایه نجات
درباره ولایت حضرت علی (علیه السلام) می فرمودند:
« ما شیعه واقعی نیستیم، ولی خدا کند از دوستان او ـ امیرالمؤمنین علیه السلام ـ باشیم و همین مقدار هم ما را کافی است. »
عنایت امام حسین(علیه السلام)
درباره توسل به امام حسین(علیه السلام) می فرمودند:
« امام حسین علیه السلام هر چه داشت در راه خدا داد، هر کس به خانه امام حسین علیه السلام برود، امام او را رها نمی کند ( همه چیز به او می دهد). »
اثر غذای حرام
درباره اثر غذای حرام می گفتند:
« زهر، کشنده و مهلک انسان است، ولی غذای حرام دودمان را به هلاکت می رساند. »
مخفی بر فرشتگان
حجت الاسلام دارایی نقل می کند:
روزی خدمت آقا جان کوهستانی رسیدم و عرض کردم این جمله که در دعای کمیل دارد: « وکنت انت الرقیب علی من ورائهم والشاهد لما خفی عنهم ...؛ تو گواه و شاهد بر منی، از آن چه که بر فرشتگان هم مخفی است.» آن چه چیزی است که بر فرشتگان هم مخفی است؟
معظم له فرمود:
« خطورات قلبی است. »
ارزش مومن
معظم له درباره ارزش مؤمن می فرمود:
« مؤمن به قدری ارزش دارد که اگر از قبرستانی عبور کند، خداوند به احترام او عذاب را از آن قبرستان برمی دارد و مردگان از عذاب نجات پیدا می کنند. »
بخشش خدا
آن گاه که در بین سخنان گهرباش از عفو و رحمت بی انتهای خدا صحبت می کرد، خیلی انسان را امیدوار می ساخت و با بیان لطیفی می فرمود:
« کریم است، رحیم است، می بخشد! من - شیخ محمد - که می بخشم، او نمی بخشد؟! »
امر بمعروف عملی نه زبانی
از سفارش های معظم له به طلاب این بود:
« مردم را با اعمالتان امر به معروف و نهی از منکر کنید و آن ها را هدایت نمایید؛ در روز قیامت اگر عوام گناه بکند آهسته به او می گویند چرا گناه کردی؟ ولی به شما با تندی می گویند چرا گناه کردی؟ »
برای منبر قیمت نگذار!
حجت الاسلام سید خلیل حسینی رکاوندی می گوید:
« آیت الله کوهستانی به من سفارش نمود که اگر دعوت منبری را قبول کردی برای منبر قیمت تعیین نکن، زیرا هر کس گذاشت مزد خود را گرفته و دیگر در آخرت مزد ندارد. »
شرط دیدار با امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
از ایشان پرسیدم: شما خدمت امام زمان علیه السلام رسیدی؟ آیا با او ملاقات کردی؟ آقا جان فرمود:
« اگر ما خوب باشیم، امام زمان ( عج) خودش به سراغ ما خواهد آمد. »
امان از احتیاج !
از مواعظ ایشان به فرزندش :
« پسر، خرجت به اندازه دخلت باشد، اگر خرجت بیش تر از دخلت باشد، آن وقت احتیاج پیدا می کنی؛ امان از احتیاج! »
بدترین بلا
آقاجان می فرمود:
« پسر، بدترین بلا در دوره آخرالزمان آن است که انسان وظیفه خود را نمی داند.»
در صدد انتقام مباش
می فرمودند :
« شخصی به من ناسزا گفت و هر چه می توانست از فحش و کلمات جسارت آمیز نثار من کرد، ولی سکوت کردم و صبر نمودم تا این که حرف های او تمام شد به او گفتم آیا سزاوار بدگویی و ناسزا بودم. گفت: نه؛ یعنی آن قدر صبر کردم تا از او جواب « نه» گرفتم. »
تربیت شده خدا
آقا زاده گرامی می گوید: از آقا پرسیدم شما استاد اخلاق داشتید یا نه؟ فرمود:
« من تربیت شده خدا هستم، استاد اخلاق به خصوصی نداشتم. »
این احکام معجزه است !
فرزند ایشان از قول پدر چنین نقل می کند:
« اگر فهم من به این اندازه بود و زمان رسول خدا صلی الله وعلیه و آله و سلم را درک می کردم بدون درخواست معجزه تسلیم می شدم. »
عرض کردم چرا؟
فرمود:
« ببین اسلام برای همه چیز حکم دارد، در ریزترین مسائل حتی برای قضای حاجت دستور داد، اصلاً معجزه نمی خواستم این احکام خودش معجزه است. »
حقیقت جویی
آقاجان میفرمودند:
« اهل علم در هر زمانی در معرض اغفال و فریب قرار دارند منتها زمان ها فرق می کنند در عصر و زمان ما توبیخ و ملامت در کار بود می گفتند شغل قحط است که انسان آخوند بشود و از همه چیز محروم گردد و بدین وسیله روحیه را سست می کردند و امیدها را مبدل به یأس و نا امیدی می نمودند، ولی ما از ملامت و سرزنش آنان اغفال نشدیم و با نان و پنیر آقا امام زمان علیه السلام ساختیم وفا نشان دادیم و صفا دیدیم.
اما عصر و زمان شما عصر دانه و دام است، هم حقوق و پول را مطرح می کنند و هم مقام و پست وعده می دهند تا شما را فریب دهند، مراقب باشید نسبت به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بی وفایی نکنید، استقامت کنید؛ وفادار باشید تا به مقصد برسید.
حق و حقیقت ماندنی است؛ باطل و هوا رفتنی است، و دورانش تمام می شود. در زمان ما اشخاص فراوانی پیدا شدند سخنرانی های پر سرو صدایی داشتند ما خیال می کردیم که این ها کارشان خوب گرفته است، ولی طولی نمی کشید که می دیدیم سقوط کردند و کنار زده شدند. متوجه شدیم حقیقت و واقعیت در کارشان نبود، شما بکوشید دنبال حقیقت و واقعیت ها باشید تا دوام پیدا کرده و از بین نروید.»
استفاده از فرصت
حجت الاسلام سید علی جبارزاده در خاطره دیگری از سفارشات حکیمانه آیت الله کوهستانی چنین بازگو می کند:
موقعی که در حوزه علمیه نوکنده در خدمت آیت الله نصیری - ره - درس می خواندیدم؛ به اتفاق چند تن از دوستان طلبه به زیارت آیت الله کوهستانی مشرف شدیم. موقع خداحافظی طبق معمول آقا جان ما را تا دم درب حسینیه و نزدیک پل بدرقه کردند، آن گاه با مهربانی و رأفت فرمودند:
« این کرایه ای که برای رفت و برگشت داده اید، خوب است خرج خودتان کرده و هر چه بهتر درس بخوانید؛ اکنون شما هم کرایه زیادی از جیب دادید و هم مقداری وقت صرف رفت و آمد کردید.
خوشحالی من به این است که شما خوب درس بخوانید و از عمر و وقت و جوانی تان بهتر و بیش تر در دوران تحصیل استفاده نمایید، آن وقت من نیز شما را بیش تر دوست می دارم. »
پس از استماع موعظه پدرانه با جناب ایشان روبوسی نموده و خداحافظی کردیم.
احتیاط کنید
یکی از ارادتمندان معظم له می گوید:
روزی جهت عرض ادب و دست بوسی خدمت آقا جان کوهستانی رسیدیم، اوایل طلبگی من بود، جمعی نزد ایشان نشسته بودند؛ هنگامی که جهت تجدید وضو برخاستند متوجه حقیر شد و دست مبارک خود را در گردن من انداخت، مثل پدری مهربان از من احوالپرسی کرد و این برخورد محبت آمیز سخت مرا مجذوب ایشان کرد، آن گاه فرمود:
« تا به حال شتر دیده ای؟ »
عرض کردم خودش را ندیدم، ولی عکسش را در کتاب دیدم. سپس گفتند:
« در میان حیوانات اهلی شتر بیش تر از حیوانات بار می شود، اگر اسب را پنجاه من گندم بار کنند شتر را یکصد من گندم بار می کنند. با توجه به این که بارش سنگین است، همیشه سالم است، چون جلوی پای خود را نگاه می کند.
شما اول طلبگی تان است، اول جوانی شماست خیلی احتیاط کنید. مقداری آهسته تر حرکت کنید در مسائل و حوادث روز با شتاب تصمیم نگیرید.»
بعد گفتند:
« فهمیدی چه گفتم؟ »
من با کمال خوشحالی عرض کردم بلی آقا جان.
رضای خدا، سعادت است
حاج آقای جباری نقل می کند که ایشان می فرمود:
« تا می توانید خداوند را راضی کنید که سعادت دنیا و عقبی در رضای حق تعالی است. »
یاد خدا در غم وشادی
آقاجان می فرمودند:
« در عروسی و عزا خدا را فراموش نکنید. »
خدا بهترین رفیق است
در خطاب به یکی از علاقمندانش فرمود:
« خدا را رفیق بگیر غیر از خدا را رها کن. »
ذکر و یاد خدا
آقاجان می فرمودند:
« این آیه مبارک همواره ورد زبان شما باشد:
« فاذکرونی اذکرکم؛ پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم. »»
منبع: http://www.salehin.com
سحر از مقولاتي است كه در قرآن كريم نيز بدان اشاره شده و هنوز هم هستند افرادي كه از اين ابزار عليه ديگران استفاده ميكنند. آيةالله بهجت براي رفع آن دستوراتي را توصيه فرمودند كه بيشتر بر مباني قرآني استوار است.
از آيةالله بهجت رضوانالله تعالي عليه سوال شد كه "كسي كه سحر شده باشد يا دچار چشمزخم شده باشد براي بطلان سحر و دفع چشمزخم بايد چه كند؟"
در پاسخ فرمودند: موارد ذيل را مراعات و عمل نماييد:
۱- قرآن كوچك هميشه همراه داشته باشيد.
۲- معوذتين [سورههاي مباركه فلق و ناس] را بخوانيد و تكرار نمائيد.
۳- آيةالكرسي را بخوانيد و در منزل نصب نمائيد.
۴- چهار قل [سورههاي مباركه توحيد، كافرون، فلق و ناس] را بخوانيد و تكرار نمائيد، خصوصا وقت خواب.
۵- در موقع اذان با صداي نسبتا بلند اذان بگوئيد.
۶- روزي ۵۰ آيه از قرآن كريم را با صداي نسبتا بلند بخوانيد.
(كتاب پرسشهاي شما و پاسخهاي آيةالله بهجت – جلد اول)