تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: وضعیت قبر معاویه + تصاویر
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
وضعیت قبر معاویه + تصاویر
قبر معاویه‌ که‌ در کنار آن‌ حیاط‌ قرار داشت‌ به‌ قدری‌ کثیف‌ و آلوده‌ بود که‌ موجب‌ عبرت‌ بود. خفاش ها در تمام‌ سوراخ های‌ دیوار لانه‌ ساخته‌ و حتی‌ روی‌ قبر او از فضولات‌ آنها مقداری‌ بسیار ریخته‌ شده‌ بود.
به گزارش مشرق به نقل از مرکز اسناد انقلاب اسلامی، معاویه در چنین روزی، ۱۵ رجب سال ۶۰ هجری در سن ۷۸ سالگی در دمشق درگذشت. وضعیت قبر او را در تصاویر زیر مشاهده می کنید.

وضعیت قبر معاویه در بیان مرحوم علامه طهرانی:

«حقیر از ویرانی‌ و خرابی‌ قبر معاویه‌ علیه‌ الهاویة‌ داستان هائی‌ شنیده‌ بودم‌ که‌ به‌ صورت‌ مزبله‌دانی‌ در آمده‌ است‌، ولی‌ به‌ عیان‌ ندیده‌ بودم‌ تا در سنة‌ ۱۳۹۲ هجری‌ قمری‌ که‌ از راه‌ دمشق‌ برای‌ بار سوم‌ به‌ حج‌ بیت‌ الله‌ الحرام‌ می‌رفتم‌ و توقف‌ در آن‌ شهر یک‌ هفته‌ طول‌ کشید روزی‌ میل‌ پیدا شد تا این‌ مزبله‌ را مشاهده‌ کنم‌. لهذا با دو نفر میزبان‌ گرامی‌ خود برای‌ تماشا و عبرت‌ بر سر قبر او رفتیم‌، آنها هم‌ چندان‌ مایل‌ نبودند، زیرا می‌گفتند دیدن‌ شما از قبر، شاید موجب‌ ترویج‌ باطل‌ باشد.

ولی‌ من‌ گفتم‌ در وقتی‌ می‌رویم‌ که‌ حتی‌ احدی‌ در آن‌ نواحی‌ نباشد. لهذا بین‌ الطلوعین‌ را اختیار و در معیت‌ ایشان‌ بر سر قبر پرعذاب‌ وی‌ رفتیم‌. زنی‌ در گوشه‌ حیاط‌ کثیف‌ و آلوده‌ آن‌ که‌ نگهبان‌ آنجا بود و مشغول‌ شستن‌ رخت‌ بود، شروع‌ کرد به‌ فحش های‌ غلیظ‌ و سب و لعن‌ اکید بر معاویه‌ و یزید، و صلوات‌ و تحیات‌ بر اهل‌ بیت‌ فرستادن‌.

رفقای‌ ما گفتند: این‌ زن‌ هم‌ از همان‌ تابعین‌ اموی‌ شام‌ است‌ ولی‌ برای‌ دریافت‌ وجهی‌ از واردین‌ شروع‌ می‌کند به‌ لعنت‌ بر بنی‌امیه‌ تا از ایشان‌ پولی‌ دریافت‌ کند و ما هم‌ البته‌ او را در ازای‌ این‌ لعنت ها محروم‌ نگذاشتیم‌. اما قبر معاویه‌ که‌ در کنار آن‌ حیاط‌ قرار داشت‌ به‌ قدری‌ کثیف‌ و آلوده‌ بود که‌ موجب‌ عبرت‌ بود. خفاش ها در تمام‌ سوراخ های‌ دیوار لانه‌ ساخته‌ و حتی‌ روی‌ قبر او از فضولات‌ آنها مقداری‌ بسیار ریخته‌ شده‌ بود.»

[تصویر: 332710_119.jpg]

[تصویر: 332711_261.jpg]

[تصویر: 332712_501.jpg]
[تصویر: 332713_564.jpg]صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
یا الله
سلام.

ممنون از تاپیک جالبتون. اما ی سوال:؟
Huh
این میله های آهنی که دورشه و قفل و زنجیر که روی درشه ، برای چیه؟؟

آخه مسلمونا که نمیرن نبش قبرش کنن یعنی اونا از نسل خودشونم میترسن؟؟
Smile
به نام خدا
به امید خداوند متعال، روزی استکباریون آمریکا و انگلیس و صهیونیست و وهابیت و سعودیها و همفکران و حامیانشان هم سرانجامی مانند این شخص و حتی بدتر از او خواهند داشت.
چرا گنبد و مرقد داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اگر گنبد و مرقد خوبه چرا بـــــــــــــقــــــــــــیـــــــــــــعAngryAngryAngry
چرا بقیع؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا بقیع؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا بقیع؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا بقیع؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا بقیع؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا بقیع؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا بقیع؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا بقیع؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا بقیع؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا بقیع؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا بقیع؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بسم الله الرحمن الرحیم

سلامRose

پس اون حروم لقمه ها و حروم نطفه هایی که تو سوریه دارن حنجره خودشونو پاره میکنن که آیــــــــــــــی ما نواده های معاویه ایــم کجان؟
پس چرا رو قبر کثیف این ملعون اینهمه خاک نشسته؟
...
لا اله الا الله!

..::یا علی::..
Rose
معاویه در سفر سال 56 ه.ق به حجاز، با نیرنگ از مخالفانش بیعت گرفت و هنگام بازگشت به شام، در ابواء (مکانی در نزدیکی مکه) بیمار و رنجور شد. او نیمه شب در بیرون خیمه اش در چاهی افتاد و پیکرش خشک و فکش کج شد. هنگامی که مردم مکه به عیادتش می رفتند، نزد آنان به ریاکاری دست می یازید و می گفت: مؤمن گاه گرفتار بلا می شود. صالحان پیش از من نیز گرفتار بیماری شده اند؛ امیدوارم من نیز از آنان باشم.

با این حال در خلوت بی تابی می کرد. او در پاسخ مروان که به بی تابی اش اعتراض کرده بود، گفت: به یاد چیزهایی افتادم که فراموش کرده بودم. پس از بهترین وضعی که داشتم، اکنون چنین گرفتار شده ام. می ترسم این مجازات دنیایی به سبب جلوگیری از حق علی بن ابی طالب و کردارم با حجر بن عدی و یارانش باشد. اگر محبتم به یزید نبود، اسباب هدایت خود را فراهم می آوردم و راه درست را تشخیص می دادم.

معاویه در مدت بیماری، بسیار کابوس می دید و هذیان می گفت. وی هر چه آب می نوشید. سیراب نمی شد. گاهی دو روز بیهوش بود و هنگامی که به هوش می آمد، فریاد می زد: مرا با تو چه کار است، حجر! مرا با تو چه کار است عمرو (عمرو بن حمق خزاعی). مرا با تو چه کار است، علی! اگر مجازاتم کنی، در برابر گناهانم کیفر داده ای و اگر بگذاری، تو مهربانی. در این مدت، یزید همواره در کنارش بود. معاویه که در بستر به خود می پیچید، به خویشان و فرزندان می نگریست و می گفت: برایتان بسیار تلاش کردم و سخت کوشیدم و شما را از سفر کردن بی نیاز ساختم. گاه چنان بی هوش می شد که می پنداشتند در گذشته است، ولی دوباره چشمانش را باز می کرد.

در سالهای پایانی عمر، در کمر معاویه زخمی پدید آمد که هرگاه به سبب سرما، جامه ضخیم می پوشید، آزارش می داد. به همین دلیل می گفت: لباس و روانداز سبک بیاورید. ولی هنگامی که جامه ای از سخال یا پر حواصیل نیز می پوشید، حالش تغییر نمی کرد. در این زمان اندوه او را فرا می گرفت و جامه را بیرون آورده، دوباره می پوشید. او این کار را بارها تکرار می کرد و می گفت: خدا دنیا را خانه زشتی قرار داد چهل سال مالک آن بودم؛ بیست سال امارت و بیست سال خلافت و حالم چنین شده است. این روزگار سیاه باد!

معاویه در روزهای پایانی زندگی، به دخترانش، رمله و هند که وی را از این سو به آن سو می گردانیدند، گفت: کسی را می گردانید که لحظه ای نیاسود و پیوسته مال اندوخت. کاش به جهنم نرود. واپسین نیرنگ معاویه در روزهای پایانی زندگی اش نمایان شد. هنگامی که بیماری او شدید شد، به اطرافیانش فرمان داد، چشم هایش را سرمه کشند و سرش را روغن زنند. سپس به مردم اجازه داد نزدش رفته، سلام گویند و بیرون روند. مردم می آمدند و هنگامی که او را سرمه کشیده و روغن زده می دیدند، با خود می گفتند: مردم می گویند در حال مرگ است، ولی از همه سالم تر می نماید و زمانی که مردم رفتند، معاویه چنین سرود: پیش شما تنگ نظران خویشتن داری می کنم تا ببینید که از رویدادهای دهر از جای نمی روم، ولی هنگامی که مرگ پنجه هایش را فرو می کند، معلوم می شود که هیچ آویزه ای سود نمی دهد.

سپس از سینه اش خون جاری شد. او سرانجام در سال شصت هجری درگذشت، در حالی که هنگام مرگ هفتمین یا هشتمین دهه عمر را پشت سر می نهاد. برخی از راویان سن وی را کم تر از هشتاد و برخی دیگر بیش از هشتاد سال نگاشته اند.

معاویه وصیت کرد نیمی از مالش را به بیت المال و نیم دیگر را به ورثه اش بدهند؛ زیرا عُمَر اموال فرماندارانش را نصف می کرد و درباره دارایی های او چنین تصمیمی نگرفت. بر اساس این وصیت که نیرنگ معاویه را می نمایاند، او می توانست به راحتی در باقی مانده دارایی هایش تصرف کند و همزمان یاد عمر را که وی را از گروه طلقا به حکومت شام رساند و زمینه خلیفه شدنش را فراهم کرد، گرامی دارد.

معاویه در اواخر عمرش بیمار و ضعیف شده بود. روزی به حمام رفت و با دیدن ضعف بدن خود، گریه کرد و شعری به این مضمون خواند: می‌بینم که شب‌ها در کاستن وجودم می‌کوشند، پاره‌ای از من را گرفته، پاره دیگر را رها می‌کنند.

و هنگامی که مرضش شدید شد و شبح هولناک مرگ را مشاهده کرد، گفت: ای کاش در راه رسیدن به حکومت تلاش نکرده بودم و ای کاش در رویارویی با لذات دنیا همانند نابینایان بودم؛ کاش همچون کسی بودم که بهره‌اش از دنیا لباسی کهنه و خوراکی ناچیز است و با چنین حالی با اهل قبور دیدار می‌کردم. و سرانجام پس از دوره‌ای سخت، به هلاکت رسید.

پس از مرگش ضحاک بن قیس فهری در حالی که پارچه‌هایی بر دوش داشت به مسجد آمد و به جانب منبر رفت و رو به مردم گفت:« معاویه پادشاه عرب بود که خدا به وسیله او شعله‌ی فتنه را خاموش و سنٌت رسول خدا را زنده نگاه داشت. این کفن اوست و ما او را در این کفن خواهیم پیچید تا به دیدار خدا نائل گردد. هر کس می‌خواهد بر او نماز بگزارد، حاضر شود. سپس بر جنازه معاویه نماز گزارد.


منابع:

الفتوح ج 5 ص 250، تاریخ دمشق ج 59 ص 221، الفتوح ج 4 ص 251، تاریخ دمشق ج 22ص 59، انساب الاشراف ج 5ص 158- 160، الکامل ج 3، تاریخ طبری ج 7 ص 2890، الغدیر ج 10 ص 141، قصه کربلا ص 59، العقد الفرید، ج 4، ص 164.
آدرس های مرجع