سلام
امام على عليهالسلام :
خويشتندارى (و مناعت طبع) زيور فقر است .
نهج البلاغة : الحكمة 68
دوستان فقری که مورد حدیث بوده حتما دلالت بر فقر مادی نیست و از طرفب نباید بگیم فقر معنوی یا همون سستی دین و بنیاد فکری.
بلکه همه اینها با هم میبینیم در کنار هم مثل بخش های یک پازل با هم وصل هستن.
برای نمونه کسی که فقر مادی نداشته باشه و در رفاهیت تمام باشه ولی سست باشه تو اعتقادش این ادم رو فقیر نمیدونیم؟
فقیر ، عنصری به اسم تقوا داشته باشه = ایمان
فقیر ، عنصری به اسم دیانت نداشته باشه = قارون
فقیری که هر دو ، ایمان و مادیات نداشته باشه = نزدیک به کافر
حالا به این سخن دقت کنین که :
امام صادق عليهالسلام در کتاب کافی جلد دوم صفحه 264 حدیث هجدهم در این مورد فرمودند که :
(در روز قـيـامت) خـداوند ، جـلّ ثناؤه ، همچنان كه برادرى از برادرش پوزش مىخواهد ، از بنده مؤمن نيازمند خود در دنيا ، عذر مىخواهد و مىفرمايد : به عزّت و جلالم سوگند كه من تو را در دنيا از سر خواريت نزد من ، محتاج نكردم . اكنون اين سرپوش را بردار و ببين به جاى دنيا به تو چه دادهام . او سرپوش را بردارد و گويد : با اين عوضى كه به من دادى مرا چه زيان اگر آنچه را در دنيا از من گرفتى .
و از سویی حضرت امیر المومنین میفرماید :
ضَرَرُ الفَقرِ أحمَدُ مِنأشَرِ الغِنى ، زيان فقر ، پسنديدهتر از سرمستى توانگرى است .
حالا ودتون ببینین که فقر با ایمان خوبه یا بی ایمان؟
از کجا که این فقر ، مادی نوعی ازمایش نباشه؟
در حالی که برای انسان تن پرور نهی شده از کار نکردن و رو به فقر و تکدی گری کردن.
اما فقر رو باید به معنای کلی بگیریم تا متوجه این نکته بشیم.
حالا کدوم فقیر رو میپسندید؟
فقری که باعث سستی ایمان بشه ؟ یا فقری که باعث دوری و منع از مادیات بشه؟
حال بنگرید که از این دو فقر دشمن چگونه استفاده کرده است:
نان و اب میدهیم بیا به مسلک ما.
از حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام نقل شده است :
«چیزهایی هستند كه باعث فقر و پريشانى مي شوند و چیزهایی هم هستند كه موجب توانگرى می شوند؛ اما آنها كه موجب فقر وپريشانى می شوند:
تارعنكبوت را درخانه گذاشتن و بول کردن در حمّام، و خوردن درحال جنابت، و با چوب گز خلال كردن و ايستاده شانه كردن و زباله را در خانه گذاشتن و قسمِ دروغ خوردن، و زنا كردن، و اظهار حرص كردن و خوابیدن بین نماز شام تا خوابیدن شب، و همچنین بعد از صبح پيش از طلوع آفتاب، و زیاد دروغ گفتن، و غنا و خوانندگى شنيدن و رد کردن سائل و فقیری که در شب درخواست می کند، و خرج را زياده از حد كردن و با خويشان بدى كردن؛
و امّا آنها كه موجب توانگرى و زيادى مال می شوند نماز پيشين و پسين را و نماز شام و خفتن را با يكديگر خواندن، و خواندن تعقیبات بعد از نماز صبح و بعد از نماز عصر، و نيكى و احسان كردن با خويشان و نزدیکان، و جارو کردن ساحت خانه ، و قسمت کردن مال خود با برادران مؤمن، و به دنبال روزى رفتن هنگام بامداد، و بسیار استغفار كردن، و خيانت در مال مردم نكردن، و سخن حقّ و راست گفتن، و [به هنگام اذان] آنچه مؤذن در اذان گويد به دنبال او گفتن(تکرار کردن) و سخن نگفتن در مستراح، و حرص در طلب دنيا نداشتن، و شكر کردن کسی که به واسطه ی او نعمتی به انسان رسیده، و اجتناب از قسم، و شستن دست ها پيش از طعام، و خوردن خورده ريزهایی كه از سفره ريزد.»
با تصرف و تلخیص از کتاب حلیة المتقین علامه مجلسی