۲۲/خرداد/۹۲, ۱۷:۳۶
پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در زمان ولادت امام حسین(علیه السلام) در خانه نبود، هنگامی که خبر ولادت امام حسین به حضرت رسول(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رسید، ایشان به سرعت خود را به خانه حضرت زهرا(سلام الله علیها) رساند و آثار حزن و اندوه بر چهره مبارک رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نمایان بود و آهنگ کلام ایشان حزنانگیز و حزنآلود بود. سپس ایشان به اسماء فرمود: فرزندم را بیاور؛ آن گاه در پارچهای سفید حضرت را در دست پیامبر داد و پیغمبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) امام حسین(علیه السلام) را در آغوش گرفت، بوسید و گریست.
اسماء از مشاهده این حالت سخت متأثر شد و گفت: پدر و مادرم فدای شما ای رسول خدا! چرا گریه میکنید؟ حضرت(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: برای فرزندم که به دنیا آمده است، گریه میکنم، چرا که او را گروهی ستمگر خواهند کشت و خداوند آنها را از شفاعت من بینصیب گرداند. در کتاب «امالی» شیخ صدوق مجلس ۲۸ حدیث پنجم نقل شده است که رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از جا برخاست و رو به اسماء کرد و فرمود: از این ماجرا فاطمه زهرا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را آگاه نکن، زیرا او تازه صاحب این فرزند شده است.
اسماء از مشاهده این حالت سخت متأثر شد و گفت: پدر و مادرم فدای شما ای رسول خدا! چرا گریه میکنید؟ حضرت(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: برای فرزندم که به دنیا آمده است، گریه میکنم، چرا که او را گروهی ستمگر خواهند کشت و خداوند آنها را از شفاعت من بینصیب گرداند. در کتاب «امالی» شیخ صدوق مجلس ۲۸ حدیث پنجم نقل شده است که رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از جا برخاست و رو به اسماء کرد و فرمود: از این ماجرا فاطمه زهرا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را آگاه نکن، زیرا او تازه صاحب این فرزند شده است.