تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: قیاس چیست؟(تاپیک جامع-تقاضای همکاری)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
بسم رب لامهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
*************
سلام علیکم
قیاس چیست؟؟؟
دوستان عزیز و اساتید تالاراگر کسی هست لطفا به این سوالات جوابید چون تا جایی خیلی مهم هست .
چرا؟:زیرا شخصا در زندگی خیلی اشخاص را دیدیم که خود را با دیگران مقایسه میکنیند .
مثلا جایز هست که من اخلاقیات فرزندم یا نزدیکانم و یا شرایط زندیگیمان را با دیگران مقایسه کنم و غیره ؛
*آیا درست است؟
*اصلان قیاس یعنی چه ؟
*آیا قیاس جایز هست؟
*در چه موارد میشود قیاس انجام داد؟
*در چه موارد نمیشود قیاس انجام داد؟
وغیره ...
لطفآ هر چی در این باره میدانید بگوید تا انشاالله بتوانیم آنگونه شویم حق تعالی و آقایمان امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)میخواهد.
*تشکرمنتظرجوابتان هستم.
خیلی خوب میشه که به زبان ساده شد که برایمان مفهوم باشد.
"((لطفا طبق روایات،آیات وآنچه بزرگان دین نقل شود))
انشاالله موفق و مستدام در پناه حق تعالی باشید.
---------------
"صلوات "
جهت سلامتی و تعجیل در فرج امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)فراموشمان نشود.
"خدایا با ما آن کن که لایق حضرت توست."
اللهم صل علي محمد ال محمد و عجل فرجهم
و لعنة الله على عدائهم اجمعين
و جعلنا من خير أنصاره و أعوانه
و المستشهدين بين يديه
اللهم عجل الوليك الفرج بحق زینب کبری(سلام الله علیها)
سلام


بنده تنها چیزی که میتونم بگم اینه که قیاس در احکام دین جایی نداره. کلا تا اونجایی که من میدونم قیاس فقط در علومی مثل ریاضی و فیزیک کاربرد داره و حتی در علوم تجربی هم قیاس معنی نداره دیگه چه برسه به بقیه ی حوزه ها.
سلام

فعلا صرفا برای وارد شدن به بحث


امام صادق عليه السلام به ابوحنيفه فرمود: «لا تقس فان اول من قاس ابليس»، قياس مكن كه نخستين قياس كننده شيطان بود.(نور الثقلين، ج 2، ص 6)

قیاس در دین خدا باطل است، به طورى که بیش از پانصد حدیث در تحریم عمل به قیاس از امامان اهل بیت علیهم السلام وارد شده است.
همانطور که دوستان عزیز هم اشاره فرمودند قیاس در مکتب شیعه جایگاهی ندارد، مخصوصا در موراد فقهی. و این یکی از اختلافات این مکتب با اهل عامه است.


طبق فرموده مولایمان امیرالمومنین سلام الله علیه، هرکس بخواهد با قیاس به نتیجه ای برسد تماما در اشتباه خواهد افتاد. چون اصلا اساس قیاس بر مبنای مغلطه و سفسطه می باشد و نمی تواند جایگاهی مبنایی و محکم در اصول عقاید انسان داشته باشد.


باز اگر فرمایش دیگری بود درخدمتیم. Smile
قياس فقهی یا قیاس منطقی؟(قیاس های فقهی معتبر)

قبلا در این تاپیک سخنی پیرامون نابجا بودن قیاس ذکر شد.

بنده هم عرضي نمودم که دوباره اینجا قرار می دهم؛ سخنم این بود که بعضا قیاس هایی كه در علم منطق مشخص است با دقت های خاص خود، در فقه شیعی هم به کار می رود.
نقل قول:سلام علیکم

آن قیاس هایی که باطل است غیر از این نوع قیاس در احکام شرعی است.قیاسی که از نوع منطقی باشد عین اجتهاد است.مثلا در همین جا ذکر شده است که تبرجی که باعث گول زدن(تدلیس) فرد دیگری شود حرام است. عقلا به این می رسیم که اگر آرایشی موقتی باشد و اثر خود را از دست بدهد حکم فریب دادن و تدلیس طرف مقابل را دارد که این علت حکم می شود؛ پس به طریق اولی هر شکلی از تدلیس در آن باطل است (قیاس منصوص العله).اما همانطور که شما فرمودید جراحی پلاستیک دائمی است و به نظر مصداق فریب نمی باشد. هر چند همان هم تدبر بیشتری می طلبد.
ببخشید عرض زیادی نمودم.

یا علی(علیه السلام)



خوب دقت شودSmile:

معمولا قیاس منطقی با تمثیل منطقی خلط می شود؛ اصطلاح قیاس در فقه شیعی معادل تمثیل در منطق است که اگر لازم بود شرح بیشتری می دهم.

اجازه دهید یک مثال بزنم تا فرق قیاس منطقی با قیاس فقهی(تمثیل منطقی) مشخص شود:

در منطق می گوییم که تمثیل استدلال(قیاس) جزئی است و به همین دلیل حجیت ندارد؛ یعنی از جزئی فقط به دلیل تشابهات صفتی و ظاهری، حکم برای جزء دیگر می دهید! مثلا شما می بینید در حدیث آمده عصاره ی انگور حرام است پس نتیجه می گیرید که هر عصاره ای از هر میوه ای حرام است؛ این قیاس فقهی یا تمثیل منطقی است که مشخص است از نظر استدلالی پایه ای ندارد.

اما حالا فرض کنید در حدیث می بیند که عصاره ی انگور چون مست کننده است حرام است. شما از عصاره ی انگور به دلیل حرمت که مستی است رسیدید(یک طرف قیاس منطقی)، حالا دارید که مثلا عصاره ی هلو مست نمی کند(طرف دیگر) از اینجا به نتیجه ی قیاس منطقی می رسید که پس عصاره ی هلو اشکالی ندارد(از این جهت).

به نظرم روشن است که این استدلال جای اشکال ندارد و رسیدن از معلول به علت اگر نص روایت باشد که این علت تامه است مفید فایده است؛ اما در جایی علت نیامده بلکه مثلا حدیث می گوید عصاره انگور انسان را آشفته می کند و هیچ وجهی در علت تامه بودن این سخن نمی بینیم، پس نمی توانیم حکم دهیم که هر چه که اضطراب آور است، حرام می باشد؛ این ریزه کاری ها و بسیاری دیگر که در فقه و اصول مد نظر است؛ و به این سادگی ها هر کسی به ملکه اجتهاد نمی رسد.

در فقه هم قیاس به معنای تمثیل باطل است اما همانجا هم قیاس های معتبری وجود دارد که بر مبنای قیاس های منطقی است. مانند قیاس
منصوص العله (آوردن علت در نص روایت و رجوع از معلول به علت و از آن جا به احکام مشابه)، قیاس اولویت (مانند قبلی فقط در اینجا به مراتب پایین تر علت حکم، هم تعمیم می دهند. مثلا اگر مجروح کردن دست به دلیل علت تامه ی ضرر رساندن حرام است، قطع این عضو به طریق اولی نیز حرام است ) و ... که در کتب مربوطه ذکر شده است.

درباره ی انواع قیاس منطقی که معمولا چهار تا ذکر می شود و همچنین تمثیل منطقی با جستجو در فضای مجازی یا مراجعه به هر کتاب ساده ی منطقی می توانید اطلاعات مناسبی بیابید.


(۱/تیر/۹۲ ۱۰:۲۲)محب الزهرا نوشته است: [ -> ]سلام

فعلا صرفا برای وارد شدن به بحث


امام صادق عليه السلام به ابوحنيفه فرمود: «لا تقس فان اول من قاس ابليس»، قياس مكن كه نخستين قياس كننده شيطان بود.(نور الثقلين، ج 2، ص 6)

قیاس در دین خدا باطل است، به طورى که بیش از پانصد حدیث در تحریم عمل به قیاس از امامان اهل بیت علیهم السلام وارد شده است.

حرف جناب محب الزهراء گرامی بسیار درست است.

اول اجازه دهید من یک شوخی با جناب محب الزهراء عزیز بکنم
Wink.جناب محب الزهراء فرض کنید من یک قیاس به کار ببرم و فردی هم کار من را با این حدیث نورانی کنار هم گذاشته و حکم به بطلان عمل من کند! چگونه این کار را انجام می دهد؟ قیاس من را با حدیث مقایسه می کند و در عین حال که قیاس را نادرست می داند خود به نادرست عمل می کند!!! البته این سخن من مغالطه بیش نبود و جهت دقت عرض کردم که از یک واژه معنایی که مورد نظر خودمان است را برداشت ننماییم و با تامل به عمق روایات و منظور دقیق معصوم(علیه السلام) از واژه ی قیاس پی برد.

در ادبیات دینی و احادیث ما قیاس به همان معنی تمثیل منطقی یا قیاس جزئی علم منطق است(شاهد این ادعابنده همیجا ناراحتی خودم را از به کار بردن واژه ها به طوری که نامطابق با ادبیات احادیث شیعی، در کتب حکمی و منطقی خودمان اعلام می کنمWink البته باید توجه نمود که گاهی اوقات واقعا نمی شود واژه ی مطابق واقع یک علم یافت و مجبور به جعل معانی هستیم؛ اینکه عرفا در اشعار خود از لب و خال و ساقی و می استفاده می کنند حقیقتا نزدیک ترین واژگان به آن شور و سرمستی شهودی شان است و باید قبول نمود که غیر از این واژه ها مشابهی یافت نمی شود و اصلا ظرفیت زبان برای این حقایق محدود است.

ولی کسانی که به علمی آشنایی ندارند باید مراقب باشند که هر گردی را گردو نگیرند. بسیار دیده ام که مثلا چون امام معصوم (علیه السلام) گفته است فیلسوف فلان است پس همه ی فلاسفه را طرد می کنند. غافل از اینکه آیا بار معنی هر واژه ی در طول زمان ها یکسان است یا به مرور و مطابق هر علمی، معنی خاص خود را می گیرد. اصلا موضوع آن فلسفه با این یکی یکسان است؟ یا یک بزرگ دیگری می گفتم که فلسفه یعنی دوست داری دانش(science). این عزیز البته باید دقت می نمود که جعل واژه یا تغییر بار معنایی یا حتی معنی دانش در آن دوران یا حتی لغت نامه هایی ه فلسفه را دوست داشتن دانش با لفظ Knowledge ، چگونه بوده است؟

بگذریم مقصود بیان این دقت ها بود.......Blush
حسن اقا برادر عزيز
من متوجه اين حرفتون كه هر گردى گردو نيست شدم ؛
ولى خيلى ممنون ميشم اگر ساده تر توضيح بديد تا بهتر متوجه منظورتان از اينها كه گفتين بشم.
(۱/تیر/۹۲ ۲۳:۳۴)ساقی نوشته است: [ -> ]حسن اقا برادر عزيز
من متوجه اين حرفتون كه هر گردى گردو نيست شدم ؛
ولى خيلى ممنون ميشم اگر ساده تر توضيح بديد تا بهتر متوجه منظورتان از اينها كه گفتين بشم.

سلام آقا ساقی عزیز

کجا را دقیقا متوجه نشدید؟

ببخشید البته زیاد از ضرب المثل هر گردی گردو نمی شود استفاده نمودم.Blush
به نظرم برای درک این مبحث لازم بود!!!
آدرس های مرجع