۵/تیر/۹۲, ۲۲:۰۹
خب اقا یدرست پسند الان مجددا با دقت بیشتری پست اولتان را خواندم ولی الان بیشتر از بار اول نبست به پاسخ های شما درباهر اقول خودم گنگ شده ام. بارو کنید متوجه منظورتان نشدم
شما درباره ازدوج حرف زدید یا دوست دختر و دوست پسر داشتن؟ چون اولش اینجوری بود اما اخرش به ازدواج ختم شده. اصلا الان که مجدد ارسال اولتان را خواندم دچار شک شدم که نکند اصلا منظور شما را بد گرفتم.
با این حال مجددا چند نقد بر مطلب شما میزنم
خب برادر عزیز شما در پاسخ به این سوال خود چنین راهکاری ارائه داده اید
خب برادر من چرا من باید اینجوری با اونها جواب بدم؟ و چرا باید چیزی را خدا برایم حلال کرده بر خود حرام کنم؟!!!!!
من هرگز به انان اینجوری جواب نمیدهم بلکه به انان میگویم من هم به جنس مخالفم گرایش دارم و با او بودن برایم شیرین است و این را هم میدانم که در کلاس دختری هست که به با من بودن علاقه دارد و اتفاقا من با او صحبت کردم و او هم به دوستی با من تمایل نشان داده ولی من با او صحبت کردم و در چند جلسه از اسلام و ازدواج موقت حرف زدم و او هم پذیرفت که با من از راه شرعی دوست و در واقع همسر من باشد . ولی شما ها داردی راه را اشتباه میروید بروید با دوست دخترهایتان حرف بزنید و انها ر متقاعد کنید مطمئن باشید که انها اگر دلشان با اسلام باشد و پاکی را دوست داشته باشند قبلو میکنند. انوقت خواهید دید که چه اثرات مثبتی را برای شما در تمام جنبه های زندگی به ارمغان می اورد.
بله درست پسند من اینجوی جواب میدهم و اینجوری تبلیغ اسلام را میکنم و هرگر یه بچه مذهبی را خشک مقدس و عقب مانده نشان نمیدهم بلکه یک مذهبی را روشن فکر البته از نوع اسلامیش نشان می دهم. این چیزها را که میگویم خودم عمل کرده ام که میگویم و خدا را شاهد میگیرم که اثر عجیبی در انها گذاشت و خیای از انها که اتفاقا از نظر عقیدتی هم به شدت متزلزل بودند با دوست دخترهایشان محرم شدند اما اگر مثل شما جواب مبدادم اسلام دینی خشک و بی روح و ازار دهنده وه لذت ها را منع میکند نشان داده میشد و چند فحش هم بار من و دیگر مذهبی ها میشد
از همین رو هست که اهل بیت فرمودند در ازدواج موقت زیاد روی نکنید
اما خدای که این انسان را خلق کرده به او گفته اگر در جای در کنار نامحرمی قرار گرفتی اگر دیدی که این مساله تو را دارد به گناه می اندازد برو جلو و با ان زن یا مرد باب صحبت را باز کن و کم کم و با کنایه از او بخواه که به عقدت در بیاید یا تو را عقد کند(البته معمولا اقایان میروند جلو و از همین جهت است که خدا در قران مردان را خطاب قرار داده والا اگر زن هم چنین کند هرگز حرام نیست و بی حیایی نیست)
دیدی برادر منف خدا میگوید اینجوری به منطقه خطر نزدیک شو و بعد خطر را غافل گیر کن و او را دور بزن و ان خطر را به فرصت و امنیت تبدیل کن.
برادر من اسلام نمیگوید از 15 سالگی انقدر صبر کن و خودت را زجر بده و عقده ای بکن تا بالاخره در سن 27 - 28 سالگی بتوانی کار پیدا بکنی و پولی تهیه کن یو ازدواج کنی. بلکه خدا میگوید بنده خوبم انقدر دوستت دارم که دلم نمیخواهد اگر شرایط ازدواج دایم برایت مهیا نبود خودت را با روابط نامشروع به گناه بندازی یا با صبر کردن زجر بکشی و به هزار بیماری عصبی و روانی و خشونت و بی بازدهی مبتلا بشوی به همین خاطر برایت ازدواج موقت را قرار دادم تا در این مدتی که شرایط اطدواج دائمت فراهم نیست با ان ارامش بگیری و از نعمت لذت با جنس مخالفت بهرهمد شوی تا هر وقت امدی دو رکعت نماز بخوانی بفهمی که داری چه میخوانی و با چه کسی حرف میزنی تا به این طریق به ساحت من جسارت نکنی و ادب را در درگاه من به جای اوری و....
به هر حال این راه حل شما مبنی بر صبر کردن تا زمان ازدواج دائم با پیشنهادی که خدا به ما میدهد کاملا مخالف است و این چنین پیشنهاد های مال دوّمی است. عفو بفرمایید.
ببخشید برادر پیرو مکتب فروید بودن هزاران بار بهتر از پیرو مکتب عُمر بودن است
کلا با این پاسهای که دادید متوجه شدم که خیلی از مرحله پرت هستید و اصلا در باغ نیستید و اصلا متوجه حرفای بنده نشدید. شرمنده ترجیح میدهم با افراد اگاه و فهمیده تر حرف بزنم.
شما درباره ازدوج حرف زدید یا دوست دختر و دوست پسر داشتن؟ چون اولش اینجوری بود اما اخرش به ازدواج ختم شده. اصلا الان که مجدد ارسال اولتان را خواندم دچار شک شدم که نکند اصلا منظور شما را بد گرفتم.
با این حال مجددا چند نقد بر مطلب شما میزنم
نقل قول:از طرفی زمینه هم برای اقدام بلامانع در جهت رسیدن به آن مطلوب ِ مهجور ، آماده است. حال چه کنی تا گرفتار نشوی؟
خب برادر عزیز شما در پاسخ به این سوال خود چنین راهکاری ارائه داده اید
نقل قول: در قدم اول بی خیال دوستانی شو که می گویند این روزها هر کسی کسی دارد و یار نو رسی دارد . این روابط نه تفریح است و نه سرگرمی **** بگو : من در این موضوع بی استعدادم
خب برادر من چرا من باید اینجوری با اونها جواب بدم؟ و چرا باید چیزی را خدا برایم حلال کرده بر خود حرام کنم؟!!!!!
من هرگز به انان اینجوری جواب نمیدهم بلکه به انان میگویم من هم به جنس مخالفم گرایش دارم و با او بودن برایم شیرین است و این را هم میدانم که در کلاس دختری هست که به با من بودن علاقه دارد و اتفاقا من با او صحبت کردم و او هم به دوستی با من تمایل نشان داده ولی من با او صحبت کردم و در چند جلسه از اسلام و ازدواج موقت حرف زدم و او هم پذیرفت که با من از راه شرعی دوست و در واقع همسر من باشد . ولی شما ها داردی راه را اشتباه میروید بروید با دوست دخترهایتان حرف بزنید و انها ر متقاعد کنید مطمئن باشید که انها اگر دلشان با اسلام باشد و پاکی را دوست داشته باشند قبلو میکنند. انوقت خواهید دید که چه اثرات مثبتی را برای شما در تمام جنبه های زندگی به ارمغان می اورد.
بله درست پسند من اینجوی جواب میدهم و اینجوری تبلیغ اسلام را میکنم و هرگر یه بچه مذهبی را خشک مقدس و عقب مانده نشان نمیدهم بلکه یک مذهبی را روشن فکر البته از نوع اسلامیش نشان می دهم. این چیزها را که میگویم خودم عمل کرده ام که میگویم و خدا را شاهد میگیرم که اثر عجیبی در انها گذاشت و خیای از انها که اتفاقا از نظر عقیدتی هم به شدت متزلزل بودند با دوست دخترهایشان محرم شدند اما اگر مثل شما جواب مبدادم اسلام دینی خشک و بی روح و ازار دهنده وه لذت ها را منع میکند نشان داده میشد و چند فحش هم بار من و دیگر مذهبی ها میشد
نقل قول: زیاد طول نمی کشد که ورق رابطه ی احساسی و هیجانی شان بر می گردد و تبدیل به آه های شبانه و بی تابی های روزانه می شود.مخالفت های خانواده ، بی وفایی یکی از طرفین ، افت تحصیلی ، چند شکست پی در پی ، بی اعتمادی به جنس مخالف ، مشکل در انتخاب همسر،تنوع طلبی و ... .با این حرفها موافقم اما این چیزها به طور معمول در روابط حلال ایجاد نمیشود و روابط نامشروع هست که بلا استثنا به این جاها ختم می شود. البته این را هم بگویم که اگر کسی در ازدواج موقت افراط کند قطعا به تنوع طلبی گرفتار می شود که بسیار بسیار خطرناک است و باعث میشود شخص دیگر نتواند ازدواج کند و یا تمام زندگیش را با یک شخص ثابت ببندد.
از همین رو هست که اهل بیت فرمودند در ازدواج موقت زیاد روی نکنید
نقل قول:پیشنهاد ما این است که ... حتی اگر همکلاسی ِ جنس مخالف داری و یا در محل کار ، زیر یک سقف و در یک اطاق با جنس مخالفی کار می کنی ، به محدوده ی خطر نزدیک هم نشو. این موضوع مثل اعتیاد است. پیشگیری بهتر از درمان جواب خواهد داد.****برادر عزیز والله قسم این پیشنهاد شما عملی نیست. توجه کنید که بنده قسم لفظ جلاله خوردم . حضرت یوسف هم در اتاق با زلیخا تنها شد بعد از کمی کنترل کردن دیگر دید نمیتواند تاب بیاورد فرار کرد. ایا میشود از سر کلاس یا محل کار فرار کرد؟ تا چند روز میخواهی سر کار خودت را کنترل کنی؟. آیا شیطان تو را رها میکند؟ برادر والله قسم این چیزی که میگویید عملی نیست هرگز و هرگز و هرگز. این چیزها فقط برای چند ساعت یا چند روز شاید بتواند جواب دهد ولی بعد همان میشود که شما میگویید نباید بشود. خب این بود پیشنهاد شما .
اما خدای که این انسان را خلق کرده به او گفته اگر در جای در کنار نامحرمی قرار گرفتی اگر دیدی که این مساله تو را دارد به گناه می اندازد برو جلو و با ان زن یا مرد باب صحبت را باز کن و کم کم و با کنایه از او بخواه که به عقدت در بیاید یا تو را عقد کند(البته معمولا اقایان میروند جلو و از همین جهت است که خدا در قران مردان را خطاب قرار داده والا اگر زن هم چنین کند هرگز حرام نیست و بی حیایی نیست)
دیدی برادر منف خدا میگوید اینجوری به منطقه خطر نزدیک شو و بعد خطر را غافل گیر کن و او را دور بزن و ان خطر را به فرصت و امنیت تبدیل کن.
نقل قول:بلکه اولین نشانه ی یک بزرگ سال ،قدرت کنترل هیجانات و غرایزش می باشدبرادر من اسلام به همان روش بالا که عرض کردم میگوید غریزه و هیجانت را کنترل کن نا با این شیوه ای که شما گفتید.
نقل قول:خودت را به هرچه بادا باد نسپار ، در برابر وسوسه ها مقاوم عمل کنیا ازدواج موقت و عمل کردن به ان راهی که خدا برای ما قرار داده خود را به هر بادی نمیسپاریم و در برابر وسوسه های شیطان نتنها مقاومت نمیکنیم بلکه اساساً وسوسه او را نابود میکنیم
نقل قول:بجای ناله های عاشقانه بهتر است خودت را آماده کنی تا زودتر برای ازدواج آستین ها را بالا بزنی. درس، سربازی، پیدا کردن ِ کار مناسب وبرادر من ما با ازدواج موقتت در اغوش همسرمان که رضایت الهی را در پی دارد ناله های عاشقانه سر میدهیم و این ناله ها به فرموده اهل بیت عزیرمان همه تسبیح خدا محسوب میشود و برایمان ثواب نوشته می شود.
برادر من اسلام نمیگوید از 15 سالگی انقدر صبر کن و خودت را زجر بده و عقده ای بکن تا بالاخره در سن 27 - 28 سالگی بتوانی کار پیدا بکنی و پولی تهیه کن یو ازدواج کنی. بلکه خدا میگوید بنده خوبم انقدر دوستت دارم که دلم نمیخواهد اگر شرایط ازدواج دایم برایت مهیا نبود خودت را با روابط نامشروع به گناه بندازی یا با صبر کردن زجر بکشی و به هزار بیماری عصبی و روانی و خشونت و بی بازدهی مبتلا بشوی به همین خاطر برایت ازدواج موقت را قرار دادم تا در این مدتی که شرایط اطدواج دائمت فراهم نیست با ان ارامش بگیری و از نعمت لذت با جنس مخالفت بهرهمد شوی تا هر وقت امدی دو رکعت نماز بخوانی بفهمی که داری چه میخوانی و با چه کسی حرف میزنی تا به این طریق به ساحت من جسارت نکنی و ادب را در درگاه من به جای اوری و....
به هر حال این راه حل شما مبنی بر صبر کردن تا زمان ازدواج دائم با پیشنهادی که خدا به ما میدهد کاملا مخالف است و این چنین پیشنهاد های مال دوّمی است. عفو بفرمایید.
(۵/تیر/۹۲ ۲۱:۵۴)اولولالباب نوشته است: [ -> ]
اگر پیرو مکتب فروید هستید جور دیگر سخن بگوید...
ببخشید برادر پیرو مکتب فروید بودن هزاران بار بهتر از پیرو مکتب عُمر بودن است
کلا با این پاسهای که دادید متوجه شدم که خیلی از مرحله پرت هستید و اصلا در باغ نیستید و اصلا متوجه حرفای بنده نشدید. شرمنده ترجیح میدهم با افراد اگاه و فهمیده تر حرف بزنم.
در ازدواج (موقت يا دائم) شرط است كه زن، شوهر نداشته باشد و در عدّه كسى ديگر هم نباشد و اگر دختر باكره است بايد بنابر احتیاط واجب از ولى (پدر يا جد پدرى) وى اذن گرفته شود.
دخترى كه به حدّ بلوغ رسيده و رشيده است ، يعنى مصلحت خود را تشخيص مىدهد ، اگر بخواهد شوهر كند ، چنانچه با كره باشد و متصدى امور زندگانى خويش نباشد ، بايد از پدر ، يا جدّ پدرى خود اجازه بگيرد ، بلكه ـ بنابر احتياط واجب ـ اگر خود متصدى امور زندگانى خويش باشد نيز بايد اجازه بگيرد ، و اجازه مادر و برادر لازم نيست .