سوره اسراء، آیه 85:
وَ یَسْاَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ اَمْرِ رَبِّی وَ مَا اُوتِیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلا قَلِیلا (85)
و از تو دربارهی روح سؤال میکنند، بگو روح از فرمان پروردگار من است و از دانش جز اندکی به شما داده نشده است.
البته دربارهی جملهی "روح از فرمان پروردگار من است" هم توضیح بدم که بعضی مفسرین تفسیر میکنند به اینکه روح از جنس فرمان پروردگار است.
به نظرم قبل از بحث دربارهی چگونگی روح، باید دید آیا هدفی هم داره؟ یعنی اگر هم بتونیم سردربیاریم، آیا کاری که باید انجام بدیم تفاوتی خواهدکرد؟ اردو نمیبرنمون که قبلش برای آمادگی داشتن از وضعیت اونجا بپرسیم.

(۱۰/تیر/۹۲ ۱۷:۵۲)درست پسند نوشته است: [ -> ]سوره اسراء، آیه 85: وَ یَسْاَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ اَمْرِ رَبِّی وَ مَا اُوتِیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلا قَلِیلا (85)
و از تو دربارهی روح سؤال میکنند، بگو روح از فرمان پروردگار من است و از دانش جز اندکی به شما داده نشده است.
البته دربارهی جملهی "روح از فرمان پروردگار من است" هم توضیح بدم که بعضی مفسرین تفسیر میکنند به اینکه روح از جنس فرمان پروردگار است.
به نظرم قبل از بحث دربارهی چگونگی روح، باید دید آیا هدفی هم داره؟ یعنی اگر هم بتونیم سردربیاریم، آیا کاری که باید انجام بدیم تفاوتی خواهدکرد؟ اردو نمیبرنمون که قبلش برای آمادگی داشتن از وضعیت اونجا بپرسیم.
با سلام
منظور از روح در این آیه روح انسان نیست برادر
لینک زیر در مورد روح مورد نظر این آیه توضیحاتی داده که خواندنش خالی از لطف نیست
مقصود از روح چیست ؟
روح در دنیا کالبد دارد
در برزخ نیز کالبد برزخی دارد
در قیامت و جهان اخرت هم باز کالبد دارد و گویا همین کالبد(زمینی مادی ) با ویژگی های خاص ان دنیا برمیگردد .
بنابرین خیالتون از بابت هور العین ها راحت باشه

سلام
در این مورد که روح جنسیت و حوری و اینا پیشنهاد میکنم این پست رو مطالعه بفرمایید.
مطالبی در خور پاسخ دوستان هست ، برای اینکه مطلب طولانی نشه نقل نکردم.
اما با توجه به این که همکار گرامی درست پسند
(۱۰/تیر/۹۲ ۱۷:۵۲)درست پسند نوشته است: [ -> ]سوره اسراء، آیه 85: وَ یَسْاَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ اَمْرِ رَبِّی وَ مَا اُوتِیتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلا قَلِیلا (85)
و از تو دربارهی روح سؤال میکنند، بگو روح از فرمان پروردگار من است و از دانش جز اندکی به شما داده نشده است.
البته دربارهی جملهی "روح از فرمان پروردگار من است" هم توضیح بدم که بعضی مفسرین تفسیر میکنند به اینکه روح از جنس فرمان پروردگار است.
به نظرم قبل از بحث دربارهی چگونگی روح، باید دید آیا هدفی هم داره؟ یعنی اگر هم بتونیم سردربیاریم، آیا کاری که باید انجام بدیم تفاوتی خواهدکرد؟ اردو نمیبرنمون که قبلش برای آمادگی داشتن از وضعیت اونجا بپرسیم.
هم با ایه قران توضیح مختصر که خود ایه میده گفتن ، درست و متین هست و اینکه خود روح و ذات و اینکه جنسشم چیه این دیگه از امور خدایی هست و پاسخش رو باید با توجه به قراینی از ایات و یا در سخن معصوم بیابیم.
[/b]
(۱۶/مهر/۹۲ ۱۳:۴۴)در جستجوی سختی نوشته است: [ -> ]با سلام
منظور از روح در این آیه روح انسان نیست برادر
لینک زیر در مورد روح مورد نظر این آیه توضیحاتی داده که خواندنش خالی از لطف نیست
مقصود از روح چیست ؟
سلام
برادر عزیز،
همونطور که حتماً میدونید تفسیرهای مختلف از جنبهی اثباتگرا بودن و رعایت اعتدال با هم متفاوت هستن، یعنی یک تفسیر تلاش در نتیجهگیری دقیق با استفاده از دلایل کامل میکنه، ولی دیگری بدون دلایل کامل نتیجهگیری میکنه و نتیجه رو هم به سمتی متمایل میکنه. اونطور که شنیدهام در مبحث تفسیرشناسی به این موضوع پرداخته میشه.
تفسیر حاضر در اون لینک بعضی مسائل رو رعایت نکرده، که در ادامه بیشتر توضیح میدم.
اول اینکه در تفسیر میشه از بعضی روایات محکم استفاده کرد، ولی در اثر وجود روایات در مورد یک آیه یا موضوع، به هیچ وجه اثبات نمیشه که تفسیرهای دارای روایت کمتر و یا حتی بدون روایت مردود هستن! چرا که جایگاه قرآن این هست که
هرگز نمیشه جز با خود قرآن تفسیر و برداشتی از قرآن رو رد کرد. بلکه این روایات هستن که پس از تطبیق با قرآن پذیرفته و یا رد میشن. بنابراین، تعیین کردن شأن نزول برای آیات براساس روایات، به این معنی که تفسیر اون آیات فقط همین است و بس، مخالف اثباتگرایی است.
بنده نمیدونم آن آیتالله گرامی در حقیقت چه فرمودهاند، چون اون مقاله میتونه خلاصهی صحبتهای ایشون باشه، و نیز به نظر میاد نگارندهی مطلب تا حدودی عجله داشتهاند یا بیدقت بودهاند، چون مثلاً در ترجمهی آیهی شماره [5] «مَنْ كانَ عَدُوّاً لِلّهِ ...» میبینیم که دقیق نیست، و حتی در انتهای آن، کلمهی «خدا» از جملهی «و نيز دشمن كافران است» جا انداخته شده، که معناش این میشه که «دشمن خدا دشمن کافران است»!
این مقاله چند آیه رو دربارهی دشمنی با جبرئیل آورده(و منظور اونها رو یهود دونسته. اینکه یهودیت تحریف شده دارای چنین عقیدهای هست مسلم هست، و مسلماً روایات هم این مسئله رو تأیید میکنن، ولی اینکه این عمل صرفاً در مورد اونها بوده باشه یا نه، نه بر ما مسلم هست، و نه گفتهی روایات و نه حتی قابل اثبات توسط روایات. البته بنده این مورد رو به عنوان مثال عرض میکنم. میخوام بگم همین لحظه که ما موقع تفسیر چنین فرضی میکنیم، میشه خارج شدن از نتیجهگیری اثباتگرا).
بعد مقاله گفته:
نقل قول:با توجه به اين مقدمات بالأخص اين كه طراحان سؤال، گروه يهود بودند و درباره او عقيده ويژه اى داشتند و او را به علت اين كه: مأمور عذاب بود، و از زوال ملك بنى اسراييل به وسيله بخت نصر گزارش داده بود و در مسأله نبوت خيانت ورزيده و آن را از نسل اسرائيل به نسل ديگر منتقل ساخته است (با توجه به اين مطالب) مى توان گفت كه مقصود آنان از روح همان «روح الأمين» است و آنان مى خواستندكه از اين طريق نظريه پيامبر را درباره وى به دست آورند، كه اگر با نظريه آنان موافقت داشته باشد، از تأييد او بهره بگيرند، و در غير اين صورت با او مخالفت ورزند از اين جهت به قريش تعليم دادند كه از او درباره «روح» نيز سؤال كنند.
اولاً قسمت قرمز، همون شأن نزول هست، و فرض کردنش به این صورت که این آیه مختص همین موقعیت هست، میشه رد کردن تفاسیر دیگه براساس روایات، در حالی که این کار جز براساس خود قرآن پذیرفته نیست.
ثانیاً نتیجهگیریای که به دنبال این فرض میاد، یعنی «چون یهود با جبرئیل دشمنی دارند، سؤال در مورد جبرئیل بوده است» کاملاً غیردقیق و مخالف اثباتگرایی هست، چون حتی با این فرض که یهود رو مؤثر در این سؤال بدونیم، با وجود دشمنیشون با جبرئیل، ممکنه سؤالی از روح بشر بپرسن.
چیزی که سخن بنده رو در این مورد واضحتر میکنه، سخن همین مقاله در مورد وجود یک روایت در میان مجموعه روایات آن دو کتاب هست که به تفسیر متفاوتی از روح میپردازه. یعنی نمیشه که اگه ما فقط همون یک روایت متفاوت رو دیده باشیم، بیاییم و تفسیر روح به حضرت جبرئیل رو به کل مردود بدونیم و از بررسی خارج کنیم، و بعد اگه روایات بیشتری دیدیم که از تفسیر روح به حضرت جبرئیل سخن میگفتن، بیاییم و تفسیر روح به روح بشر رو به کل مردود بدونیم و از بررسی خارج کنیم.
یک جنبهی بسیار پراهمیت ماجرا اینه که سخن قرآن جامع و دقیق هست، پس اگه ما هم جامع و دقیق نتیجهگیری کنیم، إنشاءالله میتونیم به مفهوم سخن خداوند دست پیدا کنیم. یعنی با در نظر گرفتن تمام تفاسیر محتمل ممکنه بشه به نوعی وحدت معنا در میان اونها پی برد. مثلاً همونطور که کلمهی «روح» در مورد روح بشر و حضرت جبرئیل یکسان هست، میتونه در مورد بعضی آیات، در مورد هر دو دارای معنا باشه.
نقل قول: آقای وحید110 یه سوال داشتم ...
منظور منم همین بود که شما گفتید .
منتها با توجه به توصیفاتی که از لذت ها و خوردنی ها و نوع نعمت ها و ... و همچنین انواع عذاب ها شده .به نظر میرسه باید بدن ما که دوباره درست شده قابلیتهای خاصی هم پیدا کنه .
الله اعلم
مگه نیست ک خدا گفته از روح خودم در انسان دمیدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
[
![[تصویر: 6.gif]](http://www.picturesanimations.com/a/anne_geddes/6.gif)
[/url]]
مگه خدا جنسیت داره ک حالا روحی ک به انسان (زن و مرد) داده جنسیت داشته باشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟