۱۱/تیر/۹۲, ۵:۳۸
بسم الله الرحمن الرحیم
![[تصویر: Tile.png]](http://s1.picofile.com/file/7827283010/Tile.png)
در زمان ظهور حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) عده ای با او موافق و گروهی با او مخالف هستند. در میان مخالفان برخی پیش از ظهور با او دشمن بوده و بعضی پس از خروج و قیام او، در برابرش می ایستند؛ این دسته در زمان غیبت حضرت جزء موافقان و دوستداران و شیعیان او به شمار می آیند ولی پس از آنکه ولی عصر(علیه السلام) نقاب غیبت کبرا از رخ برکشید، به علل و عواملی او را نپذیرفته و بدتر در مقابل او صف آرایی می کنند.
یکی از پرمخاطره ترین مراحل برای علاقه مندان و شیعیان صاحب الامر(علیه السلام)، زمان و عصر ظهور حضرت(علیه السلام) است. زیرا عدم آشنایی به روش خاص و جدید حضرت ولی عصر(علیه السلام) در ارائة اسلام از سویی و نیز نوع برخورد با باطل و شدت و سخت گیری امام از سوی دیگر؛ آزمایش بزرگی است که اگر کسی در آن دچار تزلزل شود، ممکن است اصل مسئله را نفی و انکار نماید. به نظر می رسد اینکه ائمه(علیه السلام) به برگشت برخی از مؤمنان از امام زمان(علیه السلام) و اقبال و روی آوری غیر مؤمنان به ایشان در عصر ظهور خبر داده اند در بعضی موارد آن ریشه در همین تحیر و شک و تردید که منشأ آن عدم اطلاع و آگاهی از روش حضرت مهدی(علیه السلام) در زمان ظهور است دارد، از جمله حدیث قابل تدبّر ذیل: «عبدالحمید می گوید: کسی که از امام صادق(علیه السلام) شنیده بود به من خبر داد که، حضرت فرمود: هنگامی که قائم(علیه السلام) خروج می کند، خارج می شود از این امر [از اسلام یا تشیع یا ایمان یا حداقل از قبول امام زمان(علیه السلام)] کسی که خویش را از اهل حضرت می دید [و فکر می کرد از یاران و از معتقدان راسخ به امام زمان(علیه السلام) است] و داخل می شود در این امر [یعنی در تبعیت از امام زمان و ولایت او] کسی که مانند آفتاب پرست و ماه پرست است...».1
از این روایت اسرار دیگری را نیز دربارة عصر ظهور می توان دریافت ولی حداقل یکی از اسرار این برگشت و آن روی آوری، روش خاص و جدید حضرت در ارائة اسلام و برخورد با اهل باطل است که متحیران، مضطربان و متزلزلان را از حضرت برمی گرداند.
به بیان دیگر، در زمان ظهور حضرت مهدی(علیه السلام) عده ای با او موافق و گروهی با او مخالف هستند. در میان مخالفان برخی پیش از ظهور با او دشمن بوده و بعضی پس از خروج و قیام او، در برابرش می ایستند؛ این دسته در زمان غیبت حضرت جزء موافقان و دوستداران و شیعیان او به شمار می آیند ولی پس از آنکه ولی عصر(علیه السلام) نقاب غیبت کبرا از رخ برکشید، به علل و عواملی او را نپذیرفته و بدتر در مقابل او صف آرایی می کنند.
شمارش تمامی عوامل روگردانی این گروه از حضرت در زمان غیبت در این مختصر نمی گنجد، از این رو به مهم ترین آنها اشاره می شود.
1. ارائة اسلام جدید
در زیارات خطاب به امام زمان(علیه السلام) گفته می شود: «السلام علی الحقّ الجدید؛2 درود بر حقّ جدید» این فراز اشاره به این حقیقت دارد که حضرت با ظهور خویش روش جدیدی در ارائة اسلام فرا روی انسان ها قرار می دهد؛ این بدان معنا نیست که ایشان اسلام را عوض می کند؛ بلکه مقصود آن است که اسلام را تجدید می کند و به آن حیات دوباره می بخشد، چرا؟ چون در عصر غیبت، اسلام حقیقی و ناب به مردم ارائه نشده و تحریف ها، کژروی ها، کژاندیشی ها و بدعت ها چهرة اصلی و واقعی آن را مستور ساخته است. اکنون نیز همة ما شاهدیم که در بسیاری از ممالک اسلامی به نام دولت اسلامی و حاکمیت اسلام چگونه این دین به شکل وارونه و نادرست به مردم ارائه می شود. بسیار دیگری نیز هستند که برداشت صحیحی از آموزه های اسلام نداشته، براساس بافت فکری خویش تلقی خاصی از اسلام دارند. این دو گروه در مواجهه با امام زمان(علیه السلام) که روشش، ارائة صحیح اسلام و حاکمیت اسلام ناب در دنیاست، چگونه برخورد خواهند کرد؟! عده ای از اینان نه تنها خود حضرت را قبول نمی کنند بلکه در برابر دعوت و قیام او برای احقاق حق و نفی باطل قیام می نمایند. اگر آدمی در حقانیت و حق بودن حضرت شک و تردید نداشته باشد، به تبعیت از حضرت، روش و تلقی ناصحیح خویش را به کناری افکنده، سیرة حضرت را در ارائة اسلام می پذیرد و به آن تن می دهد. امّا اگر متزلزل بود نه تنها دعوت حضرت را ردّ می کند بلکه نعوذ بالله در برابر او می ایستد.
این مسئله علاوه بر آنکه آزمایش بزرگی برای مسلمانان است، برای حضرت نیز کار را مشکل می کند. براساس روایات کار امام زمان(علیه السلام) در عصر ظهور بسیار دشوار است و حتی سخت تر از عصر رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم). زیرا رسول اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با یک عده جاهل بت پرست یا مشرک روبرو بود ولی حضرت مهدی(علیه السلام) با مسلمانانی روبرو خواهد شد که با او با قرآن و تأویل آن و تفسیر به رأی و تحلیل های ناروا مقابله می کنند. در دو روایت ذیل تأمل کنیم:
الف) روایت اوّل: فضیل بن یسار می گوید، شنیدم امام صادق(علیه السلام) می فرمود: «حقیقت آن است هنگامی که قائم ما قیام کند، با مردمی روبرو می شود که از نظر نادانی، جاهل تر از مردمی هستند که رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با ایشان روبرو شد»، [فضیل بن یسار می گوید] پس گفتم: این تشابه چگونه است؟! حضرت فرمود: «رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به سوی مردم آمد در حالی که آنها سنگ های کوچک و بزرگ، درختان خرما و چوب های ساخته شده [به دست خویش] را می پرستیدند و حقیقت آن است که قائم ما هنگامی که قیام می کند به سوی مردم می آید در حالی که مردم، کتاب خدا را علیه او تفسیر کرده، در مخالفت با او به قرآن استدلال می کنند». سپس حضرت فرمود: «سوگند به خدا، آگاه باشید هر آینه عدل حضرت قائم در خانه های آنان [و کسانی که با قرآن به مخالفت با حضرت برخاسته اند] می رود چنان که گرما و سرما به درون خانه هاشان می رود».3
باید توجه داشت که برخی از مخالفان حضرت از روی جاه طلبی و حبّ ریاست به تأویل آیات قرآن دست می زنند و گروهی به جهت برداشت غلط و ناصحیح خویش از آیات قرآن؛ سخن ما در این مقطع ناظر به گروه دوم است.
ب) روایت دوم: محمد بن ابی حمزه از برخی اصحاب از امام صادق(علیه السلام) نقل کرده، شنیدم امام صادق(علیه السلام) فرمود: «حضرت قائم(علیه السلام) در جنگ هایش با چیزی مواجه می شود که رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مواجه نشد. حقیقت آن است که رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به سوی مردم آمد در حالی که آنها سنگ های شکافته شده و چوب های ساخته شده را می پرستیدند و به درستی که قائم(علیه السلام) [هنگامی که ظهور می فرماید] علیه او خروج می کنند، سپس قرآن را علیه او تأویل می کنند و علیه او جنگ می کنند».4
این حدیث نیز به روشنی حکایتگر این حقیقت است که کسانی تفسیر ناب و صحیح اسلام را از ناحیة امام زمان(علیه السلام) برنمی تابند و ارائه اسلام و حق به شکل نوین آن برایشان سخت و سنگین است، از این رو با او به مقابله برخاسته، حتی با وی به جنگ می پردازند.
2. مبارزة سخت با باطل
بنابر منابع اصیل اسلامی امام زمان(علیه السلام) مظهر اسم «منتقم» خداوند متعال است. یعنی انتقام حضرت حق از طریق وجود ولی عصر(علیه السلام) پیاده خواهد شد. همة انبیاء و امامان(علیه السلام) در جای خود مظهری از اسماء الهی بوده اند ولی اسم «منتقم» حق تا به حال در هیچ داعیه ای ظهور نکرده است. انبیا، اوصیا و ائمه(علیه السلام) بیشتر مظهر نام های «هادی»، «رئوف»، «رحیم» و «عفوّ» خداوند متعال بوده اند. خداوند منان چنین خواسته است تا اسم «منتقم »اش توسط بقی[الله(علیه السلام) در دنیا جلوه گر شود. آن حضرت علاوه بر پیاده کردن حق، مظهریّتی برای انتقام حق در دنیا نیز خواهد داشت.
تجلی «انتقام» حق بدین معنی است که به رغم ارسال رسل و ابلاغ کتب و تبلیغ اوصیاء و هدایت گری هادیان راستین، نوع انسان ها به سوی طغیان، سرکشی و مخالفت پیش رفته اند. با توجه به اینکه خداوند وعیدهایی در زمینة عذاب دنیوی طاغیان، ظالمان و فاجران داده است، در مقطعی از زمان که ستمگری ستمکاران و گناه کاری گناه کاران و ناسپاسی ناسپاسان و کژروی کژروان و فساد فسادگران به اوج خود رسد در حدّی که آه مظلومان و دین داران و دین خواهان به سوی آسمان رود، غضب حق در انتقام و تحقق عذاب دنیوی جلوه می کند، انسان نتیجة طغیان و نافرمانی خویش را در دنیا خواهد دید.
این تحقق غضب الهی و جلوه گری انتقام حق از نوع بشر، توسط حضرت صاحب(علیه السلام) خواهد بود، از این رو با ظهور حضرت که روز ظهور وعیدهای دنیوی الهی در خصوص زیان کاران است مبارزة سختی درمی گیرد و آن حضرت از کشتن مخالفان، معاندان و کسانی که مانع تحقق توحید در زمین هستند هیچ ابایی ندارد و آن قدر ستمگران و زیان کاران را می کشد و از میان می برد تا مایة فساد و طغیان از روی زمین ریشه کن شود.
واضح است با شروع چنین مبارزة سهمگین، شدید و سختی، عده ای به دلیل شیوة عملی حضرت نسبت به مخالفان، دچار شک و تردید شده، حقانیت حضرت را رد نموده، بدتر از آن، در برابر او بایستند. به بیان دیگر، مبارزة سخت حضرت با باطل و شیوة مقابلة وی موجب می شود عده ای در شک و تردید بغلطند و از حضرت برگشته و به ردّ و مخالفت با او بپردازند. آنان اگر از ثبات عقیدتی و عملی برخوردار بودند، هیچ گاه با روش و سیرة حضرت در مواجهه با باطل متزلزل نمی شدند، زیرا بر این باور بودند که روز ظهور قیام امام زمان(علیه السلام) روز ظهور «انتقام» حق و غضب الهی است و این اسم اعظم توسط ولی عصر(علیه السلام) در دنیا جلوه گر می شود.
دربارة شدت قوت برخورد امام زمان(علیه السلام) با مخالفان و اهل باطل، روایات فروانی وجود دارد که برای تدبّر، تأمل و درس آموزی بیشتر به تعدادی از آنها اشاره می شود:
1. زراره می گوید، از امام باقر(علیه السلام) پرسیدم: آیا [قائم(علیه السلام)] به سیره و روش حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) سیر می کند؟ حضرت فرمود: «هرگز، هرگز، ای زراره حضرت قائم با روش رسول اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پیش نمی رود». گفتم: فدایت شوم، چرا؟ فرمود: «زیرا رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با ملایمت، الفت و مهربانی با مردم پیش می آمد و قائم با کشتن پیش می رود و در کتابی که با اوست، امر شده است تا با مقاتله و کشتار پیش رود و توبة [ظاهری] کسی را هم قبول نکند...».5
رسول اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) حتی توبة ظاهری توبه کنندگان را پذیرفت و آنان را رد نکرد. پیامبر اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به خوبی می دانست که ابوسفیان توبة حقیقی و واقعی نکرده است ولی در عین حال توبة ظاهری او را پذیرفت، چون بنابر رأفت، رحمت و گذشت بود و رسول خدا با چنین روشی با مخالفان برخورد می فرمود. امّا حضرت حجت(علیه السلام)، توبة متظاهران را نمی پذیرد؛ زیرا وی مظهر «انتقام» حق است و باید دسیسه بازان، دروغ گویان و اغواگران را مجازات نماید. او باید عدل را در جامعه مستقر سازد و با وجود مدّعیان توبه، جامعه روی عدالت را نخواهد دید، زیرا اکنون به ظاهر توبه می کنند و فردا از توبة خود دست می شویند و دوباره دغل کاری و شیطنت را آغاز می کنند
ادامه دارد...
[b][url=http://www.hawzah.net/fa/magazine/magart/0/0/85166][/url]
![[تصویر: Tile.png]](http://s1.picofile.com/file/7827283010/Tile.png)
در زمان ظهور حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) عده ای با او موافق و گروهی با او مخالف هستند. در میان مخالفان برخی پیش از ظهور با او دشمن بوده و بعضی پس از خروج و قیام او، در برابرش می ایستند؛ این دسته در زمان غیبت حضرت جزء موافقان و دوستداران و شیعیان او به شمار می آیند ولی پس از آنکه ولی عصر(علیه السلام) نقاب غیبت کبرا از رخ برکشید، به علل و عواملی او را نپذیرفته و بدتر در مقابل او صف آرایی می کنند.
یکی از پرمخاطره ترین مراحل برای علاقه مندان و شیعیان صاحب الامر(علیه السلام)، زمان و عصر ظهور حضرت(علیه السلام) است. زیرا عدم آشنایی به روش خاص و جدید حضرت ولی عصر(علیه السلام) در ارائة اسلام از سویی و نیز نوع برخورد با باطل و شدت و سخت گیری امام از سوی دیگر؛ آزمایش بزرگی است که اگر کسی در آن دچار تزلزل شود، ممکن است اصل مسئله را نفی و انکار نماید. به نظر می رسد اینکه ائمه(علیه السلام) به برگشت برخی از مؤمنان از امام زمان(علیه السلام) و اقبال و روی آوری غیر مؤمنان به ایشان در عصر ظهور خبر داده اند در بعضی موارد آن ریشه در همین تحیر و شک و تردید که منشأ آن عدم اطلاع و آگاهی از روش حضرت مهدی(علیه السلام) در زمان ظهور است دارد، از جمله حدیث قابل تدبّر ذیل: «عبدالحمید می گوید: کسی که از امام صادق(علیه السلام) شنیده بود به من خبر داد که، حضرت فرمود: هنگامی که قائم(علیه السلام) خروج می کند، خارج می شود از این امر [از اسلام یا تشیع یا ایمان یا حداقل از قبول امام زمان(علیه السلام)] کسی که خویش را از اهل حضرت می دید [و فکر می کرد از یاران و از معتقدان راسخ به امام زمان(علیه السلام) است] و داخل می شود در این امر [یعنی در تبعیت از امام زمان و ولایت او] کسی که مانند آفتاب پرست و ماه پرست است...».1
از این روایت اسرار دیگری را نیز دربارة عصر ظهور می توان دریافت ولی حداقل یکی از اسرار این برگشت و آن روی آوری، روش خاص و جدید حضرت در ارائة اسلام و برخورد با اهل باطل است که متحیران، مضطربان و متزلزلان را از حضرت برمی گرداند.
به بیان دیگر، در زمان ظهور حضرت مهدی(علیه السلام) عده ای با او موافق و گروهی با او مخالف هستند. در میان مخالفان برخی پیش از ظهور با او دشمن بوده و بعضی پس از خروج و قیام او، در برابرش می ایستند؛ این دسته در زمان غیبت حضرت جزء موافقان و دوستداران و شیعیان او به شمار می آیند ولی پس از آنکه ولی عصر(علیه السلام) نقاب غیبت کبرا از رخ برکشید، به علل و عواملی او را نپذیرفته و بدتر در مقابل او صف آرایی می کنند.
شمارش تمامی عوامل روگردانی این گروه از حضرت در زمان غیبت در این مختصر نمی گنجد، از این رو به مهم ترین آنها اشاره می شود.
1. ارائة اسلام جدید
در زیارات خطاب به امام زمان(علیه السلام) گفته می شود: «السلام علی الحقّ الجدید؛2 درود بر حقّ جدید» این فراز اشاره به این حقیقت دارد که حضرت با ظهور خویش روش جدیدی در ارائة اسلام فرا روی انسان ها قرار می دهد؛ این بدان معنا نیست که ایشان اسلام را عوض می کند؛ بلکه مقصود آن است که اسلام را تجدید می کند و به آن حیات دوباره می بخشد، چرا؟ چون در عصر غیبت، اسلام حقیقی و ناب به مردم ارائه نشده و تحریف ها، کژروی ها، کژاندیشی ها و بدعت ها چهرة اصلی و واقعی آن را مستور ساخته است. اکنون نیز همة ما شاهدیم که در بسیاری از ممالک اسلامی به نام دولت اسلامی و حاکمیت اسلام چگونه این دین به شکل وارونه و نادرست به مردم ارائه می شود. بسیار دیگری نیز هستند که برداشت صحیحی از آموزه های اسلام نداشته، براساس بافت فکری خویش تلقی خاصی از اسلام دارند. این دو گروه در مواجهه با امام زمان(علیه السلام) که روشش، ارائة صحیح اسلام و حاکمیت اسلام ناب در دنیاست، چگونه برخورد خواهند کرد؟! عده ای از اینان نه تنها خود حضرت را قبول نمی کنند بلکه در برابر دعوت و قیام او برای احقاق حق و نفی باطل قیام می نمایند. اگر آدمی در حقانیت و حق بودن حضرت شک و تردید نداشته باشد، به تبعیت از حضرت، روش و تلقی ناصحیح خویش را به کناری افکنده، سیرة حضرت را در ارائة اسلام می پذیرد و به آن تن می دهد. امّا اگر متزلزل بود نه تنها دعوت حضرت را ردّ می کند بلکه نعوذ بالله در برابر او می ایستد.
این مسئله علاوه بر آنکه آزمایش بزرگی برای مسلمانان است، برای حضرت نیز کار را مشکل می کند. براساس روایات کار امام زمان(علیه السلام) در عصر ظهور بسیار دشوار است و حتی سخت تر از عصر رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم). زیرا رسول اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با یک عده جاهل بت پرست یا مشرک روبرو بود ولی حضرت مهدی(علیه السلام) با مسلمانانی روبرو خواهد شد که با او با قرآن و تأویل آن و تفسیر به رأی و تحلیل های ناروا مقابله می کنند. در دو روایت ذیل تأمل کنیم:
الف) روایت اوّل: فضیل بن یسار می گوید، شنیدم امام صادق(علیه السلام) می فرمود: «حقیقت آن است هنگامی که قائم ما قیام کند، با مردمی روبرو می شود که از نظر نادانی، جاهل تر از مردمی هستند که رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با ایشان روبرو شد»، [فضیل بن یسار می گوید] پس گفتم: این تشابه چگونه است؟! حضرت فرمود: «رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به سوی مردم آمد در حالی که آنها سنگ های کوچک و بزرگ، درختان خرما و چوب های ساخته شده [به دست خویش] را می پرستیدند و حقیقت آن است که قائم ما هنگامی که قیام می کند به سوی مردم می آید در حالی که مردم، کتاب خدا را علیه او تفسیر کرده، در مخالفت با او به قرآن استدلال می کنند». سپس حضرت فرمود: «سوگند به خدا، آگاه باشید هر آینه عدل حضرت قائم در خانه های آنان [و کسانی که با قرآن به مخالفت با حضرت برخاسته اند] می رود چنان که گرما و سرما به درون خانه هاشان می رود».3
باید توجه داشت که برخی از مخالفان حضرت از روی جاه طلبی و حبّ ریاست به تأویل آیات قرآن دست می زنند و گروهی به جهت برداشت غلط و ناصحیح خویش از آیات قرآن؛ سخن ما در این مقطع ناظر به گروه دوم است.
ب) روایت دوم: محمد بن ابی حمزه از برخی اصحاب از امام صادق(علیه السلام) نقل کرده، شنیدم امام صادق(علیه السلام) فرمود: «حضرت قائم(علیه السلام) در جنگ هایش با چیزی مواجه می شود که رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مواجه نشد. حقیقت آن است که رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به سوی مردم آمد در حالی که آنها سنگ های شکافته شده و چوب های ساخته شده را می پرستیدند و به درستی که قائم(علیه السلام) [هنگامی که ظهور می فرماید] علیه او خروج می کنند، سپس قرآن را علیه او تأویل می کنند و علیه او جنگ می کنند».4
این حدیث نیز به روشنی حکایتگر این حقیقت است که کسانی تفسیر ناب و صحیح اسلام را از ناحیة امام زمان(علیه السلام) برنمی تابند و ارائه اسلام و حق به شکل نوین آن برایشان سخت و سنگین است، از این رو با او به مقابله برخاسته، حتی با وی به جنگ می پردازند.
2. مبارزة سخت با باطل
بنابر منابع اصیل اسلامی امام زمان(علیه السلام) مظهر اسم «منتقم» خداوند متعال است. یعنی انتقام حضرت حق از طریق وجود ولی عصر(علیه السلام) پیاده خواهد شد. همة انبیاء و امامان(علیه السلام) در جای خود مظهری از اسماء الهی بوده اند ولی اسم «منتقم» حق تا به حال در هیچ داعیه ای ظهور نکرده است. انبیا، اوصیا و ائمه(علیه السلام) بیشتر مظهر نام های «هادی»، «رئوف»، «رحیم» و «عفوّ» خداوند متعال بوده اند. خداوند منان چنین خواسته است تا اسم «منتقم »اش توسط بقی[الله(علیه السلام) در دنیا جلوه گر شود. آن حضرت علاوه بر پیاده کردن حق، مظهریّتی برای انتقام حق در دنیا نیز خواهد داشت.
تجلی «انتقام» حق بدین معنی است که به رغم ارسال رسل و ابلاغ کتب و تبلیغ اوصیاء و هدایت گری هادیان راستین، نوع انسان ها به سوی طغیان، سرکشی و مخالفت پیش رفته اند. با توجه به اینکه خداوند وعیدهایی در زمینة عذاب دنیوی طاغیان، ظالمان و فاجران داده است، در مقطعی از زمان که ستمگری ستمکاران و گناه کاری گناه کاران و ناسپاسی ناسپاسان و کژروی کژروان و فساد فسادگران به اوج خود رسد در حدّی که آه مظلومان و دین داران و دین خواهان به سوی آسمان رود، غضب حق در انتقام و تحقق عذاب دنیوی جلوه می کند، انسان نتیجة طغیان و نافرمانی خویش را در دنیا خواهد دید.
این تحقق غضب الهی و جلوه گری انتقام حق از نوع بشر، توسط حضرت صاحب(علیه السلام) خواهد بود، از این رو با ظهور حضرت که روز ظهور وعیدهای دنیوی الهی در خصوص زیان کاران است مبارزة سختی درمی گیرد و آن حضرت از کشتن مخالفان، معاندان و کسانی که مانع تحقق توحید در زمین هستند هیچ ابایی ندارد و آن قدر ستمگران و زیان کاران را می کشد و از میان می برد تا مایة فساد و طغیان از روی زمین ریشه کن شود.
واضح است با شروع چنین مبارزة سهمگین، شدید و سختی، عده ای به دلیل شیوة عملی حضرت نسبت به مخالفان، دچار شک و تردید شده، حقانیت حضرت را رد نموده، بدتر از آن، در برابر او بایستند. به بیان دیگر، مبارزة سخت حضرت با باطل و شیوة مقابلة وی موجب می شود عده ای در شک و تردید بغلطند و از حضرت برگشته و به ردّ و مخالفت با او بپردازند. آنان اگر از ثبات عقیدتی و عملی برخوردار بودند، هیچ گاه با روش و سیرة حضرت در مواجهه با باطل متزلزل نمی شدند، زیرا بر این باور بودند که روز ظهور قیام امام زمان(علیه السلام) روز ظهور «انتقام» حق و غضب الهی است و این اسم اعظم توسط ولی عصر(علیه السلام) در دنیا جلوه گر می شود.
دربارة شدت قوت برخورد امام زمان(علیه السلام) با مخالفان و اهل باطل، روایات فروانی وجود دارد که برای تدبّر، تأمل و درس آموزی بیشتر به تعدادی از آنها اشاره می شود:
1. زراره می گوید، از امام باقر(علیه السلام) پرسیدم: آیا [قائم(علیه السلام)] به سیره و روش حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) سیر می کند؟ حضرت فرمود: «هرگز، هرگز، ای زراره حضرت قائم با روش رسول اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پیش نمی رود». گفتم: فدایت شوم، چرا؟ فرمود: «زیرا رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با ملایمت، الفت و مهربانی با مردم پیش می آمد و قائم با کشتن پیش می رود و در کتابی که با اوست، امر شده است تا با مقاتله و کشتار پیش رود و توبة [ظاهری] کسی را هم قبول نکند...».5
رسول اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) حتی توبة ظاهری توبه کنندگان را پذیرفت و آنان را رد نکرد. پیامبر اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به خوبی می دانست که ابوسفیان توبة حقیقی و واقعی نکرده است ولی در عین حال توبة ظاهری او را پذیرفت، چون بنابر رأفت، رحمت و گذشت بود و رسول خدا با چنین روشی با مخالفان برخورد می فرمود. امّا حضرت حجت(علیه السلام)، توبة متظاهران را نمی پذیرد؛ زیرا وی مظهر «انتقام» حق است و باید دسیسه بازان، دروغ گویان و اغواگران را مجازات نماید. او باید عدل را در جامعه مستقر سازد و با وجود مدّعیان توبه، جامعه روی عدالت را نخواهد دید، زیرا اکنون به ظاهر توبه می کنند و فردا از توبة خود دست می شویند و دوباره دغل کاری و شیطنت را آغاز می کنند
ادامه دارد...
[b][url=http://www.hawzah.net/fa/magazine/magart/0/0/85166][/url]