شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
همسر
شهید باغبانی «مستند ساز شهید در سوریه» می گوید:
چند روز پیش دخترم سئوال کرد، بابا کجاست؟
گفتم رفته سر کار.
گفت چرا زنگ نمی زنه؟ دلم برایش تنگ شده است؛
او به من می گوید:
بابا قهرمان شده عکسش را همه جا زده اند، بهش زنگ بزن بگو بیاد عکساشو ببینه...
![[تصویر: 16588_476.jpg]](http://vareth.ir/files/fa/news/1392/9/10/16588_476.jpg)
«محمودرضا بیضایی» (حسین نصرتی)، روز 29 دی ماه 1392، در «جهاد مقدس» برای دفاع از حریم «اسلام ناب محمدی(صلوات الله علیه و آله)» و حرم «زینب کبری (سلام الله علیها)»، به دست «سرسپردگان اسلام آمریکایی» به شهادت رسید.
از او دختری خردسال به نام «کوثر» به یادگار مانده است؛ دختری که عاشقانه دوستش میداشت اما داوطلبانه، دل کند و روانه شد سوی میدان. مبارکش باد این عزت و شرف.
گوشم شنید قصه ایمان و مست شد
کو قسم چشم؟ صورت ایمانم آرزوست
یک دست جام باده و یک دست زلف یار
رقصی چنین میانه میدانم آرزوست
روحمان با یادش شاد
باسمه تعالی
اگر مسوولین تالار صلاح بدانند در این تاپیک به معرفی شهدای مدافعین حرم حضرت زینب اختصاص داده شود
امروز دو شهید در شیراز تشییع شدند دادالله دهقانی و نجیب الله مرادی که اهل افغانستان و تبعه ایران بود که در قسمت گلزار شهدای شیراز به خاک سپرده شد .ضمنا حدود سه هفته پیش هم شهید سید جواد سجادی تشییع و به خاک سپرده شد.
من عکس این شهید بزرگوار از افغانستان رو تونستم بگیرم .
![[تصویر: 02751587021656373027.jpg]](http://upload7.ir/imgs/2014-06/02751587021656373027.jpg)
خدایا!
به حق حسین(علیه السلام) روزی ما هم بفرما!
اللهم ارزقنا توفیق شهادت فی سبیلک
بسم رب الشهــــــــــداء و الصــــــــــدیقین
بهانه ای برای نوشتن...
برای از شما گفتن، ای برادران شهیــــــــــدم...
دیگر بهار باغ لاله هایمان رسیده
جوان هایمان به ثمر نشسته اند
عطر مناجات سحرگاهشان دنیا را پر کرد
ربنای نیــــــــــاز... تمنای بنــــــــــدگی... آرزوی شــــــــــهادت
سجده های فقــــــــــر و عجــــــــــز و دلــــــــــدادگی... و بــــــــــاران...بــــــــــاران میان سجده ها...
صدای آمــــــــــین کسی می آید!
شاید آمــــــــــین حضــــــــــرت مــــــــــادر (سلام الله علیها)
گویی وقت چیدن است!
زیباترین و معطرترین گل ها
روشن ترین دل ها و آگاه ترین ضمیرها
و انگار... زمین لایق حضورشان نبوده و در بهشت باید به تماشایشان نشست
برادران شهیــــــــــدم
یک به یک چه زیبا دل از اسارت و تن از بندها جدا کردید و بــــــــــال گشودید و آســــــــــمان را عاشــــــــــق کردید و دل از ملکــــــــــوتیان بردید
عــــــــــروج... پــــــــــرواز... دیگر تا به اوج راهی نمانده
و مــــــــــا جامانــــــــــدگان...
نگاهتان را چگونه معنا کنیم؟
با ما کمی سخن بگویید؛ نه! بگذارید ما برایتان بگوییم
برادران شهیــــــــــدم
برایمان آرزوی شهادت کنید
اللّهُمَّ عَجّل لِوَلِيّكَ الفَرَج وَ العَافِيَةَ وَ النَّصر وَ اجعَلنَا مِن خَيرِ اَنصَارِهِ وَ أَعوَانِهِ وَ المُستَشهَدينَ بَينَ يَدَيهِ
تقدیم به تمامی شهــــــــــدای مدافع حرم
محرم عشق و عاشقان حرم السلام ای مدافعان حرم
ای به خون خفتگان با ایمان سر و جان داده در ره قرآن
سایه ی مادر است بر سرتان حضرت فاطمه ست مادرتان
همگی گوهرید، گوهر ناب در دفاع از سه ساله ی ارباب
جان سپردید در ره مکتب ای شهیدان حضرت زینب
ای سلحشور عاشقان خدا کاش بودید روز عاشورا
تا که یاور شوید مولا را خیمه های عزیز زهرا را
حمله بردند؛ ناسزا بر لب تازیانه زدند بر زینب
آتش و دود و کودکان و فرار میدویدند هر طرف روی خار
آن یکی زخم کتف و دوشش بود آن یکی درد روی گوشش بود...
آجَرَكَ اللّه يا بَقِيّتَ اللّه...
خوشا به سعادتشون...
ان شاء الله قسمت ما هم بشه...
بسم رب الشهدا و الصدیقین.
فرازی از وصیت نامه ی شهیدرسول خلیلی
به من هم معرفت امام زمانم را عنایت فرما
خدایا کمکم کن که تمام وجودم و اعضای بدنم واعمال من
برای تو و رضایت تو باشد.
خدایا می دانم که من قلب امام زمانم را رنجانده ام
اما خود می گویی که به سمت من باز آی
آمده ام
خدا کمکم کن تا از این جسم دنیوی و فکر های مادی نجات یابم.
و تمامی ما باید برویم و راه این است
زود یا دیر فرق نمی کند
اما چه بهتر که زیبا برویم.
خوش ندارم که این شادمانی را با لباسهای سیاه و غمگین ببینم
غم اگر هست برای بی بی جان حضرت زینب سلام الله باید باشد.
اشک و آه و ناله اگر هست برای اربابمان ابا عبدالله الحسین علیه السلام باید باشد
واگر دلتان گرفته روضه ایشان را بخوانید
که من هم خیلی دلم برای روضه ارباب و خانوم جان تنگ است
خدایا
به من هم شیوه نزدیک شدن به بارگاه خودت و گنجینه معرفت اهل بیت را بیاموز
اما چه خوشحالی بالاتر از اینکه فدایی راه این بزرگواران و اساس وجودی ایشان شویم
پس غمگین مباشید
سلامُُُ عَلـــــــــــــــــی قَلــــــــــــــبِ زِینـــــــــــــــَب الکبــــــــــــــــرے
جوان ترین مدافع حرم
شهید سید مصطفی موسوی
مادر شهید بزرگوار میگوید: اصلا اهل بیرون رفتن و گردش و تفریح نبود تا وقتی که عاشق تفکرات شهید بابایی شد و مرتب در اینترنت اطلاعاتی پیدا میکرد و میخواند و فیلمهای مربوط به او را می دید. مادرشهید ادامه میدهد: میدانستم آموزش میبیند،اما نمیدانستم کجا؟ققط میدیدم ریاضت میکشد.
با آب سرد حمام میکرد، روی موکت و بدون بالش و پتو میخوابید،از زندگی دست شسته بود و وقتی دلیلش را میپرسیدم میگفت: مادر باید برای شرایط سخت آماده باشم . باید سرم را روی سنگ بذارم و بخوابم. مامان تو که در سوریه نیستی مراقبم باشی. مامان وابسته این دنیای بی ارزش نباش.من هم دل کنده ام و میدانم روزهای خوبی در آن دنیا در انتظار من است...
مادر شهید ادامه میدهد: با وجود کم سن و سال بودن اصلا وابسته به این دنیا نبود و همه را تشویق به وابسته نشدن به دنیا و متعلقات آن میکرد.میگفت:مادر برای هر فردی در دنیا یک روز، روز عاشوراست و ندای _هل من ناصر ینصرنی_را میشنود. من هم این ندا را شنیده ام و باید بروم، اما اگر تو راضی نباشی و اجازه ندهی خودت باید جواب حضرت زهرا(سلام الله علیها)و حضرت زینب(سلام الله علیها) را بدهی..
مصطفی طراح و مبتکر خوبی بود حتی طرح یک ناو را به سازمان نخبگان فرستاد و بالاترین امتیاز را گرفت و بعد از یک ماه در کشور کانادا پذیرفته شده بود و برایش دعوت نامه آمده بود که برای ادامه تحصیل به کانادا برود، اما مصطفی قبول نکرد.