تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: زندگی + خدا یا زندگی - خدا
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
(۲۰/تیر/۹۲ ۱:۴۳)مکتب المهدی نوشته است: [ -> ]شاید منم قبول داشته باشم که ما ها خدا رو قبول کردیم عقلا ولی باور قلبی نداریم وشاید همه مشکلاتمون از همین باشه که ایمان قلبی نیاوردیم . حالا چجوری میشه از استدلال های عقلی به ایمان قلبی رسید تا تاثیر باور قلبی رو تو رفتارامون توی زندگی ببینیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

با یاد حق

چه طور انتظار دارید با استدلال های عقلی به درک و یقیین حقیقی از قدرتی برسین که فراتر از عقل هاست؟؟؟؟

برای این باور قلبی باید وجود خدا رو درک کرد
برای همین هم بهترین راهش انجام دادن کارهایی هست که وجود خدا رو در زندگی تون پر رنگ تر کنه و به چشم بیاره
مثل نماز اول وقت یا نماز شب.....
شاید درکوتاه مدت نتیجه ای نداشته باشه اما در بلند مدت وقتی به خاطرش از چند تا امتحان کوچیک سربلند بیرون بیاین اون موقع است که درون تون غوغایی به پا می کنه!!
یک طوری که خوب میفهمین نتیجه اش رو و قلبا درک میکنین قدرت خدایی رو!
وقتی قدرت خدا رو درک کردید !
وجود خدا رو هم در زندگی تون درک میکنین! ان شالله....

الهی خدا این درک و یقیین حقیقی رو نصیب همه مون کنه!

یاالله
بسم الله الرحمن الرحیم


مطلب ذیل رو از کتاب(( تکنولوژی از دریچه بینش توحیدی)) میارم حتما بخونیدش. وقتی فرق بین وهم و واقیعتو فهمیدید پیشرفت هم واستون معنی جدیدی پیدا می کنه (لینک دانلودشو پیدا کنم میذارم)



هرچيزي که براي انسان مقصد شد
- در حالي که خدا مقصد حقيقي انسان است-
آن چيز جاي خدا نشسته است، و امروزه با کمي دقت متوجه مي‌شويم بشر مدرن مقصد خودرا در داشتن مدرن‌ترين تکنولوژي جستجو مي‌کند، درست است که در ابتداي امر مي‌پنداريمتکنولوژي ابزاري است تا بشر به کمک آن کارهاي خود را آسان‌تر انجام دهد ولي اگر جايگاهتکنولوژي را در روان انسانِ مدرن تجزيه و تحليل نماييم متوجه مي‌شويم چيزي ماوراءابزار خواهد بود. چراکه اولاً: انسان غربي شخصيت خود را در ساختن بهترين ابزارجستجو مي‌کند و نه ماوراء آن. ثانياً: صِرف بهترين ابزار براي او مقصد شده است بهطوري که اگر با ابزارهاي در دست خود بتواند به حوائج خود برسد، باز نمي‌تواند بهآن قانع باشد، زيرا روح انسان به دنبال کمال مطلق است، حال وقتي کمال را در داشتنابزاري کامل‌تر جستجو کند پس کمال مطلق را در کامل‌ترين ابزار جستجو مي‌کند و اينجاستکه چه بداند و چه نداند جاي خدا را با ابزارهاي پيچيده جابجا کرده است. هرچند بهخداي خالق معتقد باشد ولي مقصد را کامل‌ترين ابزار مي‌داند و دل را به آن سپردهاست، کاري که بايد با خدا مي‌کرد و او را معبود خود قرار مي‌داد و دلداده او مي‌شد.
وقتيخدا معبود بشر باشد و بشر دل را به خدايي که کمال مطلق است بسپارد به دنبال راهکارياست که عوامل اين دلدادگي را فراهم آورد و موانع دل‌سپردن به خدا را بر طرف نمايد.خداوند چنين نيازي را با ارسال پيامبران جواب داده است تا بشر در پرستش معبود حقيقيسر گردان نماند. آري وقتي مقصد انسان پرستش خدا باشد پيامبران ضروري‌ترين نياز بشرخواهند بود تا اين مقصد محقق شود. ولي وقتي مقصد بشر کامل‌ترين تکنولوژي باشد بهاندازه پيامبران، کارشناساني که او را به مدرن‌ترين تکنولوژي برسانند مورد احترامقرار مي‌گيرند و عملاً کارشناسانِ دست‌يابي به کامل‌ترين تکنولوژي جاي پيامبران رادر زندگي بشر مي‌گيرند تا آن‌ها را در رساندن به معبودشان ياري کنند، و درست بههمان اندازه که اگر کامل‌ترين تکنولوژي را معبود خود بگيريم گرفتار وَهم شده‌ايم،اگر کارشناسان به جاي انبياء بنشينند جامعه را مشغول وَهميات خواهند کرد و ديگر جاييبراي رهنمودهاي وحي الهي نخواهد ماند، هر چند ظاهر شريعت محفوظ مانده باشد.
وقتي تصور جامعه‌اي طوري شد که کمال مطلوب خود را کامل‌ترينابزار دانست و با داشتن کامل‌ترين ابزار احساس کرد کامل شده است، ناخودآگاه غفلتاز خدا شروع مي‌شود، چون در چنين جامعه‌اي ديگر سخن از آن نيست که براي باز نماندناز خدا بايد ابزارهايي پديد آورد که همه‌ي وقت ما مشغول زندگي دنيايي نشود، بلکهسخن آن است که براي بازنماندن از کامل‌ترين ابزار
- نه مفيدترين آن-
بايدوقت خود را صرف دينداري نکرد.

آنچه موجب شد تا معنويت در غرب به حجاب رود غفلت از بهترينمعبود بود، خداي خالق را هيچ‌وقت منکر نشدند ولي عبوديت خود را منکر شدند و محوريتخدا در کليه مناسبات به محوريت انسان تبديل شد که عبارت است از «اومانيسم».










. اين‌که ملاحظه مي‌فرماييد همه‌ي تلاش‌ما آن است که آنچه را از گذشتگان مانده است حفظ کنيم، حتي يک گلدان يا کوزه گليرا، ولي به راحتي با شکوه‌ترين ساختمان‌هاي جديد را پس از اندکي استفاده خراب مي‌کنيمتا با طراحي جديد آن را بنا کنيم، به اين جهت است که گمشده‌ي خود را در ساختمان‌هايجديد نيافتيم و فکر مي‌کنيم در طرحي جديدتر مي‌توان آن را پيدا کرد.





(۱۹/تیر/۹۲ ۲۲:۳۱)مکتب المهدی نوشته است: [ -> ]چه بسا که بسیاری از جوامع که وجود خدا را قبول ندارن در زندگی از جامعه معتقد به خدا پیشرفته ترن؟؟؟؟


خیلی به این معتقد نیستم
جوامع رو کاری ندارم
اما اگه زندگی "افراد موفق" رو بررسی کنید ویژگی مشترکی که بین همه شون هست "ارتباط خوب با خداست "

البته اینجا باید تعریف من از موفقیت و تعریف شما از پیشرفت بررسی بشه
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع