تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: فیلم ماتریکس و ارتباط با فراماسونها
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
برادر عزیزم جناب matey

الحمدالله شما فرد اگاهی هستید و شناخت خیلی خوب و جامع از سینمای هالیوود دارید و با مفاهیم غربی هم ناآشنا نیستید .تعریف خدا توی فلسفه غرب و تورات چیه ؟

شخصی که ساعتی رو میسازه و کوک میکنه و رهاش میکنه ! یعنی فقط وظیفه ی خلقت رو داره و بعدش مخلوق خودش رو رها میکنه در صورتی که توی ماتریکس آرشیتکت بعد از ساخت ماتریکس توش خلق میشه و وظیفه ی مراقبت از سیستم رو داره ! نه تنها ماتریکس رو خلق نکرده بلکه خودش مخلوقه ماتریکسه ... در واقع توی فیلم ماتریکس اصلا خدا وجود نداره !
نکته ی دوم اینکه آرشیتکت توی دنیای مجازی ماتریکس وجود داره نه توی دنیای واقعی ! ضمن اینکه حتی اگه بخوایم رئیس شهر ماشین ها رو که در اخر نسخه ی 3 با نئو صحبت میکنه رو خدا بگیریم باز خودش مخلوق انسان هاست ! خود جامعه ی بشری انسان ها هم مخلوق خدا هستند چیزی به اسم مسیح و امام زمان و ... باور نداردن و ناجی شون یک انسانه معمولیه بدون اینکهخ خدا انتخاب کرده باشه ... وقتی معشوقه ی مورفیوس توی نسخه 2 اگر اشتباه نکنم به نئو کشتی لوگوس رو میده مورفیوس بهش میگه : تو که گفتی به خدا باور نداری !
--- هنوزم باور ندارم من به اون(نئو) باور دارم

نئو هم که به غیر باور خودش چیزی رو قبول نداره حتی پیشگویی های اوراکل و حرف های آرشیتکت و ... پس به نوعی میشه خدا رو توی ماتریکس اومانیسم بیان کرد .
اقای متی شما هرجا که دلیل قانع کننده ی برای ماسونی بودن فیلم پیدا نمی کنی صحبت از هالیوود و تیم فوتبال میکنی تقریبا توی تحلیل تمام فیلما این مطلبو (تیم فوتبال) بیان کردی

شما میگی باید دیدمون رو نسبت به هالیوود عوض کنیم سوال من اینه مگه ما داریم میگیم هالیوود دوست ماست یا دوسته اسلامه ؟؟
ما هم میدونیم هالیوود چقدر شیطانیه نیازی نیست دیدمون رو عوض کنیم ولی میدونی من چی میگم هیچ چیز توی این دنیا کاملا بد و هیچ چیز هم کاملا خوب نیست

من از ماتریکس حمایت نمی کنم چون کامل ندیدمش ولی باید بپذیری که نکات خوب توی این فیلم هست(نه اینکه کاملا خوبه) حتی تو همون فیلم ارباب حلقه ها و خیلی فیلمای دیگه که ما میگیم شیطانین نکات مثبت بسیاری پیدا میشه

یه سوالی که هست شما طبق چه مدرکی میگی هالیوود بدست شیطان اداره میشه؟ ؟؟ شما واسه خودتون یه حدسی زدید و اون حدسو تبدیل به فرضیه کردید و طبق اون فرضیه درباره ی همه ی فیلمای هالیوود دارید نظر میدید حالا اگه اون حدستون اشتباه در بیاد تمام فرضیه هاتون رد میشه!
(۳/مرداد/۹۲ ۲:۳۶)Reza2035 نوشته است: [ -> ]برادر عزیزم جناب matey

الحمدالله شما فرد اگاهی هستید و شناخت خیلی خوب و جامع از سینمای هالیوود دارید و با مفاهیم غربی هم ناآشنا نیستید .تعریف خدا توی فلسفه غرب و تورات چیه ؟

شخصی که ساعتی رو میسازه و کوک میکنه و رهاش میکنه ! یعنی فقط وظیفه ی خلقت رو داره و بعدش مخلوق خودش رو رها میکنه در صورتی که توی ماتریکس آرشیتکت بعد از ساخت ماتریکس توش خلق میشه و وظیفه ی مراقبت از سیستم رو داره ! نه تنها ماتریکس رو خلق نکرده بلکه خودش مخلوقه ماتریکسه ...

راستش دیشب که پستت قبلیتون رو جواب دادم، این تیکه رو بعداً رفتم بهش فک کردم (همینی که فرمودین مورفیوس به نئو میگه یکی توی ماتریکس بوجود اومد) ... تا اونجا که یادمه منظور مورفیوس ازون کسی که توی ماتریکس بوجود میاد همون نئو (نسخۀ اول منجی) هستش !

که بعداً آرکیتکت و مرووینجین هم اشاره میکنن به این قضیه که قبل از نئو ، منجی های دیگه ای هم توی ماتریکس بودن و همه اونا اون طوری که آرکیتکت خواسته بود عمل کردن !

به نظرم اینکه نئو بر خلاف برنامه ای که آرکیتکت براش مشخص میکنه عمل میکنه، (=اختیار مطلق انسان) ، میخواد ضعف خدا (=آرکیتکت) رو نشون بده و بگه که خدا تو همه چی تسلط نداره !

راستش فیلمش خیلی پیچیده هستش که بخوایم کامل تحلیلش کنیم ! ولی نکاتی رو میتونیم از داخلش بیرون بیاریم !

خیلی نکات هم تو این نوع فیلم (مثلا فیلم fountain) مبهم ــه ! مثلا اینکه چطوری Agent Smith از داخل ماتریکس به بیرون (یعنی دنیای واقعی) راه پیدا کرد ؟!؟ Huh


مثلا برای اینکه بخوایم نکات این فیلم رو متوجه بشیم باید در مورد اوراکل در اساطیر بریم تحقیق کنیم. مهمترین کاراکتر تو این فیلم به نظرم اوراکل هستش !


×××××××××××××

جناب امام 12 ، این فیلم پیچیده تر از اون هست که بخوایم تحلیل کاملی ازش ارائه بدیم ! اینم که بنده همیشه اون مثال تیم فوتبال رو میزنم ، از روی ضعف نیست (باور کن!) . از روی دلسوزی ــه !
نقل قول:راستش دیشب که پستت قبلیتون رو جواب دادم، این تیکه رو بعداً رفتم بهش فک کردم (همینی که فرمودین مورفیوس به نئو میگه یکی توی ماتریکس بوجود اومد) ... تا اونجا که یادمه منظور مورفیوس ازون کسی که توی ماتریکس بوجود میاد همون نئو (نسخۀ اول منجی) هستش !
که بعداً آرکیتکت و مرووینجین هم اشاره میکنن به این قضیه که قبل از نئو ، منجی های دیگه ای هم توی ماتریکس بودن و همه اونا اون طوری که آرکیتکت خواسته بود عمل کردن !



سلام مجدد .

برادر گرامی لطفا فیلم را مجددا تماشا کنید و این بار قسمت بازجوی مامور اسمیت از مورفیوس رو هم کنار تعاریف حقیر قرار بدید ...اسمیت به مورفیوس میگه میدونی اولین ماتریکسی که ایجاد شد جایی بود که انسان ها داخلش شاد و راحت بودن ولی خودشون اون رو خراب کردند و اون دیالوگ فوق العاده که میگه : انسان ها بیماری این سیاره هستند !

اون کسی که در ماتریکس متولد شده و وجود خارجی نداره و همون شخص هم اولین انسان ها رو ذهنشون رو آزاد کرده مطمئنا هیچ ربطی به نئو نداره چون خود نئو به خاطر اینکه مورفیوس باور داره اون ناجیه ذهنش آزاد میشه . من این رو به اطمینان و یقین کامل خدمت شما عرض میکنم که آرشیتکت به هیچ وجه نماد خدا نیست و خدا در این فیلم چیزی به جز اومانیسم نیست چون همه کاراکترها برای سرپوش گذاشتن روی رفتارهای غیر عقلانیشون از این جمله استفاده میکنن : [b]من به فلان مسئله باور دارم
.



نقل قول:خیلی نکات هم تو این نوع فیلم (مثلا فیلم fountain) مبهم ــه ! مثلا اینکه چطوری Agent Smith از داخل ماتریکس به بیرون (یعنی دنیای واقعی) راه پیدا کرد ؟!؟

در پست های قبلی به این مسئله پرداختیم که :

1.نئو نماد اختیار مطلق
2.دنیای مجازی ماتریکس و آرشیتکت جبر مطلق

اما در مورد مامور اسمیت در قسمت دوم واچوفسکی ها به وضوح اشاره میکنن که اسمیت نماد نیهیلیسم و پوچ گراییه در سکانسی که در قسمت دوم پیش نئو میرسه اینطور صحبت میکنه :


533
00:51:29,244 --> 00:51:32,305
.هر اتفاقي كه افتاده، دليلي براش وجود داشته

534
00:51:32,515 --> 00:51:34,140
و اون دليل چي هست؟

535
00:51:34,637 --> 00:51:38,564
.من تو رو كشتم آقاي اندرسون
.من مرگت رو تماشا كردم

536
00:51:38,778 --> 00:51:41,969
.اون هم با رضايتي وصف ناپذير

537
00:51:42,188 --> 00:51:45,663
.و بعد اتفاقي افتاد، اتفاقي كه مي‌دونستم غيرممكنه

538
00:51:45,841 --> 00:51:47,644
.اما به هر حال، اتفاق افتاد

539
00:51:48,416 --> 00:51:51,536
.تو منو نابود كردي، آقاي اندرسون

540
00:51:53,565 --> 00:51:58,121
.بعد از اون، من قوانين رو ياد گرفتم
.من فهميدم كه چيكار بايد بكنم

541
00:51:58,332 --> 00:52:01,286
.اما نكردم

542
00:52:01,742 --> 00:52:05,632
.يعني نتونستم. مجبور شدم بمونم

543
00:52:06,125 --> 00:52:09,636
.مجبور شدم سرپيچي كنم

544
00:52:10,266 --> 00:52:13,979
.و حالا، اينجا ايستادم به خاطر تو، آقاي اندرسون

545
00:52:14,163 --> 00:52:18,090
.به خاطر تو، من ديگه مآمور اين سيستم نيستم

546
00:52:18,303 --> 00:52:21,458
.به خاطر تو من تغيير كردم، جدا شدم

547
00:52:21,678 --> 00:52:26,470
،اصلا آدم جديدي شده‌ام
.مي‌تونم بگم مثل تو، كاملا آزاد

548
00:52:26,862 --> 00:52:28,178
.تبريك مي‌گم

549
00:52:28,984 --> 00:52:31,273
.متشكرم

550
00:52:31,907 --> 00:52:36,498
،اما خودت خوب مي‌دوني كه
.ظواهر مي‌تونه فريبنده باشه

551
00:52:36,708 --> 00:52:41,821
و من رو به اين سوال برمي‌گردونه كه چرا اينجا هستيم؟

552
00:52:42,032 --> 00:52:46,860
.ما اينجا نيستيم چون آزاد هستيم
.ما اينجا هستيم چون آزاد نيستيم

553
00:52:47,077 --> 00:52:50,968
،هيچ دليل نجات بخشي
.بدون هدفي كه تكذيب كرد

554
00:52:51,182 --> 00:52:54,516
...چرا كه هر دوي ما مي‌دونيم، بدون دليل

555
00:52:54,731 --> 00:52:59,523
.ما هم وجود نداشتيم -
.همون هدفي كه ما رو آفريده -

556
00:52:59,741 --> 00:53:02,695
...هدفي كه ما رو به هم مي‌پيونده -
...هدفي كه ما رو به دنبال خودش مي‌كشه -

557
00:53:02,804 --> 00:53:04,780
...كه ما رو رهبري مي‌كنه -
.كه ما رو به حركت وامي‌داره -

558
00:53:04,890 --> 00:53:09,576
.هدفي كه ما رو تعريف مي‌كنه -
.هدفي كه ما رو محدود مي‌كنه -

559
00:53:09,796 --> 00:53:12,193
.ما به خاطر تو اينجاييم، آقاي اندرسون

560
00:53:12,406 --> 00:53:16,748
ما اينجاييم، تا آن چيزي رو كه تو
:سعي داشتي از ما بگيري، ما از تو بگيريم

561
00:53:18,738 --> 00:53:20,790
!هدف



همون طور که میدونیم نیهیلیسم و پوچ گرایی زاده پست مدرنیسمه و معروفترین جمله ی فیلسوف پست مدرن نیچه اینه که خدا مرد !!! اگه بخوایم خود نیهیلیسم رو به زبان ساده تعریف کنیم یعنی بی هدف بودن همه چی !!! به همین خاطره که ناجی پست مدرن ما در کنارش پوچ گرایی اسمیت تعیف میشه و لازم و ملزوم همدیگه میشند ...نیهیلیسم به عنوان یک باور میتونه هر چیزی رو که هدفی داره رو نابود کنه و حتی وارد دنیای واقعی بشه :

1.مامورهای درون ماتریکس
2.انسان های معمولی در سیستم
3.اوراکل
4.نئو
5.افراد ازاد زایان

خاطرتون باشه در پست های قبلیم هم اشاره کردم که وقتی نئو از اسمیت شکست میخوره به دلیل بی معنی شدن همه چیز اسمیت هم نابود میشه .
به نظرم ما تفاوتمون ریشه ای ــه ! Big Grin

شما دوست دارین فیلم رو از بعد فلسفی بررسی کنین.

بنده دوست دارم فیلم رو از بعد آخرالزمانی بررسی کنم !


باید فیلم رو 2باره ببینم !
(۳/مرداد/۹۲ ۲:۳۶)Reza2035 نوشته است: [ -> ]برادر عزیزم جناب matey

الحمدالله شما فرد اگاهی هستید و شناخت خیلی خوب و جامع از سینمای هالیوود دارید و با مفاهیم غربی هم ناآشنا نیستید .تعریف خدا توی فلسفه غرب و تورات چیه ؟

شخصی که ساعتی رو میسازه و کوک میکنه و رهاش میکنه ! یعنی فقط وظیفه ی خلقت رو داره و بعدش مخلوق خودش رو رها میکنه در صورتی که توی ماتریکس آرشیتکت بعد از ساخت ماتریکس توش خلق میشه و وظیفه ی مراقبت از سیستم رو داره ! نه تنها ماتریکس رو خلق نکرده بلکه خودش مخلوقه ماتریکسه ... در واقع توی فیلم ماتریکس اصلا خدا وجود نداره !
نکته ی دوم اینکه آرشیتکت توی دنیای مجازی ماتریکس وجود داره نه توی دنیای واقعی ! ضمن اینکه حتی اگه بخوایم رئیس شهر ماشین ها رو که در اخر نسخه ی 3 با نئو صحبت میکنه رو خدا بگیریم باز خودش مخلوق انسان هاست ! خود جامعه ی بشری انسان ها هم مخلوق خدا هستند چیزی به اسم مسیح و امام زمان و ... باور نداردن و ناجی شون یک انسانه معمولیه بدون اینکهخ خدا انتخاب کرده باشه ... وقتی معشوقه ی مورفیوس توی نسخه 2 اگر اشتباه نکنم به نئو کشتی لوگوس رو میده مورفیوس بهش میگه : تو که گفتی به خدا باور نداری !
--- هنوزم باور ندارم من به اون(نئو) باور دارم

نئو هم که به غیر باور خودش چیزی رو قبول نداره حتی پیشگویی های اوراکل و حرف های آرشیتکت و ... پس به نوعی میشه خدا رو توی ماتریکس اومانیسم بیان کرد .


به نام خدا

صحبتهای شما تا حد زیادی درسته و فیلم به شدت اومانیستی میباشد ولی چند نکته را هم نباید غافل شد

یکی اینکه در قسمت پایانی نسخه اول، جملاتی توسط نئو خطاب به ماتریکس از طریق تلفن عمومی بیان میشود که اگر این جملات را تفسیر کنیم به این نتیجه میرسیم که روی صحبت خداوند متعال میباشد ولی در فیلم در ظاهر، خطاب به ماتریکس است.

در قسمت پایانی هم نئو، موفق به نابودی ماتریکس نمیشود، بلکه با فدا کردن خود یعنی ((ایمان)) و معشوقش ترینیتی یعنی ((عشق))، از نابودی انسانها توسط ماتریکس جلوگیری میکند و در انتها میبینیم که امپراتوری ماتریکس، با احترام او را تدفین میکنند چون، نئو به نوعی هم انسانها را نجات داد هم خود ماتریکس را از نابودی بوسیله مامور یا همان ویرووس کامپیوتری، نجات داد.

در واقع شخص عاشق و باایمان، باید برای نجات بشر به نوعی خودرا قربانی کند که شاید استعاره ای باشد از حضرت مسیح (علیه السلام)

به هر حال با تمام این تفاسیر،‌ در پایان هم ماتریکس نجات پیدا میکند هم انسانها و ماتریکس هم برای قدردانی از خدمتی که نئو به او کرد، از نابودی انسانها، صرف نظر میکند، البته میتوان در قسمت پایانی به این نکته هم پی برد که اوراکل، درست میگفت و نئو نجات دهنده بشر و نابودکنند ماتریکس نبود، بلکه ماتریکس به واسطه فداکاری نئو ((فعلا)) از نابودی انسانها صرفنظر کرده است و ممکن است در آینده نظرش تغییر کند به هر حال پیروزی نهایی انسانها منوط به نابودی کامل ماتریکس است که آن هم احتیاج به یک منجی واقعی دارد که آن منجی نئو نبود، بلکه نئو با تکیه بر ایمان به خود ( اومانیسم) و عشق به ترینیتی، از حالت یک انسان معمولی خارج میشود و به یک شبه منجی بدل میشود ولی منجی نهایی او نبود زیرا منجی نهایی ماتریکس را نابود خواهد کرد.

به هر حال باز هم میگویم تناقض در این فیلم بسیار زیاد است و گاهی انسان به شدت از تفکر سازندگان خوشحال میشود ولی در اوج خوشحالی به فرض در قسمت اول ناگهان آن جملات در انتهای فیلم از زبان نئو، بیان میشود.

در پاسخ به دوست بسیار عزیز یعنی جناب matey در مورد ورود مامور اسمت به دنیای واقعی هم باید بگویم که در انتهای قسمت اول بعد از معجزه عشقی که نئو را دوباره زنده میکند شاهد هستیم که ترکیب ایمان به خود و عشق باعث میوشد که نئو به شبه منجی تبدیل شود و توانایی درک دنیای دیجیتال ماتریکس را داشته باشد به همین دلیل به راحتی به درونه وجوده مامور اسمیت نفوذ میکند و در ظاهر او را نابود میکند ولی در قسمتهای بعدی شاهد هستیم که در واقع نفوذ نئو به باطن مامور اسمیت، باعث ایجاد یک دگردیسی در او میشود یعنی باطن او که محل تلاقی خیر (نئو) و شر (ماتریکس) میباشد به ناگاه موجودی جدید را به وجود میاورد که در حال تکثیر میباشد و همه را شبیه به خود میکند که دوست خوبمون Reza2035 در مورد اشاره به نهیلیسم و پوچگرا بودن مامور اسمیت به خوبی توضیحاتی را ارائه کردند.

در مورد نفوذ مامور اسمیت به دنیای بیرون هم، میتوان اینگونه تفسیر کرد که چون داخل این برنامه کامپیوتری یعنی مامور اسمیت، یک ذهن انسانی یعنی نئو،‌ در دنیای دیجیتال ماتریکس نفوذ کرده، حال مامور اسمیت توانایی هک کردن و فاسد کردن ذهن انسانها را هم مانند دنیای دیجیتال دارد ( یعنی این ارتباطی دو طرفه است و همانگونه که انسانها میتوانند به دنیای دیجیتال نفوذ کنند، دنیای دیجیتال هم توانایی نفوذ به سیستم عصبی انسانها را دارد چون به هر حال هر دو الگوی مشابهی دارند و بر اساس حرکت الکترونها به نوعی کار میکنند ) و از طریق اتصال انسانها به شبکه ماتریکس توانایی تخریب ذهنی آنها البته آنهایی که از نظر اعتقادی ضعیف تر هستند را به واسطه سیستم عصبی انسان دارد در نتیجه میبینیم که فردی که تا حدی از نظر اخلاقی مشکل دارد به راحتی توسط مامور اسمیت، ذهنش هک و به قولی ویرووسی میشود و او در ظاهر یک انسان است ولی همانطور که نئو باطن اورا نیز میبیند، این شخص باطنی شیطانی یا همان مامور اسمیت را دارا میباشد.

در واقع شخصیت دگردیس شده مامور اسمیت سمبلی از تفکری میباشد که اعتقاد دارد نه خیری وجود دارد و نه شری و نه هدفی و نه انگیزه ای و در واقع تنها چیزی که وجود دارد پوچی میباشد، شاید بشر امروز بیشتر از اینکه شبیه به نئو یا انسانهای زایون باشد، به مامور اسمیت شبیه میشود آنهم به واسطه سلطه رسانه ای غرب.

البته شخصیت مامور اسمیت را میتوان، بدلی از شیطان هم دانست زیرا او به شدت به دنبال نجات از ماتریکس میباشد و میخواهد همه را به کیش و آئین خود در آورد و در واقع همه را مانند خود کند. به هر حال این فیلم دارای چندین لایه میباشد و در مورد آن میتوان ساعتها بحث کرد.

یک نکته کوچک هم راجب تیتراژ پایانی قسمت اول و موسیقیهای انتهای آن ذکر کنم که یکی از ترکهای تیتراژ پایانی متعلق به شخص مریلین منسون که همه میدانیم به پوچگرایی و شیطان پرستی، شهیر است میباشد که استفاده از این خواننده برای تیتراژ پایانی شاید به نوعی تفکر مثبت و الهی، سازندگان را زیر سوال ببرد. و نکته آخر هم که باید به آن اعتراف کنم که واقعا بنده در هیچ فیلم دیگری صحنه ای به این عظیمی و میخکوب کننده را ندیده بودم و تاثیر فوق العاده حیرت آوره موسیقی به همراه تصویر که شاید فقط در دو یا سه فیلم دیگر تکرار شده باشد، سکانسی میباشد از صحنه آخر قسمت سوم فیلم که به جنگ آخرالزمانی نئو و مامور اسمیت میپردازد و ترکیب موسیقی ارکستر سمفونیک با قدمهای نئو در زیر باران و جنگ سخت او با مامور اسمیت در فضایی به شدت حماسی با تم موسیقی آخرالزمانی، شاهکاری را خلق میکند که شاید تا سالها نتوان مانند آنرا دید. البته وقتی عظمت این صحنه در یک سینمای خانگی کوچک اینگونه باشد در سینماهای سه بعدی آیمکس با صدای دالبی و کوبنده تاثیری بس،‌ عظیمتر خواهد داشت.

موسیقی تیتراژ پایانی قسمت سوم هم که موسیقی اورجینال فیلم میباشد جای بحث زیادی دارد و در آن میتوان به راحتی تم های شرقی و به خصوص هندی را شنید. این موسیقی ترکیب جالبی از ارکستر سمفونیک، موسیقی الکترونیک و مدرنه ترنس و موسیقی سنتی هندی و شرقی میباشد که به زیبایی هرچه تمامتر همه آنها با هم ترکیب شده اند، دقیقا مانند خود فیلم که تفکری شرقی را در غالب یک داستان آخرالزمانی مدرن و تکنولوژیک ولی با قالبی اسطوره ای عرضه میکند. به هر حال سکانس پایانی قسمت سوم ماتریکس و ترکیب زیبای موسیقی و تصاویر، جزو شاهکارهای تاریخ سینما میباشد. حیف که در راه منفی از آن استفاده شد.


نقل قول:به نظرم ما تفاوتمون ریشه ای ــه ! [تصویر: biggrin.png]

شما دوست دارین فیلم رو از بعد فلسفی بررسی کنین.

بنده دوست دارم فیلم رو از بعد آخرالزمانی بررسی کنم !

بسم الله

من که تفاوتی نمیبنیم ... هر دو ما معتقدیم که هالیوود الت دست یهود و صهیونیزم است که ریشه در تفکرات ملحدانه دارد .
وقتی میخوایم فیلمی رو نقد کنیم باید چند مرحله رو مد نظر قرار بدیم :

1.نماد گرایی در فیلم
2.محتوای هر سکانس و دیالوگ
3.بررسی این اطلاعات در تفکر غربی
4.مطالعه ی تطبیقی بین تفکر غربی و اسلامی (بررسی فیلم از نگاه اسلامی )


اشکالی که حقیر در تحلیل ها شما میبینم اینه که مورد اول و چهارم میگید و از قسمت دوم و سوم به سادگی میگذرید. به عنوان مثال شما میگید که آرشیتکت در فیلم ماتریکس نماد خداست به این دلیل که در اکثر فیلم های هالیوودی خدا اینگونه تصویر شده .

اما حقیر گفتم به چند دلیل این کاراکتر نمیتونه خدا باشه :

1.خدا در فلسفه ی غرب می افریند و رها میکند ولی آرشیتکت خود مخلوق ماتریکس است و از ان محافظ میکند .
2.به خاطر این که فیلم ماتریکس پست مدرن است و در فلسفه ی پست مدرن به قول نیچه خدا مرده است .

پس نمیتوانیم وی را خدا بدانیم در صورتی که در طرف مقابل در پست مدرنیسم خودمحوری خدا تعریف میشود و این دیالوگ در اکثر گفت و گو های بین کاراکتر ها وجود دارد که وقتی عملی غیر عقلانی انجام میدهند میگویند : من به فلان مسئله ایمان (belive) دارم یعنی من به خودم ایمان دارم . پس میتوان خدا را در فیلم خود محوری و یا اگوئیسم معرفی کرد چون مفهوم اومانیسم انسان خدایی به معنای عام است ولی اگوئیسم خود محوری انسان است یعنی هر انسان و باورش مساویست با یک خدا !

مرحله چهارم : بررسی تطبیقی مفهوم غربی با مفهوم اسلامی


أَفَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَن يَهْدِيهِ مِن بَعْدِ اللَّهِ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ سوره : الجاثية آیه : 23



آيا آن کس را که هوسش را چون خدای خود گرفت و خدا از روی علم گمراهش کرد، و بر گوش و دلش مهر نهاد و بر ديدگانش پرده افکند ، ديده ای ? اگر خدا هدايت نکند چه کسی او را هدايت خواهد کرد ? چرا پند نمی گيريد ؟

در مود موارد دیگه فیلم هم باید همین طور برخورد کنیم باید اول بفهمیم منظور کارگردان و نویسنده در فیلم چی بود و بعدش اون نظر و دیدگاه رو با مفاهیم قرانی و اسلامی تحلیل کنیم . مثلا خود کاراکتر نئو بدون شک شخصیت ناجی در فیلمه ولی اگر کسی شک داشت میتونم با نمادگرایی و بررسی مفاهیم هم این رو براش اثبات کنم . اما اینکه بدون هیچ دلیلی بگیم نئو = امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) غلطه به چند دلیل :

1. نئو نمیدونه که ناجیه
2.نئو هیچ باور ماورایی نداره
3.نئو انسان ها رو فقط از کنترل نجات میده ولی هیچ حکومتی نداره

تنها چیزی که توی هالیوود مهمه اینه که یک باور غلطی رو به شما بخورونند همین ! همین که مثه نئو باور کنیم که هیچ قاشقی وجود نداره ...همین که باور کنیم ما انسان هایی هستیم که اختیار کامل باید داشته باشیم و کسی نباید ما رو کنترل کنه برای هالیوود پیروزیه ! هالیوود قراره ما رو به سوی باوری سوق بده و عقایدمون رو عوض کنه همین !

البته گاها یه توهین هایی هم میشه که معمولا جواب عکس میده .

یا علی
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع