تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: چگونه یک حدیث، اینشتین را شگفت‌زده کرد؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
(۶/مرداد/۹۲ ۱۱:۵۲)Tishtar نوشته است: [ -> ]نه برادر،طبق خود رساله انیشتین بارها میگه که من از یهودیت به اسلام و تشیع دوازده امامی در اومدم!
Smile
موضوع این هست که جریان معراج احتیاجی به رد و تایید انیشتین ندارد .
(۶/مرداد/۹۲ ۷:۰۶)درست پسند نوشته است: [ -> ]تا جایی که من شنیده‌ام این درسته.
معلم فیزیک ما می‌گفت زمان دانشجویی‌اش یه بار دکتر حسابی رو آوردند تا براشون سخنرانی کنه، بعد چند نفر سؤال کردند، از جمله در مورد همین داستان دوست بودن ایشون با انیشتین و ... بعد دکتر حسابی در جواب فرمودند که من فقط یه بار یه وقت ملاقات نیم ساعته گرفته بودم، که حتی در اون نیم ساعت هم اصلاً صحبت زیادی نکردم.

HuhHuhHuhHuhHuhHuhHuhHuh
رجوع شود به کتاب استاد عشق نوشته ی ایرج حسابی فرزند پروفسور سید محمود حسابی
طبق نوشته های کتاب دکتر حسابی چندین بار جلسه داشتند با اینشتین و حتی خود استاد به فرزندانشان گفتند که جلسه ی دفاعیه ی بنده با حضور خود پروفسور اینشتین برگزار شد
و ذکر شده استاد در کرسی پروفسور اینشتین مدتی در حال پژوهش بودند.
اینطور که پسر ایشون میگن قضیه بالا که جناب درست پسند ذکر کرده اید زیر سؤال هست

(۶/مرداد/۹۲ ۱۹:۲۶)m.hossein نوشته است: [ -> ]HuhHuhHuhHuhHuhHuhHuhHuh
رجوع شود به کتاب استاد عشق نوشته ی ایرج حسابی فرزند پروفسور سید محمود حسابی
طبق نوشته های کتاب دکتر حسابی چندین بار جلسه داشتند با اینشتین و حتی خود استاد به فرزندانشان گفتند که جلسه ی دفاعیه ی بنده با حضور خود پروفسور اینشتین برگزار شد
و ذکر شده استاد در کرسی پروفسور اینشتین مدتی در حال پژوهش بودند.
اینطور که پسر ایشون میگن قضیه بالا که جناب درست پسند ذکر کرده اید زیر سؤال هست

بله! صد البته!
یادم رفت حرفهای پسرشون در این باب - که مایه‌ی تعجب فراوان معلممون هم بود - رو ذکر کنم.
معلممون به ما می‌گفت: "والا خودش به ما اینطوری گفت"
حالا یا خود دکتر حسابی در این مورد حقیقت رو به اونها نگفته، یا کل محققین و محصلین فیزیک که باهاش بوده‌اند اشتباه فهمیدن، یا ... هزارجور نظریه‌ی دیگه.

انیشتین فیزیکدانی است که نقطه‌ی عطف بزرگی پدید آورد، اما آیا چیزی که ستودنی‌اش میکنه اهمیت دانشی هست که بهش رسید، یا تلاش و پشت‌کاری که در این راه به خرج داد؟ چطور میشه اهمیت یک انسان به چیزی غیر از خصوصیات انسانی‌اش باشه؟

در مورد دکتر حسابی هم همینطور هست، و تلاش و پشت‌کارش هست که ستودنی‌اش میکنه.
حتی اگر اون ماجراهایی که پسرش تعریف میکنه حقیقت داشته باشه، اگر دکتر حسابی رو بخاطر انیشتین بستاییم، آیا بخاطر دانش انیشتین می‌ستاییمش یا پشت‌کار انیشتین؟ پس می‌بینید که هر دو اینها اصلاً مربوط به ارزش خود دکتر حسابی نمیشن، و چقدر نامأنوس‌اند با قائل شدن ارزش برای خود دکتر حسابی.

میتونم تصور کنم که حتی اگر چنین ماجراهایی وجود داشته، با این نحوه‌ی پرداختن به ماجرا از سوی مردم دکتر حسابی بخاطر احترام به شخصیت خودش و همچنین نجات ملت از جوگیری به دروغ می‌گفت که چنین چیزی نیست!(و این مسلماً این معنی رو نمیده که بگیم "پس شاید بوده باشه"، بلکه این معنی رو میده که "پس دیگه در این مورد حرف نزنیم و بجاش در مورد چیزهایی که به واقع دکتر حسابی رو با ارزش کرد حرف بزنیم")
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع