تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: ای کاش دخترم باربی را نمیشناخت...
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
(۱/شهریور/۹۲ ۲۰:۵۳)میثاق نوشته است: [ -> ]



ساعت 9 شب، خیابان ولیعصر،دختری که هزاران چشم او را بدرقه میکنند و بوق های ممتد اتوموبیل ها برای او، صدای حیا را در شهر گم کرده است.

ساعاتی بعد از کلانتری محل با پدر و مادر این دختر تماس گرفته میشود....

پدر و مادرش مدام خود را ملامت میکردند که مگر ما چه برای دخترمان کم گذاشتیم که این گونه حیائش را به حراج بگذارد....

پدر و مادر او شاید هیچ گاه نفهمیدند که همه چیز از عروسک ها و لوازم التحریر باربی کودکی دخترش شروع شد...

(افرادی که عقیده دارند عروسک باربی یک عروسک معمولی است اینجا را بخوانند)

زمانی که او در ذهنش باربی را الگویی زیبا و دوست داشتنی برای خودش انتخاب کرده بود...
.
.
.
.
.
.
.


** چه اشکالی دارد برای کودکمان یا کودکان فامیل و همسایه، لوازم التحریر مناسب هدیه دهیم.



چند نمونه لوازم التحریر ایرانی و اسلامی :


[تصویر: n00145261-b.jpg]
دفتر تحریر ایام



[تصویر: %D9%85%D8%B4%D9%82-%D9%81%D9%86%D8%B1-%D...9%84-1.jpg]
ثنا و ثمین




[تصویر: notbooknew.jpg]
راه بهشت


-=-=-=-=-=-

جداً از فرهنگ سازی برای بچه ها غافلیم...
غرب داره برای شیعه ها الگوسازی میکنه و از همون سن کم مغزشون رو شستشو میده...
اونوقت ما...
حداقل از اینجور حرکت های فرهنگی حمایت کنیم و سعی کنیم فرهنگ اسلامی رو گسترش بدیم...






به نام خدا
سلام
مگه باربی چند ساله اومده ایران...که نوشتید این دخترباعروسکش بزرگ شده تورویاهاش؟؟؟؟
عدم جذابیت علت اصلی هست...
صداوسیماباید انمیشن های جذاب وپرطرفدار بسازه وبعد ازازونهااستفاده کنن برای روجلد لوازم تحریرو حتی به تولید عروسک که این خودشم وقت گیره.....
(۲/شهریور/۹۲ ۱:۳۹)مجید املشی نوشته است: [ -> ]در اینکه کودک در ابتدای یادگیری بسیار تاثیرپذیر هست شکی نیست. اینکه بگیم فردی از این دفترها تاثیر نگرفته پذیرفته نیست، چرا که عوامل تاثیرگذاری یکی دوتا که نیست.
من از شما می پرسم اصلا چرا از این شیوه مثل عروسک باربی یا عکس کودک محجبه روی جلد دفترها داره استفاده میشه. غیر از اینه که هدف تاثیرگذاری روی تفکرات کودک هست؟
اینکه کودکان رغبت بیشتری دارن به کارتون ها و تفکرات غربی به دلیل همین جذابیتیست که اشاره شد. اما واقفیم که محتوی این تفکرات مناسب نیست و این یعنی کوتاهی ما در انتقال موثر افکار صحیح.

به نظر میرسه ما هنوز در ارائه ی مطالب دینی به صورت هنرمندانه در حوزه های متفاوت اعم از رسانه ها، سینما، کتاب ها به یک حد استانداردی نرسیدیم.
اگر به جایگاه بزرگ و قدرتمند هنر در تاثیرگذاری در عرصه های گوناگون تعلیم و تربیت توجه بشه فکر می کنم نتایج مطلوبی هم بدست خواهد آمد.

به نام خدا

سلام

متشکرم، در تائید صحبتاتون:


دوستان لطفاً عکس زیر رو ببینید:

[تصویر: pic_.jpg]

( عکس روی جلد دفترچه بنده هستش در زمان نوجوونی )

اون زمان جداش کردم از رو جلد و گذاشتم آلبوم...

بنظرتون به چه نیتی این رو گذاشتن رو جلد دفتر یه محصل!؟
دلشون برا بچه ها سوخته!؟ یا میخوان یه سری مفاهیم رو بهشون القاء کنن؟
بنظرتون اگه عکس مثلاً یه گل یا طبیعت بود یا یه تصویر مذهبی که هنرمندانه بهش آب و رنگ میدادن چی میشد!؟خوشمون نمیومد!؟
خیر...متاسفانه ما تو کار فرهنگی کم گذاشتیم و به اینجا رسیدیم که دیگه خودمون هم باورمون نمیشه بتونیم فرزندانمون رو با فرهنگ اسلامی خودمون بزرگ کنیم...( مثل نظراتی که بعضی از دوستان مطرح کردند )

-=-=-=-=-=-=-

درمورد تاثیر خودآگاه و ناخودآگاه، براتون خاطره از بچگی خودم میگم شاید باورتون بشه نه تنها کار هنرمندانه بلکه کار غیرهنرمندانه مذهبی هم تاثیر مثبت میگذاره روی ذهن بچه...

من هرچی از قرآن بلدم که هیچی بلد نیستم!!!( چندتا سوره کوچیک و تلفظ صحیح کلمات و...) همه رو وقتی یاد گرفتم که فقط4-5 سالم بود...
میدونید چرا مشتاق بودم یاد بگیرم؟ چون بابام بهم گفته بود وقتی میری بهشت، به ازای هر آیه ای که بلد باشی یه پله میبرنت بالاتر تا برسی به اون بالا بالاها...منه کودک به عشق اینکه تو بهشتی که برام توصیف کردن یه پله برم بالاتر، با علاقه قرآن حفظ میکردم...بعد با خودم حساب میکردم مثلاً چندتا پله میرم بالا...Blush تا اینکه مادرم دلسوزی کرد که این بچه ست و فلانه و بهمانه و...باعث شد ادامه پیدا نکنه...( کار مادر جنبه دلسوزی برای یه بچه4-5 ساله رو داشت ولی حالا که بزرگ شدم حسرتشو میخورم که چرا ادامه پیدا نکرد حفظ قرآن)

اما... بزرگتر که شدم فقط قرآن و روخونی کردم و بس!!!!!!!!!!!!!!

بگذریم...(خواستم بگم یک شیوه هنرمندانه برای حفظ قرآن و مانوس کردن کودک با قرآن همین کاری بود که پدر گرامی بنده انجام دادن...)

اما درمورد شیوه غیرهنرمندانه خاطره مو بگم...
قبلاً پدرم سوره یس و الرحمن رو زیاد میخوندن...قطعاً وقتی میخوندن قصدشون آموزش به من نبود!!!!!!! برای ثوابش بود...
ولی خب به گوش منم میرسید صداش...گرچه من سرگرم بچگی خودم بودم و سرم به اطرافم و بازی و... گرم بود ولی به صورت ناخودآگاه آیات توی ذهنم نقش بسته بود...

و وقتی برای اولین بار سوره الرحمن رو میخوندم به آیه "فَبِأَيِّ آلَاء رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ" که رسیدم ناخودآگاه گفتم: "

لا بشيء من آلائك رب أكذب"(این عبارت در قرآن نیست...)

نگاه کردم دیدم همچین چیزی ننوشته!!! گفتم شاید تو این کتاب قرآن، آیه رو جاانداختهBig Grin رفتم سراغ یه قرآن دیگه...دیدم خیر همونه!!!!

خلاصه این سوال واسه من پیش اومده بود و در به در دنبال دلیلش میگشتم چرا آیه ای که وجود نداره رو بابای من میخوند و چرا منم ناخودآگاه اینو تکرار میکنم...سوال تو ذهنم موند...موند...موند...تا بعد از چندسال دیدم تو مفاتیح از قول یکی از ائمه(علیهم السلام) نوشته این عبارت رو بعد از اون آیه بخونید...( به دلایلی از پدرم روم نمیشد بپرسم!!!Blush)

بله...همه ما تحت تاثیر محیطمون هستیم چه بصورت خودآگاه و چه بصورت ناخودآگاه...

قطعاً اون بچه ای که در سن 10 سالگی تبدیل به یه رقاص تمام عیار میشه یهوئی که این اتفاق نمی افته واسش...از بچگی با این چیزا آشنا شده...(نمونش تو فامیلمون هست)

و اون بچه ای هم که در سن 10 سالگی چادر سر میکنه و نماز میخونه اونم یهوئی اینجوری نمیشه...از بچگی براش الگو معرفی کردن...

- شما هم اگه رجوع کنید به دوران بچگی قطعاً تاثیراتی رو که از محیط اطرافتون گرفتید در ذهنتون تداعی میشه...

پس حق بدید که این دغدغه رو داشته باشیم کودکان و فرزندان مملکتمون با فرهنگ اسلامی بزرگ شن نه با فرهنگ مبتذل غربی...

ببخشید این همه نوشتم...خواستم بگم منم مثل همه بچه بودم و میدونم چه دورانیه...

فرهنگ سازی...فرهنگ سازی...فرهنگ سازی...خیلی مهمه...
از جلد همین دفترچه ها میشه شروع کرد...
(۱/شهریور/۹۲ ۲۲:۱۵)میثاق نوشته است: [ -> ]
هنر ماست که کودک رو باربی گونه تربیت کنیم یا با قرآن و دین مأنوسش کنیم...


حق با شماست باید با قرآن مانوسش کنیم !!!
مثلا به یک بچه یتیم یاد بدهیم در قرآن خدا گفته : مال را با وجود دوست داشتنش به خویشاوندان و یتیمان و بینوایان و در راه ماندگان و گدایان و بندگان بدهد.

ولی توی عمرمان به بهزیستی یا پرورشگاه ها سر نزنیم و ندونیم چقدر بچه های یتیم هستن که آرزوی داشتن یک عروسک یک خوراکی یا اسباب بازی قشنگ رو دارن ...

مردامون از اسلام و قرآن چهار زن و بی نهایت صیغه را یاد گرفتن!!!
زنها هم یاد گرفتن که باید حجاب بذارن!!
این هست اسلام ما و مانوس شدن ما با اسلام که می خواهیم به بچه ها هم یاد بدیم تا ببینه که قرآن چی میگه و مردم چی کار می کنن!!!!!!!!!!!!!!!!!!
حداقل تفکری که پشت سر باربی هست دیگه ریا نمیکنه و ظاهر و باطنش همونه و باعث ناراحتی آدم نمیشه!
وقتي شركت هاي غربي و صهيونيستي براي ترويج فرهنگ بي بند و باري و بي عفتي اين قدر وقت مي گذارند و با تحقيق و با برنامه ريزي فراوان و خرج هزينه هاي گزاف، عروسكي به نام باربي را توليد مي كنند هيچ وقت ما نمي توانيم بدون روانشناسي كودكانمان با گذاشتن چند عكس شهيد و ... روي لوازم التحريرها در ذهن كودكان جاي شخصيت هاي عروسكي باربي را بگيريم. بايد اول ببينيم چگونه اين عروسك توانسته در ذهن و فكر بچه ها جا باز كند. مطمئنا اگر بتوانيم از شخصيتهاي كارتوني كه قبلا توانسته در نمايشهاي تلويزيوني جايي بين بچه ها باز كند (مثل برنامه شكرستان) و البته با صرف هزينه (عروسك بايد زيبا و ظريف، طوري باشد كه بچه احساس زنده بودن و ايجاد رابطه با آن بنمايد) و تبليغات مفيد شايد بتوان رقيبي براي شركتهاي خارجي شد.
بسم الله الرحمن الرحیم

مشکل دیگه اینه که وقتی میخوایم یه دستگاهی بسازیم یا یه کارهایی اینطوری، خوب وقت میذاریم و خیلی هم حوصله داریم اما وقتی بحث های این طوری پیش میاد، فکرمیکنیم وقتمون رو داریم تلف میکنیم....

البته این نظر منه...

به نظر من بیشتر در این مورد بحث بشه. (ترجیحا در یک تاپیک جدا)

در قالب این که چطوری میشه بهتر و خیلی جذابتر برای بچه ها کار کرد.
شاید دوستان ایده های قشنگی بدن واسه کار کردن.
بسم الله الرحمن الرحیم


با تشکر فراوان از خانم میثاق بابت این مطلب مهم و مفید.
کی گفته بچه ای که با باربی بزرگ بشه هیچیش نمیشه؟!!!!!!!! اگه قراره عروسکی دست دخترهامون باشه برای بازی کردن نقش مادرانه برای عروسک چرا باید این عروسک به جای داشتن یک چهره و اندام معصومانه بچه گانه، زیبایی و اندام یک زن زیبای جوان و فریبنده رو داشته باشه؟!
نتیجه که فکر و ذکر دخترهامون که رو کیف مدرسه و دفترچه مشق و دفترچه یادداشت و مداد و بقیه وسایلش این عکس ها رو داره این میشه که من می خوام مثل باربی بشم! حالا مادرش رو می بینی خانم محجبه جلسه ای و...
مگه خدا رحم کنه! حالا شما باید بنشینید به امید رحم خدا و دودستی عوامل سقوط اخلاقی بچه های معصومتون رو فراهم کنید همش به این بهانه که عقده ای نشه؟
بچه پاک و معصومه. یک نهال نرم و جوانه. اگه الان با تربیت درست مستقیم نشه وقتی بزرگ و کلفت شد فقط باتبر میشه راستش کرد!
مگه این همون خطوات شیطان نیست. چرا باید پیروی کنیم؟!!!!
چرا فرهنگ غرب با این سرعت بر فرهنگ ما تاثیر میزاره
ما که این همه ادعای فرهنگ و تمدن داریم چرا باید به راحتی تاثیرپذیر یک عروسک باربی یا فیلم ...باشیم
چرا باید افتخاراتمون رنگ ببازه یا اینکه جنگ وخاطراتش وعملکرد شهدا یافرهنگ اسلامی و عاشورایمون کم کم معنیشو از دست بده
چون نمی تونیم از ارزشامون ازافتخارتمون از داشته هامون به نحوه صحیح استفاده کنیم
چون ایرانی یعنی افراط و تفریط
چون جای فرهنگ اصیل ایرانی اسلامی......فرهنگ دروغ.تهمت.چشم وهم چشمی.اشرافیت.....گرفته
تا زمانی که نتونیم خودمونو درست کنیم
تا زمانی که از مسلمان بودن فقط یه اسم برا ما باشه
تا زمانی که........
مسلمه که به راحتی تسلیم یک باربی یک فیلم یک موسیقی......میشویم
من می خوام عروسک باشم!


[تصویر: doll.jpg]


یک تکه چوب کافی بود برای یک بازی گرم و پر هیجان مثل الک دولک، یا چند تیله رنگی برای مسابقه ای هیجان انگیز، چند تکه پارچه می شد عروسکی که برایش مادری می کردیم و بازی هایی که با ابزاری ساده و به صورت گروهی انجام می شد تا از همان کودکی روح زندگی جمعی و ساده زیستی را به ما بیاموزد.

این روزها اما عروسک های باربی، مرد عنکبوتی، سوپرمن، لاک پشت‌های نینجا، ربات‌ها و بازیهای رایانه‌ای که همه و همه برگرفته از شخصیت ها و قهرمان‌ های کارتونی وارداتی هستند، جایگزین بازی های سنتی شده است و خبری از الگوهای ایرانی و بومی نیست که نیست!

من و اسباب بازی هام
دختر کوچولو دست در دست مادرش به مغازه اسباب بازی فروشی می‌ رود. مادر به او قول داده چون در نقاشی پیشرفت کرده، به عنوان جایزه برایش اسباب بازی بخرد. مغازه اسباب‌ بازی فروشی پر است از عروسکهای رنگارنگ و ماشینهای پر سر و صدا. فروشنده چند عروسک را برای دخترک می ‌آورد .

عروسکهایی با لباسهای پر زرق و برق که وقتی روشنشان می کنی به زبان عربی یا انگلیسی، آواز می‌ خواند و می‌ رقصند. دختر کوچولو یک عروسک مو طلایی با لباسهایی که تنها نیمی از بدن او را پوشانده را می ‌پسندد و مادر چاره ‌ای ندارد جز خرید عروسک!

وقتی از مغازه اسباب بازی فروشی بیرون می ‌آیند دخترک می‌پرسد:«مامان برای من لباس می خری که شبیه عروسکم باشه؟خوشگل می شم نه؟» و این اولین سوالی است که از دیدن این عروسک در ذهن او جرقه می ‌زند و بعدها از خودش می پرسد چرا نباید مثل آن عروسک لباس بپوشد تا زیباتر باشد و معیار زیبایی به همین راحتی در ذهن او شکل می گیرد. البته این تاثیر پذیری فقط ویژه دختران نیست.

اسباب بازیهای خشن و پر سر و صدا برای پسران، کودک را با رفتارهای ناپسند اجتماعی مانند قتل، آدم ربایی، دزدی و جنایت آشنا می کند و به کودک چنین وانمود می‌ کند که جنگ، تفریح و سرگرمی و بازی است.

دکتر خمارلو روانشناس کودک می گوید:

«متاسفانه بسیاری از اسباب بازیهای وارداتی با فرهنگ و دین ما سازگار نیست. به طور مثال عروسکهای نیمه عریان مثل باربی و سندی این ذهنیت را در کودکان دختر ما ایجاد می کند که باید مثل آنها لباس بپوشند و معمولا باعث ذهنیت بد درباره حجاب در بزرگسالی می شود یا عروسکها و وسایل بازی پسرانه مثل عروسک و ابزار و کارتونهای مرد عنکبوتی یا سوپرمن باعث ایجاد روحیه خشن در پسران و قهرمان پردازی غربی است در حالی که ما اسطوره ها و پهلوانهایی را داریم که به راحتی می توانند جای این قهرمانهای غربی را بگیرند و از نظر اخلاقی و فرهنگی نیز با معیارهای ما همخوانی دارند.»


آیا استاندارد سازی کافی است؟
بزرگترین دغدغه والدین این است که اسباب بازیهایی را برای کودکانشان تهیه کنند که سالم و بی خطر باشد و کودک را جذب کند. در واقع به شکل ظاهری اسباب بازی بیشتر توجه می‌ شود تا به نقش آن در آموزش و رشد شخصیت کودک.
بسیاری از والدین تصور می ‌کنند اسباب بازی هر چقدر رنگارنگ تر یا گرانقیمت تر باشد، کودکشان را بیشتر جذب می ‌کند، در حالیکه اینطور نیست. بارها دیده شده که کودک با داشتن اسباب بازیهای رنگارنگ و گران قیمت به سراغ یک در پوش پلاستیکی می رود و ساعتها با آن سرگرم است.

دکتر فرزانه خمارلو روانشناس کودک در این زمینه می ‌گوید:
«بهترین اسباب بازی برای کودک آن است که کودک را مجذوب خود کند و تحرک و لذت بیشتر و بیشتری از آن کسب کند و این اصلا به گران بودن یا ارزان بودن اسباب بازی ارتباطی ندارد. نکته مهم این است که این اسباب بازی بتواند در یادگیری کودک نقش داشته باشد.

از دیدگاه روانشناسان اسباب بازیها باید به گونه ای باشند که بتوانند قوه تخیل کودکان را تحریک کنند پس اسباب بازیها هر چه غیر اختصاصی تر باشند و راه را برای پیشروی تخیل کودک باز بگذارند، بیشتر مفید خواهند بود. مثلاً شاید یک تکه چوب که می توان از آن به عنوان شمشیر یا عصا استفاده کرد بیشتر از یک عروسک با لباس‌ های گران‌ قیمت که فقط می‌ تواند یک شخصیت داشته باشد به خلاقیت کودک کمک کند.»

خمارلو معتقد است که در انتخاب اسباب بازی برای کودکان، سن کودک بسیار حایز اهمیت است:
«اگر اسباب بازی خیلی پیشرفته باشد کودک نمی داند چگونه با آن بازی کند و لذت زیادی از آن نمی برد، اگر هم بسیار ابتدایی باشد حوصله کودک زود سر می رود.»

وی ادامه می دهد: «البته باید به این که وسیله بازی کودک استاندارد باشد هم توجه کرد یعنی ایمن باشد و از مواد شیمیایی بیماری ‌زا ساخته نشده باشد. اما این استانداردها برای کشور ما کافی نیست و باید به جنبه های فرهنگی-اسلامی و آموزشی اسباب بازیها هم توجه شود تا بتوانیم مناسب ترین اسباب بازیها را برای کودکانمان داشته باشیم.»

بر طبق اعلام کارشناسان در حال حاضر ماهانه یک میلیون و ۸۰۰ هزار دلار اسباب بازی وارد کشور می ‌شود که در واقع با توجه به این که غیر از واردات رسمی، واردات غیر رسمی و قاچاق اسباب بازی نیز بسیار رایج است، با حجم زیادی از واردات مواجه هستیم. امروزه استاندارد اسباب بازی ‌ها توجه تمامی کشورها را به خود مشغول کرده است. این استانداردها دائماً به روز می ‌شود و آزمایش ها و تست‌ های زیادی روی آنها انجام می‌شود.

اما سوال اصلی اینجاست که آیا کنترل کیفی اسباب بازی های وارداتی کافی است؟ آیا نباید به تأثیر آنها در روحیه کودکان، نقش آموزشی و فرهنگ سازی برای کودکان توجه کرد؟

با وجود آن که بازی و اسباب بازی در پرورش روانی و تقویت روحیه اجتماعی کودک نقش مهمی دارد، در صورتی که با ارزش های فرهنگی و اصول روان شناسی سازگار نباشد، نتیجه مطلوب از آن به دست نمی آید.

در جامعه ما که زیر ساخت های فرهنگی آن را باورهای مذهبی تشکیل می دهد، انتظار می رود دختر و پسر (زنان و مردان آینده) نیز با تربیت و باورهای اعتقادی مناسب وارد اجتماع شود، که با وجود اسباب بازیهای مروج فرهنگ غرب، کار سخت می شود.



با تصرف و تلخیص از مقاله: اسباب بازی و نقش ستون پنجمی آن در فرهنگ خانواده ها

فکر کنم چندوقت پیش بود که یسری از مادرها علیه باربی اعتراض کرده بودن

میگفتن دخترامون هیچی نمیخورن و وسواس تنظیم وزن گرفتند تا شبیه این عروسک ها بشن.

مختص ایرانی ها هم نیست تو همه دنیا جوونا خودشونو میکشن تا مثل مدل ها و باربی ها بشن.
اعصاب منو خرد میکنه این مد و مدلینگ یه مدل مو مد میشه از فردا یهو پوووف همه پسرها میشن شبیه هم با اون مدل مو
دیگه قدرت انتخاب داره گرفته میشه از جوونا یچیزی که مد بشه همه میرن سمتش بعد همه یجور میشن.

این مدل مویی که شبیه خامه ی رو کیک هست مد شده بود ترم پیش تو دانشگاه همه پسرها یجور شده بودن انگار همشون یکی بودن. یاد اون قسمت از Wall-E افتادم که تو اون کشتیه یه دکمه میزدن لباس همه مردم عوض میشد! اینجوری شده واقعا.
به نظرم همه چیز از همین ماهواره ها و اینگونه وسایل و تبلیغاتشون شروع شده باور کنید، حالا ما هر چی بیایم بگیم آی مردم فرهنگ ما اینطوری نیست ما خودمون فرهنگ اصیل ایرانی داریم که حتی اون زمانای خیلی قدیم هم ما خانمامون پوشیده بودن و مسائل دیگه فایده نداره چون اکثرمون با اطلاعاتی کم در مورد دین و فرهنگ اصیلمون میشینیم پای این برنامه ها و میخوایم مثل اونا شیم ولی پیامدای بدش رو نمی دونیم .کارمون میشه تقلیدای کورکورانه .... خودم دارم به چشم خودم تو فامیل و اشناها می بینم این مسائلو . کم کاری از صدا و سیما و ادارات مربوطه س از برخی پدرا و مخصوصا مادرای عزیز، تو مدارس درست اموزش دینی نمیدن حتی معلمای عزیز دینی ... اسباب بازی و وسایل بازی شیک و جذاب متناسب با فرهنگ و دینمون نداریم شایدم داریم ولی کمه ... کارتونا و فیلمای قشنگ که به کودکمون در حین تماشا 4 تا چیزم یاد بده کم داریم که بهشون مسائل دینی رو غیر مستقیم تو قالب کارتون یاد بده .... . ما که بچه بودیم کلاسای قران میرفتیمو کلی چیز یاد میگرفتیم وبا اون مانوس میشدیم بازیای مفید و سالم میکردیم ... حال و روزمون اینه خدا به داد بچه های امروزه برسه. یاعلی .
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع