۱۸/شهریور/۹۲, ۲۰:۳۸
سلام
یه درددل کوچیک دارم،خواهش میکنم تا آخر بخونید
خب،اول بیاید نگاهی به جوون های امروز بندازیم.امروز دختر ها ساپورت پوش شدن و هزار معضل دیگه،پسر ها ابرو برمیدارن و ...
درسته،تو این سی و اندی سالی که انقلاب شده،ماهواره ها خیلی رو جوون ها اثر گذاشته.اما آیا این همه ی بحثه؟ تقصیر فقط گردن ماهواره ها و خود جوون هاست؟بیاید کمی فکر کنیم...
معلومه که نه! از نظر من،بیشترین تقصیر گردن خانواده هاست
تنها چیزی که در این 15-16 سال زندگی تجربه کردم و دوروبرم دیدم،اینه که خانواده ها فقط بچه هاشونو به دنیا میارن ،درحالیکه هیچ کوششی در زمینه تربیت اونها نمیکنن.از اول انقلاب هم همینطور بوده
بذارید اینطوری بحثو بیان کنم؛خانواده های ما،از قدیم تا حالا و معلوم نیست تا کی ، بچه هاشونو به صورت رندوم بزرگ کردن.بطور مثال،وقتی جلوی یک گاو،چند مدل علفزار قرار میدید،اون به صورت اتفاقی به یه کدوم از اینا میره.وقتی شما این گاو رو به صورت رندوم به علفزار فرستاید،پس نباید منتظر باشید که حاصلش (که همون شیر باشه) دقیقا باب میل شما باشه ! این مثال خیلی شبیهه به مدل تربیتی خانواده ها از قدیم تا حالا ! یک خانواده مذهبی بچشو به دنیا میاره و بدون فکر کردن به مدل تربیتی اون،انتظار داره بیست سال بعد یه علامه تحویل بگیره.
امروز خانواده ها به بچه هاشون سرکوفت میزنن که چرا حجابت اینطوریه،چرا طرز فکرت اینطوره،چرا فلانت بهمانه! اما آیا همون خانواده از زمان تولد فرزندش تا حالا به فکر تربیت اون بوده که الان انتظار داره نتیجه مطلبوبی بگیره؟ خانواده کاری کرده که بچش رندوم تربیت شده،پس در زمان بزرگیش باید انتظار یک نتیجه ی رندوم رو داشته باشه،نه نتیجه ی مطلوب !
خانواده من هم تقریبا همینطوری منو بزرگ کردن.من خداروشکر میکنم که تو یه خانواده مذهبی به دنیا اومدم و الان فرد مذهبی ای هستم.اما همین من هم احتمال داشت که ناباب تر از هر نابابی در بیام،چون در خانوادم به صورت رندوم بزرگ شدم
صادقانه بگم،من از زمان بچگی تا حالا،هیچ خاطره خاصی از والدینم ندارم که بخواد به یاد موندنی باشه
اونوقت حالا که من 15-16 سالمه،همین والدین انتظار دارن خیلی از قوائد و قوانین و آداب رو بدونم.درحالیکه یاد دادن اینها به من،وظیفه خانواده من بوده.یاد که ندادن هیچ،سرکوفت هم میخورم به خاطر بلد نبودن اونها ! به همین دلایل،من که خیر سرم پسر مذهبی ای هستم،دارم از خونوادم زده میشم.دیگه با این اوصاف خودتون حساب کنید بقیه خانواده ها که کمی عقاید ضعیف تری دارن چطور میتونن باشن!
من بر اساس همین تجربه و فرضیه،به این نتیجه رسیدم که ما هرچقدر هم جلوی ماهواره ها رو بگیریم،هرچقدر هم جوون هامونو محدود کنیم،بازهم به نتیجه مطلوب نخواهیم رسید.چون مشکل اصلی ما اینها نیست،بلکه تربیت خانواده هاست
در ایران شاهدیم که از انقلاب تا حالا،نسل به نسل عقاید ضعیف تر شده،طرزفکر ها و زندگی ها غربی تر شده.تنها راه ختم این روند،اصلاح الگوهای تربیتی و توکل به خداست.
هرچقدر هم جلوی ماهواره ها و سایت ها گرفته بشه،بازهم راه های زیاد دیگه ای برای فساد هست
هرچقدر هم به زور سر خانم ها چادر بذارن،شاید ظاهر درست شه.اما اون افکار فاسد و منفی هنوز هم تو ذهن فرد جریان داره و به محض اینکه اون محدودیت اجباری برداشته شه،چه بسا اون فکر فاسد،شدیدتر خودشو نمایان کنه
اما...اگه تربیت درست باشه،اسلامی باشه و منطقی باشه،فرزند اگه در بدترین شرایط هم قرار بگیره،بازهم میتونه گلیم خودشو از آب بیرون بکشه و دینشو حفظ کنه
ما قاعدتا نمیتونیم به گذشته برگردیم تا تربیت صحیح رو تو خانواده ها جاگذاری کنیم،اما...ماهی رو هروقت از آب بگیریم تازست
آی شماهایی که فرزند خردسال دارید یا هنوز فرزند ندارید،یادتون باشه،اگه انتظار دارید بچتون ناباب درنیاد و اونطوری باشه که شما انتظار دارید،از امروز باید به فکر تربیت صحیح فرزند و البته یاد گیری راه های این تربیت باشید تا بزودی شاهد قطع این روند نزولی تربیت تو خانواده ها باشیم
نمیدونم تا چه حد تونستم منظورمو تو این مطلب ادا کنم.اما خلاصه مطلب اینکه این فساد های فرهنگی و اخلاقی امروز،نه تماما تقصیر ماهواره هاست و نه خود جوون ها.بلکه تقصیر خانواده هاست که از گذشته تا حالا به فکر تربیت فرزند خودشون نبودن یا اگه بودن ،تربیت غلطی داشتن! و برای اینکه این روند منفی قطع بشه و ما نسل به نسل شاهد تضعیف اعتقادات نباشیم،باید از همین حالا به فکر تربیت صحیح و اسلامی فرزندانمون باشیم...و یادمون نره که ماهیو هروقت از آب بگیری تازست
پس...یا علی




