تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: تحلیل انیمیشن میمون های فضایی
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
غرب در دوره ای به سر می برد که به گفته فیلسوفانش فلسفه نردبانی بوده که آنها از آن بالا رفته و نردبان را انداخته اند و فلسفه را با ایدئولوژی لیبرالیسم به پایان رسانده اند . از این رو در جهت امپریالیزم فرهنگی سعی در تغییر فرهنگ دیگر ملل دارند و در این راستا تلاش های بسیاری می کنند .

یکی از مهم ترین و موثر ترین تلاش آنان استفاده از رسانه ست . دیگر دوره کتاب خواندن گذشته . کتابی که توسط فیلسوفان معاصر غرب نگاشته می شود و در اسلام سعی به شبهه آوردن می کنند با تیراژ کم خود فقط به دست روحانیون و استادان دانشگاه می رسد ( و البته معدود دانشجویان ) و آن ها ، با نگاشتن کتاب هایی به پاسخ گویی می پردازند . در این بین نگاه خواص ، روحانیون و دانشگاهیان از سینما دور مانده و غفلت آن ها موجب شده هجمه های عظیم فرهنگی آن ها در جوانان کشور های شرقی به خصوص ملل اسلامی رسوخ کند . فلسفه های کانت ، هگل ، داروین و دیگر فلاسفه غرب در آثار سینمایی به میلیون ها میلیون کودک و جوان تزریق می شود و در نهاد آن ها نهادینه .

در این مجال قصد دارم به نقد کارتون میمون های فضایی (SPACE CHIMPS ) بپردازم که در تلویزیون ایران موازی با اکران جهانی آن پخش شد .

[تصویر: l5wkcgg953rbun55hg.jpg]
[تصویر: Space-Chimps-2-Zartog-Strikes-Back-2010.jpg]


فیلم سینمایی میمون های فضایی در دو قسمت ساخته شد . قسمت اول در سال 2008 و دو سال بعد قسمت دوم تحت عنوان بازگشت حملات زارتاگ (Zartog Strikes Back ) . این محصول آمریکایی توسط شرکت های Vanguard Animation و Odyssey Entertainmentو Starz Animation و Prana Studios تولید شد .

خلاصه ای از قسمت اول :

سفینه محققان فضایی به نام ابدیت در یک سیاهچال فضایی گم می شود و در سیاره ای مجهول روی خانه زارتاگ (نقش منفی) فرود می آید . زارتاگ از این سفینه برای اهداف حکومتی خود استفاده می کند و مردم سیاره را آزار می دهد . در زمین محققان تصمیم می گیرند تا سفینه ای دیگر را برای یافتن آن وارد سیاهچال کنند که مسافران این سفینه سه میمون می باشد .

در سیاره مجهول میمون ها با کاراکتر کیلووات آشنا می شوند و به کمک هم زارتاگ را دستگیر می کنند و سفینه ای که خراب شده بود تعمیر کرده و به زمین بر می گردانند .

خلاصه ای از قسمت دوم :

محققان دستگاهی اختراع می کنند که با استفاده از آن هر موجودی را به اندازه مولکولی تبدیل می کند . میمون ها در سیر حوادثی به سیاره مجهول می روند و در این بین زارتاگ آزاد می شود و دستگاه مخرب را به دست می آورد و قصد می کند به سیاره اش برگردد و انتقام بگیرد . میمون ها همراه با کیلووات به زمین بر می گردند و با کمک کیلووات زارتاگ را با دستگاه به اندازه مولکولی تبدیل می کنند و نابسامانی هایی که زارتاگ موجب آن بود را رفع می کنند .

نظریه های قالب بر این دو اثر داروینیسم (Darwinism) و فلسفه مایند (Philosophy of Mind ) می باشد که در ادامه به بررسی آن می پردازم :

داروینیسم (Darwinism)

در هر دو قسمت مخترعین و محققان تنها کاراکتر های انسانی فیلم افرادی کم هوش ، احمق ، پرخور و خودخواه نمایش داده می شوند . با مفقود شدن سیاره ابدیت سازمان فضایی دچار مشکل می شود و میمون ها به کمک انسان ها می آیند .

سازمان فضایی یکی از نوادگان اولین میمونی که به فضا پا گذاشت همراه با دو میمون دیگر را به فضا ارسال می کنند . در اینجا حرکت میمون ها که نسل اول یک دوره تاریخی به شمار می آیند به سمت اتوپیای ناشناخته صورت می گیرد . حرکتی که مسبب آن سفینه ای فضایی به نام ابدیت می باشد که این یعنی همان نردبان که انداخته شده و پایان فلسفه .




اولین سکانسی که از سیاره مجهول نمایش داده می شود هم نوعان زارتاگ را نشان می دهد که به دنبال پروانه ها حرکت می کنند . پروانه ها یا همان مونارش نمادی از آزادی می باشد که در این قسمت بیان کننده لیبرالیسم است . ابنای بشر را در نظر بگیرید که به دنبال لیبرالیسم هستند و برای خود ماوای دیگری نمی یابند و در این بین زارتاگ وارد می شود و پروانه ای را له می کند . زارتاگ و هم نوعان او نمادی از نسل سومی ها هستند که به علت جکومت زارتاگ بر آن ها آزادی ندارند .


[تصویر: ym2qrc0d7c6vr0u07sav.jpg]


[تصویر: 31u1x2pooh53tg5gir.jpg]

سفینه ابدیت فرود می آید و زارتاگ از ماشین برای افزایش قدرت خود استفاده می کند . در سکانسی توسط سفینه استایل زندگی آمریکایی و مدینه فاضله اشداد (لاس وگاس) به او نشان داده می شود و سعی می کند محیط خود را به آن نزدیک کند . هم نوعان خود و هم نوعان کیلووات را آزار می دهد تا به خواسته های خودش برسد .

میمون ها که نسل اول یک دوره فرهنگی هستند به کمک آن ها می روند و سیاره را از دست زارتاگ نجات می دهند و اتوپیای ابدیت را رقم می زنند .

در قسمت دوم هم باز همین قهرمان سازی میمون ها رخ می دهد و به نوعی حرکت بشر ترنس مدرن (میمون ها) به سمت اتوپیا ترسیم می شود .

فلسفه مایند (Philosophy of Mind )

رنه دکارت فیلسوف غربی ، با پشتوانه نظریات افلاطون به رسیونالیزم (عقل گرایی ) روی آورد . به گفته رندل ، دکارت هر چه را که قوانین طبیعی و فیزیک تجربی نمی توانست آن را توجیه کند در پستویی دم دستی به نام ذهن انداخت .




از این رو در فلسفه دکارت حقیقت غیب تبدیل شد به مفاهیمی صرفا ذهنی که وجود خارجی ندارد . این مفاهیم سوژه ها را پدید آورد و موجب مکتب سوبژکتیویسم شد که به گفته اندیشمندان غرب ، سوبژکتیویسم اساس پاگانیسم (کفر کیشی) است . در فلسفه مایند وجودی خارجی برای روح ، قلب ، خدا ، ملائک و ... قائل نمی شوند و تمام احساسات انسانی که ریشه در ذهن ندارد و در سینه درک می شود را نیز به ذهن مربوط می کنند . بارها شده از کسی رنجه می شوید . آیا این رنجش را در سر خود حس کردید ؟ با قائل نشدن حقیقتی برای روح به آزادی کانت نزدیک می شویم .

این فلسفه دست مایه ای برای نظام کپیتالیستی (سرمایه داری) غرب شده و در راستای اهداف خود دست به تولیداتی می زنند تا حقیقت نظام طاغوتی خود را زنده نگه دارند . سده اخیر را در نظر بگیرید . انسان عام صد تا هشتاد سال پیش غذای جسمی داشته وغذای فکری . انسان هشتاد تا شصت سال پیش با ترجمه کتاب ها و انتشار آنها با داستان های رو به رو می شود و با صرف وقت زیادی چند کتاب را در طول زندگی خود می خواند . غذای فکری او چند برابر شد ولی غذای جسمی او تغییری نکرد . انسان شصت تا چهل سال بعد با حجم کتاب های بیشتری مواجه شد در صورتی که غذایش تغییر نکرد . انسان چهل تا بیست سال پیش با سینما انس گرفت و کتابی را که چندین ساعت برای خواندن آن وقت می گذاشت ظرف دو ساعت در سینما دید . در اسن صورت تعداد کتاب هایی که می خواند چندین برابر شد . انسان بیست سال پیش تا اکنون با فیلم های سینمایی بیشتری مواجه شد ؛ با سریال های گوناگون ، مطالب بی پایان فضای سایبر و دیگر امکانات مواجه شد . غذای جسمی او تغییر نکرد ولی غذای فکری او چندین و چندین برابر شد . و انسان حالا تا بیست سال بعد با حجم عظیم شبکه های ماهواره ای ، سایت های اینترنتی ، فیلم های سینمایی ، سریال ها ، بازی های کامپیوتری ، مجله ها و روزنامه ها مواجه است . تمام این ها تولیدات سرمایه داران را بر می تابد و در کنار آن مطالبات انسان ها افزایش می یابد . ولی باز غذای جسمی او تغییر نکرد . پیش خود تصویر کاریکاتوری این چند نسل را مجسم کنید . سرش بدون تناسب با قسمت های دیگر بدنش رشد کرده .

[تصویر: spacechimpspube_25177389.jpg]
[تصویر: 011.JPG]


کیلووات همین انسان است . انسانی که پرباربندی مایندی شده . حرکت های تند او انسان اتوپیای فلسفه غرب را ترسیم می کند . در مواقعی که احساس عشق ، ترس و نفرت می کند سرش مانند چراغی روشن می شود گو آنکه عشق و ترس و نفرتش ریشه در سر او دارد و در ناحیه مغز خود آن ها را درک می کند . انسانی فاقد روح که در جای جای فیلم به کمک نسل اولی ها (میمون ها) می آید و آن ها را نجات می دهد . کسانی که به دنبال پروانه ها می دویدند از دست زارتاگ نجات می دهد و لیبرالیسم را برای آن ها نهادینه می کند .

در این فیلم حقیقت روح انکار می شود و در پی آن دیگر مصادیق غیب در ضمیر بیننده کم رنگ می شود . سوبژکتیویسم اساس پاگانیسم است و این در حالی ست که روحانیون و دانشگاهیان به خوراک فکری کودک و نوجوان توجهی ندارند و بزرگترین شبهات دینی برای آن ها شبهه می ماند .


وبلاگ من : http://www.amikhtegi.blogfa.com
سلام
واقعا مطلب جالبی بود ، ممنون از شما
انشالله منتظر دیگر مطالبتان نیز هستیم

خسته نباشید یاعلی
این قدرها هم نماد ها و محتوای فیلم ملموس نیست و تم فیلم هم به شدت تکراری و سطحیه و اصلا تاثیر زیادی روی بیننده نمیزاره که بخواد تفکرات لیبرالیستی رو القا کنه.نسخه 2 هم به شدت افت داشت و در مجله imdb نمره خیلی ضعیفی گرفته http://www.imdb.com/title/tt1537481
دستتون درد نکنه، نقد مفهومی بودد خسته شده بودم از بس هرجا میرفتم، عدد میذاشتن
کاملا علمی بود
ممنون
سوالی دارم اینجا بپرسم یا در بخش ارتباط با مدیر؟
آدرس های مرجع