۶/اردیبهشت/۹۰, ۱۸:۱۷
غرب در دوره ای به سر می برد که به گفته فیلسوفانش فلسفه نردبانی بوده که آنها از آن بالا رفته و نردبان را انداخته اند و فلسفه را با ایدئولوژی لیبرالیسم به پایان رسانده اند . از این رو در جهت امپریالیزم فرهنگی سعی در تغییر فرهنگ دیگر ملل دارند و در این راستا تلاش های بسیاری می کنند .
یکی از مهم ترین و موثر ترین تلاش آنان استفاده از رسانه ست . دیگر دوره کتاب خواندن گذشته . کتابی که توسط فیلسوفان معاصر غرب نگاشته می شود و در اسلام سعی به شبهه آوردن می کنند با تیراژ کم خود فقط به دست روحانیون و استادان دانشگاه می رسد ( و البته معدود دانشجویان ) و آن ها ، با نگاشتن کتاب هایی به پاسخ گویی می پردازند . در این بین نگاه خواص ، روحانیون و دانشگاهیان از سینما دور مانده و غفلت آن ها موجب شده هجمه های عظیم فرهنگی آن ها در جوانان کشور های شرقی به خصوص ملل اسلامی رسوخ کند . فلسفه های کانت ، هگل ، داروین و دیگر فلاسفه غرب در آثار سینمایی به میلیون ها میلیون کودک و جوان تزریق می شود و در نهاد آن ها نهادینه .
در این مجال قصد دارم به نقد کارتون میمون های فضایی (SPACE CHIMPS ) بپردازم که در تلویزیون ایران موازی با اکران جهانی آن پخش شد .
![[تصویر: l5wkcgg953rbun55hg.jpg]](http://img.upnload.com/images/l5wkcgg953rbun55hg.jpg)
![[تصویر: Space-Chimps-2-Zartog-Strikes-Back-2010.jpg]](http://prosubtitrari.com/wp-content/uploads/2010/10/Space-Chimps-2-Zartog-Strikes-Back-2010.jpg)
فیلم سینمایی میمون های فضایی در دو قسمت ساخته شد . قسمت اول در سال 2008 و دو سال بعد قسمت دوم تحت عنوان بازگشت حملات زارتاگ (Zartog Strikes Back ) . این محصول آمریکایی توسط شرکت های Vanguard Animation و Odyssey Entertainmentو Starz Animation و Prana Studios تولید شد .
خلاصه ای از قسمت اول :
سفینه محققان فضایی به نام ابدیت در یک سیاهچال فضایی گم می شود و در سیاره ای مجهول روی خانه زارتاگ (نقش منفی) فرود می آید . زارتاگ از این سفینه برای اهداف حکومتی خود استفاده می کند و مردم سیاره را آزار می دهد . در زمین محققان تصمیم می گیرند تا سفینه ای دیگر را برای یافتن آن وارد سیاهچال کنند که مسافران این سفینه سه میمون می باشد .
در سیاره مجهول میمون ها با کاراکتر کیلووات آشنا می شوند و به کمک هم زارتاگ را دستگیر می کنند و سفینه ای که خراب شده بود تعمیر کرده و به زمین بر می گردانند .
خلاصه ای از قسمت دوم :
محققان دستگاهی اختراع می کنند که با استفاده از آن هر موجودی را به اندازه مولکولی تبدیل می کند . میمون ها در سیر حوادثی به سیاره مجهول می روند و در این بین زارتاگ آزاد می شود و دستگاه مخرب را به دست می آورد و قصد می کند به سیاره اش برگردد و انتقام بگیرد . میمون ها همراه با کیلووات به زمین بر می گردند و با کمک کیلووات زارتاگ را با دستگاه به اندازه مولکولی تبدیل می کنند و نابسامانی هایی که زارتاگ موجب آن بود را رفع می کنند .
نظریه های قالب بر این دو اثر داروینیسم (Darwinism) و فلسفه مایند (Philosophy of Mind ) می باشد که در ادامه به بررسی آن می پردازم :
داروینیسم (Darwinism)
در هر دو قسمت مخترعین و محققان تنها کاراکتر های انسانی فیلم افرادی کم هوش ، احمق ، پرخور و خودخواه نمایش داده می شوند . با مفقود شدن سیاره ابدیت سازمان فضایی دچار مشکل می شود و میمون ها به کمک انسان ها می آیند .
سازمان فضایی یکی از نوادگان اولین میمونی که به فضا پا گذاشت همراه با دو میمون دیگر را به فضا ارسال می کنند . در اینجا حرکت میمون ها که نسل اول یک دوره تاریخی به شمار می آیند به سمت اتوپیای ناشناخته صورت می گیرد . حرکتی که مسبب آن سفینه ای فضایی به نام ابدیت می باشد که این یعنی همان نردبان که انداخته شده و پایان فلسفه .
اولین سکانسی که از سیاره مجهول نمایش داده می شود هم نوعان زارتاگ را نشان می دهد که به دنبال پروانه ها حرکت می کنند . پروانه ها یا همان مونارش نمادی از آزادی می باشد که در این قسمت بیان کننده لیبرالیسم است . ابنای بشر را در نظر بگیرید که به دنبال لیبرالیسم هستند و برای خود ماوای دیگری نمی یابند و در این بین زارتاگ وارد می شود و پروانه ای را له می کند . زارتاگ و هم نوعان او نمادی از نسل سومی ها هستند که به علت جکومت زارتاگ بر آن ها آزادی ندارند .
![[تصویر: ym2qrc0d7c6vr0u07sav.jpg]](http://www.irupload.ir/images/ym2qrc0d7c6vr0u07sav.jpg)
![[تصویر: 31u1x2pooh53tg5gir.jpg]](http://www.irupload.ir/images/31u1x2pooh53tg5gir.jpg)
سفینه ابدیت فرود می آید و زارتاگ از ماشین برای افزایش قدرت خود استفاده می کند . در سکانسی توسط سفینه استایل زندگی آمریکایی و مدینه فاضله اشداد (لاس وگاس) به او نشان داده می شود و سعی می کند محیط خود را به آن نزدیک کند . هم نوعان خود و هم نوعان کیلووات را آزار می دهد تا به خواسته های خودش برسد .
میمون ها که نسل اول یک دوره فرهنگی هستند به کمک آن ها می روند و سیاره را از دست زارتاگ نجات می دهند و اتوپیای ابدیت را رقم می زنند .
در قسمت دوم هم باز همین قهرمان سازی میمون ها رخ می دهد و به نوعی حرکت بشر ترنس مدرن (میمون ها) به سمت اتوپیا ترسیم می شود .
فلسفه مایند (Philosophy of Mind )
رنه دکارت فیلسوف غربی ، با پشتوانه نظریات افلاطون به رسیونالیزم (عقل گرایی ) روی آورد . به گفته رندل ، دکارت هر چه را که قوانین طبیعی و فیزیک تجربی نمی توانست آن را توجیه کند در پستویی دم دستی به نام ذهن انداخت .
از این رو در فلسفه دکارت حقیقت غیب تبدیل شد به مفاهیمی صرفا ذهنی که وجود خارجی ندارد . این مفاهیم سوژه ها را پدید آورد و موجب مکتب سوبژکتیویسم شد که به گفته اندیشمندان غرب ، سوبژکتیویسم اساس پاگانیسم (کفر کیشی) است . در فلسفه مایند وجودی خارجی برای روح ، قلب ، خدا ، ملائک و ... قائل نمی شوند و تمام احساسات انسانی که ریشه در ذهن ندارد و در سینه درک می شود را نیز به ذهن مربوط می کنند . بارها شده از کسی رنجه می شوید . آیا این رنجش را در سر خود حس کردید ؟ با قائل نشدن حقیقتی برای روح به آزادی کانت نزدیک می شویم .
این فلسفه دست مایه ای برای نظام کپیتالیستی (سرمایه داری) غرب شده و در راستای اهداف خود دست به تولیداتی می زنند تا حقیقت نظام طاغوتی خود را زنده نگه دارند . سده اخیر را در نظر بگیرید . انسان عام صد تا هشتاد سال پیش غذای جسمی داشته وغذای فکری . انسان هشتاد تا شصت سال پیش با ترجمه کتاب ها و انتشار آنها با داستان های رو به رو می شود و با صرف وقت زیادی چند کتاب را در طول زندگی خود می خواند . غذای فکری او چند برابر شد ولی غذای جسمی او تغییری نکرد . انسان شصت تا چهل سال بعد با حجم کتاب های بیشتری مواجه شد در صورتی که غذایش تغییر نکرد . انسان چهل تا بیست سال پیش با سینما انس گرفت و کتابی را که چندین ساعت برای خواندن آن وقت می گذاشت ظرف دو ساعت در سینما دید . در اسن صورت تعداد کتاب هایی که می خواند چندین برابر شد . انسان بیست سال پیش تا اکنون با فیلم های سینمایی بیشتری مواجه شد ؛ با سریال های گوناگون ، مطالب بی پایان فضای سایبر و دیگر امکانات مواجه شد . غذای جسمی او تغییر نکرد ولی غذای فکری او چندین و چندین برابر شد . و انسان حالا تا بیست سال بعد با حجم عظیم شبکه های ماهواره ای ، سایت های اینترنتی ، فیلم های سینمایی ، سریال ها ، بازی های کامپیوتری ، مجله ها و روزنامه ها مواجه است . تمام این ها تولیدات سرمایه داران را بر می تابد و در کنار آن مطالبات انسان ها افزایش می یابد . ولی باز غذای جسمی او تغییر نکرد . پیش خود تصویر کاریکاتوری این چند نسل را مجسم کنید . سرش بدون تناسب با قسمت های دیگر بدنش رشد کرده .
![[تصویر: spacechimpspube_25177389.jpg]](http://aliveinthedangerzone.blogg.se/images/2009/spacechimpspube_25177389.jpg)
![[تصویر: 011.JPG]](http://www.look.yeah1.com/albums/userpics/123412/011.JPG)
کیلووات همین انسان است . انسانی که پرباربندی مایندی شده . حرکت های تند او انسان اتوپیای فلسفه غرب را ترسیم می کند . در مواقعی که احساس عشق ، ترس و نفرت می کند سرش مانند چراغی روشن می شود گو آنکه عشق و ترس و نفرتش ریشه در سر او دارد و در ناحیه مغز خود آن ها را درک می کند . انسانی فاقد روح که در جای جای فیلم به کمک نسل اولی ها (میمون ها) می آید و آن ها را نجات می دهد . کسانی که به دنبال پروانه ها می دویدند از دست زارتاگ نجات می دهد و لیبرالیسم را برای آن ها نهادینه می کند .
در این فیلم حقیقت روح انکار می شود و در پی آن دیگر مصادیق غیب در ضمیر بیننده کم رنگ می شود . سوبژکتیویسم اساس پاگانیسم است و این در حالی ست که روحانیون و دانشگاهیان به خوراک فکری کودک و نوجوان توجهی ندارند و بزرگترین شبهات دینی برای آن ها شبهه می ماند .
وبلاگ من : http://www.amikhtegi.blogfa.com
یکی از مهم ترین و موثر ترین تلاش آنان استفاده از رسانه ست . دیگر دوره کتاب خواندن گذشته . کتابی که توسط فیلسوفان معاصر غرب نگاشته می شود و در اسلام سعی به شبهه آوردن می کنند با تیراژ کم خود فقط به دست روحانیون و استادان دانشگاه می رسد ( و البته معدود دانشجویان ) و آن ها ، با نگاشتن کتاب هایی به پاسخ گویی می پردازند . در این بین نگاه خواص ، روحانیون و دانشگاهیان از سینما دور مانده و غفلت آن ها موجب شده هجمه های عظیم فرهنگی آن ها در جوانان کشور های شرقی به خصوص ملل اسلامی رسوخ کند . فلسفه های کانت ، هگل ، داروین و دیگر فلاسفه غرب در آثار سینمایی به میلیون ها میلیون کودک و جوان تزریق می شود و در نهاد آن ها نهادینه .
در این مجال قصد دارم به نقد کارتون میمون های فضایی (SPACE CHIMPS ) بپردازم که در تلویزیون ایران موازی با اکران جهانی آن پخش شد .
![[تصویر: l5wkcgg953rbun55hg.jpg]](http://img.upnload.com/images/l5wkcgg953rbun55hg.jpg)
![[تصویر: Space-Chimps-2-Zartog-Strikes-Back-2010.jpg]](http://prosubtitrari.com/wp-content/uploads/2010/10/Space-Chimps-2-Zartog-Strikes-Back-2010.jpg)
فیلم سینمایی میمون های فضایی در دو قسمت ساخته شد . قسمت اول در سال 2008 و دو سال بعد قسمت دوم تحت عنوان بازگشت حملات زارتاگ (Zartog Strikes Back ) . این محصول آمریکایی توسط شرکت های Vanguard Animation و Odyssey Entertainmentو Starz Animation و Prana Studios تولید شد .
خلاصه ای از قسمت اول :
سفینه محققان فضایی به نام ابدیت در یک سیاهچال فضایی گم می شود و در سیاره ای مجهول روی خانه زارتاگ (نقش منفی) فرود می آید . زارتاگ از این سفینه برای اهداف حکومتی خود استفاده می کند و مردم سیاره را آزار می دهد . در زمین محققان تصمیم می گیرند تا سفینه ای دیگر را برای یافتن آن وارد سیاهچال کنند که مسافران این سفینه سه میمون می باشد .
در سیاره مجهول میمون ها با کاراکتر کیلووات آشنا می شوند و به کمک هم زارتاگ را دستگیر می کنند و سفینه ای که خراب شده بود تعمیر کرده و به زمین بر می گردانند .
خلاصه ای از قسمت دوم :
محققان دستگاهی اختراع می کنند که با استفاده از آن هر موجودی را به اندازه مولکولی تبدیل می کند . میمون ها در سیر حوادثی به سیاره مجهول می روند و در این بین زارتاگ آزاد می شود و دستگاه مخرب را به دست می آورد و قصد می کند به سیاره اش برگردد و انتقام بگیرد . میمون ها همراه با کیلووات به زمین بر می گردند و با کمک کیلووات زارتاگ را با دستگاه به اندازه مولکولی تبدیل می کنند و نابسامانی هایی که زارتاگ موجب آن بود را رفع می کنند .
نظریه های قالب بر این دو اثر داروینیسم (Darwinism) و فلسفه مایند (Philosophy of Mind ) می باشد که در ادامه به بررسی آن می پردازم :
داروینیسم (Darwinism)
در هر دو قسمت مخترعین و محققان تنها کاراکتر های انسانی فیلم افرادی کم هوش ، احمق ، پرخور و خودخواه نمایش داده می شوند . با مفقود شدن سیاره ابدیت سازمان فضایی دچار مشکل می شود و میمون ها به کمک انسان ها می آیند .
سازمان فضایی یکی از نوادگان اولین میمونی که به فضا پا گذاشت همراه با دو میمون دیگر را به فضا ارسال می کنند . در اینجا حرکت میمون ها که نسل اول یک دوره تاریخی به شمار می آیند به سمت اتوپیای ناشناخته صورت می گیرد . حرکتی که مسبب آن سفینه ای فضایی به نام ابدیت می باشد که این یعنی همان نردبان که انداخته شده و پایان فلسفه .
اولین سکانسی که از سیاره مجهول نمایش داده می شود هم نوعان زارتاگ را نشان می دهد که به دنبال پروانه ها حرکت می کنند . پروانه ها یا همان مونارش نمادی از آزادی می باشد که در این قسمت بیان کننده لیبرالیسم است . ابنای بشر را در نظر بگیرید که به دنبال لیبرالیسم هستند و برای خود ماوای دیگری نمی یابند و در این بین زارتاگ وارد می شود و پروانه ای را له می کند . زارتاگ و هم نوعان او نمادی از نسل سومی ها هستند که به علت جکومت زارتاگ بر آن ها آزادی ندارند .
![[تصویر: ym2qrc0d7c6vr0u07sav.jpg]](http://www.irupload.ir/images/ym2qrc0d7c6vr0u07sav.jpg)
![[تصویر: 31u1x2pooh53tg5gir.jpg]](http://www.irupload.ir/images/31u1x2pooh53tg5gir.jpg)
سفینه ابدیت فرود می آید و زارتاگ از ماشین برای افزایش قدرت خود استفاده می کند . در سکانسی توسط سفینه استایل زندگی آمریکایی و مدینه فاضله اشداد (لاس وگاس) به او نشان داده می شود و سعی می کند محیط خود را به آن نزدیک کند . هم نوعان خود و هم نوعان کیلووات را آزار می دهد تا به خواسته های خودش برسد .
میمون ها که نسل اول یک دوره فرهنگی هستند به کمک آن ها می روند و سیاره را از دست زارتاگ نجات می دهند و اتوپیای ابدیت را رقم می زنند .
در قسمت دوم هم باز همین قهرمان سازی میمون ها رخ می دهد و به نوعی حرکت بشر ترنس مدرن (میمون ها) به سمت اتوپیا ترسیم می شود .
فلسفه مایند (Philosophy of Mind )
رنه دکارت فیلسوف غربی ، با پشتوانه نظریات افلاطون به رسیونالیزم (عقل گرایی ) روی آورد . به گفته رندل ، دکارت هر چه را که قوانین طبیعی و فیزیک تجربی نمی توانست آن را توجیه کند در پستویی دم دستی به نام ذهن انداخت .
از این رو در فلسفه دکارت حقیقت غیب تبدیل شد به مفاهیمی صرفا ذهنی که وجود خارجی ندارد . این مفاهیم سوژه ها را پدید آورد و موجب مکتب سوبژکتیویسم شد که به گفته اندیشمندان غرب ، سوبژکتیویسم اساس پاگانیسم (کفر کیشی) است . در فلسفه مایند وجودی خارجی برای روح ، قلب ، خدا ، ملائک و ... قائل نمی شوند و تمام احساسات انسانی که ریشه در ذهن ندارد و در سینه درک می شود را نیز به ذهن مربوط می کنند . بارها شده از کسی رنجه می شوید . آیا این رنجش را در سر خود حس کردید ؟ با قائل نشدن حقیقتی برای روح به آزادی کانت نزدیک می شویم .
این فلسفه دست مایه ای برای نظام کپیتالیستی (سرمایه داری) غرب شده و در راستای اهداف خود دست به تولیداتی می زنند تا حقیقت نظام طاغوتی خود را زنده نگه دارند . سده اخیر را در نظر بگیرید . انسان عام صد تا هشتاد سال پیش غذای جسمی داشته وغذای فکری . انسان هشتاد تا شصت سال پیش با ترجمه کتاب ها و انتشار آنها با داستان های رو به رو می شود و با صرف وقت زیادی چند کتاب را در طول زندگی خود می خواند . غذای فکری او چند برابر شد ولی غذای جسمی او تغییری نکرد . انسان شصت تا چهل سال بعد با حجم کتاب های بیشتری مواجه شد در صورتی که غذایش تغییر نکرد . انسان چهل تا بیست سال پیش با سینما انس گرفت و کتابی را که چندین ساعت برای خواندن آن وقت می گذاشت ظرف دو ساعت در سینما دید . در اسن صورت تعداد کتاب هایی که می خواند چندین برابر شد . انسان بیست سال پیش تا اکنون با فیلم های سینمایی بیشتری مواجه شد ؛ با سریال های گوناگون ، مطالب بی پایان فضای سایبر و دیگر امکانات مواجه شد . غذای جسمی او تغییر نکرد ولی غذای فکری او چندین و چندین برابر شد . و انسان حالا تا بیست سال بعد با حجم عظیم شبکه های ماهواره ای ، سایت های اینترنتی ، فیلم های سینمایی ، سریال ها ، بازی های کامپیوتری ، مجله ها و روزنامه ها مواجه است . تمام این ها تولیدات سرمایه داران را بر می تابد و در کنار آن مطالبات انسان ها افزایش می یابد . ولی باز غذای جسمی او تغییر نکرد . پیش خود تصویر کاریکاتوری این چند نسل را مجسم کنید . سرش بدون تناسب با قسمت های دیگر بدنش رشد کرده .
![[تصویر: spacechimpspube_25177389.jpg]](http://aliveinthedangerzone.blogg.se/images/2009/spacechimpspube_25177389.jpg)
کیلووات همین انسان است . انسانی که پرباربندی مایندی شده . حرکت های تند او انسان اتوپیای فلسفه غرب را ترسیم می کند . در مواقعی که احساس عشق ، ترس و نفرت می کند سرش مانند چراغی روشن می شود گو آنکه عشق و ترس و نفرتش ریشه در سر او دارد و در ناحیه مغز خود آن ها را درک می کند . انسانی فاقد روح که در جای جای فیلم به کمک نسل اولی ها (میمون ها) می آید و آن ها را نجات می دهد . کسانی که به دنبال پروانه ها می دویدند از دست زارتاگ نجات می دهد و لیبرالیسم را برای آن ها نهادینه می کند .
در این فیلم حقیقت روح انکار می شود و در پی آن دیگر مصادیق غیب در ضمیر بیننده کم رنگ می شود . سوبژکتیویسم اساس پاگانیسم است و این در حالی ست که روحانیون و دانشگاهیان به خوراک فکری کودک و نوجوان توجهی ندارند و بزرگترین شبهات دینی برای آن ها شبهه می ماند .
وبلاگ من : http://www.amikhtegi.blogfa.com