۱۰/مهر/۹۲, ۱۳:۴۳
بسم الله الرحمن الرحیم
![[تصویر: Khoda.jpg]](http://s4.picofile.com/file/7957323759/Khoda.jpg)
"روی ماه خداوند را ببوس"، رمانی ست واقعیت گرا، در بیست بخش، كه در سال هفتاد و نه به چاپ رسیده است. درونمایه از نوع عقاید و مبتنی بر جدل است.
این رمان تا کنون در اندونزی، روسیه، ترکیه، بوسنی و هرزگوین و کردستان عراق منتشرشده و قرار است در مصر و آلبانی نیز ترجمه و منتشر شود.
کتاب به چاپ چهل و چهارم هم رسیده و موفق به کسب جایزه برگزیده ی جشنواره ی قلم زرین به عنوان بهترین رمان سال های 1379 و 1380 شده است.
به عقیده من و شاید همه خوانندگان کتابهای مستور این بهترین کتاب ایشان است.
با وجود اینکه بخشهایی از کتاب را نپسندیدم، اما در مجموع کتابی ست که واقعا دوست دارم و بارها خوندم!
نقدهایی هم بر این کتاب نوشته شده و حتی بعضی نقدها بسیار این کتاب را کوبانده!
فکر میکنم همه اونها رو خونده باشم یا لااقل اونچه که در نت موجوده،
اما نقدی که توسط گروه هم اندیشی جوانان صورت گرفت به نظرم منصفانه تر بود! در هر حال نظر من به این نقد نزدیکتر است!!
خلاصه کتاب:
يونس- شخصيت اصلي- دانشجوي دكتري فلسفه است. او مي خواهد رساله اش را كه درباره «تحليل جامعه شناسي عوامل خودكشي دكتر محسن پارسا» است، به پايان برساند تا هم شرط پدر نامزدش- سايه- را، كه براي ازدواج آنها گذاشته است، به انجام برساند و هم به آخرين مرحله درسش پايان دهد.
سايه، دانشجوي كارشناسي ارشد الهيات است او هم روی پایان نامه اش(مکالمات خداوند و موسی) کار می کند.
يونس نُه سال پيش ديدگاه مذهبي ديگري داشت جالب است که اصلا رشته ی فلسفه را برای این انتخاب کرده تا از دین، دفاع فلسفی کند؛ اما دچار توهماتی شده از قبیل اینکه آیا اصلا خدایی هست؟؟!!! ...
در مجموع پاسخ و پرسشهایی که بین یونس و دوستانش به ویژه علیرضا انجام می گیرد زیباست.
در پست بعدی بخشهایی از کتاب را خواهم نوشت.
![[تصویر: Khoda.jpg]](http://s4.picofile.com/file/7957323759/Khoda.jpg)
"روی ماه خداوند را ببوس"، رمانی ست واقعیت گرا، در بیست بخش، كه در سال هفتاد و نه به چاپ رسیده است. درونمایه از نوع عقاید و مبتنی بر جدل است.
این رمان تا کنون در اندونزی، روسیه، ترکیه، بوسنی و هرزگوین و کردستان عراق منتشرشده و قرار است در مصر و آلبانی نیز ترجمه و منتشر شود.
کتاب به چاپ چهل و چهارم هم رسیده و موفق به کسب جایزه برگزیده ی جشنواره ی قلم زرین به عنوان بهترین رمان سال های 1379 و 1380 شده است.
به عقیده من و شاید همه خوانندگان کتابهای مستور این بهترین کتاب ایشان است.
با وجود اینکه بخشهایی از کتاب را نپسندیدم، اما در مجموع کتابی ست که واقعا دوست دارم و بارها خوندم!
نقدهایی هم بر این کتاب نوشته شده و حتی بعضی نقدها بسیار این کتاب را کوبانده!
فکر میکنم همه اونها رو خونده باشم یا لااقل اونچه که در نت موجوده،
اما نقدی که توسط گروه هم اندیشی جوانان صورت گرفت به نظرم منصفانه تر بود! در هر حال نظر من به این نقد نزدیکتر است!!
خلاصه کتاب:
يونس- شخصيت اصلي- دانشجوي دكتري فلسفه است. او مي خواهد رساله اش را كه درباره «تحليل جامعه شناسي عوامل خودكشي دكتر محسن پارسا» است، به پايان برساند تا هم شرط پدر نامزدش- سايه- را، كه براي ازدواج آنها گذاشته است، به انجام برساند و هم به آخرين مرحله درسش پايان دهد.
سايه، دانشجوي كارشناسي ارشد الهيات است او هم روی پایان نامه اش(مکالمات خداوند و موسی) کار می کند.
يونس نُه سال پيش ديدگاه مذهبي ديگري داشت جالب است که اصلا رشته ی فلسفه را برای این انتخاب کرده تا از دین، دفاع فلسفی کند؛ اما دچار توهماتی شده از قبیل اینکه آیا اصلا خدایی هست؟؟!!! ...
در مجموع پاسخ و پرسشهایی که بین یونس و دوستانش به ویژه علیرضا انجام می گیرد زیباست.
در پست بعدی بخشهایی از کتاب را خواهم نوشت.