۲۹/مهر/۹۲, ۳:۴۳
یکی از دوستان حرف جالبی زدن.
ما یک سری امور روزمره و عادی و معمولی داریم که در اونها به اعتدال و میانه روی توصیه شده. مثلا آب خوردن و تفریح و حرف زدن و نظافت و...
اموری داریم که واجب یا مستحب یا حرام یا مکروه هستن و در اینها به قاطعیت حکم شرع باید اجرا بشه و افراط و تفریطی در کار نیست.
مثلا کسی که سعی میکنه بیشترین حضور قلب رو در نماز داشته باشه و کلمات رو صحیح ادا کنه و... رو نمیشه گفت یه آدم افراطی (که اگر اینجور باشه معصومین بیشترین توجه رو به نماز داشتن ولی لقب افراطی یک لقب منفی است)
در جهاد کسی که فقط به نفع جبهه ی حق میجنگه رو نمیشه گفت افراطی! مثلا در این حالت میانه روی این میشود که آدم یک ساعت در جبهه ی حق و یک ساعت بعدی را در جبهه ی باطل بجنگد تا اعتدال و میانه روی رعایت شود...
دقت کنید که از نظر فلسفی امکان نداره که یک چیز حق از ترکیب دو چیز باطل به وجود بیاد.
مثلا جبری گری باطل هست و اعتقاد به اختیار مطلق هم باطل. نمیشه گفت حق یعنی مقداری جبر و مقداری اختیار! بلکه حق چیزی هست خارج از این افراط و تفریط و خارج این دو باطل ، نه ترکیبی از آنها!
ما یک سری امور روزمره و عادی و معمولی داریم که در اونها به اعتدال و میانه روی توصیه شده. مثلا آب خوردن و تفریح و حرف زدن و نظافت و...
اموری داریم که واجب یا مستحب یا حرام یا مکروه هستن و در اینها به قاطعیت حکم شرع باید اجرا بشه و افراط و تفریطی در کار نیست.
مثلا کسی که سعی میکنه بیشترین حضور قلب رو در نماز داشته باشه و کلمات رو صحیح ادا کنه و... رو نمیشه گفت یه آدم افراطی (که اگر اینجور باشه معصومین بیشترین توجه رو به نماز داشتن ولی لقب افراطی یک لقب منفی است)
در جهاد کسی که فقط به نفع جبهه ی حق میجنگه رو نمیشه گفت افراطی! مثلا در این حالت میانه روی این میشود که آدم یک ساعت در جبهه ی حق و یک ساعت بعدی را در جبهه ی باطل بجنگد تا اعتدال و میانه روی رعایت شود...
دقت کنید که از نظر فلسفی امکان نداره که یک چیز حق از ترکیب دو چیز باطل به وجود بیاد.
مثلا جبری گری باطل هست و اعتقاد به اختیار مطلق هم باطل. نمیشه گفت حق یعنی مقداری جبر و مقداری اختیار! بلکه حق چیزی هست خارج از این افراط و تفریط و خارج این دو باطل ، نه ترکیبی از آنها!