تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: ◆۩◆۩◆ ویژه نامه شهادت امام محمد باقر علیه السلام ◆۩◆۩◆
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3

یک طرف کاغذ و یک سو قلمش افتاده

قلمش نه دمِ تیغ دو دمش افتاده

آخرین لحظه همان لحظه ی تلخی ست که مرد

دیده از دست ابالفضل علمش افتاده

دیده که دست و سر و چشم عمو عباسش

تا دم علقمه در هر قدمش افتاده

نفسش را رمقی نیست و در خاطر مرد

زخم های تن آقا رقمش افتاده

بعدِ این قدر مصیبت که سرش آوردند

تازه تیغ آمده بر قدّ خمش افتاده

آخرین لحظه به یاد فقط این جمله ی "شمر"

که: "خودم می کِشم و می کشمش" افتاده

دمش از بسکه حسینی ست چو پایین رفته

باز در پای دمش بازدمش افتاده

مثل بین الحرمین است مدینه اما

سر پا نیست... در این سو حرمش افتاده

مهدی رحیمی

شروع زندگی اش طعم قتل و غارت داشت

هزار خاطره از تلخی اسارت داشت


تنور داغ دلش را کسی نمی فهمید

اگر چه مجلس درسش بسی حرارت داشت

به حکم صبر و تقیه خموش و ساکت بود

ولی به جای خودش جرات و جسارت داشت


هم از غریبه هم از آشنا دلش پر بود

همیشه شکوه از این شیوه ی صدارت داشت

برای گفتن یک یا حسین در ذهنش

هزار و نهصد و پنجاه و یک عبارت داشت


به وقت دیدن تیر و کمان دلش می ریخت

اگر چه در زدن طعمه اش مهارت داشت

به یاد یک سفر اربعین کودکی اش

همیشه مرغ دلش حسرت زیارت داشت

شاعر : محمد موحدی مهرآبادی
او که ز نسل هم حسین و هم حسن بود
مانند اجدادش غریب اندر وطن بود
او وارث لبهاى خشک و چوب خورده است
با عمه‏ اش منزل به منزل ره سپرده است
او آخرین سرمایه ‏ى کرببلا بود
آئینه‏ ى خورشید روى نیزه ‏ها بود
او دیده غسل دخترى را مخفیانه
طعنه شنیده باصداى تازیانه
او زائر پیشانى در خون نشسته است
او محرم راز و نیاز دست بسته است
با سنگ‏هاى کوفیان او آشنا ابود
با خطبه خوان کوفه و شام هم نوا بود
[تصویر: 1368465475927681_large.jpg]

[b]شهادت جانسور وارث علم نبوی و ولایت علوی

حضرت امام محمد باقر علیه السلام

را خدمت صاحب عزا

حضرت مهدی علیه السلام

و تمامی شیعیان و محبان و منتظران امام منتظر

تسلیت عرض می نمایم

التماس دعا برای فرج

یا علی علیه السلام

[تصویر: mahdi44.jpg]

ای یادگار تیره ی مردان راستین
ای شاه بیت پنجم غم نامه ی امین
پروردگار درد، خداوند اشک و آه
ای ماهِ خاک خورده تنِ آسمان نشین
...
با یاد دختری که به خاک خرابه خُفت
خاکی ست قبر خاکی ات ای ماه پنجمین
در سینه ی تو دفن شده روضه های باز
تو امتداد روضه ی ناخوانده ای،... همین
حامد اهور
[تصویر: 1_MohammadeBagher.jpg]
من بر فلک امامم من بر ملک شهودم
ذکر عَلَی الدَّوامم من معنی سجودم
هم شاهد قیامم هم شاهد قعودم
هم مظهر وجودم هم مُظهر وجودم
نور شهود و غیبم آئینۀ قلوبم
من باقر العلومم من کاشف الکروبم
[/font]من حجت خدایم تفسیر هل اتایم
دلبند مرتضایم فرزند مصطفایم
نور دل حسینم سجاد را عطایم
من یادگار درد و غم های کربلایم
تاریخ کربلا را باید ز من بجویید
گاهی میان روضه از قول من بگویید
من چار ساله بودم دیدم غم و بلا را
می دیدم از مدینه تا شام ابتلا را
کس همچو من ندیده مظلوم مبتلا را
تصویر زنده دیدم اوضاع کربلا را
من دیده ام خدا را پامال سمّ مرکب
رأس ز تن جدا را در پیش چشم زینب
دیدم به روی نیزه هجده سر بریده
در قتلگاه دیدم یک حنجر دریده
خورشید کاروان را دیدم به اشک دیده
دیدم که از جسارت رنگ عمو پریده
بر ناقه های عریان بریان دل زنان بود
چشمان غیرت ما گریان بانوان بود
من دیده ام هجوم دشمن به دختران را
از خیمه ها فرار اطفال و مادران را
با بوته ها هم آغوش ، جان داده خواهران را
بر نیزه های خونین رأس برادران را
با نیزه آشنایم با تازیانه همدم
با کعب نِی انیسم با آه و ناله مَحرم
من در تمام این راه در سوز و آه بودم
با اشک و آه حسرت غرق نگاه بودم
همراه عمه زینب در قتلگاه بودم
در حلقه های آتش در خیمه گاه بودم
ماتم کشیده ام من ، سیلی چشیده ام من
تهمت شنیده ام من ، بس داغ دیده ام من
منزل به منزل از غم مُردم در این اسارت
از بس به عمه هایم شد از جفا جسارت
روحیۀ لطیفم خورد از ستم خسارت
گاهی لباس و گاهی رفت آبرو به غارت
دشمن به بی حیایی بر عمه، در حضورم
با تهمت کنیزی زد لطمه بر غرورم
[font=Tahoma]خواهد پیام ما را هر کس دهد به عالم
یاد غم و بلا را باید کند دمادم
حتی کند منا را ماتم سرای این غم
جویید کربلا را در خیمۀ محرّم
یاری کنید ما را با روضه های غربت
گاهی کنار پرچم گاهی کنار تربت
***از وبلاگ حاج محمود ژولیده

[تصویر: 276826_285633728130179_500669116_n.jpg]


من بیچاره مدیون امیرالمومنین هستم

دخیل بند نعلین یل ام البنین هستم

[/b]



[b]برای اهل روضه "


[/b]

مداحی شهادت امام محمد باقر علیه السلام
[b]

بسم الله الرحمن الرحیم
شهات امام باقر علیه السلام تسلیت باد
امام باقر علیه السلام فرمودند:
[b]
عَالِمٌ یُنْتَفَعُ بِعِلْمِهِ خَیْرٌ مِنْ سَبْعِیْنَ اَلْفَ عَابِد؛
عالمی که مردم از علم او بهره بگیرند، از هفتاد هزار عابد بهتر است.
بحارالأنوار، ج 75، ص 173

شرح حدیث:
[/b]
«عبادت» مسأله مهمّی است به طوری که خداوند در قرآن می‌فرماید: «وَ مَا خَلَقْتُ الجِنَّ و الإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونَ؛ من جنّ و انس را نیافریدم جز بری این که عبادتم کنند (و از این راه تکامل یابند و به من نزدیک شوند».(1) حتّی در تشهّد هم قبل از رسالت، عبودیّت مطرح شده است: «أشْهَدُ أنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ». ولی با این همه اهمیّتی که عبادت دارد، در حدیث چنین آمده که مقام عالم از عامه بسیار برتر است. پس مقام عالم، مقام والا و باعظمتی است؛ در صورتی که او قدر این نعمت را بداند. و مردم از علم او بهره بگیرند یعنی او چراغ هدایت، ستاره درخشان و کشتی نجاتی برای هدایت مردم باشد. چنین عالمی است که از هفتاد هزار عابد بالاتر است.
گاهی به وسیله یک عالم میلیونها نفر هدایت می‌شوند که این هدایت از تمام فضایل در عالم ارزشمندتر است و به همین دلیل است که می‌گویند اگر قرار شود بین عبادت‌های مستحبّی و تحصیل علم یکی را برگزینیم، تحصیلِ علم برتری دارد. حتّی در شب‌های قدر که شب عبادت است، کسی که برای بحث و تحقیق علمی بیدار باشد، عمل برتری انجام می‌دهد زیرا کار علما، کار انبیا و اولیا و در نهایت کار خداست که مردم را هدایت می‌کنند و به همین دلیل، عالم از هفتاد هزار عابد افضل است.
سعی کنیم به همان اندازه که علم را فرا می‌گیریم آن را منتشر کنیم. کسانی که محتکران علم‌اند در پیشگاه خدا مسئولند؛ به خصوص در این عصر و زمان که دشمنان بشریّت و جهانخواران، مانع اصلی پیشرفت اسلام هستند. در جنوب لبنان، در سرزمین‌های اشغالی و در جنگ تحمیلی، اسلام مانع راه دشمنان بود، لذا تبلیغاتشان را متوجّه آن کرده‌اند. به کمک اینترنت که دنیا را از لحاظ اخلاقی ناامن کرده، بدترین توهین‌ها، تخریب‌ها و تهاجمات فرهنگی را انجام می‌دهند که اگر ذرّه‌ای انسانیّت، شرف و دین داشته باشند این کار را نمی‌کنند.
گاهی می‌گویند که دین از سیاست جدا شود، در حالی که جدایی دین از سیاست یعنی محو اسلام، تخریب عقاید و اخلاق. اسلام دینی است که برای تمام لحظات زندگی انسان برنامه دارد؛ از لحظه‌ای که متولّد می‌شود تا پایان عمر بخشی از زندگی اوست و از او جدا نمی‌گردد.

امروزه زورمندان نهادهایی تأسیس کرده‌اند که در آن به هیچ نوع اخلاقی ملتزم نیستند و به هر جا که مصلحت خود بدانند حمله می‌کنند. وقتی مردم دنیا این برنامه‌ها را می‌بینند از دروغ گفتن آنها مأیوس و خسته شده و پناهگاهی جز دین که مطابق فطرتشان است، برای خود نمی‌یابند.
بنابراین ما باید از شرایط موجود استفاده کنیم، از اسلام بیشتر بدانیم، به دستورات آن بیشتر عمل کنیم، بیشتر تبلیغ و دعوت کنیم و از نقشه‌ی شوم دشمنان آگاه و در مقابل تهاجمات آنان هوشیارتر باشیم.
خوشبختانه جاذبه اسلام به عنوان یک عامل مهم برای پیشرفت و تعالی انسانها، در مقابل آنها ایستاده است. حتّی در آمریکا و اروپا که مرکز این تهاجمات است، اسلام در حال پیشرفت است و این جاذبه اسلام است که به ما کمک می‌کند تا در مقابل آنان بایستیم.

پی‌نوشت:
1. سوره ذاریات، آیه 56.
منبع: مشکات هدایت، سلسله مباحث اخلاقی حضرت آیت‌ الله‌ العظمی مکارم شیرازی (دامت برکاته)، جلد اوّل، تدوین: مسعود مکارم و محمدرضا حامدی.

همواره آسمان دلش رنگ لاله بود
هفتاد و چند داغ شقایق به سینه بود
دشت نگاه او پر از گلهای اشک بود
یادآور حکایت سقا و مشک بود

یا باقرالعلوم علیه السلام


خشکی ام رفت و وصل دریا شد
سردی ام رفت و فصل گرما شد
فارغم از خودم خدا را شکر
آسمانی شدم خدا را شکر
آمدی و دلم نجات گرفت
باز هم مرده ای حیات گرفت
ای حیات مجدّد دنیا
دومین یا محمّد دنیا
یا من ارجوی آستان لبم
پنجمین رکعت نماز شبم
ای که تنها خدا شناخت تو را
مثل بیت الحرام ساخت تو را
قافیه های بیت ما تنگ است
در مقامت کُمیت هم لنگ است
ای نسیم پر از بهار حسین
حسنی زاده تبار حسین
قبله مردم مدینه تویی
حسن دوم مدینه تویی
ای ظهور پیمبر اکرم
حاصل وصلت دعا و کرم
مادرت دختر کریم خدا
پدرت حضرت کلیم خدا
وسط هفته ها برای منی
التماس سه شنبه های منی
سر شب فکر نور تو بودم
فکر شب های طور تو بودم
خواب سجادهٔ تو را دیدم
صبح دیدم کنار خورشیدم
ای نماز پر از قنوت حسن
حاصل چلهٔ سکوت حسن
تو تولای دفترم هستی
قسم نون والقلم هستی
تکیه بر بال جبرئیل زدی
مزرعه داشتی و بیل زدی
بهترین میوهٔ تو ایمان بود
گندم کال تو پر از نان بود
بی تو این حوزه ها کمال نداشت
میوه ای غیر سیب کال نداشت
وقت آن است اجتهاد کنی
بی سوادیم را سواد کنی
وقت آن است منبری بزنی
حرف یک حرف بهتری بزنی
عِلم را باز هم شکاف دهی
در کلاست مرا طواف دهی
اگر علم تو را حساب کنند
زندگی تو را کتاب کنند
علم و اخلاق می شود با هم
آدمی می کند بنی آدم
*************
علی اکبر لطیفیان
[b]الصَّلَاةُ وَ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَبَا جَعْفَرٍ يَا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيٍّ أَيُّهَا الْبَاقِرُ[/b]
يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ يَا ابْنَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ يَا حُجَّةَ اللَّهِ عَلَى خَلْقِهِ
[b]يَا سَيِّدَنَا وَ مَوْلَانَا إِنَّا تَوَجَّهْنَا وَ اسْتَشْفَعْنَا وَ تَوَسَّلْنَا بِكَ إِلَى اللَّهِ وَ قَدَّمْنَاكَ بَيْنَ يَدَيْ [/b]
حَاجَاتِنَا فِي الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ يَا وَجِيهاً عِنْدَ اللَّهِ اشْفَعْ لَنَا عِنْدَ اللَّهِ.


امام باقر علیه السلام فرمودند:یکى از سخنان کوتاه پیامبر(علیه السلام) که هیچ کس پیش از او نگفته، این بود:

اَلنَّیاحَةُ مِنْ عَمَلِ الْجاهِلِیَّةِ ؛
نوحه گرى از اعمال دوران جاهلیت است (در برابر مشکلات نباید ناله کرد بلکه باید براى حل آنها بپاخاست).
وسایل الشیعه، جلد 1، صفحه 915.
شرح حدیث:
این حدیث کوتاه و پرمعنا، ظاهرى دارد و باطنى:
ظاهر آن اشاره به اعمال بى رویه اى است که در زمان جاهلیت مرسوم بود; هنگامى که کسى از دنیا مى رفت زنان نوحه گر دعوت مى کردند که با آهنگ هاى مخصوص خود و اشعار پر از دورغ و فریب بر مرگ او نوحه سرایى کنند و یک عزاى ساختگى و قلابى برپا سازد. و اما معناى دیگرى که شاید امام باقر(علیه السلام) نیز به آن اشاره مى کند این است که در برابر حوادث سخت و پیچیده و مشکلات زندگى فردى و اجتماعى نوحه گرى و ناله کردن بیهوده است و به هدر دادن نیروها و امکانات است; باید با سر پنجه عقل و اندیشه و با همّت و استقامت مداوم آنها را گشود و چاره جویى کرد.

منبع: makarem.ir

صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع