۲۲/مهر/۹۲, ۱:۰۵
سلام
منظور از اولی الامر کیست؟
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُم (نساء 59)
همانطور که همگان می دانند یکی از آیاتی که شیعه به استناد آن لزوم تبعیت از ائمه خود را ثابت می کند همین آیه است.البته استدلال به این آیه باید مطالبی را به عنوان مقدمه عرض کنم:
1-همانطور که با برخی آیات قرآن (مانند آیه تطهیر )و ادله نقلی و عقلی دیگر ثابت شده؛ پیامبران و جانشینان پیامبران که منصوب از جانب خدا هستند باید معصوم از خطا و اشتباه باشند.
2-از طرفی هم آیاتی از قرآن وجود دارد که مقام امامت(پیشوایی) امت را به کسانی اختصاص می دهد که هرگز در عمر خود گناه نکرده باشند مانند آیات:
( انسان24) فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَ لا تُطِعْ مِنْهُمْ آثِماً أَوْ كَفُوراً .
(بقره 124) وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمينَ.
در این دو آیه به خوبی خداوند بیان می دارند که نباید از انسانهای عاصی و ظالم(که شامل ظلم به نفس-گناه کردن- هم می شود) تبعیت کرد.
3-نکته دیگر اینکه محال است خداوند امر مطلق به اطاعت کسی بکند و اطاعت او را هم ردیف اطاعت خود قرار دهد در حالی که این شخص ممکن باشد در زندگی دچار خطا و اشتباه شود چه رسد به اینکه گاهی گناه هم بکند.
چرا که همانطور که در آیه مورد بحث عیان است، خداوند اطاعت اولی الامر را هم ردیف اطاعت نبی و عطف به اطاعت خود کرده بدون هیچ قیدی و این یعنی اولی الامر باید کسانی باشند که هرگز در زندگی دچار خطا و اشتباه نشوند.
ولی ممکن است سوال شود که این آیه ممکن است قیدی در تقدیر داشته باشد یعنی خداوند اطاعت از اولی الامر را مقد به قید مقدری کرده باشد که آن هم همان قید امر به گناه باشد.
به بیان دیگر منظور خداوند از این آیه این باشد:
از اولی الامر اطاعت کنید مگر وقتی که امر به گناه کنند یا کار خطایی انجام دهند که نباید اطاعت کنید و با این قید مقدر مشکلی که ما بیان کردیم دیگر نباشد و مجبور نباشیم اولی المر را به کسانی تعبیر کنیم که معصومند بلکه شامل هر حاکمی شود ولو گناه کار باشد و امر به گناه بکند ولی در صورت گناه نباید تبعیت کرد.
این قید از چند جهت مشکل دارد که برای اهل لغت عربی پوشیده نیست.
چرا که :
اولا : در زبان عرب (و هر زبان دیگری) اصل بر عدم تقدیر است(یعنی اصل این است که کلام قیدی ندارد ولو قید عقلی مانند توجیه آیه).به بیان دیگر در محاورات عرفی برای کلام انسانها مطلبی را در تقدیر نمی گیرند مگر اینکه مجبور باشند و اینجا چون بدون تقدیر کلام را می توان صحیح معنا کرد نیاز به تقدیر گرفتن چیزی نیست.
ثانیا: این نوع تقدیر خلاف داب قرآن است چرا که در قضیه امر به اطاعت از والدین خداوند بعد از امر به اطاعت از والدین این قید را می آورد:
وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ حُسْناً وَ إِنْ جاهَداكَ لِتُشْرِكَ بي ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ( عنکبوت 8)
یعنی تا وقتی از والدین اطاعت کنید که امر به گناه در بین نباشد. پس اگر آیه 59 نساء هم چنین قیدی داشت خداوند مانند این آیه بیان می داشت.
جدای اینکه در آیات 24 انسان و 124 بقره هم خداوند ما را از اطاعت انسانهای عاصی(که حتی ولو یک بار در زندگی معصیت کرده اند )نهی کرده است.
با این مقدمات نتیجه ای که به درستی می توان از این آیه(59 نساء) گرفت این است که:
خداوند هرگز امر به اطاعت مطلق از انسانهایی که در زندگی دچار خطا و اشتباه می شوند و یا ممکن است در زندگی مرتکب معصیت شوند نمی کند وبه شهادت قرآن (که بحث آن در اهل بیت رسول چه کسانی هستند؟) گذشت ،این علی و حسنین علیهم السلام هستند که باید مصداق اولی الامر باشند نه کس دیگر چرا که همگان می دانند خلفای اهل سنت در زندگی قبل از اسلام و حتی بعد از آن دچار لغزش ها و خطا هایی بودند که با استدلال این آیات نمی سازد و خداوند هرگز امر به اطاعت از چنین انسانهایی که در معرض خطا و اشتباه هستند نمی کند و همانطور که در پست های دیگر
(برادران اهل سنت جواب دهند،ملاک مشروعیت حاکم اسلامی چیست؟)
بیان شد هر کس که منصوب از جانب خدا نباشد حکومت او مردود است و ما از تبعیت او نهی شده ایم.
والسلام علی من التبع الهدی
http://shye12.blogfa.com/post-18.aspx
![[تصویر: 47799878861453651666.png]](http://www.shiaupload.ir/images/47799878861453651666.png)
منظور از اولی الامر کیست؟
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُم (نساء 59)
همانطور که همگان می دانند یکی از آیاتی که شیعه به استناد آن لزوم تبعیت از ائمه خود را ثابت می کند همین آیه است.البته استدلال به این آیه باید مطالبی را به عنوان مقدمه عرض کنم:
1-همانطور که با برخی آیات قرآن (مانند آیه تطهیر )و ادله نقلی و عقلی دیگر ثابت شده؛ پیامبران و جانشینان پیامبران که منصوب از جانب خدا هستند باید معصوم از خطا و اشتباه باشند.
2-از طرفی هم آیاتی از قرآن وجود دارد که مقام امامت(پیشوایی) امت را به کسانی اختصاص می دهد که هرگز در عمر خود گناه نکرده باشند مانند آیات:
( انسان24) فَاصْبِرْ لِحُكْمِ رَبِّكَ وَ لا تُطِعْ مِنْهُمْ آثِماً أَوْ كَفُوراً .
(بقره 124) وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمينَ.
در این دو آیه به خوبی خداوند بیان می دارند که نباید از انسانهای عاصی و ظالم(که شامل ظلم به نفس-گناه کردن- هم می شود) تبعیت کرد.
3-نکته دیگر اینکه محال است خداوند امر مطلق به اطاعت کسی بکند و اطاعت او را هم ردیف اطاعت خود قرار دهد در حالی که این شخص ممکن باشد در زندگی دچار خطا و اشتباه شود چه رسد به اینکه گاهی گناه هم بکند.
چرا که همانطور که در آیه مورد بحث عیان است، خداوند اطاعت اولی الامر را هم ردیف اطاعت نبی و عطف به اطاعت خود کرده بدون هیچ قیدی و این یعنی اولی الامر باید کسانی باشند که هرگز در زندگی دچار خطا و اشتباه نشوند.
ولی ممکن است سوال شود که این آیه ممکن است قیدی در تقدیر داشته باشد یعنی خداوند اطاعت از اولی الامر را مقد به قید مقدری کرده باشد که آن هم همان قید امر به گناه باشد.
به بیان دیگر منظور خداوند از این آیه این باشد:
از اولی الامر اطاعت کنید مگر وقتی که امر به گناه کنند یا کار خطایی انجام دهند که نباید اطاعت کنید و با این قید مقدر مشکلی که ما بیان کردیم دیگر نباشد و مجبور نباشیم اولی المر را به کسانی تعبیر کنیم که معصومند بلکه شامل هر حاکمی شود ولو گناه کار باشد و امر به گناه بکند ولی در صورت گناه نباید تبعیت کرد.
این قید از چند جهت مشکل دارد که برای اهل لغت عربی پوشیده نیست.
چرا که :
اولا : در زبان عرب (و هر زبان دیگری) اصل بر عدم تقدیر است(یعنی اصل این است که کلام قیدی ندارد ولو قید عقلی مانند توجیه آیه).به بیان دیگر در محاورات عرفی برای کلام انسانها مطلبی را در تقدیر نمی گیرند مگر اینکه مجبور باشند و اینجا چون بدون تقدیر کلام را می توان صحیح معنا کرد نیاز به تقدیر گرفتن چیزی نیست.
ثانیا: این نوع تقدیر خلاف داب قرآن است چرا که در قضیه امر به اطاعت از والدین خداوند بعد از امر به اطاعت از والدین این قید را می آورد:
وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ حُسْناً وَ إِنْ جاهَداكَ لِتُشْرِكَ بي ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ( عنکبوت 8)
یعنی تا وقتی از والدین اطاعت کنید که امر به گناه در بین نباشد. پس اگر آیه 59 نساء هم چنین قیدی داشت خداوند مانند این آیه بیان می داشت.
جدای اینکه در آیات 24 انسان و 124 بقره هم خداوند ما را از اطاعت انسانهای عاصی(که حتی ولو یک بار در زندگی معصیت کرده اند )نهی کرده است.
با این مقدمات نتیجه ای که به درستی می توان از این آیه(59 نساء) گرفت این است که:
خداوند هرگز امر به اطاعت مطلق از انسانهایی که در زندگی دچار خطا و اشتباه می شوند و یا ممکن است در زندگی مرتکب معصیت شوند نمی کند وبه شهادت قرآن (که بحث آن در اهل بیت رسول چه کسانی هستند؟) گذشت ،این علی و حسنین علیهم السلام هستند که باید مصداق اولی الامر باشند نه کس دیگر چرا که همگان می دانند خلفای اهل سنت در زندگی قبل از اسلام و حتی بعد از آن دچار لغزش ها و خطا هایی بودند که با استدلال این آیات نمی سازد و خداوند هرگز امر به اطاعت از چنین انسانهایی که در معرض خطا و اشتباه هستند نمی کند و همانطور که در پست های دیگر
(برادران اهل سنت جواب دهند،ملاک مشروعیت حاکم اسلامی چیست؟)
بیان شد هر کس که منصوب از جانب خدا نباشد حکومت او مردود است و ما از تبعیت او نهی شده ایم.
والسلام علی من التبع الهدی
http://shye12.blogfa.com/post-18.aspx
![[تصویر: 47799878861453651666.png]](http://www.shiaupload.ir/images/47799878861453651666.png)
![[تصویر: poster%20ghadir-01.jpg]](http://www.ghadirioon.com/images/stories/poster%20ghadir-01.jpg)
![[تصویر: ghadirie3.jpg]](http://www.ghadirioon.com/images/stories/ghadirie3.jpg)