تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: ولایت فقیه همان ولایت رسول خداست‌!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6
(۲۶/مهر/۹۲ ۲۳:۳۵)110 نوشته است: [ -> ]اولا جناب درست پسند! من این سوال رو جای دیگه ای نپرسیدم و یادم نمیاد چنین چیزی پرسیده باشم!
آهان!
بله!
ببخشید، اشتباه کردم.Blush
شما جوابی طلب نکرده بودین، در حقیقت در اونجا که گفتم، "صحبت" شما بود که طلب جواب می‌کرد!
در صحبتتون مطلب نادرستی فرض شده بود، بنابراین احساسم این بود که مطلب مستدلی که به توضیح می‌پرداخت باید مورد استقبالتون واقع بشه.

(۲۶/مهر/۹۲ ۲۳:۳۵)110 نوشته است: [ -> ]ثانیا جواب بنده داده نشد،
جامعه نیاز داره که یک ولی امر براش انتخاب بشه اگر واجد شرایط وجود نداشته باشه (به عنوان یک فرض غیر محال) اون موقع تکلیف چیه؟
تمامی فرضهای ممکن قبلاً صورت گرفته.
دوستان هم جوابهای خوبی دادن:

امکان وجود نداشتن فرد واجد شرایط:
(۲۶/مهر/۹۲ ۰:۴۴)تلمیخا نوشته است: [ -> ]در زمان غیبت ولی الله الاعظم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مردم نیاز به زعیم دارند و باید وجود داشته باشد

و خدا مردم را بی راهنما نخواهد گذاشت

در صورت بروز چنین فرضی تکلیف چیه؟
(۲۶/مهر/۹۲ ۲۱:۱۴)دیدگاه نوین نوشته است: [ -> ]اصل تنزل تدریجی است .
تنزل تدریجی یعنی شما امکان تحقق کامل یک امر رو نداری ، برای همین به بخشی از اون اکتفا میکنی .
مثلا نماز رو ایستاده میخونند ، اما اگر طرف نتونست ایستاده بخونه ، باید تکیه بده بخونه و اگر تکیه نتونست بده باید بنشینه و بخونه و اگر اونم نتونست باید خوابیده بخونه . در هر حال اصل اینکه ما باید نماز بخونیم از ما ساقط نمیشه بلکه اگر نتونستیم به طور کامل انجامش بدیم ، به حداقلی که میتونیم اکتفا میکنیم .

در مورد ولایت هم همینه . درستش اینه که ولی معصوم حاضر باشه ... اگر این نشد میریم سراغ ولی جامع شرایط ... اگر جامع شرایط نبود ، کسی که برخی از شرایط رو بیشتر از بقیه داشته باشد !!!
و اگر کسی نبود که هیچ کدوم از شرایط رو داشته باشه ، یعنی اصلا چیزی از اسلام باقی نمونده ( یعنی تو کل دنیا یک اسلام شناس هم پیدا نمیشه ) ... پس جامعه اسلامی ای در کار نیست که ولی بخواد !!!

صحبتی که بنده در این مورد کردم هم همین دو خط آخر صحبت جناب دیدگاه نوین بود.
(۲۷/مهر/۹۲ ۱۱:۴۰)درست پسند نوشته است: [ -> ]در صورت بروز چنین فرضی تکلیف چیه؟


اولا اون سوالی که من در تایپیک دیگری کردم هیچ ارتباطی با این نداره.
ثانیا جوابی که جناب تلمیخا دادن دلیل مستند و منطقی نیست، غیب گوییه!
ثالثا گفتم طفره نرید خواهش می کنم! فرض کنید یک کاربر جدید اومده و این سوال رو پرسیده. چه جوابی بهش می دید!
(۲۷/مهر/۹۲ ۱۲:۳۸)110 نوشته است: [ -> ]اولا اون سوالی که من در تایپیک دیگری کردم هیچ ارتباطی با این نداره.
ثانیا جوابی که جناب تلمیخا دادن دلیل مستند و منطقی نیست!
ثالثا گفتم طفره نرید خواهش می کنم! فرض کنید یک کاربر جدید اومده و این سوال رو پرسیده. چه جوابی بهش می دید!


تا شما به چه استنادی قبول کنید
ببخشید که دارم خیلی دیر این مطلب رو می‌نویسم، هرچند فکر میکنم این مطالب در بحث با یکی دیگر از دوستان هم بوده.
همچنین اگه تکراری هست ببخشید. فرصت نمیکنم همه‌ی بحثی که صورت میگیره رو بخونم.

(۲۶/مهر/۹۲ ۲:۰۷)هامون نوشته است: [ -> ]پس خبرگان رهبری چی؟ اونها که از سمت مردم انتخاب میشن خداوند هم به امر مشورت دستور داده اند اینکار هم با زور نمیشه ، به فرض شما به ولایت و الزامات اون معتقدین
آیا همه مردم هم باید معتقد باشند؟
بحث چیستی حکومت اسلامی یه بحث عقلانی هست، همون ادله‌ی لُبّیّه.
ممکنه از راههای عقلانی دیگری هم امکان برپایی حکومت اسلامی باشه. حتی امکان جایگزین کردن هم هست اگه روزی راهی مشخص بشه که برتری داشته باشه!

اینکه آیا همه مردم باید معتقد باشن(یعنی مجبورن یا نه) مثل این هست که بگیم چراغ قرمز راه عقلانی اداره‌ی چهارراهه، آیا همه مردم باید به این مسئله معتقد باشن؟ مسلم هست که نمیشه کسی رو در عقایدش مجبور کرد، ولی این هم مسلم هست که نمیشه چهارراه سیاسی-احتماعی جامعه رو بدون سرپرست گذاشت.

(۲۶/مهر/۹۲ ۲:۰۷)هامون نوشته است: [ -> ]البته حرفتون صحیحه چون اصل بر اتحاده و کسی که دشمن اتحاده ......
اما دشمن ولایت فقیه یا مطلقه فقیه؟
الان این شعار ها جوری شده که انگار فقط شامل مطلقه میشه نه سایر ولایت ها که کوچکترین بخش از این اعتقاد به ولایت، معتقد بودن به مرجع تقلیده
(۲۶/مهر/۹۲ ۲۲:۳۲)هامون نوشته است: [ -> ]میشه محدوده اش رو بگین!
کسی که دشمن اتحاده هم جزئش هست، ولی این فقط یکی از راهکارهای دشمنان و فقط یه نوع از دشمنی‌هاشون هست.
ببینید، دشمن کسیه که میخواد سر به تن طرف مقابلش نباشه.
«دشمن بودن با ولایت فقیه» فرقی نداره با «دشمن بودن با ولایت مطلقه فقیه و شیعه و سنی و اهل کتاب و اهل بشر».
یه حرکت خصمانه است، یه اختلاف نظر نیست که برای اصلاح و رشد و تعالی ابراز بشه!
یه آرزوی محنت هست که ابراز میشه، و فرقی نداره در مورد کدوم یک از نوع بشر ابراز بشه:

تو کز محنت دیگران بی‌غمی
نشاید که نامت نهند آدمی

(۲۶/مهر/۹۲ ۲:۰۷)هامون نوشته است: [ -> ]اگه میشه به تاریخ استناد کنین
من وقتی میگم چرا حرکتی صوت نگرفته یاد مرحوم میرزای شیرازی میوفتم با اینهمه قدرت و نفوذ کلام .....
و همینطور تا قبل از انقلاب مرحوم آیت الله بروجرودی و مرحوم آیت الله خویی
یه بخش از جواب اینه که چرا خداوند اول اسلام رو نفرستاد؟
یه بخش دیگه اینه که اینها هرکدومشون یه قدم مسئله رو به جلو بردند، حالا یکیشون قدمشون بزرگتر هست، یکیشون کوچکتر، یکی نمودش بیشتره، یکی کمتر، و بعضاً بعداً معلوم میشه قدمشون چقدر تأثیر داشته.

مثلاً سید حمال الدین اسد آبادی هم رفت تا یه انقلاب راه بندازه توی کشورهای اسلامی، ولی آخر عمرش حسرت خورد که چرا وقتش رو با اون به‌اصطلاح روشنفکرانی که قبلاً فکرشون آلوده شده تلف کرده، بجای اینکه روی توده‌های مستعد مردم کار کنه.

این کاری بود که امام خمینی کرد. موفقیت امام هم این موفقیتی که در عالم خارج می‌بینیم نیست، بلکه اگه در راه حق شهید میشدن هم صد در صد موفق شده بودن. اگه در این راه تا آخر عمر میرفتن و در عالم خارج موفقیتی نمی‌داشتن هم باز موفق شده بودن. سیدجمال و میرزای شیرازی و مدرس و نواب صفوی و ... هم هر کدوم شیوه‌شون فرق داشت، از این جهت یه بررسی تاریخی-سیاسی لازمه تا ببینیم علت موفقیت یا عدم موفقیتشون در برپایی حکومت اسلامی چی بوده، ولی همشون در راه حق موفق شدن.

شاید حتی بشه حدس زد تجربه‌ی سید جمال و بقیه هم در نوع تصمیم‌گیری‌های منطقی امام مؤثر بوده باشه.

(۲۶/مهر/۹۲ ۲:۰۷)هامون نوشته است: [ -> ]اگه این ولی فقیه از حدود خودش فراتر رفت تکلیف چی میشه؟
(۲۶/مهر/۹۲ ۲۲:۳۲)هامون نوشته است: [ -> ]
هرچند اثبات خرد جمعی رو به پسرخاله (یا پسر عمه یا....) داروین نسبت میدن،اما من بهش معتقدم
والبته اینکه ولی فقیه معصوم نیست
البته هیچ‌کدوم از این گفته‌ها نمیگه ولی فقیه معصوم هست، چه آنکه التزامی هم برای معصوم بودن ولی فقیه ایجاد نمیکنه.
لطفاً بعد از نقل قول آخر آقای 110 در این ارسال رو بخونید.

(۲۶/مهر/۹۲ ۲:۰۷)هامون نوشته است: [ -> ]در اون سایت ادله نظریه انتصاب رو بررسی کرده نه ادله لبیه مورد نظر من...
خب نظریه‌ی انتصاب هم داره براساس دلایل عقلی نظر میده دیگه! میشه همون ادله‌ی لبّیّه.

(۲۷/مهر/۹۲ ۱۲:۳۸)110 نوشته است: [ -> ]اولا اون سوالی که من در تایپیک دیگری کردم هیچ ارتباطی با این نداره.
نه، ولی اینکه «عقلاً و منطقاً ولایت نمیتونه محدود به یه زمان خاص باشه» در اونجا هم بیان شده بود.
البته جواب این سؤال بود:
(۲۶/مهر/۹۲ ۰:۳۵)110 نوشته است: [ -> ]آیا ولایت فقیه همیشه باید وجود داشته باشه؟
نه جواب این سؤال:
(۲۶/مهر/۹۲ ۰:۳۵)110 نوشته است: [ -> ]یعنی فرض کنید یک زمانی کسی واجد شرابط ولایت فقیه وجود نداشته باشه اون موقع تکلیف چیه؟

(۲۷/مهر/۹۲ ۱۲:۳۸)110 نوشته است: [ -> ]ثانیا جوابی که جناب تلمیخا دادن دلیل مستند و منطقی نیست، غیب گوییه!
سوره بقره، آیه 38: قُلْنَا اهْبِطُواْ مِنْهَا جَمِيعاً فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُم مِّنِّي هُدًى فَمَن تَبِعَ هُدَايَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ
گفتيم: همه از بهشت فرو شويد، پس اگر از جانب من راهنمايی برايتان آمد، بر آنها که از راهنمايی من پيروی کنند بيمی نخواهد بود و اندوهناک نمی‌شوند.

براساس آیات قرآن، خداوند برای بشر هدایت خواهد فرستاد، و در غیر این صورت مسلماً کسی رو مکلف به پیروی از هدایتی که بهش نرسیده نخواهد کرد.
حالا:
اگه ولی و زعیم برای هدایت شدن لازمه، پس همیشه حداقل یه آدم مناسب براش وجود خواهد داشت!
اگه ولی و زعیم برای هدایت شدن لازم نیست، پس باز هم جای نگرانی از نبود فرد مناسبش نیست!

البته این هم در جای خودش صد در صد قابل اثباته که اولی‌الامر برای هدایت جامعه‌ی اسلامی لازمه.

(۲۷/مهر/۹۲ ۱۲:۳۸)110 نوشته است: [ -> ]ثالثا گفتم طفره نرید خواهش می کنم! فرض کنید یک کاربر جدید اومده و این سوال رو پرسیده. چه جوابی بهش می دید!
استدعا دارم، طفره کدومه؟!
قدیم و جدید نداره!
تمام جوابهایی که داده میشه برای تمام مردمی هست که ممکنه حتی عضو هم نباشن.
(۲۷/مهر/۹۲ ۱۲:۴۷)درست پسند نوشته است: [ -> ]اگه ولی و زعیم برای هدایت شدن لازمه، پس همیشه حداقل یه آدم مناسب براش وجود خواهد داشت!
اگه ولی و زعیم برای هدایت شدن لازم نیست، پس باز هم جای نگرانی از نبود فرد مناسبش نیست!
اشکال نداره

شما یا نمی خوای متوجه بشی منظور من چیه که لازم نیست دوباره توضیح بدم!
یا واقعا منظور من رو متوجه نمی شه که باز هم لزومی نداره من مجددا توضیح بدم!


اگر کس دیگری تو این تایپیک گذرش می افته لطفا بدون مغالطه و فرافکنی و ربط دادن دوچیز نامربوط، سوال بنده رو جواب بده!

نقل قول:آیا ولایت فقیه همیشه باید وجود داشته باشه؟
یعنی فرض کنید یک زمانی کسی واجد شرابط ولایت فقیه وجود نداشته باشه اون موقع تکلیف چیه؟
دین را امام صادق ها بدون این اصطلاحات معرفی کردند!!!!
چه دین واضح و ساده و جامعی!
عزیزان این بحث ها هیچ فایده ای ندارد چون با استفاده از اصول متناقضات و بدون وجود این اصول غیر اصولی! در متن دین و عقل است
حرفی دگر ندارم
نقل قول:دین را امام صادق ها بدون این اصطلاحات معرفی کردند!!!!
چه دین واضح و ساده و جامعی!
عزیزان این بحث ها هیچ فایده ای ندارد چون با استفاده از اصول متناقضات و بدون وجود این اصول غیر اصولی! در متن دین و عقل است
حرفی دگر ندارم


نقل قول:آیا ولایت فقیه همیشه باید وجود داشته باشه؟
یعنی فرض کنید یک زمانی کسی واجد شرابط ولایت فقیه وجود نداشته باشه اون موقع تکلیف چیه؟


ولایت امام معصوم (علیه السلام) که باید باشد . شکی نیست . و ابات و روایات فراوانی برای اثباتش داریم

وقتی امام (علیه السلام) غایب هستند همون دلایل در مورد نایب عام امام (علیه السلام) صادقه که علما در موردش بحث کردند و دلایل شرعی اوردند .
بنده راستش وقت نداشتم بحث رو پی بگیرم اما شاید این تاپیک هر چند کامل نیست کمک کنه . البته قانون رو از شرع جدا زده بودم که متاسفانه ادغامش کردند

http://forum.bidari-andishe.ir/thread-5362.html
(۲۶/مهر/۹۲ ۲۲:۳۲)هامون نوشته است: [ -> ]
فکر کنم منظورتون این آیه شریفه است< انّ الله لا يُغيِّرُ ما بقوم حتّي يغيّرو ما بانفسهم >اما انقلاب ما هم مصداق این آیه است؟هر تغییر حکومتی به این معناست؟
بله. بله.
همین چندین سال پس از جنگ، که عده‌ای از مردم از اسلام‌گرایی، چه در فرهنگ، چه در سیاست، چه در اقتصاد، دارن عقب‌نشینی میکنن، این خود مردم هستن که دارن سرنوشتی مناسب با کارهاشون از خدا طلب میکنن.

(۲۶/مهر/۹۲ ۲۲:۳۲)هامون نوشته است: [ -> ]
آیا اگر کسی شامل این جمهور نبود باید مثلا خلع لباس بشه؟ یا اینکه چون معاند بوده خلع لباس میشه؟
خلع لباس بخاطر دور شدن از شأن لباس هست،
که یکی از مصادیقش عناد و دشمنی هست،
یکی دیگه از مصادیقش انکار مسلمات دینی هست(مثلاً لزوم رهبری مسلمین به دست مسلمین(قضیه‌ی فتنه‌ی 78 و جام زهر و ... هر چند نمیدونم چنین برخوردی با اون افراد که مصداق صحبت هستن شده یا نه))،
مصداقش کسی نیست که اختلاف نظر مصلحانه داشته باشه. البته اختلاف نظر زیاد، از یه جایی به بعد همون انکار مسلمات دینی میشه(مثلاً طرف میگه من کلاً اولی‌الامر رو قبول ندارم، میگن خب شما یه مذهب جدیدی، ما جزء این مذهب تأییدت نمی‌کنیم(خلع لباس)، تشریف ببر مذهب خودت رو دنبال کن!)
(۲۷/مهر/۹۲ ۱۵:۱۵)110 نوشته است: [ -> ]شما یا نمی خوای متوجه بشی منظور من چیه که لازم نیست دوباره توضیح بدم!
یا واقعا منظور من رو متوجه نمی شه که باز هم لزومی نداره من مجددا توضیح بدم!


اگر کس دیگری تو این تایپیک گذرش می افته لطفا بدون مغالطه و فرافکنی و ربط دادن دوچیز نامربوط، سوال بنده رو جواب بده!
اینکه همه میتونن خودشون دنبال جواب بگردن(با فکر یا با گشتن توی منابع) یه امر بدیهی هست، اما ما با این کاری نداریم و خیلی از سؤالها رو جواب میدیم. ولی وقتی لقمه‌ی حاضر و آماده برای یه نفر آورده میشه، و اون قبل از اینکه روش فکر کنه و بررسی‌اش کنه، با تفکراتی که اون لحظه در مورد موضوع داره می‌سنجه، آدم نمیدونه چی بگه! آخه عجیب اینجاست لقمه‌اش خیلی نیاز به جویدن هم نداره! ساده است!

اگه کسی رد میشد و میتونست ایشون رو به فکر در مورد این مسئله واداره، این کار رو بکنه.
(۲۸/مهر/۹۲ ۱۸:۳۳)درست پسند نوشته است: [ -> ]اینکه همه میتونن خودشون دنبال جواب بگردن(با فکر یا با گشتن توی منابع) یه امر بدیهی هست، اما ما با این کاری نداریم و خیلی از سؤالها رو جواب میدیم. ولی وقتی لقمه‌ی حاضر و آماده برای یه نفر آورده میشه، و اون قبل از اینکه روش فکر کنه و بررسی‌اش کنه، با تفکراتی که اون لحظه در مورد موضوع داره می‌سنجه، آدم نمیدونه چی بگه! آخه عجیب اینجاست لقمه‌اش خیلی نیاز به جویدن هم نداره! ساده است!

اگه کسی رد میشد و میتونست ایشون رو به فکر در مورد این مسئله واداره، این کار رو بکنه.


هدفم از طرح سوال این بود که ببینم شما در مورد این موضوع فکر کردید یا طوطی وار چیزهایی که بهتون گفتند رو تکرار می کنید! وگرنه من در این مورد مدت هاست که به نتیجه رسیدم!
صفحه: 1 2 3 4 5 6
آدرس های مرجع