۱۰/اردیبهشت/۹۰, ۰:۵۳
با سلام خدمت دوستان
نظر به اهمیت جایگاه حضرت زهرا (سلام الله علیها) در باطن عالم و عدم شناخت صحیح ما
از وجود نورانی ایشان در اینجا خلاصه ای از کتاب مقام ليلةالقدري فاطمه نوشته استاد اصغر طاهرزاده
تقدیم دوستان می گردد باشد که افق ذهن ما را نسبت حضرت زهرا(سلام الله علیها) بالاتر برد.
قسمت 1
سلام بر فاطمه(سلام الله علیها)، آن حقيقتي كه قبل از خلقتِ زمينياش، پروردگار او را بر كاري بس عظيم امتحان كرد و آن حقيقتِ نوريية غيبيه به خوبي نسبت به آن امتحان صابر بود و نشان داد از عهدة آن برخواهد آمد، و سلام بر فاطمه زهرايي كه حقيقت نوريهاش شهرة آسمان غيب است و هركس به آن حقيقت نوري توسل جويد، به گوهر گرانمايهاي دست يافته است.
رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: نور فاطمه(سلام الله علیها) پيش از خلقت زمين و آسمان آفريده شده است. بعضي از حاضران پرسيدند: مگر او بشر نيست؟ حضرت فرمودند: فاطمه(سلام الله علیها) حوريهاي بشرگونه است. حاضران سؤال كردند: چگونه؟ حضرت فرمودند: خداوند - عزّ و جلّ- پيش از آنكه آدم را بيافريند، او را از نور خود آفريد، آن هنگام كه ارواح بودند. سؤال كردند: فاطمه در آن هنگام كجا بود؟ فرمودند: در حُقّه و جايگاهي در زير ساقة عرش، و در جواب اينكه سؤال كردند: غذاي او چه بود؟ فرمودند: غذاي او «تسبيح» و «تقديس» و «تهليل، يعني لاالهالاالله» و «حمد و ثناي الهي» بود.
اين روايت خبر از شدّت درجة وجودي آن حضرت ميدهد و از آنجا كه هر چه درجة وجودي و تجرّد موجودي بيشتر باشد، شدت حضور او در عالم بيشتر است، نتيجه ميگيريم كه حضور حضرت زهراء(سلام الله علیها) در عالم شديدتر از حضور ملائكه است. به عنوان مثال؛ نفس انسان درجة وجودي و تجرّدش از جسم انسان بالاتر است و بر تمام جسم احاطه دارد و در جسم حضور همه جانبه دارد و همة اينها به جهت تجرّد نفس است،
حالا خداوند كه مجرّد مطلق است، حضور مطلق است و لذا از خود انسان در نزد انسان براي انسان حاضرتر است و قرآن هم در اين رابطه ميفرمايد:«اِنَّ اللهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمرءِ وَ قَلْبِهِ»؛ يعني خداوند بين خود انسان و قلب اوست، و اين به معني نزديكي خدا است به انسان، حتّي نزديكتر از خود انسان به خودش. حالا در نظر بگيريد وقتي حضرت زهرا(سلام الله علیها) در چنين درجة وجودي هستند كه از همة ملائكه بالاترند، چه نحوه حضور و تأثير و احاطهاي بر آسمانها و زمين دارند.
فاطمه(سلام الله علیها) و اتّصال دائمي به بهشت
ملاحظه ميكنيد كه چون پيامبراكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اين مطلب را فرمودند، اصحاب سؤال كردند: اي پيامبر! آيا او از جنس بشر نيست؟ چون اصحاب متوجّه بودند كه اگر موجودي فوق زمين و آسمان باشد، بايد در مرتبه ملائكه باشد، زيرا لازمه وجود بشر، وجود قبلي زمين و آسمان است، در حالي كه حضرت فرمودند: قبل از خلقت آسمانها و زمين، نور فاطمه(سلام الله علیها) خلق شده است.
پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هم در جواب نفرمودند شما اشتباه ميكنيد، بلكه سؤال آنها را با طرح يك نكته دقيق جواب دادند و فرمودند: «فاطِمَه حَوْراءُ الْإِنْسِيَّه»؛ يعني فاطمه يك جنبه حورايي و بهشتي و يك جنبه انساني و زميني دارد. يك وقت شما در اثر عبادت و معارف الهي، جنبهاي از وجود خود را در حدّي متعالي ميكنيد كه پس از جدايي از بدن به سوي بهشت سير ميكنيد و در بهشت جاي ميگيريد، يعني مقام شما از ابتدا بهشت نبود، بلكه به كمك شريعت الهي، نَفْسِ خود را بهشتي كرديد،
ولي طبق اين روايت، فاطمه(سلام الله علیها) وجهي دارد كه آن وجه از سنخ بهشت است و در عين داشتن آن وجه، در زمين زندگي ميكند و لذا همواره حالات اتّصال به بهشت در او هست، اين وجه را وجه حورايي حضرت زهرا(سلام الله علیها) ميگويند و انسانها با دقّت در حركات و سكنات و سخنان فاطمه(سلام الله علیها) ميتوانند با بهشت ارتباط پيدا كنند. او مثل مَلك است كه ظهور بشري و بروز انساني پيدا كرده است.
پس فاطمه(سلام الله علیها) وسعتش از آسمان تا زمين و از زمين تا آسمان است. پيامبر خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) خيلي عالي مخاطبان خود را روشن كردند و گفتند آري؛ او يك جنبه آسماني دارد كه اين جنبه تا زمين آمده است. وقتي ما متوجّه وجود چنين موجودي شديم، خواهيم فهميد كه همه ائمه معصومين(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مقامشان همين مقام است، يعني آنها انسانهايياند همراه با تجلّي يك حقيقت غيبي. ائمه در وجه انساني خود همه اقتضائات زندگي زميني را دارند، منتها عظمت آنها در اين است كه در عين زميني بودن، ارتباط خود را با حقيقت غيبي خود محفوظ داشتهاند.
اصحاب حضرت در ادامه، سؤال خوبي را مطرح نمودند كه اي پيامبر خدا! چگونه او حوريهاي بشرگونه است؟ يعني او چه جايگاهي در مراتب هستي دارد و از چه خلق شده است؟ حضرت رسولالله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: «خَلَقَهَااللهُ- عَزّ وَجَلّ- مِنْ نُورِهِ قَبْلَ اَنْ يَخْلُقَ آدَم، اِذْ كانَتِ الْاَرْواح»؛ يعني خداوند او را از نور خود خلق كرد، قبل از آنكه آدم را خلق كند، آن هنگام ارواح بودند و هنوز زمين و آسمان به وجود نيامده بود.
اين فراز از روايت سرّ بزرگي را گوشزد ميكند، چون اوّلاً؛ بحث خلقت نوري حضرت زهرا(سلام الله علیها) را توسط حضرت حق متذكّر ميشود، ثانياً؛ تقدّم خلقت آن حضرت را نسبت به آدم ابوالبشر(علیه السلام) مطرح ميكند و عرض شد كه اين تقدّم، تقدّم بالشّرف است و حاكي از تقرّب بيشتر وجودي حضرت زهراء(سلام الله علیها) ميباشد.
قلب فاطمه(سلام الله علیها) محل تجلي اسماء اعظم الهي
سؤالكننندگان -كه رحمت خدا بر آنان باد- باز سؤال ميكنند: اي رسول خدا! غذايش چه بود؟ حضرت فرمودند: غذاي آن وجه نوري حضرت زهرا ا(سلام الله علیها) عبارت بود از «تسبيح» و «تنزيه» و «تقديس» و «تهليل».
اين فراز اسرار فوقالعادهاي از معارف عالم اعلاء را در اختيار ما ميگذارد. «تسبيح» يعني نظر به مقام سبحان الهي حضرت «الله» و چنانچه قلب محلّ تجلي اين اسم گشت، قلب از حضرت الله با جلوه سبحان الهي او برخوردار ميشود، و «تقديس» يعني نظر به مقام قدوسي حضرت «الله» و قلب از طريق انوار او با جلوه طهارت مطلق، از هر گونه محدوديت نفساني آزاد ميشود،
و «تهليل» يعني مقام يگانگي و «لاالهالاّالله»ي حضرت «الله» و نظر به مقام وحداني حق و با پذيرش تجلّي حضرت الله در حالت «تهليل» دل از هر گونه تعلّق به محدوديتها آزاد ميگردد و با آزاد شدن از تعلّقات محدود با انوار الهي يگانه ميگردد، و «تحميد» يعني نظر به جمال و كمال حق و توجّه به همه خوبيهايي كه در حضرت الله به نحو جامعيت هست و از انوار وجودي آن وجودِ پرجمال و كمال بهرهگرفتن، و هزاران نكته ظريف در مقام «تسبيح و تقديس و تهليل و تحميد» هست كه در جاي خود بايد مورد بحث قرار داد.
با توجّه به اين روايات كه عرض شد، مطمئن باشيد اگر وارد عالَم فاطمي شديد، ديگر آن شخص قبلي نيستيد و از طريق آن حضرت دريچههايي خاص از لطف الهي و بصيرت ربّاني به سوي شما باز ميشود كه آن را در هيچ مسير ديگري نخواهيد يافت.
آيتاللهبهاءالديني«رحمهاللهعليه» فرموده بودند: «مادرمان فاطمه(سلام الله علیها) فوقالعاده است»
همان طور كه با اتّصال به نور پيامبرخدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) يا نور ولايت ائمه(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وارد عالَم خاصّي از معنويت ميشويد و عملاً به ابعادي از بهشت متّصل ميگرديد، بايد نسبت به اتّصال به نور فاطمه(سلام الله علیها) نيز تلاش نمود.
تدبّر در كلمات و حركات آن حضرت و همراهي با حزن خاصّي كه داشتند، موجب ارتباط با حضرت يعني ارتباط با ثلث وجه الهي و اتّصال به اصل بهشت است.
به عنوان نمونه، نَفْسِ غم فاطمه(سلام الله علیها) در مورد حذف حاكميت علي(علیه السلام) و خطبه عالمانه آن حضرت در مسجد مدينه، چه بصيرتها و هدايتها براي انسان ايجاد مي نمايد و چه زيبا سير تاريخ را تحليل ميكند و در اين تحليل معني حاكميت جور، به خوبي روشن ميشود
اين ارتباط يك ارتباط خاصّي است و آداب خاصّ خود را دارد. درست است كه وجود مقدس پيامبرخدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و ائمه هدي(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) سراسر راز است، ولي حقيقت وجود مقدس فاطمه(سلام الله علیها) راز پوشيده به راز است و اين است كه بسياري از شيعيان، محمّدي و علوي و حسيني شدهاند ولي هنوز فاطمي نشدهاند.
فهميدن و توجّه به اين نكته كه امامت يك حقيقت است و در هر زماني، امام معصومي در صحنه است، اعتقاد ذيقيمتي است و بحمدالله شيعه مفتخر به چنين شعوري است، ولي توجّه به حقيقت نوري زهراي اطهر(سلام الله علیها) آنچنان قيمتي است كه آن را به راحتي در اختيار همه شيعيان قرار ندادهاند، بايد روحانيتِ خاصي در انسان حاصل شود تا آماده فيض چنين اعتقادي گردد، شايد از طريق آشنا شدن با رواياتِ بيشتر در اين مورد و تدبّر در آنها، موضوع آرامآرام برايمان حل شود.
انشاءا.. ادامه دارد
نظر به اهمیت جایگاه حضرت زهرا (سلام الله علیها) در باطن عالم و عدم شناخت صحیح ما
از وجود نورانی ایشان در اینجا خلاصه ای از کتاب مقام ليلةالقدري فاطمه نوشته استاد اصغر طاهرزاده
تقدیم دوستان می گردد باشد که افق ذهن ما را نسبت حضرت زهرا(سلام الله علیها) بالاتر برد.
قسمت 1
بسماللهالرحمنالرحيم
﴿اَلّلهُمَّ اِنّي اَسْئَلُكَ وَ اَتَوَجَّهُ اِلَيْكَ بِفاطِمَةَ بِنْتَ رَسُولِالله﴾
﴿يا فاطِمَةَالزَّهْراء، يا بِنْتَ مُحَمَّد، يا قُرَّةَ عَيْنِ الرَّسُول، يا سَيِّدَتَنا وَ مَوْلاتَنا﴾
﴿اِنّا تَوَجَّهْنا وَ اسْتَشْفَعْنا وَ تَوَسَّلْنا بِكِ اِلَي اللهِ وَ قَدَّمْناكِ بَيْنَ يَدَيْ حاجاتِنا﴾
﴿يا وَجيهَةً عِنْداللهِ اِشْفَعي لَنا عِنْدَالله﴾
﴿اَلّلهُمَّ اِنّي اَسْئَلُكَ وَ اَتَوَجَّهُ اِلَيْكَ بِفاطِمَةَ بِنْتَ رَسُولِالله﴾
﴿يا فاطِمَةَالزَّهْراء، يا بِنْتَ مُحَمَّد، يا قُرَّةَ عَيْنِ الرَّسُول، يا سَيِّدَتَنا وَ مَوْلاتَنا﴾
﴿اِنّا تَوَجَّهْنا وَ اسْتَشْفَعْنا وَ تَوَسَّلْنا بِكِ اِلَي اللهِ وَ قَدَّمْناكِ بَيْنَ يَدَيْ حاجاتِنا﴾
﴿يا وَجيهَةً عِنْداللهِ اِشْفَعي لَنا عِنْدَالله﴾
سلام بر فاطمه(سلام الله علیها)، آن حقيقتي كه قبل از خلقتِ زمينياش، پروردگار او را بر كاري بس عظيم امتحان كرد و آن حقيقتِ نوريية غيبيه به خوبي نسبت به آن امتحان صابر بود و نشان داد از عهدة آن برخواهد آمد، و سلام بر فاطمه زهرايي كه حقيقت نوريهاش شهرة آسمان غيب است و هركس به آن حقيقت نوري توسل جويد، به گوهر گرانمايهاي دست يافته است.
رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: نور فاطمه(سلام الله علیها) پيش از خلقت زمين و آسمان آفريده شده است. بعضي از حاضران پرسيدند: مگر او بشر نيست؟ حضرت فرمودند: فاطمه(سلام الله علیها) حوريهاي بشرگونه است. حاضران سؤال كردند: چگونه؟ حضرت فرمودند: خداوند - عزّ و جلّ- پيش از آنكه آدم را بيافريند، او را از نور خود آفريد، آن هنگام كه ارواح بودند. سؤال كردند: فاطمه در آن هنگام كجا بود؟ فرمودند: در حُقّه و جايگاهي در زير ساقة عرش، و در جواب اينكه سؤال كردند: غذاي او چه بود؟ فرمودند: غذاي او «تسبيح» و «تقديس» و «تهليل، يعني لاالهالاالله» و «حمد و ثناي الهي» بود.
اين روايت خبر از شدّت درجة وجودي آن حضرت ميدهد و از آنجا كه هر چه درجة وجودي و تجرّد موجودي بيشتر باشد، شدت حضور او در عالم بيشتر است، نتيجه ميگيريم كه حضور حضرت زهراء(سلام الله علیها) در عالم شديدتر از حضور ملائكه است. به عنوان مثال؛ نفس انسان درجة وجودي و تجرّدش از جسم انسان بالاتر است و بر تمام جسم احاطه دارد و در جسم حضور همه جانبه دارد و همة اينها به جهت تجرّد نفس است،
حالا خداوند كه مجرّد مطلق است، حضور مطلق است و لذا از خود انسان در نزد انسان براي انسان حاضرتر است و قرآن هم در اين رابطه ميفرمايد:«اِنَّ اللهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمرءِ وَ قَلْبِهِ»؛ يعني خداوند بين خود انسان و قلب اوست، و اين به معني نزديكي خدا است به انسان، حتّي نزديكتر از خود انسان به خودش. حالا در نظر بگيريد وقتي حضرت زهرا(سلام الله علیها) در چنين درجة وجودي هستند كه از همة ملائكه بالاترند، چه نحوه حضور و تأثير و احاطهاي بر آسمانها و زمين دارند.
فاطمه(سلام الله علیها) و اتّصال دائمي به بهشت
ملاحظه ميكنيد كه چون پيامبراكرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اين مطلب را فرمودند، اصحاب سؤال كردند: اي پيامبر! آيا او از جنس بشر نيست؟ چون اصحاب متوجّه بودند كه اگر موجودي فوق زمين و آسمان باشد، بايد در مرتبه ملائكه باشد، زيرا لازمه وجود بشر، وجود قبلي زمين و آسمان است، در حالي كه حضرت فرمودند: قبل از خلقت آسمانها و زمين، نور فاطمه(سلام الله علیها) خلق شده است.
پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هم در جواب نفرمودند شما اشتباه ميكنيد، بلكه سؤال آنها را با طرح يك نكته دقيق جواب دادند و فرمودند: «فاطِمَه حَوْراءُ الْإِنْسِيَّه»؛ يعني فاطمه يك جنبه حورايي و بهشتي و يك جنبه انساني و زميني دارد. يك وقت شما در اثر عبادت و معارف الهي، جنبهاي از وجود خود را در حدّي متعالي ميكنيد كه پس از جدايي از بدن به سوي بهشت سير ميكنيد و در بهشت جاي ميگيريد، يعني مقام شما از ابتدا بهشت نبود، بلكه به كمك شريعت الهي، نَفْسِ خود را بهشتي كرديد،
ولي طبق اين روايت، فاطمه(سلام الله علیها) وجهي دارد كه آن وجه از سنخ بهشت است و در عين داشتن آن وجه، در زمين زندگي ميكند و لذا همواره حالات اتّصال به بهشت در او هست، اين وجه را وجه حورايي حضرت زهرا(سلام الله علیها) ميگويند و انسانها با دقّت در حركات و سكنات و سخنان فاطمه(سلام الله علیها) ميتوانند با بهشت ارتباط پيدا كنند. او مثل مَلك است كه ظهور بشري و بروز انساني پيدا كرده است.
پس فاطمه(سلام الله علیها) وسعتش از آسمان تا زمين و از زمين تا آسمان است. پيامبر خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) خيلي عالي مخاطبان خود را روشن كردند و گفتند آري؛ او يك جنبه آسماني دارد كه اين جنبه تا زمين آمده است. وقتي ما متوجّه وجود چنين موجودي شديم، خواهيم فهميد كه همه ائمه معصومين(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مقامشان همين مقام است، يعني آنها انسانهايياند همراه با تجلّي يك حقيقت غيبي. ائمه در وجه انساني خود همه اقتضائات زندگي زميني را دارند، منتها عظمت آنها در اين است كه در عين زميني بودن، ارتباط خود را با حقيقت غيبي خود محفوظ داشتهاند.
اصحاب حضرت در ادامه، سؤال خوبي را مطرح نمودند كه اي پيامبر خدا! چگونه او حوريهاي بشرگونه است؟ يعني او چه جايگاهي در مراتب هستي دارد و از چه خلق شده است؟ حضرت رسولالله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: «خَلَقَهَااللهُ- عَزّ وَجَلّ- مِنْ نُورِهِ قَبْلَ اَنْ يَخْلُقَ آدَم، اِذْ كانَتِ الْاَرْواح»؛ يعني خداوند او را از نور خود خلق كرد، قبل از آنكه آدم را خلق كند، آن هنگام ارواح بودند و هنوز زمين و آسمان به وجود نيامده بود.
اين فراز از روايت سرّ بزرگي را گوشزد ميكند، چون اوّلاً؛ بحث خلقت نوري حضرت زهرا(سلام الله علیها) را توسط حضرت حق متذكّر ميشود، ثانياً؛ تقدّم خلقت آن حضرت را نسبت به آدم ابوالبشر(علیه السلام) مطرح ميكند و عرض شد كه اين تقدّم، تقدّم بالشّرف است و حاكي از تقرّب بيشتر وجودي حضرت زهراء(سلام الله علیها) ميباشد.
قلب فاطمه(سلام الله علیها) محل تجلي اسماء اعظم الهي
سؤالكننندگان -كه رحمت خدا بر آنان باد- باز سؤال ميكنند: اي رسول خدا! غذايش چه بود؟ حضرت فرمودند: غذاي آن وجه نوري حضرت زهرا ا(سلام الله علیها) عبارت بود از «تسبيح» و «تنزيه» و «تقديس» و «تهليل».
اين فراز اسرار فوقالعادهاي از معارف عالم اعلاء را در اختيار ما ميگذارد. «تسبيح» يعني نظر به مقام سبحان الهي حضرت «الله» و چنانچه قلب محلّ تجلي اين اسم گشت، قلب از حضرت الله با جلوه سبحان الهي او برخوردار ميشود، و «تقديس» يعني نظر به مقام قدوسي حضرت «الله» و قلب از طريق انوار او با جلوه طهارت مطلق، از هر گونه محدوديت نفساني آزاد ميشود،
و «تهليل» يعني مقام يگانگي و «لاالهالاّالله»ي حضرت «الله» و نظر به مقام وحداني حق و با پذيرش تجلّي حضرت الله در حالت «تهليل» دل از هر گونه تعلّق به محدوديتها آزاد ميگردد و با آزاد شدن از تعلّقات محدود با انوار الهي يگانه ميگردد، و «تحميد» يعني نظر به جمال و كمال حق و توجّه به همه خوبيهايي كه در حضرت الله به نحو جامعيت هست و از انوار وجودي آن وجودِ پرجمال و كمال بهرهگرفتن، و هزاران نكته ظريف در مقام «تسبيح و تقديس و تهليل و تحميد» هست كه در جاي خود بايد مورد بحث قرار داد.
با توجّه به اين روايات كه عرض شد، مطمئن باشيد اگر وارد عالَم فاطمي شديد، ديگر آن شخص قبلي نيستيد و از طريق آن حضرت دريچههايي خاص از لطف الهي و بصيرت ربّاني به سوي شما باز ميشود كه آن را در هيچ مسير ديگري نخواهيد يافت.
آيتاللهبهاءالديني«رحمهاللهعليه» فرموده بودند: «مادرمان فاطمه(سلام الله علیها) فوقالعاده است»
همان طور كه با اتّصال به نور پيامبرخدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) يا نور ولايت ائمه(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وارد عالَم خاصّي از معنويت ميشويد و عملاً به ابعادي از بهشت متّصل ميگرديد، بايد نسبت به اتّصال به نور فاطمه(سلام الله علیها) نيز تلاش نمود.
تدبّر در كلمات و حركات آن حضرت و همراهي با حزن خاصّي كه داشتند، موجب ارتباط با حضرت يعني ارتباط با ثلث وجه الهي و اتّصال به اصل بهشت است.
به عنوان نمونه، نَفْسِ غم فاطمه(سلام الله علیها) در مورد حذف حاكميت علي(علیه السلام) و خطبه عالمانه آن حضرت در مسجد مدينه، چه بصيرتها و هدايتها براي انسان ايجاد مي نمايد و چه زيبا سير تاريخ را تحليل ميكند و در اين تحليل معني حاكميت جور، به خوبي روشن ميشود
اين ارتباط يك ارتباط خاصّي است و آداب خاصّ خود را دارد. درست است كه وجود مقدس پيامبرخدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و ائمه هدي(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) سراسر راز است، ولي حقيقت وجود مقدس فاطمه(سلام الله علیها) راز پوشيده به راز است و اين است كه بسياري از شيعيان، محمّدي و علوي و حسيني شدهاند ولي هنوز فاطمي نشدهاند.
فهميدن و توجّه به اين نكته كه امامت يك حقيقت است و در هر زماني، امام معصومي در صحنه است، اعتقاد ذيقيمتي است و بحمدالله شيعه مفتخر به چنين شعوري است، ولي توجّه به حقيقت نوري زهراي اطهر(سلام الله علیها) آنچنان قيمتي است كه آن را به راحتي در اختيار همه شيعيان قرار ندادهاند، بايد روحانيتِ خاصي در انسان حاصل شود تا آماده فيض چنين اعتقادي گردد، شايد از طريق آشنا شدن با رواياتِ بيشتر در اين مورد و تدبّر در آنها، موضوع آرامآرام برايمان حل شود.
انشاءا.. ادامه دارد