تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: """"""""|جدايي زير يك سقف!!|""""""""""
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3


[تصویر: 635034294281997210.jpg]
*طلاق عاطفي و آثار مخرب آن بر فرزندان*

در طلاق قانوني،همه اعضاي خانواده تکليف خود را روشن دانسته و دچار استيصال کمتري هستند؛در حالي که اين گمگشتگي در طلاق عاطفي ادامه دار مي‌شود.

البته آسيب هاي وارده به کودکان بستگي به شرايط سني و شرايط شخصيتي فرزندان دارد.به عنوان مثال،اين امکان وجود دارد که براثر اختلافات شديد والدين و بي اعتنايي آنان به هم، کودکي که خوراک خوبي داشته،عادات غذايي اش تغيير کرده و دچار کم اشتهايي شود و در فرزندان بزرگتر،اختلالات باعث ايجاد احساس گناه در فرزند مي‌شود و آنان خود را مسئول اين اختلافات مي دانند.در نتيجه خشم و رنجش خود را بر روي خواهر و يا برادر خود تخليه مي‌کنند.

اين تنش ها در نوجوانان مي‌تواند منجر به پناه بردن آنها به تماس هاي تلفني طولاني با دوستان و چت کردن و وب گردي هاي افراطي شود.در اين شرايط غفلت والدين ممکن است باعث شود که فرزند هرکاري که دوست دارد،انجام دهد.

افزايش ضعف درسي بچه ها،به علت از دست دادن تمرکز از ساده ترين اثرات مخرب اين اختلافات است؛به نحوه ي که کم کم و به مرور زمان امکان رسيدگي به ضعف هاي درسي ايشان وجود نخواهد داشت.

البته لازم به ذکر است؛تاثير اختلافات و طلاق عاطفي بر شخصيت و رفتارهاي دختران و پسران متفاوت است و شايد بتوان گفت که اثر منفي اين مسئله بر پسرها شديدتر از دختران است.

پسرها بيشتر با رفتارهاي بيروني وکنترل نشده پرخاشگري،رفتار منفي،قشقرق و ... واکنش نشان مي‌دهند؛در حالي که دختران بيشتر دچار اختلالات دروني،اضطراب و استرس مي‌گردند.


5دلیل اصلی زندگی بعد از طلاق عاطفی !!!




[تصویر: j134.jpg]



چرا این زوجها در کنار هم می مانند ؟ زوج هایی که دچار مشکلات شده اند، ممکن است تا مدت ها به زندگی مشترک ادامه دهند و «طلاق عاطفی» را تجربه کنند. از جمله علل این ماندگاری این موارد هستند :


1 - ترس از نگاه دیگران
یكی از علت‌های مهمی كه در جامعه ما باعث می‌شود طلاق بعد از چند سال زندگی رخ ‌دهد ترس از نگاه دیگران است.

سوال‌هایی كه برای زن ‌و مرد پیش می‌آید این است: « خانواده‌ام چه می‌گوید ؟ دیگران چه می‌گویند ؟ این انتخاب من بود و هیچ‌كس در آن دخالتی نداشته و باید تحمل كنم. » گاهی هم والدین راه را برای برگشت فرزندان می‌بندند و آنقدر در زندگی می‌مانند تا اینكه كاملا به پایان خط برسند.

2 - امكانات مالی
این موضوع در خانم‌هایی كه استقلال مالی ندارند و از جانب خانواده تحت‌حمایت قرار نمی‌گیرند بیشتر دیده می‌شود. بعضی از آنها نمی‌توانند از همسرشان جدا شوند چون جایی برای ماندن ندارند و در بعضی مردان هم مهریه‌های بالا دلیل ماندگاری در زندگی زناشویی است.

3 - آستانه تحمل
انسان‌ها آستانه مقاومت متفاوتی دارند. ممكن است زن و مردی با 500 مشاجره و زن و مردی دیگر با 5 هزار مشاجره به بن‌بست برسند. تکرار مشكل‌های رفتاری و تنش و فشارهای روانی به طور مداوم از آستانه مقاومت آنها می‌كاهد و به تدریج به مرحله‌ای می‌رسند كه احساس فرسودگی و اطمینان حاصل می‌كنند كه ادامه زندگی محال است.




4-نقش‌های اجتماعی
بعضی افراد تحصیل‌ كرده، مذهبی و سیاسی با سمت‌های مهم و مشكل‌های زناشویی غیرقابل حل ترجیح می‌دهند طلاق زیر یك سقف را تجربه كنند


مثلا یك استاد دانشگاه رشته روان‌شناسی كه به مردم در مشكلاتشان كمك می‌كند از تفاوت‌های خود و همسرش چشم‌‌پوشی می‌كند و با مدارا زندگی را ادامه می‌دهد زیرا با طلاق جایگاهش در میان عموم و جامعه تزلزل می‌یابد. این گروه از افراد سعی می‌كنند شیوه سازگاری را در پیش گیرند


[تصویر: images?q=tbn:ANd9GcSTGhA93Jjpm7A54UbZpZV...kzu2zMO3Ru]


5-وجود فرزند
کم نیستند والدینی كه ایثار می‌كنند تا فرزندان بزرگ شوند و به اصطلاح از آب و گل درآیند یا برای ادامه زندگی به توصیه دوستان و آشنایان فرزند دیگری می‌آورند.تولد فرزند در این روابط ازهم پاشیده مشكل‌ها را بسیار پیچیده‌تر خواهد كرد
بزرگ‌ شدن فرزندان یا تولد فرزندی دیگر شرط ماندگاری نیست

مهارت هایی به اسم همسرداری


عوامل متعددی در بروز طلاق عاطفی موثر می باشند، حفظ عشق و زندگی پر از نشاط واحساس، نیاز به صرف انرژی، پاکسازی و خانه تکانی مداوم دارد همه افراد اختلاف سلیقه دارند و این اختلاف سلیقه با مهارت گفتگو به راحتی قابل حل است. زوجین باید درهمان اوان زندگی به شناخت کاملی از یکدیگر رسیده و با استفاده از آن شناخت، مهارت گفتگو با یکدیگر را کسب کرده باشند. زمانی که زوجین به مشکلی برمی خورند باید با استفاده از مهارت گفتگو، راه حلی برای مشکل خود پیدا کنند، نه اینکه با قهر کردن، صحبت نکردن و یا رفتارهایی از این دست، روابط میان خود را سرد کنند.

زندگی سرشار از تلاطمات است. خانواده هایی که از بنیان متزلزلی تشکیل شده اند اجازه می دهند مشکلات و مسائل جزئی به بنیان خانواده رخنه کرده و به آسانی به جدل و بحران تبدیل شود. همین تنش ها و درگیری های زیاد، خستگی عاطفه به دنبال می آورد و روابط را سرد می کند. هر یک از افراد، پیش از ازدواج، باید خود را برای بحران ها آمده کنند و با نخستین اشتباه همسرشان آشفته نشوند و به جای شناسایی مقصر، آگاهی خود را بالا ببرند تا با استفاده از این آگاهی ها بتوانند بسیاری از اختلافات شان را از میان بردارند. این تفکر باید درهر یک از زوجین نهادینه شود که زندگی همیشه در آرامش مطلق یا در تلاطم مطلق نخواهد بود بلکه هر دو اینها درکنار هم به زندگی معنا و مفهوم می بخشد.
متاسفانه این نسل فقط تحصیل کرده اند، سپس برای وارد شدن به بازار کار دست و پا زده اند و فرصتی برای کسب مهارت های زندگی نداشته اند. در مقابل برقراری روابط زودگذر را واسطه ای برای آموزش این مهارت ها انتخاب کرده اند.


به دنبال این روابط، ازدواج های احساسی و هیجانی سر می گیرد و عنوان «عشق» تنها عاملی برای پایه گذاری روابط بلند مدت می شود، اما مدت زمان زیادی طول نمی کشد که عشق اولیه فروکش می کند و طرفین متوجه اشتباه خود شده و نسبت به هم سرد می شوند. از سوی دیگر کمرنگ شدن ایمان و اعتقادات مذهبی نیز چاشنی طلاق عاطفی می شود. نداشتن اعتقادات مذهبی و تعهدات از عوامل افزایش آمار روابط خارج از محدوده خانواده هاست که روابط را سرد و طلاق عاطفی را منجر می شود.


عوامل دیگر طلاق عاطفی در زندگی مشترک بی اعتنایی به پیمان زندگی، خودخواهی ها، تنگ نظری ها، بی حوصلگی و بی توجهی به سرنوشت یکدیگر، اختلاف در سلیقه ها، فزون طلبی ها، تنوع جویی ها، عدم رعایت وظایف فرد، تفاوت شخصیتی، ناتوانی در مهارت های زندگی، نداشتن مهارتهای ارتباطی و نبود مهارت گفتگو، شناخت نادرست از جنس مقابل، بود یا نبود بچه، فشارهای خانوادگی، اختلاف در میزان هوش، خواسته ها، سلیقه ها، علاقه ها، دیدگاه ها، ابعاد معنوی، محدودیت های اجتماعی و فرهنگی، مشکلات اقتصادی، ترس و فرار از تنها ماندن، چشم و هم چشمی با دوستان و فامیل، خشونت و عصبانیت، مادیات، تجمل گرایی و تشریفات بیش از حد، خود بزرگ بینی، دو رویی، پنهان کاری، لجاجت و مسائلی از این دست، مسیرزندگی عاشقانه را به زندگی بدون احساس وخالی از مفاهیم اولیه زناشویی تبدیل می کند و درنهایت طلاق عاطفی می آفریند.
ریشه طلاق عاطفی
اختلافات زوج های جوان دلایل متعددی دارد هر چند برای همه اختلاف ها نمی توان عدم آموزش مهارت های زندگی به جوانان را به عنوان مهم ترین دلیل مطرح کرد اما مواردی چون رابطه صحیح کلامی و مهارت های لازم برای سخن گفتن و بیان خواسته ها از همسر از جمله موضوعاتی است که در قالب مهارت های زندگی قرار می گیرند و بیشتر جوانان ما فاقد آن هستند و همین امر تاثیر فراوانی در بروز اختلافات دارد اما بخش عمده ای از اختلاف ها به دلیل انتخاب های نادرست است چون با وجود مد شدن زندگی رمانتیک! در بسیاری مناطق، هنوز هم ازدواج در ایران امری است که در دایره خانواده انجام می شود و نه فرد و نه خانواده او هیچ آموزشی در این باره ندیده اند و همه براساس سلیقه خود در این باره اقدام می کنند.

وابستگی های اقتصادی و اجتماعی زوج به یکدیگر و همچنین داشتن فرزند باعث می شود دو نفر پس از

[تصویر: 23713825422012412929115158140217877421936199.jpg]

آنکه پی می برند برای هم ساخته نشده اند هم امکان خاتمه دادن به آن پیوند زناشویی را نداشته باشند. مثلا زن خانه دار است و با خود فکر می کند که اگر طلاق رسمی بگیرد نمی تواند از نظر اقتصادی مستقل زندگی کند یا می خواهد فرزندش آسیب نبیند، طلاق نمی گیرد اما گاهی هم نگاه بدی که در جامعه نسبت به طلاق وجود دارد و در برخی مناطق آن را عملی قبیح می دانند، طرفین اقدام به طلاق رسمی نمی کنند. شاید فکر کنید حفظ چنین زندگی از هم گسیخته ای خیلی کم خطرتر از تجربه جدایی واقعی است اما حقیقت آن است که طلاق عاطفی می تواند بسیار خطرناک تر از طلاق رسمی باشد. طلاق عاطفی، فشار عاطفی زیادی به زوج وارد می کند . این مشکل افسردگی، اضطراب، پریشانی را در پی دارد و بنیان خانواده را سست می کند و احتمال خیانت به همسر را افزایش می دهد.
[تصویر: 219984253351514992151731081402305785.jpg]
گفتگوی سالم در اختلافات خانوادگی

در تمام زندگی های زن و شوهری اختلافاتی از کوچک تا بزرگ وجود دارد که بعضی از این اختلافات هر چند کوچک متاسفانه به طلاق ختم می شود. آیا نمی توان با راه حلی بسیار ساده پشت این معضل جامعه، که درحال به دست آوردن رکوردهای بیشماری می باشد و پله های ترقی! را یکی یکی پشت سر می گذارد را به خاک بمالیم و دیگر شاهد پیشروی این آمار به طرف بالا نباشیم. آیا قبل از طلاق و شاید حتی خیلی قبل تر از آن با خود فکر کرده اید که چطور می توان با راه هایی به سادگی آب خوردن از نابودی خانواده تان جلوگیری کنید. این سوال را از زن و شوهرهایی می پرسیم که بدون توجه به نابودشدن اول خودشان بعد زندگی مشترکشان و سوم نسل بعد از خود به طلاق فکر می کنند و باعث بالارفتن آمار طلاق می شوند. در زندگی زناشویی معمولا دلخوری ها، رنجش ها، شکایت ها و مشاجره هایی دیده می شود. آنچه مهم است این نکته می باشد که زن و شوهر چگونه و به چه نحوی با یکدیگر در مورد رنجش ها صحبت می کنند. مطمئنا رعایت نکات ذیل به سلامت گفتگوی آنها کمک می کند. در ضمن این چند نکته می تواند کلید طلایی رسیدن به گفتگویی سالم و آرام باشد.

1 ) پیش از بیان دلخوری به همسر، ابتدا کل ماجرا را روی کاغذ بنویسید. زیرا نوشتن، هم باعث آرامش نسبی شما می شود، هم سهم خودتان از دلخوری مشخص می گردد و درعین حال با یادآوری ماجرا، به علت های آن بهتر واقف می شوید.

2 ) پیش از صحبت و گفتگو سعی کنید خود را به جای همسرتان بگذارید.

3 Wink پیش از صحبت با همسرتان هرگز موضوع را با دیگران مطرح نکنید، زیرا دیگران ممکن است بدون توجه به علت موضوع پیش داوری و قضاوت کنند.

4 ) در ابتدای صحبت تاکید کنید قصد شما از مطرح کردن رنجش، رسیدن به حسن تفاهم است.

5 ) سعی کنید هنگام صحبت به نکات مثبت کارهای اخیر همسرتان اشاره کنید.

6 ) سعی کنید در هنگام گفتگو هرگز خشمگین نشوید.

7 ) تاکید کنید ممکن است مقصر این ماجرا خودتان باشید.

8 ) به اشتباهات خودتان هم اشاره کنید و از همسرتان عذرخواهی کنید.

9 ) ضمن حل مساله حرف هایتان را با زخم زبان، کنایه و تحقیر بیان نکنید.

10 ) مانع حرف زدن همسرتان نشوید و فرصت دهید تا او هم اظهار نظر کند.
خیلی خوب بود و کاربردی.امیدواریم واقعا بتونیم اجرا کنیم .ازتون میخوام این مباحثو ادامه بدید خیلی تاثیر گذاره .
مدتیه دنبال کتاب لطفا همسر خوبی باشید، میگردم
برای دانلود! کسی هست کمک کنه و لینک دانلودشو داشته باشه؟
نمیتونم کتاب رو توی خونه بیارم
خطرناکه :دی
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع