۶/آبان/۹۲, ۱۸:۵۳
به نام خدا
مطلب زیر به نقل از سایت تابناک و به دور از هرگونه دخل و تصرف توسط بنده میباشد:
یکی از رویکردهای عجیبی که در سالهای اخیر باب شده، نمادیابی در فیلمها و آثار سینمایی است؛ نمادیابی که با یافتن مابه ازای بیرونی همراه شده است. موقعیت اما زمانی پیچیده میشود که در یک تصادف عجیب و جالب، این ما به ازای بیرون گرفتن برای سریالهایی که محصول قصه پردازی یک سناریست در آن سوی دنیا است، شبیه اتفاقی در کشورمان میشود؛ موضوعی که درباره مذاکرات هسته ای ایران و آمریکا رخ داده و جنجال ساز شده است.
به گزارش «تابناک»، «24» یکی از پرمخاطب ترین سریال های اپیزودیک است که در تا سال 2010 در آمریکا پخش شد و در میان مجموعه سریال هایی قرار دارد که پیرامون موضوع تروریسم و تهدیدات تروریستی نسبت به آمریکا ساخته شد. در قسمت اول از فصل هشتم این سریال، شاهد وقوع داستانی بودیم که این روزها به طور ناقص ذکر شده و از آن در جهت معادل سازی نسبت به وقایع ایران توسط برخی اشخاص بهره برداری می شود.
بر اساس داستان قسمت نخست از فصل هفتم این سریال، رئیسجمهور کشور جمهوری اسلامی کامستان در خاک آمریکاست و در حال انجام مذاکرات صلح با آمریکاست و تروریستها که عوامل داخلی و خائن دولت کامستان هستند میخواهند جلوی این کار را با ترور پرزیدنت حسن بگیرند. در ابتدا آنها موفق نمیشوند، ولی در ادامه با وارد کردن یک بمب هستهای به آمریکا و تهدید که آن را در نیویورک منفجر خواهند کرد، خواهان تحویل دادن پرزیدنت حسن میشوند.
دولت آمریکا با این خواسته مخالفت میکند و خود را برای انفجار بمب هستهای آماده میکند، ولی پرزیدنت حسن خودش را تحویل تروریستها میدهد و آنها نیز او را به قتل میرسانند. همچنین رنه واکر توسط عوامل روس کشته میشود و جک برای انتقام، به دنبال عاملان میرود.
او متوجه میشود که پشت پرده همهٔ اتفاقات دولت روسیه و در رأس همهٔ آنها رئیسجمهور روسیه، پرزیدنت سواروف میباشد. روسیه مخالف امضای این عهدنامهٔ صلح است، به همین علت با کمک به تروریستها، سعی داشته تا جلوی امضای این عهدنامه را بگیرد. جک تمام عاملان از جمله وزیر امور خارجه روسیه را میکشد. البته قصد دارد که پرزیدنت سواروف را هم بکشد که کلویی جلوی او را میگیرد. در انتها او تحت تعقیب است و مجبور میشود به خارج از کشور بگریزد.
آنچه میخوانید بخشی از دیالوگ این فیلم در زمان برگزاری کنفرانس میان حسن رئیس جمهور جمهوری اسلامی کامستان و برادرش است که پیش از توافق قطعی با آمریکا بر سر لغو بخشی از برنامه هسته ای این کشور انتزاعی است؛ دیالوگی که ما به ازای مذاکرات هسته ای ایران در نظر گرفته شده و چنین تعبیر شده که با توجه به لفظ «جمهوری اسلامی»، «6 هزار سانتریفیوژ»، «حسن در جایگاه رئیس جمهور»، اینها پیش بینی شده بوده که طبیعتاً خلاف عقلانیت است، چرا که حداقل فرهاد روحانی به عنوان برادر رئیس دولت وجود خارجی و ندارد و البته ان قلت های اینچنینی دیگری نیز برای رد این توهم توطئه وجود دارد!
در دیالوگ مذکور آمده است:
- ولي يه شرطي هم هست. اونها اصرار دارن رئيس گروه تحقيقات هسته اي ما يک امريکايي باشه
- تو که ميدوني من چي فکر ميکنم. ما تا همين الان هم از خيلي از چيز ها به اسم صلح دست کشيديم
- به نظرت اين زياد نيست؟ تفکيک کردن 6000 سانتریفیوژ از يکديگر
- براي مانور سياسي کشورمون خوبه ولي از طرفي باعث ورشکسته شدن کشورمون هم ميشه. در واقع ما نيستيم که خيلي داريم ميبخشيم. رئيس جمهور "تيلر" ميخواد يه لايحه اقتصادي رو قبول بکنه و بيليون ها دلار به ما مساعدت مالي بکنه. ما هرچيزي که ميخواستيم رو بدست اورديم فرهاد؛ تا زماني که اين يه کلک نباشه.»
«...رئیس جمهور حسن: کشور من قبول کرده پيگرد خودشو نسبت به سلاح هاي هسته اي قطع کنه به پشتيباني از شما در سازمان جهاني انرژي اتمي ولي شرايط ما ، آقاي رئيس جمهوراينه که بازرس هاي آمريکايي رو اين موضوع (فعاليت هاي هسته اي شما ) نظارت داشته باشند!...»
مطلب زیر به نقل از سایت تابناک و به دور از هرگونه دخل و تصرف توسط بنده میباشد:
یکی از رویکردهای عجیبی که در سالهای اخیر باب شده، نمادیابی در فیلمها و آثار سینمایی است؛ نمادیابی که با یافتن مابه ازای بیرونی همراه شده است. موقعیت اما زمانی پیچیده میشود که در یک تصادف عجیب و جالب، این ما به ازای بیرون گرفتن برای سریالهایی که محصول قصه پردازی یک سناریست در آن سوی دنیا است، شبیه اتفاقی در کشورمان میشود؛ موضوعی که درباره مذاکرات هسته ای ایران و آمریکا رخ داده و جنجال ساز شده است.
به گزارش «تابناک»، «24» یکی از پرمخاطب ترین سریال های اپیزودیک است که در تا سال 2010 در آمریکا پخش شد و در میان مجموعه سریال هایی قرار دارد که پیرامون موضوع تروریسم و تهدیدات تروریستی نسبت به آمریکا ساخته شد. در قسمت اول از فصل هشتم این سریال، شاهد وقوع داستانی بودیم که این روزها به طور ناقص ذکر شده و از آن در جهت معادل سازی نسبت به وقایع ایران توسط برخی اشخاص بهره برداری می شود.
بر اساس داستان قسمت نخست از فصل هفتم این سریال، رئیسجمهور کشور جمهوری اسلامی کامستان در خاک آمریکاست و در حال انجام مذاکرات صلح با آمریکاست و تروریستها که عوامل داخلی و خائن دولت کامستان هستند میخواهند جلوی این کار را با ترور پرزیدنت حسن بگیرند. در ابتدا آنها موفق نمیشوند، ولی در ادامه با وارد کردن یک بمب هستهای به آمریکا و تهدید که آن را در نیویورک منفجر خواهند کرد، خواهان تحویل دادن پرزیدنت حسن میشوند.
دولت آمریکا با این خواسته مخالفت میکند و خود را برای انفجار بمب هستهای آماده میکند، ولی پرزیدنت حسن خودش را تحویل تروریستها میدهد و آنها نیز او را به قتل میرسانند. همچنین رنه واکر توسط عوامل روس کشته میشود و جک برای انتقام، به دنبال عاملان میرود.
او متوجه میشود که پشت پرده همهٔ اتفاقات دولت روسیه و در رأس همهٔ آنها رئیسجمهور روسیه، پرزیدنت سواروف میباشد. روسیه مخالف امضای این عهدنامهٔ صلح است، به همین علت با کمک به تروریستها، سعی داشته تا جلوی امضای این عهدنامه را بگیرد. جک تمام عاملان از جمله وزیر امور خارجه روسیه را میکشد. البته قصد دارد که پرزیدنت سواروف را هم بکشد که کلویی جلوی او را میگیرد. در انتها او تحت تعقیب است و مجبور میشود به خارج از کشور بگریزد.
آنچه میخوانید بخشی از دیالوگ این فیلم در زمان برگزاری کنفرانس میان حسن رئیس جمهور جمهوری اسلامی کامستان و برادرش است که پیش از توافق قطعی با آمریکا بر سر لغو بخشی از برنامه هسته ای این کشور انتزاعی است؛ دیالوگی که ما به ازای مذاکرات هسته ای ایران در نظر گرفته شده و چنین تعبیر شده که با توجه به لفظ «جمهوری اسلامی»، «6 هزار سانتریفیوژ»، «حسن در جایگاه رئیس جمهور»، اینها پیش بینی شده بوده که طبیعتاً خلاف عقلانیت است، چرا که حداقل فرهاد روحانی به عنوان برادر رئیس دولت وجود خارجی و ندارد و البته ان قلت های اینچنینی دیگری نیز برای رد این توهم توطئه وجود دارد!
در دیالوگ مذکور آمده است:
«- من همين الان داشتم با وزير کل کشور "کينن" صحبت ميکردم. اون شرايط مارو پذيرفته است.
- خبر خوبيه
- ولي يه شرطي هم هست. اونها اصرار دارن رئيس گروه تحقيقات هسته اي ما يک امريکايي باشه
- من که فکر ميکنم بتونم قبول کنم ، تو چي؟
- تو که ميدوني من چي فکر ميکنم. ما تا همين الان هم از خيلي از چيز ها به اسم صلح دست کشيديم
- خيلي داري ديگه تند ميري، فرهاد. بگو ببينم از چه چيز هاي مثلا دست کشيديم به غير از قسمتي از خواسته هامون جهت داشتن سلاح هسته اي؟
- به نظرت اين زياد نيست؟ تفکيک کردن 6000 سانتریفیوژ از يکديگر
- براي مانور سياسي کشورمون خوبه ولي از طرفي باعث ورشکسته شدن کشورمون هم ميشه. در واقع ما نيستيم که خيلي داريم ميبخشيم. رئيس جمهور "تيلر" ميخواد يه لايحه اقتصادي رو قبول بکنه و بيليون ها دلار به ما مساعدت مالي بکنه. ما هرچيزي که ميخواستيم رو بدست اورديم فرهاد؛ تا زماني که اين يه کلک نباشه.»
در بخشی دیگر از این فیلم نیز چنین دیالوگی رد و بدل میشود:
«...رئیس جمهور حسن: کشور من قبول کرده پيگرد خودشو نسبت به سلاح هاي هسته اي قطع کنه به پشتيباني از شما در سازمان جهاني انرژي اتمي ولي شرايط ما ، آقاي رئيس جمهوراينه که بازرس هاي آمريکايي رو اين موضوع (فعاليت هاي هسته اي شما ) نظارت داشته باشند!...»
سایت تابناک در ادامه تاکید میکند که :
چنین به نظر می آید که در پخش این اخبار که قطعاً هدفمند بوده و نوع بیانش در قالب گفته های یک دوست، چندان باورپذیر نیست، باید اندک با احتیاط عمل کرد و خدای نکرده چنین نشود که توهم توطئه برخی، وقایع اساسی کشور را یک امر از پیش به وقوع پیوسته تلقی کند. نخستین گام در این زمینه، گرفتن تریبون ها از اشخاصی است که به جای کارشناسی بر کرسی های نظریه پردازی قرار می گیرند و حرفه شان استخراج چنین معادل هایی از فیلم ها، سریال ها و یاد نمادهای فرهنگی و سیاسی است.
![[تصویر: DT_1382862326_47c7d1917edc72644841f09cbfc5f7d0.jpg]](http://www.nimrooznews.com/resources/attachment/DT_1382862326_47c7d1917edc72644841f09cbfc5f7d0.jpg)
. ما هم سعی میکنیم وقت خودمون و کاربران رو برای بررسی چرندیات تابناک تلف نکنیم . حالا چون کاندیدای تابناک توی ریاست جمهوری رای نیاورده باید اینجوری فضاسازی کنن که انتخابات توسط امریکا مهندسی شده ؟