۱۰/آبان/۹۲, ۰:۲۸
غدير معرفي نامزد است و نه تعيين خليفه!
حال که معني روايت غدير در نظر شيعه و سني مشخص شد نگاهي به شبهه ديگر نويسنده مياندازيم ؛ وي ميگويد:
پيام غدير از سوي رسول آزادي و رهايي و عدل، معرفي ولي و امام مردم است تا قيام قيامت، نه تعيين و نصب حاکم سياسي براي مدتي کوتاه
پاسخ:
آيا تعيين حضرت علي عليهالسلام به عنوان يک نامزد، اين همه تبريک و تهنيت در بر دارد؟! مگر نويسنده ادعا نميکند که حضرت علي(علیه السلام) خود واجد اين صفات بوده است؛ معني اين سخن آن است که حضرت، در واقع نامزد اين مقام بوده است چه پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ابلاغ ميکردند و چه نميکردند! اما اين مطلب نه با آيه اکمال سازگاري دارد و نه با آيه تبليغ؛ و نه با تبريک گفتن خليفه دوم به حضرت علي(علیه السلام)؛ و نه با بيعت مردمان با حضرت! چون هيچکس به صرف نامزدي کسي به خلافت با او بيعت نميکند!
در کتاب قرب الاسناد با سند صحيح چنين از امام صادق(علیه السلام) روايت ميکند که :
186 - حدثني السندي بن محمد قال : حدثني صفوان بن مهران الجمال ، عن صفوان الجمال قال : قال أبو عبدالله عليه السلام:
" لما نزلت هذه الآية في الولاية ، أمر رسول الله صلى الله عليه وآله
بالدوحات في غدير خم فقمن ، ثم نودي : الصلاة جامعة ، ثم قال .
أيها الناس ، من کنت مولاه فعلي مولاه ألست أولى بکم من أنفسکم ؟
قالوا : بلى ، قال : من کنت مولاه فعلي مولاه رب وال من والاه ، وعاد من عاداه .
ثم أمر الناس يبايعون عليا ، فبايعه لا يجئ أحد إلا بايعه
وقتي که اين آيه براي ولايت نازل شد، رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دستور دادند که زير چند درخت که در غدير خم بود جارو شود؛ سپس دستور دادند که همگان جمع شوند و فرمودند: اي مردم «هرکس که من مولاي او هستم علي مولاي او است! آيا من بر جان شما از شما شايستهتر نيستم؟ گفتند: آري! اي رسول خدا! باز فرمودند: هر کس من مولاي او هستم علي مولاي او است؛ خدايا هر کس که دوستدار او است دوست بدار و هر کس که دشمن او است دشمن بدار ، سپس به مردم دستور دادند که با حضرت علي بيعت کنند؛ و همگان آمدند و با حضرت بيعت کردند!
قرب الاسناد - الحميري القمي - ص 56
ارتباط حضرت علي با خلفاي پيش از خود
حضرت علي و دفاع از ابوبکر و عمر
وي با مطرح کردن شبهاتي در اين زمينه مينويسد:
او به عدم انتخاب خود در شوراي سقيفه هيچ اعتراضي ندارد
6- رفتار علي (علیه السلام) با هر سه خليفه پيش از خود و بهويژه ابوبکر و عمر... که وي آنها را کساني نميپندارد که سخن پيامبر را بر زمين زده و حکومت را غصب کرده باشند!
همکاريهاي شگفتانگيز علي (علیه السلام) با خلفا، که بارها از جانب خودشان مورد تاکيد قرار گرفته، آن چنان مشفقانه است که جاي هيچ شائبهاي باقي نميگذارد.
به عنوان نمونه، در کتاب الغارات ثقفي شيعي از قول اميرالمومنين علي(علیه السلام) آورده است که: «چون رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرائضي را که بر عهده اوست به انجام رسانيد، خداوند عزوجل او را از اين جهان فاني به ديار باقي برد، صلوات خدا و رحمت و برکاتش بر او باد، سپس مسلمين دو نفر امير شايسته را جانشين او کردند و آن دو امير به کتاب و سنت عمل کرده و سيره خود را نيکو کرده و از سنت و روش رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) تجاوز نکردند آنگاه خداي عزوجل ايشان را قبض روح کرد. خداوند ايشان را مورد مرحمت قرار دهد.»
پاسخ :
همانطور که در بخشهاي قبل گذشت ، حضرت علي(علیه السلام) خلافت خلفاي قبل از خويش را غير مشروع ميدانست ؛ همچنين در صحيح مسلم از معتبرترين کتب اهل سنت آمده است که حضرت علي(علیه السلام) ابوبکر و عمر را «دروغگو بدکار حيله گر و خيانتکار مي دانست»!
البته اين روايت در کتب اهل سنت است و تنها از باب الزام به آن استدلال ميشود!
اما تنها مدرک ارائه شده توسط نويسنده مقاله براي اين ادعاي خويش يعني مدح خلفاي قبل توسط حضرت علي(علیه السلام)، نامهاي است که در کتاب الغارات ثقفي آمده است!
اما کتاب الغارات ثقفي ، همان طور که در مقدمه محقق آن آمده است:
اولا: نسخه معتبري از اين کتاب موجود نيست
ثانيا: تنها نسخه موجود دچار اغلاط و اشکالات فراوان متني است!
حال نويسنده اين مقاله به جاي استناد به ادله متقن و روايات معتبر، به منبعي رو کرده است که نه اصل آن ثابت است و نه متن آن ! و جالب اينجا است که ادعاي بي طرفي نيز دارد!
حال که معني روايت غدير در نظر شيعه و سني مشخص شد نگاهي به شبهه ديگر نويسنده مياندازيم ؛ وي ميگويد:
پيام غدير از سوي رسول آزادي و رهايي و عدل، معرفي ولي و امام مردم است تا قيام قيامت، نه تعيين و نصب حاکم سياسي براي مدتي کوتاه
پاسخ:
آيا تعيين حضرت علي عليهالسلام به عنوان يک نامزد، اين همه تبريک و تهنيت در بر دارد؟! مگر نويسنده ادعا نميکند که حضرت علي(علیه السلام) خود واجد اين صفات بوده است؛ معني اين سخن آن است که حضرت، در واقع نامزد اين مقام بوده است چه پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ابلاغ ميکردند و چه نميکردند! اما اين مطلب نه با آيه اکمال سازگاري دارد و نه با آيه تبليغ؛ و نه با تبريک گفتن خليفه دوم به حضرت علي(علیه السلام)؛ و نه با بيعت مردمان با حضرت! چون هيچکس به صرف نامزدي کسي به خلافت با او بيعت نميکند!
در کتاب قرب الاسناد با سند صحيح چنين از امام صادق(علیه السلام) روايت ميکند که :
186 - حدثني السندي بن محمد قال : حدثني صفوان بن مهران الجمال ، عن صفوان الجمال قال : قال أبو عبدالله عليه السلام:
" لما نزلت هذه الآية في الولاية ، أمر رسول الله صلى الله عليه وآله
بالدوحات في غدير خم فقمن ، ثم نودي : الصلاة جامعة ، ثم قال .
أيها الناس ، من کنت مولاه فعلي مولاه ألست أولى بکم من أنفسکم ؟
قالوا : بلى ، قال : من کنت مولاه فعلي مولاه رب وال من والاه ، وعاد من عاداه .
ثم أمر الناس يبايعون عليا ، فبايعه لا يجئ أحد إلا بايعه
وقتي که اين آيه براي ولايت نازل شد، رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دستور دادند که زير چند درخت که در غدير خم بود جارو شود؛ سپس دستور دادند که همگان جمع شوند و فرمودند: اي مردم «هرکس که من مولاي او هستم علي مولاي او است! آيا من بر جان شما از شما شايستهتر نيستم؟ گفتند: آري! اي رسول خدا! باز فرمودند: هر کس من مولاي او هستم علي مولاي او است؛ خدايا هر کس که دوستدار او است دوست بدار و هر کس که دشمن او است دشمن بدار ، سپس به مردم دستور دادند که با حضرت علي بيعت کنند؛ و همگان آمدند و با حضرت بيعت کردند!
قرب الاسناد - الحميري القمي - ص 56
ارتباط حضرت علي با خلفاي پيش از خود
حضرت علي و دفاع از ابوبکر و عمر
وي با مطرح کردن شبهاتي در اين زمينه مينويسد:
او به عدم انتخاب خود در شوراي سقيفه هيچ اعتراضي ندارد
6- رفتار علي (علیه السلام) با هر سه خليفه پيش از خود و بهويژه ابوبکر و عمر... که وي آنها را کساني نميپندارد که سخن پيامبر را بر زمين زده و حکومت را غصب کرده باشند!
همکاريهاي شگفتانگيز علي (علیه السلام) با خلفا، که بارها از جانب خودشان مورد تاکيد قرار گرفته، آن چنان مشفقانه است که جاي هيچ شائبهاي باقي نميگذارد.
به عنوان نمونه، در کتاب الغارات ثقفي شيعي از قول اميرالمومنين علي(علیه السلام) آورده است که: «چون رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرائضي را که بر عهده اوست به انجام رسانيد، خداوند عزوجل او را از اين جهان فاني به ديار باقي برد، صلوات خدا و رحمت و برکاتش بر او باد، سپس مسلمين دو نفر امير شايسته را جانشين او کردند و آن دو امير به کتاب و سنت عمل کرده و سيره خود را نيکو کرده و از سنت و روش رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) تجاوز نکردند آنگاه خداي عزوجل ايشان را قبض روح کرد. خداوند ايشان را مورد مرحمت قرار دهد.»
پاسخ :
همانطور که در بخشهاي قبل گذشت ، حضرت علي(علیه السلام) خلافت خلفاي قبل از خويش را غير مشروع ميدانست ؛ همچنين در صحيح مسلم از معتبرترين کتب اهل سنت آمده است که حضرت علي(علیه السلام) ابوبکر و عمر را «دروغگو بدکار حيله گر و خيانتکار مي دانست»!
البته اين روايت در کتب اهل سنت است و تنها از باب الزام به آن استدلال ميشود!
اما تنها مدرک ارائه شده توسط نويسنده مقاله براي اين ادعاي خويش يعني مدح خلفاي قبل توسط حضرت علي(علیه السلام)، نامهاي است که در کتاب الغارات ثقفي آمده است!
اما کتاب الغارات ثقفي ، همان طور که در مقدمه محقق آن آمده است:
اولا: نسخه معتبري از اين کتاب موجود نيست
ثانيا: تنها نسخه موجود دچار اغلاط و اشکالات فراوان متني است!
حال نويسنده اين مقاله به جاي استناد به ادله متقن و روايات معتبر، به منبعي رو کرده است که نه اصل آن ثابت است و نه متن آن ! و جالب اينجا است که ادعاي بي طرفي نيز دارد!
![[تصویر: 20090306134453t200-kasravi.jpg]](http://www.irdc.ir/storage/Images/20090306134453t200-kasravi.jpg)