۱۴/آبان/۹۲, ۲۲:۲۶
فعلا در ایران با معتاد بصورت بیمار برخورد میشود. البته اگر از مقدار خاصی بیشتر مواد مخدر به همراه داشته باشد در ایران هم جرمش اعدام است آن قاچاقچی حساب میشود.
البته اینکه در ایران به عنوان بیمار در نظر گرفته میشود فکر نمیکنم خیلی بر اساس قوانین مشخصی باشد.
تا جایی که اطلاع دارم هنوز یک قانون جامعی در مورد نحوه برخورد دولت با معتادان هنوز در ایران بوجود نیامده است. یا اگر هست اجرا نمیشود.
البته باید دید نظر اسلام هم در باره نحوه برخورد با معتاد چیست.
معتادها خودشان هم مقصر هستند و اینطور نیست که همش هم بگذاریم به حساب بیماری.
یک بیمار خودش میخواهد که خوب بشود ولی یک معتار خودش نمی خواهد که از این حالت بیرون بیاید. یعنی به دیگران دروغ میگوید و پول میگیرد مثلا به اسم اینکه ترک کند و کار کند ولی مثلا دروغ میگوید و برای مواد خریدن پول میگیرد.
البته ترک کردن سخت است ولی اگر یک معتاد یک هفته درد و سختی آن را تحمل کند میتواند ترک کند. کمتر این همت و اراده در آنها دیده میشود. آنهایی که میخواهند و اراده دارند میتوانند ترک کنند. ولی خیلی از آنها آدمهای با اراده ضعیف هستند و حتی به حرفهای شما توجه هم نمیکنند.
البته خیلی از آنها (مثلا در یکسری نقاط خاصی در اطراف اتوبانهای تهران که پاتوق آنها شده) بصورت گروهی و سازمان یافته در جنگلهای اطراف اتوبانها زندگی میکنند و مواد هم میفروشند و اسلحه دارند و حتی به پلیسهایی که نزدیک محل آنها میشوند هم تیر اندازی میکنند و در اطراف منطقه خودشان افرادی را برای دیده بانی دارند و تا ببینند یک پلیس نزدیک میشوند به بقیه خبر میدهند و سریع فرار میکنند و منطقه را ترک میکنند. و چون هر منطقه شهر هم جزو محدوده یک کلانتری حساب میشود وقتی معتادها از منطقه یک کلانتری خارج میشوند جزو منطقه یک کلانتری دیگر حساب میشود و ماموران آن کلانتری قبلی دیگر آنها را دنبال نمیکنند. بعضی از این معتادها که در این جنگلها زندگی میکنند (زن و مرد و دختر و پسر و بچه هم در آنها هست) همانجا بچه دار میشوند و همانجا زایمان میکنند و همانجا میمیرند.
بطور کلی معتادی که خودش واقعا بخواهد که ترک کند و برای پول گرفتن داستانهای دروغی تعریف نکند (که بیشتر شبیه فیلم های هندی است) کمیاب است.
شما باید کلی روی یک معتاد کار کنید تا تازه خودش بخواهد که ترک کند.
لازم است که دولت تکلیف خودش را در مورد معتادها مشخص کند و دقیقا متولی معتادها مشخص باشد و با جدیت در مورد آنها اقدام شود. حال هر کاری که میخواهند بکنند یا اعدام کنند یا هر کاری که میکنند. فعلا معتادها در ایران متولی و مسئول و نحوه برخورد مشخصی ندارند که معلوم باشد مسئول رسیدگی و اقدام در مورد معتادها کیست.
نیروی انتظامی هم خیلی زحمت میکشد و با اجرای عملیاتهای پیشرفته آنها را میگیرد ولی نمیداند باید با آنها چه کار کند و آنها را به یک جایی مثل شهرداری تحویل میدهد که شهرداری هم فردا صبح دوباره آنها را ول میکند میروند روز از نو روزی از نو.
شهرداری فقط یک جاهایی دارد به نام گرمخانه که فقط شبها معتادها میتوانند در آن بمانند و صبح باید بیرون بروند.
این گرمخانه فقط یک جای خواب تامین میکند و یک راه حل جامع برای نحوه اقدام در مورد معتادها نیست.
البته اینکه در ایران به عنوان بیمار در نظر گرفته میشود فکر نمیکنم خیلی بر اساس قوانین مشخصی باشد.
تا جایی که اطلاع دارم هنوز یک قانون جامعی در مورد نحوه برخورد دولت با معتادان هنوز در ایران بوجود نیامده است. یا اگر هست اجرا نمیشود.
البته باید دید نظر اسلام هم در باره نحوه برخورد با معتاد چیست.
معتادها خودشان هم مقصر هستند و اینطور نیست که همش هم بگذاریم به حساب بیماری.
یک بیمار خودش میخواهد که خوب بشود ولی یک معتار خودش نمی خواهد که از این حالت بیرون بیاید. یعنی به دیگران دروغ میگوید و پول میگیرد مثلا به اسم اینکه ترک کند و کار کند ولی مثلا دروغ میگوید و برای مواد خریدن پول میگیرد.
البته ترک کردن سخت است ولی اگر یک معتاد یک هفته درد و سختی آن را تحمل کند میتواند ترک کند. کمتر این همت و اراده در آنها دیده میشود. آنهایی که میخواهند و اراده دارند میتوانند ترک کنند. ولی خیلی از آنها آدمهای با اراده ضعیف هستند و حتی به حرفهای شما توجه هم نمیکنند.
البته خیلی از آنها (مثلا در یکسری نقاط خاصی در اطراف اتوبانهای تهران که پاتوق آنها شده) بصورت گروهی و سازمان یافته در جنگلهای اطراف اتوبانها زندگی میکنند و مواد هم میفروشند و اسلحه دارند و حتی به پلیسهایی که نزدیک محل آنها میشوند هم تیر اندازی میکنند و در اطراف منطقه خودشان افرادی را برای دیده بانی دارند و تا ببینند یک پلیس نزدیک میشوند به بقیه خبر میدهند و سریع فرار میکنند و منطقه را ترک میکنند. و چون هر منطقه شهر هم جزو محدوده یک کلانتری حساب میشود وقتی معتادها از منطقه یک کلانتری خارج میشوند جزو منطقه یک کلانتری دیگر حساب میشود و ماموران آن کلانتری قبلی دیگر آنها را دنبال نمیکنند. بعضی از این معتادها که در این جنگلها زندگی میکنند (زن و مرد و دختر و پسر و بچه هم در آنها هست) همانجا بچه دار میشوند و همانجا زایمان میکنند و همانجا میمیرند.
بطور کلی معتادی که خودش واقعا بخواهد که ترک کند و برای پول گرفتن داستانهای دروغی تعریف نکند (که بیشتر شبیه فیلم های هندی است) کمیاب است.
شما باید کلی روی یک معتاد کار کنید تا تازه خودش بخواهد که ترک کند.
لازم است که دولت تکلیف خودش را در مورد معتادها مشخص کند و دقیقا متولی معتادها مشخص باشد و با جدیت در مورد آنها اقدام شود. حال هر کاری که میخواهند بکنند یا اعدام کنند یا هر کاری که میکنند. فعلا معتادها در ایران متولی و مسئول و نحوه برخورد مشخصی ندارند که معلوم باشد مسئول رسیدگی و اقدام در مورد معتادها کیست.
نیروی انتظامی هم خیلی زحمت میکشد و با اجرای عملیاتهای پیشرفته آنها را میگیرد ولی نمیداند باید با آنها چه کار کند و آنها را به یک جایی مثل شهرداری تحویل میدهد که شهرداری هم فردا صبح دوباره آنها را ول میکند میروند روز از نو روزی از نو.
شهرداری فقط یک جاهایی دارد به نام گرمخانه که فقط شبها معتادها میتوانند در آن بمانند و صبح باید بیرون بروند.
این گرمخانه فقط یک جای خواب تامین میکند و یک راه حل جامع برای نحوه اقدام در مورد معتادها نیست.