تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: 2 تحریف ماهرانه درباره نهضت کربلا
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
متن زیر گلچین خبرآنلاین از مجموعه سخنرانی های شهید استاد مرتضی مطهری، درباره تحریفات مربوط به عاشورا است که در مجموعه آثار شهید مطهری، جلد هفدهم منتشر شده است.

حسین(علیه السلام) می گوید من نهضت کردم برای امر به معروف، برای اینکه دین را زنده کنم، برای اینکه با مفاسد مبارزه کنم. نهضت من یک نهضت اصلاحی اسلامی است. ما آمدیم یک چیز دیگری گفتیم. دو تا تحریف معنوی بسیار عجیب و ماهرانه در اینجا کردیم، نمی دانم بگویم ماهرانه یا جاهلانه.

تحریف معنوی اول: امام حسین کشته شد تا گناهان ما بیمه شود

یک جا گفتیم حسین بن علی قیام کرد که کشته بشود برای اینکه کفاره گناهان امت باشد، کشته شد برای اینکه گناهان ما آمرزیده شود. حالا اگر بپرسند آخر این در کجاست؟ خود حسین چنین چیزی گفت؟ پیغمبر گفت؟ امام گفت؟ چنین حرفی را چه کسی گفت؟ می گوییم ما به این حرف ها چه کار داریم؟ امام حسین کشته شد برای اینکه گناهان ما بخشیده شود. نمی دانیم که این فکر را ما از دنیای مسیحیت گرفته ایم.

ملت مسلمان خیلی چیزها را ندانسته از دنیای مسیحیت بر ضد اسلام گرفت. یکی همین است. یکی از اصول معتقدات مسیحی مساله به صلیب رفتن مسیح است برای اینکه فادی باشد. الآن «الفادی» لقب مسیح است. این از نظر مسیحیت جزء متن مسیحیت است. می گویند عیسی به دار رفت و این به دار رفتن عیسی کفاره گناه امت شد، یعنی گناهان خودشان را به حساب عیسی می گذارند. فکر نکردیم این حرف مال دنیای مسیحیت است و با روح اسلام سازگار نیست، با سخن حسین سازگار نیست. به خدا قسم تهمت به ابا عبد الله است. ابا عبد الله که برای مبارزه با گناه کردن قیام کرد، ما گفتیم قیام کرد که سنگری برای گنهکاران بشود.

ما گفتیم حسین یک شرکت بیمه تاسیس کرد، بیمه ی گناه. گفت شما را از نظر گناه بیمه کردم. در عوض چه می گیرم؟ شما برای من اشک بریزید، من در عوض گناهان شما را جبران می کنم، اما شما هرچه می خواهید باشید، ابن زیاد باشید، عمر سعد باشید. ما می گوییم یک ابن زیاد در دنیا کم بود، یک عمر سعد در دنیا کم بود، یک سنان بن انس در دنیا کم بود، یک خولی در دنیا کم بود، امام حسین خواست خولی در دنیا زیاد شود، عمر سعد در دنیا زیاد شود، گفت أیها الناس هرچه می توانید بد باشید که من بیمه ی شما هستم!

تحریف معنوی دوم: کشته شدن امام حسین یک دستور خصوصی بود

تحریف معنوی دومی که از نظر تفسیر و توجیه حادثه ی کربلا رخ داد این بود که گفتند می دانید چرا امام حسین رفت و کشته شد؟ یک دستور خصوصی فقط برای او بود و به او گفتند تو برو خودت را به کشتن بده. معلوم است، اگر یک چیزی دستور خصوصی باشد، به ما و شما دیگر ارتباط پیدا نمی کند، یعنی قابل پیروی نیست. اگر بگویند حسین چنین کرد، تو چنین بکن! می گوید حسین از یک دستور خصوصی پیروی کرد، به ما مربوط نیست، به دستورات اسلام که دستورات کلی و عمومی است مربوط نیست! آن یک دستور خصوصی مخصوص خودش بود. حال تفاوت این دو چگونه است؟ امام حسین خودش فریاد کشیده است که علل و انگیزه ی قیام من مسائلی است که بر اصول کلی اسلام منطبق می شود، احتیاجی به دستور خصوصی نیست.

دستور خصوصی در جایی می گویند که دستورهای عمومی وافی نباشد. امام حسین در کمال صراحت فرمود اسلام دینی است که به هیچ مؤمنی- حتی نفرمود به امام- اجازه نمی دهد که در مقابل ظلم و ستم، مفاسد و گناه بی تفاوت بماند. امام حسین مکتب به وجود آورد ولی مکتب عملی اسلامی. مکتب او همان مکتب اسلام است، ولی اسلام بیان کرد و حسین عمل کرد. در درجه اول بیش از هرکس دیگر عمل کرد. مکتب عملی اسلام. ماهرانه تحریف کردیم برای اینکه این حادثه را از مکتب بودن خارج کنیم و قهرا از قابل پیروی بودن خارج کنیم. وقتی از مکتب بودن خارج شد، دیگر قابل پیروی نیست. وقتی که قابل پیروی نشد، پس دیگر از حادثه ی کربلا نمی شود استفاده کرد.

از اینجا ما حادثه را از نظر اثر مفید داشتن عقیم کردیم. خیلی به نظر کوچک می آید که بگویند دستور خصوصی بود. ولی می گوییم وقتی گفتی دستور خصوصی، معنایش این است که دستورهای عمومی در این زمینه ها کافی و وافی نیست، یعنی اگر دستور خصوصی نمی رسید اسلام دستوری نداشت که بگوید در چنین شرایطی باید حرکت و قیام کرد، بلکه اسلام می گفت هرچه به نظرتان می رسد عمل کنید. این خیانتی است به حسین بن علی علیه السلام. آیا خیانتی از این بالاتر هم در دنیا صورت گرفته است؟

این است که عرض کردم این تحریف معنوی که در حادثه عاشورا صورت گرفته است، از آن تحریفات لفظی صد درجه خطرناکتر است. در تحریف لفظی مثلا کسی می گوید من حدس می زنم روز عاشورا هفتاد و دو ساعت بود، بعد هم اصرار می کند که هفتاد و دو ساعت بود. خوب یک چرندی گفته است. آن که می گوید سیصد هزار نفر را حسین بن علی کشت، آن که می گوید عروسی قاسم (درست است که به حسین بن علی اهانت کرده) ، آن که می گوید زعفر جنی آمد، آن که می گوید زینب آمد به أبا عبد اللّه چنین گفت، ابا عبد اللّه فرمود کیست برای من اسب بیاورد، اعوان و انصاری نداشت، زینب رفت اسب ابا عبد اللّه را آورد، و از این دروغ ها، اینها برای هدف حسین بن علی آن قدر خطر ندارد که این تحریف های معنوی خطرناک است. بنابراین ما آمدیم نهضت حسین بن علی را که خود، هدف و منظوری داشته است مسخ و تحریف کردیم.


به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، بنا به سنت مداحان روز ششم ماه محرم به حضرت قاسم‌بن الحسن(علیه السلام) نوجوان 10 (به گفته طبری) یا 14 ساله(به گفته ابی‌مخنف) (1) شهید دشت نینواست.

در این شب، در برخی هیئت‌ها به برگزاری مراسم حنابندان و برپا کردن حجله حضرت قاسم(علیه السلام) می‌پردازند، چرا که معتقدند آن حضرت در کربلا ازدواج کرده است! این موضوع برای اولین در کتاب «روضة الشهدا» عنوان شد، کتابی که 9 قرن پس از واقعه عاشورا نوشته شده و اکثر روایات آن از کتاب‌های غیر قابل اعتماد اخذ شده و برخی نیز اصولاً سندیت ندارد و صرفاً داستان‌سرایی مؤلف است.

علامه مجلسی می‏گوید: نقل ماجرای عروسی قاسم به مدارک معتبر متکی نبوده است، منشأ این حکایت دو کتاب است یکی «منتخب المراثی» که بهترین تألیفات به زبان عربی هست و نویسنده آن شیخ فخرالدین طریحی صاحب «مجمع البحرین» است و دیگری «روضة‌الشهدا» نوشته ملاحسین کاشفی صاحب انوار سهیلی است، این کتاب اولین مَقتلی است که به فارسی نوشته شده است(2) و فاقد اعتبار لازم است.

آیت‌الله ری‌شهری درباره این کتاب می‌نویسد: سبک جدید، فارسی بودن و انگیزه مؤلف برای خواندن کتاب در مجالس عزا، موجب شد تألیف کاشفی نه یک اثر تاریخی که یک اثر تبلیغی و حتی تخیلی، شمرده شود. متأسفانه عدم توجه به این مطلب و قرائت و استنساخ متکرر آن ـ تا آنجا که سخنرانان مجالس سوگواری امام حسین (علیه السلام) را، «روضه» خوان نامیدند ـ، زمینه ورود بسیاری از اطلاعات نادرست این کتاب را به فرهنگ عاشورا فراهم ساخت و در موارد متعددی «زبان حال» و جانشین «زبان قال» حماسه‌سرایان کربلا شد.


[تصویر: 13910830000442_PhotoL.jpg]
در این رابطه نقل می‏کنند که وقتی امام حسین(علیه السلام) مسیر مدینه تا کربلا را طی می‏کرد، حسن بن حسن(3) از عموی خویش امام حسین(علیه السلام) یکی از دو دختر او سکینه و فاطمه را خواستگاری کرد، حسین(علیه السلام) فرمود: هر یک را که بیشتر دوست داری اختیار کن، حسن خجالت کشید و جوابی نداد حسین(علیه السلام) فرمود: من برای تو فاطمه را اختیار کردم که به مادرم فاطمه بنت رسول(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) شبیه‏تر است، به این ترتیب وجود فاطمه نو عروس در کربلا امری مسلّم است.

اگر فرض کنیم ازدواج قاسم درست باشد، باید گفت امام حسین(علیه السلام) دو دختر به نام فاطمه داشتند که یکی را به حسن تزویج کرده و دیگری را برای قاسم عقد کرده‌اند. (4) یا اینکه بگوییم دختری که به عقد قاسم در آمده اسمش فاطمه نبوده و در تاریخ اشتباه نقل شده و اگر این داستان را صحیح ندانیم باید بگوییم راویان نام حسن را از روی اشتباه، قاسم نقل کرده‏اند.

با این وجود بیشتر تحلیل‏گران واقعه عاشورا عروسی قاسم را نادرست می‏دانند، محدث قمی در «منتهی الآمال»(5) و در کتاب «نفس‏المهموم»(6) دامادی قاسم را رد می‏کند و می‏گوید نویسندگان نام حسن را با قاسم اشتباه کرده‏اند.

استاد شهید مرتضی مطهری عروسی قاسم(علیه السلام) را مردود می‏داند و مستند می‏کند به اینکه در هیچ کتاب معتبری وجود ندارد و حاج نوری هم گفته ملاحسین کاشفی اولین کسی است که این مطلب را در کتاب «روضةالشهدا» آورده و اصل قضیه صددرصد دروغ است.(7)


[تصویر: 13910830000441_PhotoL.jpg]
مرکز مطالعات و پاسخ‌گویی به شبهات حوزه علمیه قم نیز در تحلیلی بیان می‌دارد که به طور کلی آنچه از اشارات صاحب نظران و مشاهدات بر می‏آید نقل ماجرای عروسی قاسم که بیانی از شدت قساوت و بی‏رحمی لشکریان یزید است،(8) اگر به همان اندازه‏ای که تاریخ به آن اهمیت داده مورد توجه قرار بگیرد و بُغض محبین اهل‏بیت را نسبت به دشمنان برانگیزد، امری پسندیده است.

اما طبق اشاره‏ای که استاد مطهری دارد اگر بنا باشد آن را با بزرگنمایی مطرح کنند و تعزیه از آن بسازند(9) و یا چنان‌که دیده شده حجله‏ای بیارایند و حنایی تدارک ببینند، در این صورت اهانتی به ساحت مقدس عاشورا و فرهنگ عاشوراییان انجام داده‏اند.




*پی‌نوشت‌ها:

1- حاج محمد هاشم بن محمدعلی خراسانی، منتخب التواریخ، انتشارات علمیه اسلامیه، صفحه 266.

2- صدرالدین، واعظ قزوینی، ریاض، مقدس، المسمی بحدائق الاش، جلد دوم، کتابفروشی اسلامیه، تهران، 1374 هجری قمری، صفحه 42.

3- حسن بن حسن که به «حسن مُثنَّى» معروف است، در جنگ نابرابر با دشمن در روز عاشورا به شدّت مجروح شد و به یارى خداوند متعال از دست سربازان عمر بن سعد نجات یافت و به عنوان روایتگر وقایع و حوادث عاشورا بر مسئولیت حساس خود عمل کرد، نسل امام حسن مجتبى(علیه السلام) توسط دو فرزندش زید و حسن مثنّى تداوم یافته است و همه «سادات حسنى» بـه ایـن دو بـزرگـوار نـسب مـى‏رسانند.

4- شیخ عباس قمی، دمع السجوم ترجمه نفس المهموم، ترجمه و تحقیق علامه ابوالحسن، شعرانی، بهار 78، ناشر ذوی‌القربی، صفحه 342؛ سیدهاشم رسولی محلاتی،‌ زندگانی امام حسین، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1374، صفحه 478.

5- شیخ عباس قمی، منتهی الآمال، محدث قمی، انتشارات هجرت، تابستان 74، چاپ هشتم،جلد 1، صفحه 700.

6- ابوالحسن، شعرانی (پیشین)، صفحه 342.

7- مرتضی، مطهری، حماسه حسینی، انتشارات صدرا، خرداد 1364، جلد اول، صفحه 28.

8- عمادالدین حسین، اصفهانی، (عمادزاده)،‌ برداشتی از تاریخ زندگی امام حسین، انتشارات اسوه، 1373، جلد دوم، صفحه 137.

9- مرتضی، مطهری، حماسه حسینی، جلد اول، صفحه 28



بسم الله
.
.
در ادامه پست فوق:
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-11048.html
عروسي حضرت قاسم (ع ) در کربلا که صحیح نیست

.


.
این مطلب نیز صحت ندارد و قاسم بن حسن در واقعه كربلا سنش از ده سال بيشتر بود ولي به پانزده سال نرسيده بود.
طبري مي‏گويد قاسم ده سال داشت و در مقتل ابي‏مخنف آمده كه قاسم در كربلا چهارده ساله بود[1]
.
.
علامه مجلسي مي‏گويد كه در نقل ماجراي عروسي قاسم به مدارك معتبر متكي نبوده است، منشأ اين حكايت دو كتاب استيكي منتخب المراثي كه بهترين تأليفات به زبان عربي مي‏باشد و نويسنده آن شيخ فخرالدين طريحي صاحب مجمع البحرين است و ديگري روضة الشهداء نوشته ملاحسين كاشفي صاحب انوار سهيلي است اين كتاب اولين مَقتلي است كه به فارسي نوشته شده است.[2}
.

.
در اين رابطه نقل مي‏كنند كه وقتي امام حسين مسير مدينه تا كربلا را طي مي‏نمود حسن بن حسن از عموي خويش امام حسين(عليه السلام) يكي از دو دختر او سكينه و فاطمه را خواستگاري كرد .
حسين(عليه السلام) فرمود: هر يك را كه بيشتر دوست داري اختيار كن، حسن خجالت كشيد و جوابي نداد حسين(عليه السلام) فرمود: من براي تو فاطمه را اختيار كردم كه به مادرم فاطمه بنت رسول(صلي اللَّه عليه و آله) شبيه‏تر است، بدين ترتيب وجود فاطمه نو عروس در كربلا امري مسلّم است.
.
.
حالا اینجا دو حالت پیش می آید:.
.
1-اگر فرض كنيم ازدواج قاسم درست باشد بايد گفت امام حسين(عليه السلام) دو دختر به نام فاطمه داشتند كه يكي را به حسن تزويج كرده و ديگري را براي قاسم عقد نموده‏اند يا اين كه بگوئيم دختري كه به عقد قاسم در آمده اسمش فاطمه نبوده و در تاريخ اشتباه نقل شده
2- اگر اين داستان را صحيح ندانيم بايد بگوئيم راويان نام حسن را از روي اشتباه، قاسم نقل كرده‏اند.
.
.
.
اما نمي‏توان ناديده گرفت كه نويسنده روضةالشهداء مردي عالم و متجر بوده و در شهر هرات زندگي مي‏كرده و معاصر با صاحب كتاب روضةالصفا بوده و امير عليشير وزير هم عصر او، مردي علم دوست بوده است و كتب ادبي و بخصوص تاريخي و امكاناتي كه آن وقت در هرات بوده در هيچ زماني و در هيچ شهري وجود نداشته است از طرف ديگر بايد گفت ما مصالح اعمال ائمه معصومين را به درستي نمي‏توانيم تشخيص دهيم.[3}
با اين وجود بيشتر تحليل‏گران واقعه عاشورا عروسي قاسم را نادرست مي‏دانند.
محدث قمي در منتهي الآمال[4] و در كتاب نفس‏المهموم[5] دامادي قاسم را رد مي‏كند و مي‏گويد نويسندگان نام حسن را با قاسم اشتباه كرده‏اند علامه شهيد مرتضي مطهري عروسي قاسم را مردود مي‏داند و مستند مي‏كند به اين كه در هيچ كتاب معتبري وجود ندارد و حاج نوري هم گفته ملاحسين كاشفي اولين كسي است كه اين مطلب را در كتاب روضةالشهداء آورده و اصل قضيه صددرصد دروغ است.[6}
.
.
.
بطور كلي آنچه از اشارات صاحب نظراني و مشاهدات بر مي‏آيد مي‏توان گفت نقل ماجراي عروسي قاسم كه بياني از شدت قساوت و بي‏رحمي لشگريان يزيد است[7] اگر به همان اندازه‏اي كه تاريخ به آن اهميت داده مورد توجه قرار بگيرد و بُغض مجين اهل‏بيت را نسبت به دشمنان برانگيزد، امري پسنديده است.
.
.اما طبق اشاره‏اي كه استاد مطهري دارد اگر بنا باشد كه آن را با بزرگنمايي مطرح كنند و تعزيه از آن بسازند.[8} و يا چنان كه ديده شده حجله‏اي بيارايند و حنايي تدارك ببينند، در اين صورت اهانتي به ساحت قدس عاشورا و فرهنگ عاشورائيان انجام داده‏اند
[/b]
.
.

====================================================

.
پی نوشت ها:
.
[1] . منتخب التواريخ، حاج محمد هاشم بن محمدعلي خراساني، انتشارات علميه اسلاميه، ص 266
.
[2] . رياض، المقدس، المسمي بحدائق الاش، مرحوم صدرالدين، واعظ قزويني، ج دوم، كتابفروشي اسلاميه، تهران، 1374 ه ق، ص 42
.
[3] . دمع السجوم ترجمه نفس المهموم، ترجمه و تحقيق علامه ابوالحسن، شعراني، بهار78، ناشر ذوي القربي، ص 342؛ زندگاني امام حسين، سيد هاشم، رسولي محلاتي، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، 1374، ص 478
.
[4] . منتهي الآمال، محدث قمي، انتشارات هجرت، تابستان 74، چاپ هشتم،ج 1، ص 700.

[5] . ابوالحسن، شعراني همان مأخذ

.
[6] .
حماسه حسيني، مرتضي، مطهري، انتشارات صدرا، خرداد 1364، ج اول، ص 28

.
[7] . برداشتي از تاريخ زندگي امام حسين، عمادالدين حسين، اصفهاني، (عمادزاده)، انتشارات اسوه، 1373، جلد دوم، ص 137

.
[8] . مرتضي، مطهري، برداشته از همان مأخذ

.

.


.
.
.
.
.
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-11...l#pid76682
بسم الله.

.

.

سؤال ـ در مورد تعزيه و روضه هايى كه در رابطه با ازدواج حضرت قاسم(عليه السلام) در كربلا خوانده مى شود، چه مى فرماييد؟
.

.
ج ـ آنچه در مورد عروسى حضرت قاسم مطرح شده يا مى شود صحيح نيست. و اثرى از اين قضيه در كتب معتبره وجود ندارد. مضافاً بر اينكه حضرت قاسم به سنّ ازدواج نرسيده بود. بلى، در كتاب «منتخب» مرحوم طريحى چيزهايى كه مناسب ازدواج آن حضرت است نقل شده، ولى ظاهراً اين مطالب نادرست را بعد از آن مرحوم، افراد مغرض يا نادان به آن كتاب اضافه كرده اند. و مرحوم طريحى برتر از آن است كه اين مطالب را كه مناسبتى با واقعه عاشورا ندارد، در كتاب خود بنويسد. در عين حال آنچه در كتاب طريحى آمده به اين نحو كه بعضى در مراسم تعزيه دارى و بصورت خرافى پياده مى كنند، نمى باشد.

مرجع: سایت آیت الله فاضل لنکرانی


http://www.lankarani.org/far/adv/view.php?ntx=001001


.

.

.

.
لیستی از علماء که این ازدواج را مردود شمرده اند:

.

1- شیخ عباس قمی، در منتهی الآمال، ج 1، ص 700 و زندگانی امام حسین علیه‏السلام، ص 126.

2- شیخ محمد تقی شوشتری، در قاموس الرجال، ج 8، ص 466.

3- علامه‏ی مامقانی، در تنقیح المقال، زیر ترجمه‏ی قاسم بن حسن علیه‏السلام، ج 2، جزء 2، ص 19.

4- شیخ جعفر شوشتری، در فوائد المشاهد (مجالس المواعظ) ص 51، چاپ 1307 ق. " 3 ".

5- سید عبد الحمید حائری، در ذخیرة الدارین، ج 1، ص 154، چاپ اول، نجف.

6- شهید قاضی طباطبایی، در تحقیق درباره‏ی اول اربعین سیدالشهدا علیه‏السلام صص 689 - 683.

7- فاضل دربندی، در اسرار الشهاده، بنا به نقل از دائرة المعارف الشیعیة العامه، ج 14، ص 236.

8- شیخ محمد حسین اعلمی، در دائرة المعارف الشیعیه العامه، ج 14، ص 236.

9- جواد محدثی، در فرهنگ عاشورا، ص 310، 106، چاپ اول.

10- علی اکبر ناجیان، درقیام حسین بن علی علیهاالسلام، ج 1، صص 232 - 231، چاپ اول.

11- محمد باقر خراسانی بیرجندی، در کبریت احمر، ص 309، چاپ دوم، 1399 ق.

.


.
.
.
کلا این تاپیک:
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-11...l#pid76561
رو بخوتید....
چند تا موضوع دیگه هم توش مطرح شده.....
بسم الله الرحمن الرحیم

بخش تحریفات کتاب حماسه حسینی را مطالعه کنید خیلی خوب توضیح داده شده

http://www.motahari.org/books/44/index.htm

اما به بیان ساده اگر بخواهیم به قضیه نگاه کنیم

خلاصه ارسال وحید این بود

1-امام حسین(علیه السلام) شهید شدند برای آمرزش گناهان ما(تفکر وارد شده از مسیحیت تحریف شده)

2-شهادت ایشان امری خصوصی بین خود و خدا بود و ربطی به مسائل سیاسی نداشت(دیدگاه عرفانی تحریف شده)

3-و در قسمت بعد هم داستان خیالی ازدواج حضرت قاسم(علیه السلام) بود با توجه به اسناد

قسمت های بعدی که اشاره وار به آن می پردازم

1-فراموشی مردم از حوادث روز و باقی گذاشتن در حوادث سال 61(فراموشی بعد سیاسی)

مهم ترین دیدگاه این حماسه بعد سیاسی آن است که متاسفانه عامدانه و سهوا از آن غفلت شده

اینجا کلیک کنید

وقتی طاغوت زمان فراموش شد دیگر برایش مهم نیست که دو ماه عزاداری بگیری ولی وقتی روشن شدی از یک قطره اشکت هم می ترسد

2-یکی از مواردی که مخصوصا امروزه توسط منحرفین به آن دامن زده می شود این است که امام حسین(علیه السلام) استثنا هستند و هر کاری در مورد ایشان مجاز است و غلط می کند هر کس وارد این حوزه شود!!! حتی مراجع معظم تقلید

توضیح اینکه حقیقتا ایشان بابت رحمت واسعه الهی هستند اما این را فراموش می کنند که خود حضرت برای بقای اسلام همه چیز خود را فدا کردند

آیا می شود بخاطر برداشت های غلط خود از عزاداری امام حسین(علیه السلام) آن را به حساب ایشان بنویسیم و باعث ضربه زدن به اسلام شویم؟

مانند انحرافات وارد شده در عزاداری:قمه زنی،سنگ زنی،زنجیر خاردار و ...

احتمالا ادامه دارد....
تلميخا نوشته :
«آیا می شود بخاطر برداشت های غلط خود از عزاداری امام حسین(علیه السلام) آن را به حساب ایشان بنویسیم و باعث ضربه زدن به اسلام شویم؟»


سلام بر همگي


واقعاً جاي تامل دارد اين فرمايش دوست عزيزمان


در راه كسب معارف حقه موفق باشيم


عزاداري هايتان قبول


التماس دعا براي فرج


موفق و سلامت باشيد


يا علي عليه السلام
بسم رب الحیدر
الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی بن ابیطالب(علیه السلام)

برادر وحید نوشته:
حسین(علیه السلام) می گوید من نهضت کردم برای امر به معروف، برای اینکه دین را زنده کنم، برای اینکه با مفاسد مبارزه کنم. نهضت من یک نهضت اصلاحی اسلامی است.

با احترام،لازم به یاد آوری هست که همین جمله ای که شما نوشته اید تحریفی است بسیار بسیار ماهرانه از سوی دشمن،و اساساٌ یکی از دلایل خبیصانه ای که از سوی خود رواج دهندگان این تحریف برای پوشاندن ننگ کشتن فرزند رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مطرح می شود،نشر و نسبت دادن این حدیث جعل شده به ابا عبدلله(علیه السلام) می باشد.با این توجیح جعلی که حسین(علیه السلام) مدعی ناقص بودن دین پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است،زیرا بیان می کند که من قیام کرده ام تا دین جدم را اصلاح کنم پس مرتد شده و کشتن وی حلال است.
در حالی که حضرت فرمودند من قیام کرده ام تا امت جدم را اصلاح کنم و بنظر می رسد توجه به جایگزینی این کلمه تحریف شده از اوجب واجبات است.

قال الحسین(علیه السلام):انما خرجت لطلب الاصلاح فی امة جدی،ارید ان امر بالمعروف و انهی عنی المنکر.
همانا من قیام کرده ام برای اصلاح امت جدم در حالی که هدفم امر به معروف و نهی از منکر است.
یکی از برادران گفتند که شعائر حسینی را تضعیف کردی

البته نیتشون خیر بود

خدمتتون عرض کنم عزاداری های اصیل شعائر حسینی هستند نه قمه زنی و سنگ زنی و ....

من با تک تک آقایونی که لطف می کنند قمه می زنند حاضرم صحبت کنم

چند نفر از شما یزید زمانش رو می شناسد؟(خطابم به موافقان این بدعته)

چند نفر از افرادی که می گوئید این کارها رو مستحب موکد می دانند خودشان این کار را انجام می دهند؟

من اسم نمی برم ولی من گشتم و ندیدم خود این آقایان جز صحبت تلویحی یا علنی ضد ولایت فقیه و طاغوت دانستن حکومت حرفی علیه اسرائیل و آمریکا بزنند

منظورم خود آقایانی است که مجوز می دهند

حضرت اباعبدالله یکی از مهم ترین اهدافشون امر به معروف و نهی از منکر بود

چقدر به این قضیه اشاره شد
(۱۸/آبان/۹۲ ۲۰:۴۳)علویون نوشته است: [ -> ]بسم رب الحیدر
الحمد لله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی بن ابیطالب(علیه السلام)

برادر وحید نوشته:
حسین(علیه السلام) می گوید من نهضت کردم برای امر به معروف، برای اینکه دین را زنده کنم، برای اینکه با مفاسد مبارزه کنم. نهضت من یک نهضت اصلاحی اسلامی است.

با احترام،لازم به یاد آوری هست که همین جمله ای که شما نوشته اید تحریفی است بسیار بسیار ماهرانه از سوی دشمن،و اساساٌ یکی از دلایل خبیصانه ای که از سوی خود رواج دهندگان این تحریف برای پوشاندن ننگ کشتن فرزند رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مطرح می شود،نشر و نسبت دادن این حدیث جعل شده به ابا عبدلله(علیه السلام) می باشد.با این توجیح جعلی که حسین(علیه السلام) مدعی ناقص بودن دین پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است،زیرا بیان می کند که من قیام کرده ام تا دین جدم را اصلاح کنم پس مرتد شده و کشتن وی حلال است.
در حالی که حضرت فرمودند من قیام کرده ام تا امت جدم را اصلاح کنم و بنظر می رسد توجه به جایگزینی این کلمه تحریف شده از اوجب واجبات است.

قال الحسین(علیه السلام):انما خرجت لطلب الاصلاح فی امة جدی،ارید ان امر بالمعروف و انهی عنی المنکر.
همانا من قیام کرده ام برای اصلاح امت جدم در حالی که هدفم امر به معروف و نهی از منکر است.

ممنون برادر این سخن شهید مطهری بود نه برادر وحید
ولی به نکته خوبی اشاره کردید .
دین امت جدم باید باشه ولی منظور ایشون هم همین بوده .
یا حق
بسم الله الرحمن الرحیم

یکی دیگر از تحریفات در واقعه کربلا "اربعین" است.

"اربعین می رسد، همه مردم این روضه را گوش می دهند که اسرا از شام که بر می گشتند، آمدند به کربلا و در آنجا با جابر ملاقات کردند، امام زین العابدین با جابر ملاقات کرد، در صورتی که این مطلب جز در کتاب لهوف که آن هم خود سید بن طاووس در کتاب های دیگرش آن را تکذیب کرده و لااقل تأیید نکرده است، در هیچ کتابی نیست و هیچ دلیل عقلی هم قبول نمی کند، ولی مگر می شود این را از مردم گرفت! در اربعین تنها موضوعی که مطرح است زیارت امام حسین علیه السلام است، چون اولین زائرش جابر بوده است و در این روز زیارت امام حسین علیه السلام سنت شده است. اربعین جز موضوع زیارت امام حسین هیچ چیز دیگری ندارد، موضوع تجدید عزای اهل بیت نیست، موضوع آمدن اهل بیت به کربلا نیست، اصلا راه شام از کربلا نیست! راه شام به مدینه از خود شام جدا می شود."

منبع: کتاب نهضت حسینی، متفکر شهید مرتضی مطهری



صلوات
برای تحقیق بیشتر در ماجرای زیارت اربعین به این مطلب رجوع کنید!

بازگشت کاروان اسرا از شام به کربلا!
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع