تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: علت نجنگیدن قمر بنی هاشم در کربلا
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
روز نهم محرم روز ذکر شهادت قمربنی هاشم(علیه السلام)است، همان کسی که به فرمان مولای خویش تنها پرچم آل محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را در دست گرفت و شاهد شهادت یک به یک عزیزان و اصحاب حسین(علیه السلام) شد و آنگاه که تنها او باقی ماند به نزد اباعبدالله(علیه السلام) رفت تا اذن میدان بگیرد اما با این جمله امام(علیه السلام) مواجه شد که برای طفلان تشنه آب بیاور عباس...
.
[تصویر: n00282220-b.jpg]
.
جایگاه و شخصیت حضرت عباس (علیه السلام) در معارف شیعی از آن جهت برجسته است که ایشان به سبب اوج معرفت به ذات مقدس امام زمان خود در راه ولایتمداری جان خود را نثار کرد. به گونه ای که ائمه اطهار در شأن آن بزرگوار تعابیر عظیمی به کار برده اند. حضرت عباس(علیه السلام) از معدود غیرمعصومینی است که از معصوم برای ایشان زیارتنامه صادر شده است. از حضرت امام صادق(علیه السلام) زیارتنامه‌ای برای حضرت ابوالفضل روایت شده است، همچنین در زیارت ناحیه مقدسه در مورد حضرت عباس(علیه السلام) به صورت اختصاصی بیانات بلندی وجود دارد و ایشان مورد مدح حضرات معصومین قرار گرفته‌اند و این به سبب معرفت ولایی حضرت عباس(علیه السلام)است.

‌برخلاف آنچه که بعضاً‌ در بین عوام رایج است که حضرت عباس(علیه السلام) به خاطر جانفشانی برای برادر به این جایگاه دست یافت؛ باید گفت که خیر؛ این فضیلتی برای حضرت عباس نیست چرا که بسیار افراد هستند که حاضرند جان خود را برای برادر فدا کنند و لحظه‌ای برادر خود را رها نکنند، لذا اگر حضرت عباس عظمتی پیدا کرد نه به سبب فداکاری در راه برادر بلکه به سبب شناخت و معرفت کامل و یقین نسبت به مقام ولایت در زمان خود و فداکاری در راه ولایت بود. اوج شخصیت حضرت عباس(علیه السلام) به دلیل بصیرت نافذ ایشان است چرا که امام صادق(علیه السلام) هنگامی که می‌خواهد از عموی خویش یاد کند، با اینکه حضرت عباس فضیلت‌های بسیاری دارد اما در مورد ایشان می‌فرماید "کان نافذ البصیره".

حضرت عباس برادران دیگری داشتند که در کنار آن حضرت در کربلا به شرف شهادت نائل آمدند اما مقام حضرت عباس(علیه السلام) به خاطر آن بصیرت فوق‌العاده به جایی می‌رسد که امام سجاد(علیه السلام) می‌فرماید "عمویم عباس در روز قیامت چنان جایگاهی دارد که همه شهدا به جایگاه او غبطه می‌خورند". جایگاه حضرت عباس چنان رفیع است که شهدا به این جایگاه غبطه می‌خورند و این نیست مگر اوج بصیرت ایشان در مساله ولایت و ولایتمداری که او را یگانه دوران کرد و شایسته اینکه از طرف معصومین زیارتنامه مخصوصه داشته باشد.

عظمت حضرت عباس از اینجا تا حدی شناخته می‌شود که ایشان شجاعت حضرت امیرالمؤمنین(علیه السلام) را به ارث برده بود و آن حضرت به فرمان امام حسین(علیه السلام) دست به شمشیر نبرد- مگر جز یک مورد که زهیر و حر در محاصره قرار گرفته بودند- و فرمان مطاع مقام ولایت را اجرا کرد. امام حسین(علیه السلام) از ایشان خواسته بودند که پرچم را در دست داشته باشد تا اهل حرم وقتی نگاهشان به پرچم در دستان عباس می‌افتد قوت قلب پیدا ‌کنند و بدانند این سپاه هنوز وجود دارد. حضرت عباس بر میل طبیعی خود که جنگ با دشمنان ولایت است پای می‌گذارد و فرمان ولایت را اطاعت می‌کند و وارد عرصه جنگ نمی‌شود و شاهد شهادت عزیزان، برادران و اصحاب امام حسین(علیه السلام) می‌شود و زمانی که همه یاران امام به شهادت می رسیدند و تنها حضرت عباس(علیه السلام) باقی می ماند به نزد امام حسین رفته تا اذن میدان بگیرد اما با این جمله امام مواجه می‌شود که برای طفلان تشنه آب بیاور.


حضرت عباس(علیه السلام) پس از کسب اجازه، به طلب آب حرکت کرد و در حالی که رجز می خواند بر نگهبانان شریعه فرات حمله برد و خود را به آب رساند. در راه بازگشت از شریعه، زید بن ورقاء جهنی که پشت درختی در کمین وی ایستاده بود با یاری حکیم بن طفیل سنبسی، ضربتی بر دست راست عباس(علیه السلام) فرود آورد و دستش را قطع کرد عباس(علیه السلام) شمشیرش را به دست چپ گرفت و چنین رجز خواند:
و الله ان قطعتم یمینی انی احامی ابداً عن دینی
و عن امام صادق الیقین نجل النبی الطاهر الامین

به خدا سوگند اگر دست راستم را قطع کنید من پیوسته از دین خود و از امامی که به راستی به یقین رسیده و فرزند پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پاک و امین است حمایت می کنم.

پس از اندکی نبرد ضعف بر او چیره شد در این هنگام حکیم بن طفیل سنبسی که پشت درختی در کمین وی بود. ضربتی دیگر به دست چپ او فرود آورد. در این هنگام عباس(علیه السلام) چنین رجز خواند:
یا نفس لا تخشی من الکفّار و ابشری برحمة الجبار
مع النبی السید المختار قد قطعوا ببغیهم یساری
فأصلهم یا رب حرالنار

ای نفس از کافران مهراس و به رحمت ایزد بزرگ و همنشینی با پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بشارت باد اینان به ستم دست چپم را بریدند پروردگارا ایشان را به آتش سوزان دوزخ در افکن.

سپس آن ملعون با عمودی آهنین ضربتی بر سر آن حضرت(علیه السلام) فرود آورد و او را به شهادت رساند.» امام حسین(علیه السلام) به بالین برادر حاضر شد و پس از شهادت او، شکسته و اندوهگین فرمود "الان انکسر ظهری و قلت حیلتی".

حضرت عباس(علیه السلام) جز یک مورد که رها کردن حر و زهیر از محاصره دشمن بود در واقعه عاشورا وارد عرصه جنگ نشد چون امام حسین(علیه السلام) دستور فرموده بود تنها پرچم را در دست بگیرد و در عرف سیاسی -نظامی آن دوران افتادن پرچم برابر نابودی آن جبهه و سقوط آن سپاه بود لذا اینکه پرچم را حضرت عباس تا آخرین لحظات در اهتزاز داشت نشان آن بود که جبهه امام حسین(علیه السلام) ولو آنکه دو نفر بیشتر در آن نیست، هنوز زنده است و در برابر دشمن ایستادگی می‌کند اما پس از شهادت قمربنی هاشم علمدار کربلا(علیه السلام)، سپاه عمربن سعد بر امام(علیه السلام) جرأت و جسارت پیدا می کند.

پس از شهادت تمامی یاران و انصار و بنی­ هاشم، ابی­ عبدالله(علیه السلام) به میدان رفت. مشاهده بی­ تابی اهل بیت(علیه السلام)، امام(علیه السلام) را آزرده خاطر ساخته بود، پس نظری به اطراف افکند؛ اما یار و یاوری برای خود ندید. سپس به بدن های پاره پاره یارانش که بر خاک تفتیده کربلا افتاده بودند، نگاهی کرد و خطاب به سپاهیان کوفه فریاد زد: «آیا کسی هست که از حرم رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دفاع کند؟ و آیا خداپرستی در میان شما وجود دارد که درباره­ ما از خدا بترسد؟ آيا فریادرسی هست كه به خاطر خدا، به داد ما برسد؟ آيا يارى دهنده ­اى هست كه به خاطر خدا، ما را يارى دهد؟» جوابی از کوفیان به گوش نرسید. امام(علیه السلام) رو به اجساد مطهر شهدا کردند و فرمودند: «ای حبیب بن مظاهر، ای زهیر بن قین و ای مسلم بن عوسجه ای دلیران و ای جنگاوران روزگار زار، چرا شما را ندا می­دهم؛ ولی کلامم را نمی­ شنوید و شما را فرا می­ خوانم؛ ولی مرا اجابت نمی ­کنید؟ شما خفته و من امید دارم که سر از خواب شیرین بردارید که اینان زنان آل­ رسولند که بعد از شما یاوری ندارند از خواب برخیزند ای کریمان و در برابر این عصیان و طغیان از آل­ رسول(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دفاع کنید.»

در این هنگام ناله و شیون زنان حرم بلند شد. روایت شده که در این هنگام امام سجّاد(علیه السلام) در حالی که به عصایی تکیه داده بودند با شنیدن صدای پدر بيرون آمد؛ اما توانی نداشت تا شمشيرش را حمل كند اُمّ كلثوم(سلام الله علیها)، از پشت سر، ایشان را صدا ­زدند و گفتند: «اى پسر[برادر] عزيزم، باز گرد.» امام سجاد(علیه السلام) ­فرمود: «اى عمّه بگذار پيش روىِ فرزند پيامبر خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بجنگم.» امام حسین(علیه السلام) متوجه امام سجاد(علیه السلام) شدند پس خطاب به ام­کلثوم فرمودند: «[خواهرم] او را باز گردان تا زمین از فرزندان محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) خالی نماند.» ام ­کلثوم(سلام الله علیها) نیز حضرت(علیه السلام) را به طرف بسترش در خیمه هدایت کردند.

سپس امام(علیه السلام) جهت وداع به خیمه آمدند. حضرت(علیه السلام) پس از فرا خواندن زنان به سکوت، با خواهران، فرزندان و کودکان خویش وداع کردند و لباسی تیره پوشیدند و عمامه زردی را بر سر گذاشتند که دو طرف آن از پشت سر و جلو سینه ایشان آویزان بود و لباس دیگری از برد که متعلق به پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بود بر تن کردند و شمشیری هم به پشت خود بستند. سپس جامه­ای کهنه طلب کردند پس جامه ای برایش آوردند حضرت(علیه السلام) پیراهن را از چند جا پاره کردند و آن را زیر لباسهایشان پوشیدند. آن حضرت(علیه السلام) شلوار نو خود را هم پاره کردند تا کوفیان بعد از شهادتش آن را غارت نکنند. سپس کودک شیرخوار خود را خواستند تا با او وداع نمایند...
منبع: افکارنیوز
البته بنده دیدم جاهایی اشاره شده که ایشون چند بار به میدان هم رفته اند . فکر کنم کتاب امام حسین (علیه السلام) و ایران بود .
نمیدونم مطالبت چقدر صحت داشت .
کتاب امام حسین و ایران اگر اونی باشه که نویسنده اش کورت فریشلر آلمانی است، زیاد معتبر و جدی نیست...


در بیشتر مقاتل صحبت از عدم جنگ حضرت در روز عاشورا آمده است. درگیری هایی را شب گذشته برای آوردن آب داشته اند، ولی در روز عاشورا خیر.


یا علی مدد.
(۲۵/آبان/۹۲ ۱۰:۲۳)سید ابراهیم نوشته است: [ -> ]کتاب امام حسین و ایران اگر اونی باشه که نویسنده اش کورت فریشلر آلمانی است، زیاد معتبر و جدی نیست...


در بیشتر مقاتل صحبت از عدم جنگ حضرت در روز عاشورا آمده است. درگیری هایی را شب گذشته برای آوردن آب داشته اند، ولی در روز عاشورا خیر.


یا علی مدد.


مگر حضرت ابوالفضل عباس ع در روز تاسوعا به شهادت نرسيده اند؟
(۲۵/آبان/۹۲ ۱۱:۰۴)mahramaneh نوشته است: [ -> ]مگر حضرت ابوالفضل عباس ع در روز تاسوعا به شهادت نرسيده اند؟

سلام

خیر
حضرت عباس علیه السلام هم در روز عاشورا به شهادت رسیده اند

تمام اصحاب و یاران حضرت نیز در روز عاشورا به شهادت رسیده اند، این که روز های دهه اول محرم را به اشخاص اختصاص داده اند دلیل بر شهادت آنان از ابتدای محرم نیست

نکته: بستن آب به روی سپاه امام از هفتم محرم بوده است
همه یاران امام حسین و خودشون بعد از ظهر عاشورا به شهادت رسیدن

یعنی کل جنگ کربلا همون چند ساعت بعد از ظهر بوده بعد از نماز ظهر عاشورا

درست گفتم نه؟؟؟
پس چرا تو سریال مختار نشون میده که حضرت برای اوردن اب میرن لب نهر و با یه عده میجنگن؟
خوب اونم جنگه دیگه
(۲۵/آبان/۹۲ ۲۰:۲۰)nina نوشته است: [ -> ]پس چرا تو سریال مختار نشون میده که حضرت برای اوردن اب میرن لب نهر و با یه عده میجنگن؟
خوب اونم جنگه دیگه

ممنون که ویرایش کردین Big Grin

خوب اون بالا هم نوشته فقط یه درگیری موقع رفتن برای آب >> در حالی که رجز می خواند بر نگهبانان شریعه فرات حمله برد
و یه بارشم که زهیر و حر در محاصره قرار گرفته بودند که حضرت عباس واسه کمکشون میره
(۲۵/آبان/۹۲ ۲۰:۱۵)Jim.m نوشته است: [ -> ]همه یاران امام حسین و خودشون بعد از ظهر عاشورا به شهادت رسیدن

یعنی کل جنگ کربلا همون چند ساعت بعد از ظهر بوده بعد از نماز ظهر عاشورا

درست گفتم نه؟؟؟

جنگ در کربلا رو می خواستن روز تاسوعا شروع کنند که به درخواست امام حسین علیه اسلام، جنگ یک شب تعویق افتاد

امام در پاسخ لشگریان عمر سعد چنين فرمود: ((به سوى آنان بازگرد و اگر توانستى همين امشب را مهلت بگير و جنگ را به فردا موكول بكن تا ما امشب را به نماز و استغفار و مناجات با پروردگارمان بپردازيم ، زيرا خدا مى داند كه من به نماز و قرائت قرآن و استغفار و مناجات با خدا علاقه شديد دارم .))

جنگ در کربلا از ساعاتی بعد از نماز صبح شروع شد و تا عصر عاشورا ادامه پیدا کرد


(۲۵/آبان/۹۲ ۲۰:۲۰)nina نوشته است: [ -> ]پس چرا تو سریال مختار نشون میده که حضرت برای اوردن اب میرن لب نهر و با یه عده میجنگن؟
خوب اونم جنگه دیگه

بله اون هم کار زار محسوب میشه اما جنگ اصلی از ساعاتی بعد از نماز صبح شروع شد و تا عصر عاشورا ادامه پیدا کرد
(۲۵/آبان/۹۲ ۲۰:۵۱)محب الزهرا نوشته است: [ -> ]جنگ در کربلا از ساعاتی بعد از نماز صبح شروع شد و تا عصر عاشورا ادامه پیدا کرد

آهان... پس از صبح شروع شده بوده

ممنونHeart
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع