۲۶/آبان/۹۲, ۹:۰۴
با استناد به دانشنامه 14 جلدی امام حسین(علیه السلام)، فهرستی از بیست و یک نفر از اصلیترین دشمنان کاروان حسینی(علیه السلام) و چگونگی مرگ آنان تهیه شده است:
شمر بن ذیالجوشن
نقشآفرین اصلی جنایات کربلا، صدور دستور یورش همه جانبه به امام حسین(علیه السلام) و یارانش
دستگیری توسط مختار ثقفی، گردن زدن او و انداختن وی در روغن داغ
محمد بن اشعث بن قیس
نقشآفرین و فراهم کننده حوادث روز عاشورا، فرمانده نیرویی بود که مسلم را دستگیر کردند
روز عاشورا در پی نفرین امام حسین(علیه السلام) عقرب سیاهی او را نیش زد و با خواری تمام مُرد
مالک بن نُسیر کِندی
فرود آوردن ضربه بر فرق مبارک سیدالشهدا(علیه السلام)
قطع دستانش توسط همسرش و تا آخر عمر فقیر ماند
عبید الله بن زیاد
در حادثه کربلا، همه جنایتها به دستور مستقیم عبیدالله تحقق یافت و بعد از یزید بیشترین نقش را در فاجعه عاشورا داشت
چکیدن قطره خونی از سر مبارک امام حسین(علیه السلام) بر ران او و باقی ماندن آن زخم تا آخر عمر، جسدش توسط ابراهیم بن مالک اشتر به آتش کشیده شد
یزید بن معاویه
چوب زدن بر دندانهای مبارک امام حسین(علیه السلام)
هنگام رقص و مستی به زمین خورد و مغزش متلاشی شد و صورتش همچون قیر، سیاه شد
نقل دوم :یزید، سرمست از پیروزی ها و موفقیت ها، روزی با جمعی از لشکریان و هواداران خود، به قصد شکار، عازم صحرا گردید. آنان به مسافت دو روز راه را طی کرده و از دمشق فاصله گرفته بودند که ناگهان آهویی ظاهر گردید. یزید جهت نشان دادن شجاعت خویش به سپاهیان خود گفت: کسی به دنبال من نیاید من آهو را شکار خواهم کرد. آهو او را کم کم به یک وادی هولناک و درّه مخوف کشاند. تشنگی بر یزید غلبه کرد، در این هنگام چشمش به فردی افتاد که کوزه آبی در دست دارد. از او آب مطالبه کرد، آن مرد وقتی از هویتش پرسید، گفت: من یزید بن معاویه هستم. آن مرد خواست یزید را بکشد، یزید به سرعت پا به فرار گذاشت، ناگهان پای او در رکاب اسب گیر کرد و اسب به سرعت دوید و سر و صورت او را به زمین کوباند و به جهنم واصل کرد.
سنان بن انس
نقش مؤثری در کشتن اباعبدالله الحسین(علیه السلام) داشت
زبانش گرفت، عقلش زائل شد و با وضع ناگواری از دنیا رفت
عمر بن سعد
مجرم شماره سوم فاجعه کربلا و فرماندهی عملیات کربلا را بر عهده داشت
به دستور مختار ثقفی به قتل رسید و سرش از تن جدا شد
حرملة بن کاهل
پرتاب تیر بر گلوی علیاصغر(علیه السلام)
مختار ثقفی دستور داد تا بدنش را تیرباران کنند
حصین بن نُمیر
فرمانده تیراندازان لشکر عمر بن سعد و تیراندازی به امام حسین(علیه السلام)
ابراهیم بن اشتر جسد او را سوزاند و سرش را برای مختار به کوفه فرستاد، سر او در مکه و مدینه آویزان ماند تا درس عبرتی برای دیگران باشد
مالک بن نُسیر کِندی
فرود آوردن ضربه بر فرق مبارک سیدالشهدا(علیه السلام)
قطع دستانش توسط همسرش و تا آخر عمر فقیر ماند
زرعه دامی
از قاتلان امام(علیه السلام)
هنگام مرگ از گرمای شکم و سردی پشتش صیحه میزد و میگفت به من آب دهید
محمد بن اشعث
هتک حرمت امام حسین(علیه السلام)
توسط نیش عقرب در هنگام قضای حاجت مُرد
عبدالله بن حَوزه
تیراندازی به سوی لشکر ابا عبدالله(علیه السلام)
قطع پای راست او توسط مسلم بن عوسجه، اسب با حرکت تند، سر او را به هر سنگ و کلوخی کوبید تا به دوزخ رفت
شبث بن ربعی
با شمشیر به صورت مبارک امام حسین(علیه السلام) زد
ابراهیم بن مالک اشتر آنقدر رانهایش را برید تا مرد. سپس سرش را جدا و جسدش را سوزاند
ابحر بن کعب
برداشتن مقنعه حضرت زینب(سلام الله علیها) و کشیدن گوشواره از گوش ایشان
ابراهیم بن مالک اشتر، دست و پاهایش را قطع کرد، چشمهایش را از حدقه درآورد
شرحبیل
از پشت بر صورت امام حسین(علیه السلام) زد
مختار او را با آتش سوزاند
عمروبن حجاج
در روز عاشورا آب را بر روی اباعبدالله الحسین(علیه السلام) و یارانش بست، امام(علیه السلام) را خارج شده از دین نامید و از جمله حاملان سرهای شهداء به کوفه بود
به نفرین امام حسین(علیه السلام) گرفتار و از شدت تشنگی در بیابان هلاک شد
احبش بن مرثد(اخنس)
با اسب بر بدن مبارک امام حسین(علیه السلام) تاخت و عمامه حضرت را به غارت برد
پس از واقعه عاشورا وقتی در صحنه جنگ ایستاده بود، تیری از کمان، رها و به قلبش اصابت کرد و مرد
عبدالله بن ابی حُصین
آب را بر سیدالشهداء(علیه السلام) بست و با بیشرمی به امام گفت: ای حسین! به خدا سوگند، جرعهای از آب نخواهی چشید تا از تشنگی بمیری
به نفرین امام حسین(علیه السلام) مبتلا و به بیماری استسقاء گرفتار شد، هرچه آب مینوشید تشنگیاش برطرف نمیشد تا اینکه هلاک شد
بَجدل بن سُلیم
انگشت مبارک امام(علیه السلام) را برای در آوردن انگشتر برید
مختار او را دستگیر، دست و پاهایش را برید آنقدر در خون غلتید تا هلاک شد
اسحاق بن حَیوه حضرمی
داوطلبانه بر پیکر امام حسین(علیه السلام) تاخت و پیراهن حضرت را به غارت برد
با پوشیدن پیراهن اباعبدالله(علیه السلام) به مرض پیسی مبتلا شد و موهایش ریخت، توسط مختار دستگیر شد و دستور داد بر بدنش تاختند تا به هلاکت رسید
شمر بن ذیالجوشن
نقشآفرین اصلی جنایات کربلا، صدور دستور یورش همه جانبه به امام حسین(علیه السلام) و یارانش
دستگیری توسط مختار ثقفی، گردن زدن او و انداختن وی در روغن داغ
محمد بن اشعث بن قیس
نقشآفرین و فراهم کننده حوادث روز عاشورا، فرمانده نیرویی بود که مسلم را دستگیر کردند
روز عاشورا در پی نفرین امام حسین(علیه السلام) عقرب سیاهی او را نیش زد و با خواری تمام مُرد
مالک بن نُسیر کِندی
فرود آوردن ضربه بر فرق مبارک سیدالشهدا(علیه السلام)
قطع دستانش توسط همسرش و تا آخر عمر فقیر ماند
عبید الله بن زیاد
در حادثه کربلا، همه جنایتها به دستور مستقیم عبیدالله تحقق یافت و بعد از یزید بیشترین نقش را در فاجعه عاشورا داشت
چکیدن قطره خونی از سر مبارک امام حسین(علیه السلام) بر ران او و باقی ماندن آن زخم تا آخر عمر، جسدش توسط ابراهیم بن مالک اشتر به آتش کشیده شد
یزید بن معاویه
چوب زدن بر دندانهای مبارک امام حسین(علیه السلام)
هنگام رقص و مستی به زمین خورد و مغزش متلاشی شد و صورتش همچون قیر، سیاه شد
نقل دوم :یزید، سرمست از پیروزی ها و موفقیت ها، روزی با جمعی از لشکریان و هواداران خود، به قصد شکار، عازم صحرا گردید. آنان به مسافت دو روز راه را طی کرده و از دمشق فاصله گرفته بودند که ناگهان آهویی ظاهر گردید. یزید جهت نشان دادن شجاعت خویش به سپاهیان خود گفت: کسی به دنبال من نیاید من آهو را شکار خواهم کرد. آهو او را کم کم به یک وادی هولناک و درّه مخوف کشاند. تشنگی بر یزید غلبه کرد، در این هنگام چشمش به فردی افتاد که کوزه آبی در دست دارد. از او آب مطالبه کرد، آن مرد وقتی از هویتش پرسید، گفت: من یزید بن معاویه هستم. آن مرد خواست یزید را بکشد، یزید به سرعت پا به فرار گذاشت، ناگهان پای او در رکاب اسب گیر کرد و اسب به سرعت دوید و سر و صورت او را به زمین کوباند و به جهنم واصل کرد.
سنان بن انس
نقش مؤثری در کشتن اباعبدالله الحسین(علیه السلام) داشت
زبانش گرفت، عقلش زائل شد و با وضع ناگواری از دنیا رفت
عمر بن سعد
مجرم شماره سوم فاجعه کربلا و فرماندهی عملیات کربلا را بر عهده داشت
به دستور مختار ثقفی به قتل رسید و سرش از تن جدا شد
حرملة بن کاهل
پرتاب تیر بر گلوی علیاصغر(علیه السلام)
مختار ثقفی دستور داد تا بدنش را تیرباران کنند
حصین بن نُمیر
فرمانده تیراندازان لشکر عمر بن سعد و تیراندازی به امام حسین(علیه السلام)
ابراهیم بن اشتر جسد او را سوزاند و سرش را برای مختار به کوفه فرستاد، سر او در مکه و مدینه آویزان ماند تا درس عبرتی برای دیگران باشد
مالک بن نُسیر کِندی
فرود آوردن ضربه بر فرق مبارک سیدالشهدا(علیه السلام)
قطع دستانش توسط همسرش و تا آخر عمر فقیر ماند
زرعه دامی
از قاتلان امام(علیه السلام)
هنگام مرگ از گرمای شکم و سردی پشتش صیحه میزد و میگفت به من آب دهید
محمد بن اشعث
هتک حرمت امام حسین(علیه السلام)
توسط نیش عقرب در هنگام قضای حاجت مُرد
عبدالله بن حَوزه
تیراندازی به سوی لشکر ابا عبدالله(علیه السلام)
قطع پای راست او توسط مسلم بن عوسجه، اسب با حرکت تند، سر او را به هر سنگ و کلوخی کوبید تا به دوزخ رفت
شبث بن ربعی
با شمشیر به صورت مبارک امام حسین(علیه السلام) زد
ابراهیم بن مالک اشتر آنقدر رانهایش را برید تا مرد. سپس سرش را جدا و جسدش را سوزاند
ابحر بن کعب
برداشتن مقنعه حضرت زینب(سلام الله علیها) و کشیدن گوشواره از گوش ایشان
ابراهیم بن مالک اشتر، دست و پاهایش را قطع کرد، چشمهایش را از حدقه درآورد
شرحبیل
از پشت بر صورت امام حسین(علیه السلام) زد
مختار او را با آتش سوزاند
عمروبن حجاج
در روز عاشورا آب را بر روی اباعبدالله الحسین(علیه السلام) و یارانش بست، امام(علیه السلام) را خارج شده از دین نامید و از جمله حاملان سرهای شهداء به کوفه بود
به نفرین امام حسین(علیه السلام) گرفتار و از شدت تشنگی در بیابان هلاک شد
احبش بن مرثد(اخنس)
با اسب بر بدن مبارک امام حسین(علیه السلام) تاخت و عمامه حضرت را به غارت برد
پس از واقعه عاشورا وقتی در صحنه جنگ ایستاده بود، تیری از کمان، رها و به قلبش اصابت کرد و مرد
عبدالله بن ابی حُصین
آب را بر سیدالشهداء(علیه السلام) بست و با بیشرمی به امام گفت: ای حسین! به خدا سوگند، جرعهای از آب نخواهی چشید تا از تشنگی بمیری
به نفرین امام حسین(علیه السلام) مبتلا و به بیماری استسقاء گرفتار شد، هرچه آب مینوشید تشنگیاش برطرف نمیشد تا اینکه هلاک شد
بَجدل بن سُلیم
انگشت مبارک امام(علیه السلام) را برای در آوردن انگشتر برید
مختار او را دستگیر، دست و پاهایش را برید آنقدر در خون غلتید تا هلاک شد
اسحاق بن حَیوه حضرمی
داوطلبانه بر پیکر امام حسین(علیه السلام) تاخت و پیراهن حضرت را به غارت برد
با پوشیدن پیراهن اباعبدالله(علیه السلام) به مرض پیسی مبتلا شد و موهایش ریخت، توسط مختار دستگیر شد و دستور داد بر بدنش تاختند تا به هلاکت رسید