۶/آذر/۹۲, ۲۱:۰۰
بسم رب الحیدر
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی بن ابیطالب (علیه السلام)
قصد بر آن است که با هم باخبر شویم از چند و چوند و واقیعتهای حادثه عظیم کربلا که لا به لای روضه ها و باورهای رواج یافته عام این واقعه کم رنگ یا دستخوش تحریف شده اند.
به طور قطع حادثه کربلا دلخراشترین مصیبتی است که بر آل پیامبر بزرگوار اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و خاندان و محبین ایشان گذشته است.فلذا گذشته از وظیفه شرعی اقامه عزای حسینی که بر گردن هر فرد شیعه و حتی هر انسان آزاده ای می باشد،بررسی و تبیین جنبه های مختلف انقلاب بزرگ عاشورا مقدمه ای است بر حزن آگاهانه و پاسداشت متفکرانه برای صاحب مقام احیاء کننده امت رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و زنده نگاه دارنده اسلام واقعی.
لذا بنده حقیر ازجهت احساس نیاز به وجود چنین نگاهی،مصمم به ایجاد این تاپیک شدم.
با امید که سعی ناچیزم مقبول درگاه حضرت صاحب عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف)گردد و قطره آبی باشد بر فوران آتش حزن ایشان...انشاالله.
لازم به ذکر است با توجه به عنوان تاپیک اکثر مطالب و احادیث مورد طرح در این بحث برداشتی است از کتاب نفیس((الهوف علی قتلی الطفوف))،که این انتخاب با علم به اصلح و اعلم بودن و البته مقبولیت عامه نگارنده این اثر شریف یعنی جناب((علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن طاوس))صورت گرفته است.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
بسم رب الحیدر
نخستین مرثیه خوان امام حسین(علیه السلام) که بود؟
دو سال از ولادت امام حسین(علیه السلام) سپری شده بود که سفری برای پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پیش آمد،در بین راه بود که آن حضرت ایستاد و فرمود(انا لله و انا الیه راجعون)) و شروع به گریستن نمود،همراهان حضرت،از حضرت علت گریه را جویا شدند،حضرت فرمودند(جبرییل همینک نزد من بود و به من این گونه خبر داد که فرزند من(حسین) را در سرزمینی که کنار رود فرات است و آن را کربلا می گویند،به شهادت می رسانند)).
عرض کردند:یا رسول الله چه کسی او را می کشد؟
پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)فرمود(شخصی به نام یزید که خداوند او را لعنت نماید،و گویی که اکنون قتلگاه حسینم و مدفن او را می بینم.))
رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با حزن فراوان از این سفر بازگشت،بالای منبر رفت،و درحالی که امام حسن و امام حسین(علیه السلام) نیز در پای منبر آن حضرت بودند،خطبه ای خواند که در آن خطبه مردم را پند و موعظه داد،پس از آن که حضرت خطبه را به پایان رسانید،دست راست خود را بر سر امام حسن(علیه السلام)گذاشت و دست چپ خود را بر سر امام حسین(علیه السلام)نهاده،سر مبارک را به سوی آسمان بلند کرده و اینگونه فرمود:
((بارالها،به درستی که محمد بنده و پیغمبر تو می باشد و این دو تن از پاکان خاندان من و فرزندان برگزیده من و خانوده من هستند،من اینها را پس از خود در میان امتم به جای می گذارم.
(پروردگارا)جبرییل اینگونه به من خبر داده است که این فرزندم(حسین)را به خواری خواهند کشت.بارالها،این شهادت را بر وی مبارک گردان و او را سرور و سید شهدا قرار بده.خدایا،برکت خود را از قاتل و ذلیل کننده او بردار.))
(پس از آنکه سخنان پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)تمام شد)حاضرین در مسجد شروع به ناله و زاری نمودند،پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)فرمود(آیا فقط بر او گریه می کنید و دست از یاری او می کشید؟))
سپس آن حضرت در حالی که رنگ چهره مبارکشان سرخ شده بود بازگشت و خطبه کوتاه دیگری خواند،در حالی که اشک پهنای چهره شریفشان را پر کرده بود،فرمودند(ای مردم،من در میان شما دو امانت نفیس را به جای می نهم:یکی کتاب خدا و دیگری خاندان و عترتم همانانکه پاره وجود من و میوه دل و جگر گوشه من می باشند و این دو از هم جدا نمی شوند تا در کنار حوض کوثر کنار من آیند.
آگاه باشید که من در آن روز(قیامت)منتظر ملاقات و رویارویی با آنها هستم.و تنها سؤال من از شما در مورد اهل بیتم می باشد،همان چیزی که خداوند درباره آن به من دستور داده و آن این است:من خواستار دوستی اهل بیتم از شما هستم.پس نیک مراقب باشید که فردای قیامت در کنار حوض مرا می بینید.مبادا که دشمن خاندان من باشید و به آنها ستم کنید.))
ادامه دارد...
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی بن ابیطالب (علیه السلام)
قصد بر آن است که با هم باخبر شویم از چند و چوند و واقیعتهای حادثه عظیم کربلا که لا به لای روضه ها و باورهای رواج یافته عام این واقعه کم رنگ یا دستخوش تحریف شده اند.
به طور قطع حادثه کربلا دلخراشترین مصیبتی است که بر آل پیامبر بزرگوار اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و خاندان و محبین ایشان گذشته است.فلذا گذشته از وظیفه شرعی اقامه عزای حسینی که بر گردن هر فرد شیعه و حتی هر انسان آزاده ای می باشد،بررسی و تبیین جنبه های مختلف انقلاب بزرگ عاشورا مقدمه ای است بر حزن آگاهانه و پاسداشت متفکرانه برای صاحب مقام احیاء کننده امت رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و زنده نگاه دارنده اسلام واقعی.
لذا بنده حقیر ازجهت احساس نیاز به وجود چنین نگاهی،مصمم به ایجاد این تاپیک شدم.
با امید که سعی ناچیزم مقبول درگاه حضرت صاحب عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف)گردد و قطره آبی باشد بر فوران آتش حزن ایشان...انشاالله.
لازم به ذکر است با توجه به عنوان تاپیک اکثر مطالب و احادیث مورد طرح در این بحث برداشتی است از کتاب نفیس((الهوف علی قتلی الطفوف))،که این انتخاب با علم به اصلح و اعلم بودن و البته مقبولیت عامه نگارنده این اثر شریف یعنی جناب((علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن طاوس))صورت گرفته است.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
بسم رب الحیدر
نخستین مرثیه خوان امام حسین(علیه السلام) که بود؟
دو سال از ولادت امام حسین(علیه السلام) سپری شده بود که سفری برای پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پیش آمد،در بین راه بود که آن حضرت ایستاد و فرمود(انا لله و انا الیه راجعون)) و شروع به گریستن نمود،همراهان حضرت،از حضرت علت گریه را جویا شدند،حضرت فرمودند(جبرییل همینک نزد من بود و به من این گونه خبر داد که فرزند من(حسین) را در سرزمینی که کنار رود فرات است و آن را کربلا می گویند،به شهادت می رسانند)).
عرض کردند:یا رسول الله چه کسی او را می کشد؟
پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)فرمود(شخصی به نام یزید که خداوند او را لعنت نماید،و گویی که اکنون قتلگاه حسینم و مدفن او را می بینم.))
رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با حزن فراوان از این سفر بازگشت،بالای منبر رفت،و درحالی که امام حسن و امام حسین(علیه السلام) نیز در پای منبر آن حضرت بودند،خطبه ای خواند که در آن خطبه مردم را پند و موعظه داد،پس از آن که حضرت خطبه را به پایان رسانید،دست راست خود را بر سر امام حسن(علیه السلام)گذاشت و دست چپ خود را بر سر امام حسین(علیه السلام)نهاده،سر مبارک را به سوی آسمان بلند کرده و اینگونه فرمود:
((بارالها،به درستی که محمد بنده و پیغمبر تو می باشد و این دو تن از پاکان خاندان من و فرزندان برگزیده من و خانوده من هستند،من اینها را پس از خود در میان امتم به جای می گذارم.
(پروردگارا)جبرییل اینگونه به من خبر داده است که این فرزندم(حسین)را به خواری خواهند کشت.بارالها،این شهادت را بر وی مبارک گردان و او را سرور و سید شهدا قرار بده.خدایا،برکت خود را از قاتل و ذلیل کننده او بردار.))
(پس از آنکه سخنان پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)تمام شد)حاضرین در مسجد شروع به ناله و زاری نمودند،پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)فرمود(آیا فقط بر او گریه می کنید و دست از یاری او می کشید؟))
سپس آن حضرت در حالی که رنگ چهره مبارکشان سرخ شده بود بازگشت و خطبه کوتاه دیگری خواند،در حالی که اشک پهنای چهره شریفشان را پر کرده بود،فرمودند(ای مردم،من در میان شما دو امانت نفیس را به جای می نهم:یکی کتاب خدا و دیگری خاندان و عترتم همانانکه پاره وجود من و میوه دل و جگر گوشه من می باشند و این دو از هم جدا نمی شوند تا در کنار حوض کوثر کنار من آیند.
آگاه باشید که من در آن روز(قیامت)منتظر ملاقات و رویارویی با آنها هستم.و تنها سؤال من از شما در مورد اهل بیتم می باشد،همان چیزی که خداوند درباره آن به من دستور داده و آن این است:من خواستار دوستی اهل بیتم از شما هستم.پس نیک مراقب باشید که فردای قیامت در کنار حوض مرا می بینید.مبادا که دشمن خاندان من باشید و به آنها ستم کنید.))
ادامه دارد...